تجربیات خوب در آمریکا (چه چیزی تحسین شما را بر انگیخت؟)
در پی ایجاد تاپیک تجربیات غیر منتظره و تلخ در این تالار جالب دانستم یک تاپیک در مقابل آن ایجاد کنم و از دوستانی که به آمریکا رسیدند و یا آنجا زندگی می کنند بپرسم چه اتفاقی برایشون آنقدر خوشایند بوده که تحسین آنها را برانگیخته کند؟
ما مهاجران مهاجرسرا با شندیدن این خاطرات امیدوار تر و با انگیزه تر می شویم!
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: afshin ، farshadsh ، amir2640 ، taherifar ، hamid87
salam
barkhorde khube mardome inja adab v farhange balayi ke darand
azadi ke hokfarma ast kheyli bishtar az iran v inke aksaran mitunan az emkanate avaliyeye morafahe zendegi barkhordar bashand
emkane tahsil ta akharin darajate momkene
tafrihate ali albate ba jibe por pul tabiat v manazere ziba.................
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: seravin ، hbita ، tehranipoor ، afshin ، indmehdi ، MajidShirzadeh ، sousangerd ، Iman-gta ، farshadsh ، pv-n ، azadeh2014 ، taherifar ، foruzanfar
لطفا بازم ادامه بدید دوستان!
بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند، بلکه کسانی هستند که نمی توانند آموخته های کهنه را دور بریزند و دوباره بیاموزند. / آلوین تافلر
" مردان شجاع فرصت مي آفرينند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت مي نشينند " . گوته
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: farshadsh ، taherifar
حیف از عمری که تو ایران تلف کردم
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: matrix ، سارا کوچولو ، kianoush ، farshadsh ، Rock ، joseph ، taherifar ، hamid87 ، usatravel ، r.bazargan
همتون بايد بياید و ببینید اینجا کجاست و زندگی یعنی چی حیف از اونهمه استرس و اعصاب خوردی که توی اون خراب شده متحمل شدیم حیف از چهل سال عمرم که ندونستم چجوری گذشت من همه اروپا رو گشتم خیلی از کشورهای خاور دور رو هم دیدم ولی حالا میفهمم که چرا مردم دنیا خودشونو میکشن تا بیان اینجا زندگی کنن.

دست به همتون باشه تا بیاید اینجا ببینین آرامش یعنی چی
از سال 2009 داریم اینجا زندگی میکنیم شکر خدا بد نیست جرعه آبی تکه نانی بی منت و با زحمت....
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
واقعا درست میگید ...فکر کنید مردم اینجا همه خوشحال هستند صبح وقتی تو خیابون قدم میزنی بهت سلام میکنند و لبخند میزنند حالا ایران اگر سلام کنی جواب سلامت رو که نمیدن هیچی اخم هم میکنند خلاصه که i like america
کیس نامبر:2009AS27000
تاریخ مصاحبه:JUNE 2009
تاریخ دریافت ویزا : JUNE2009
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
I lived 4 years in Europe, but I see that here people have a higher quality of life. . Here people trust each other more and they show off less!
even for a simple case of "dressing", in Europe people wear dress everywhere such that you think they are heading to a wedding! but here people wear more practical.
also average cost of living here is less than Europe, specially for food and electronic devices
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: reza22 ، tehranipoor ، payman R ، MajidShirzadeh ، sh-b ، arshkarshk ، seravin ، farzad24 ، farshadsh ، pv-n ، .Armin. ، taherifar ، hamid87
دوستان من 2 ماه آمدم آمریکا
عالیه همه چیز
به راحتی بعد از 2 تا 4 ماه میتونین کار بیدا کنین
aslan negaran nabashin va ba dele ghors va mohkam bian
100 barabar az Iran behtare
man raziam az inja
dide shoma be zendegi kheili avaz mishe
man ba yek alaame delhore aamadam amrica
faghat khodamo azar dadam
pishraft dar rahe
شماره کیس: 136XX
تاریخ دریافت نامه قبولی:May 2008
کنسولگری:Abu Dahbi
تاریخ ارسال فرمهای سری اول;28May 2008
تاریخ کارنت شدن کیس:10Feb 2009
تاریخ دریافت نامه دوم:Waiting
تاریخ مصاحبه:14Apr2009
تاریخ دریافت کلیرنس:بدون کلیرنس
دریافت ویزا: 15April 2009
جمع تقریبی هزینه ها:هر نفر 2000000 تومان
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: merdax ، mohsen324 ، arshkarshk ، samin ، sousangerd ، tehranipoor ، javan134 ، hbita ، usa.lover ، farshadsh ، pv-n ، azadeh2014 ، taherifar ، hamid87 ، r.bazargan
راستش نکته ای به ذهنم میرسه که وقتی بهش فکر میکنم به برخی از کسانی که از آمریکا خوششان نیامده است حق میدهم. مثلا اگر شما در ایران صاحب شرکتی هستید که با چهار تا کارمند خرید و فروش میکنید و روزها به دفترتان میروید تا حساب و کتاب کنید. یک زندگی متوسط برای خودتان دارید و جایی هم در شمال ایران دارید که گهگاهی بروید و یا آنقدر پول دارید که سالی یکبار بتوانید به مسافرت خارجی و یا داخلی بروید. و یا اگر از یک خانواده نسبتا مرفه هستید که سرمایه کار دارید و از امکانات نسبتا خوبی برخوردار هستید و تمام خرج تحصیلات عالیه شما را خانواده تان پرداخته است باید نسبت به مهاجرت به آمریکا خیلی خیلی فکر کنید و بی گدار به آب نزنید.و اگر در لاتاری قبول شدید میتوانید گرین کارتتان را بگیرید و برگردید.چون شما در واقع میخواهید کیفیت زندگیان را بالا ببرید نه اینکه خودتان و خانواده تان را به دردسر بیاندازید. ولی اگر مثل من یک لاقبا و عقب مانده مالی هستید و چیز خاصی ندارید و زندگیتان همراه با استرس و نگرانی از تامین مخارج اولیه است و یا اینکه اصلا نمیتوانید محیط اجتماعی و فرهنگی آنجا را تحمل کنید منظورم این است که به مرز جنون رسیده اید و حاضرید هر کاری را برای رهایی از آن وضعیت انجام دهید آمدن و زندگی در آمریکا را حتما بهتان توصیه میکنم. عامل مهم دیگر هم سن است و هرچه سن کمتر باشد امید به آینده و انرژی برای تطبیق بیشتر است. من با اینکه تا حالا شانس آورده ام و با اینکه فقط با 5000 دلار مهاجرت کردم به مشکل جدی برنخوردم ولی میدانم که در سالهای بعدی ممکن است به مشکل بر بخورم و حتی شاید مجبور شوم کار کارگری انجام دهم. من قبل از اینکه از ایران بیایم خودم را برای سختیهای خیلی بیشتر آماده کرده بودم و هنوز هم آمادگی آن را دارم. زیرا هیچوقت نمیگذارم با مرور زمان شرایطی را که در ایران داشتم فراموش کنم.
با آرزوی موفقیت برای شما
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2009-10-09 ساعت 23:53)rs232 نوشته:  راستش نکته ای به ذهنم میرسه که وقتی بهش فکر میکنم به برخی از کسانی که از آمریکا خوششان نیامده است حق میدهم. مثلا اگر شما در ایران صاحب شرکتی هستید که با چهار تا کارمند خرید و فروش میکنید و روزها به دفترتان میروید تا حساب و کتاب کنید. یک زندگی متوسط برای خودتان دارید و جایی هم در شمال ایران دارید که گهگاهی بروید و یا آنقدر پول دارید که سالی یکبار بتوانید به مسافرت خارجی و یا داخلی بروید. و یا اگر از یک خانواده نسبتا مرفه هستید که سرمایه کار دارید و از امکانات نسبتا خوبی برخوردار هستید و تمام خرج تحصیلات عالیه شما را خانواده تان پرداخته است باید نسبت به مهاجرت به آمریکا خیلی خیلی فکر کنید و بی گدار به آب نزنید.و اگر در لاتاری قبول شدید میتوانید گرین کارتتان را بگیرید و برگردید.چون شما در واقع میخواهید کیفیت زندگیان را بالا ببرید نه اینکه خودتان و خانواده تان را به دردسر بیاندازید. ولی اگر مثل من یک لاقبا و عقب مانده مالی هستید و چیز خاصی ندارید و زندگیتان همراه با استرس و نگرانی از تامین مخارج اولیه است و یا اینکه اصلا نمیتوانید محیط اجتماعی و فرهنگی آنجا را تحمل کنید منظورم این است که به مرز جنون رسیده اید و حاضرید هر کاری را برای رهایی از آن وضعیت انجام دهید آمدن و زندگی در آمریکا را حتما بهتان توصیه میکنم. عامل مهم دیگر هم سن است و هرچه سن کمتر باشد امید به آینده و انرژی برای تطبیق بیشتر است. من با اینکه تا حالا شانس آورده ام و با اینکه فقط با 5000 دلار مهاجرت کردم به مشکل جدی برنخوردم ولی میدانم که در سالهای بعدی ممکن است به مشکل بر بخورم و حتی شاید مجبور شوم کار کارگری انجام دهم. من قبل از اینکه از ایران بیایم خودم را برای سختیهای خیلی بیشتر آماده کرده بودم و هنوز هم آمادگی آن را دارم. زیرا هیچوقت نمیگذارم با مرور زمان شرایطی را که در ایران داشتم فراموش کنم.

سلام دوست عزیز
ایا این اواخر تغییری کرده شرایط؟
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: taherifar ، hamid87 ، r.bazargan
(2009-09-23 ساعت 14:09)Mohammad5 نوشته:  همتون بايد بياید و ببینید اینجا کجاست و زندگی یعنی چی حیف از اونهمه استرس و اعصاب خوردی که توی اون خراب شده متحمل شدیم حیف از چهل سال عمرم که ندونستم چجوری گذشت من همه اروپا رو گشتم خیلی از کشورهای خاور دور رو هم دیدم ولی حالا میفهمم که چرا مردم دنیا خودشونو میکشن تا بیان اینجا زندگی کنن.

دست به همتون باشه تا بیاید اینجا ببینین آرامش یعنی چی

سلام محمد جان
ایا الان اول 2014 اوضاع چطوره؟
شاد باشیWink
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: taherifar
با سلام
راستش یکی از محسنات اینجا اینه که استرس نداری و دائما تو بدوبدو نیستی که به کارهات برسی تو ایران وقتی به اداره جات مراجعه میکنی مثل مزاحمی که بقول معروف مصدع اوقات فراغت و استراحتشون شدی باهات رفتار می کنند برای خرید با توجه به اینکه با احترام پول بهشون میدی طلبکار هستن که چرا امروز اومدی خرید اگر فردا می اومدی حتما جنسی که دیروز خریدم 100 تومن امروز بهت دادم 150 تومن رو حتما فردا 200تومن می فروختم و یا خیلی از مشکلات دیگه ای که همه میدونید و باهاش مواجه بودید امیدوارم همه مردم دنیا در هر کجای این کره خاکی هستندبا آرامش و سلامتی زندگی کنند
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: eybaba ، rainyboy ، storagemeter ، amir2640 ، taherifar ، hamid87 ، r.bazargan
(2014-01-02 ساعت 12:20)ماتیتی نوشته:  
(2009-10-09 ساعت 23:53)rs232 نوشته:  راستش نکته ای به ذهنم میرسه که وقتی بهش فکر میکنم به برخی از

سلام دوست عزیز
ایا این اواخر تغییری کرده شرایط؟

خوب الآن چهار سال و خورده ای از این پست من می گذرد و شرایط من به مراتب بهتر از آن زمان شده است. شاید وقتی که در ایران بودم حتی در بهترین حالت هم فکر نمی کردم که زندگی من در آمریکا به یک روال عادی بیفتد. در چند سال اول هم هنوز در شش و بش بودم و اعتماد به نفس کافی نداشتم. با این که هنوز هم بخشی از روح من در ایران زندگی می کند ولی کم و بیش به این وضعیت خو گرفته ام و از زندگی خودم راضی هستم مخصوصا پس از این که ازدواج کردم و مشکل تنهایی من هم برطرف شد.

راستش وقتی که می خواستم مهاجرت کنم بیشتر به این فکر بودم که یک گرین کارت و یا فوقش پاسپورت آمریکایی بگیرم و بعد در ایران زندگی کنم و از آن به بعد مشکل گرفتن ویزا برای سفرهای خارجی نداشته باشم یا اینکه بتوانم به دفتر دوبی شرکتی که در آن کار می کردم منتقل شوم. داشتن یک ماشین تویوتای پنج سال کارکرده در دوبی و کار و زندگی معمولی در آنجا می توانست برای من اوج موفقیت باشد.

وقتی به آمریکا آمدم همه چیز بسیار بهتر از آن چیزی پیش رفت که من فکرش را می کردم و بدون این که سختی خاصی بکشم کار پیدا کردم و خانه خریدم و پس از پنج سال سیتیزن شدم و بعد هم ازدواج کردم. الآن قیمت خانه من حدود دویست هزار دلار بیشتر از قیمتی است که من آن را در سال 2010 خریده ام و با اینکه پس انداز دلاری زیادی ندارم ولی اگر خانه را بفروشم این سرمایه برای من بسیار بیشتر از تصورات اولیه من از کار و زندگی در آمریکا است که البته شانس هم در آن نقش زیادی داشته است.

در ایران هم خیلی ها با گران شدن خانه پولدار شده اند ولی فرق ایران و آمریکا این است که من در ایران بدون داشتن پول و یا خانواده پولدار هرگز نمی توانستم خانه ای بخرم که گران شود ولی در آمریکا به عنوان یک کارمند ساده و با کمک بانک توانستم خانه بخرم. یعنی موقعیت ها در آمریکا تقریبا برای تمام اقشار جامعه مهیا است و اگر کسی تلاش کند و از این موقعیت ها استفاده کند امکان رشد او وجود دارد در حالی که در ایران بیشتر موقعیت ها فقط برای پول دارها است چون آنها هستند که می توانند تحصیل کنند و آنها هستند که می توانند خانه و مستغلات بخرند تا بعد گران شود و یا آنها هستند که با سرمایه اولیه والدین خود کار و کاسبی راه بیندازند.

در مجموع این طور بگویم که اگر کسی هشت سال پیش به من می گفت که تو پس از هفت سال زندگی به این نقطه می رسی به او می خندیدم و اصلا باورم نمی شد و پیش خودم فکر می کردم که اگر همان پاسپورت آمریکایی را بگیرم و برگردم ایران از سرم هم زیاد است. در حالی که من در این هشت سال که در آمریکا بودم تقریبا هر کاری را که آرزوی آن را داشتم انجام دادم. مثلا در کنار آب و در یک جای خلوت و خوش آب و هوا زندگی کردم و قایق خریدم و ماهیگیری کردم. ماشین و خانه خوب خریدم. همیشه آرزو داشتم که مثل صحنه هایی که در فیلم می دیدم صبح روزهای تعطیل از میان گل ها و چمن هایی که در کنار خانه ها است قدم بزنم و به قهوه فروشی محل بروم و بر روی صندلی هایی که کنار پیاده رو چیده اند بنشینم و در حالی که به مردم خوشرو نگاه می کنم صبحانه بخورم.

به هرحال مشکلات هم در زندگی انسان در هر کجای این دنیا وجود دارد ولی آن چیزی که در مهاجرت من به آمریکا مهم بود این است که من به تمام آرزوها و تخیلات معقول خودم رسیدم و آن را تجربه کردم. حالا اگر با رسیدن به تمام این خواسته ها هنوز هم راضی و خوشحال نباشم دیگر مشکل خودم است نه مشکل زندگی در آمریکا.
با آرزوی موفقیت برای شما
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2014-01-02 ساعت 23:18)rs232 نوشته:  
(2014-01-02 ساعت 12:20)ماتیتی نوشته:  
(2009-10-09 ساعت 23:53)rs232 نوشته:  راستش نکته ای به ذهنم میرسه که وقتی بهش فکر میکنم به برخی از

سلام دوست عزیز
ایا این اواخر تغییری کرده شرایط؟

خوب الآن چهار سال و خورده ای از این پست من می گذرد و شرایط من به مراتب بهتر از آن زمان شده است............

سلام دوستان ؛
سال مبارک . امیدوارم سال 2014 برای همه شما بهترین لحظه ها را بسازد . مدت زیادیست که به مهاجرسرا نیامدم . راستش آنقدر گرفتار تحصیل و کار شده م که دیگر وقتی برای سر زدن به مهاجرسرا و فیسبوک ندارم . با این سن و سال بنده و گرفتاری های مخصوص به خودش ، فقط و فقط به آینده میتوانم فکر کنم . البته اگر عمری باقی باشد !!! . به هر صورت وقتی وارد مهاجرسرا شدم ، دوباره با ارسال آرش عزیز روبرو شدم که البته وقتی نام این عزیز را در ارسالهای جدید میبینم ، ناخودآگاه آواره صحرا و بیابانش میشوم .
آرش عزیز ، خوشحالم که خوشحالی و از زندگی خودت راضی هستی و لذت میبری . من هم وضعیت بهتری پیدا کردم و خدا را شکر روحیه بهتری نسبت به گذشته دارم . اما تا رسیدن به آن سطحی که شما در حال حاضر هستی ، کلی فاصله دارم . اما بهر صورت از زندگی فعلی راضی و خوشنودم . امیدوارم تمام برو بچه های این سایت که با امید و آرزوهای فراوان به این سرزمین پا گذاشته اند، همواره موفق و خوشنود باشند .
ارادتمند همه شما - افشین
تاریخ ورود : 03/11/2012
مرز ورود : ایالت میشیگان
تاریخ اخذ گرین کارت : 04/19/2012
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2014-01-02 ساعت 23:18)rs232 نوشته:  
(2014-01-02 ساعت 12:20)ماتیتی نوشته:  
(2009-10-09 ساعت 23:53)rs232 نوشته:  راستش نکته ای به ذهنم میرسه که وقتی بهش فکر میکنم به برخی از

سلام دوست عزیز
ایا این اواخر تغییری کرده شرایط؟

خوب الآن چهار سال و خورده ای از این پست من می گذرد و شرایط من به مراتب بهتر از آن زمان شده است. شاید وقتی که در ایران بودم حتی در بهترین حالت هم فکر نمی کردم که زندگی من در آمریکا به یک روال عادی بیفتد. در چند سال اول هم هنوز در شش و بش بودم و اعتماد به نفس کافی نداشتم. با این که هنوز هم بخشی از روح من در ایران زندگی می کند ولی کم و بیش به این وضعیت خو گرفته ام و از زندگی خودم راضی هستم مخصوصا پس از این که ازدواج کردم و مشکل تنهایی من هم برطرف شد.

راستش وقتی که می خواستم مهاجرت کنم بیشتر به این فکر بودم که یک گرین کارت و یا فوقش پاسپورت آمریکایی بگیرم و بعد در ایران زندگی کنم و از آن به بعد مشکل گرفتن ویزا برای سفرهای خارجی نداشته باشم یا اینکه بتوانم به دفتر دوبی شرکتی که در آن کار می کردم منتقل شوم. داشتن یک ماشین تویوتای پنج سال کارکرده در دوبی و کار و زندگی معمولی در آنجا می توانست برای من اوج موفقیت باشد.

وقتی به آمریکا آمدم همه چیز بسیار بهتر از آن چیزی پیش رفت که من فکرش را می کردم و بدون این که سختی خاصی بکشم کار پیدا کردم و خانه خریدم و پس از پنج سال سیتیزن شدم و بعد هم ازدواج کردم. الآن قیمت خانه من حدود دویست هزار دلار بیشتر از قیمتی است که من آن را در سال 2010 خریده ام و با اینکه پس انداز دلاری زیادی ندارم ولی اگر خانه را بفروشم این سرمایه برای من بسیار بیشتر از تصورات اولیه من از کار و زندگی در آمریکا است که البته شانس هم در آن نقش زیادی داشته است.

در ایران هم خیلی ها با گران شدن خانه پولدار شده اند ولی فرق ایران و آمریکا این است که من در ایران بدون داشتن پول و یا خانواده پولدار هرگز نمی توانستم خانه ای بخرم که گران شود ولی در آمریکا به عنوان یک کارمند ساده و با کمک بانک توانستم خانه بخرم. یعنی موقعیت ها در آمریکا تقریبا برای تمام اقشار جامعه مهیا است و اگر کسی تلاش کند و از این موقعیت ها استفاده کند امکان رشد او وجود دارد در حالی که در ایران بیشتر موقعیت ها فقط برای پول دارها است چون آنها هستند که می توانند تحصیل کنند و آنها هستند که می توانند خانه و مستغلات بخرند تا بعد گران شود و یا آنها هستند که با سرمایه اولیه والدین خود کار و کاسبی راه بیندازند.

در مجموع این طور بگویم که اگر کسی هشت سال پیش به من می گفت که تو پس از هفت سال زندگی به این نقطه می رسی به او می خندیدم و اصلا باورم نمی شد و پیش خودم فکر می کردم که اگر همان پاسپورت آمریکایی را بگیرم و برگردم ایران از سرم هم زیاد است. در حالی که من در این هشت سال که در آمریکا بودم تقریبا هر کاری را که آرزوی آن را داشتم انجام دادم. مثلا در کنار آب و در یک جای خلوت و خوش آب و هوا زندگی کردم و قایق خریدم و ماهیگیری کردم. ماشین و خانه خوب خریدم. همیشه آرزو داشتم که مثل صحنه هایی که در فیلم می دیدم صبح روزهای تعطیل از میان گل ها و چمن هایی که در کنار خانه ها است قدم بزنم و به قهوه فروشی محل بروم و بر روی صندلی هایی که کنار پیاده رو چیده اند بنشینم و در حالی که به مردم خوشرو نگاه می کنم صبحانه بخورم.

به هرحال مشکلات هم در زندگی انسان در هر کجای این دنیا وجود دارد ولی آن چیزی که در مهاجرت من به آمریکا مهم بود این است که من به تمام آرزوها و تخیلات معقول خودم رسیدم و آن را تجربه کردم. حالا اگر با رسیدن به تمام این خواسته ها هنوز هم راضی و خوشحال نباشم دیگر مشکل خودم است نه مشکل زندگی در آمریکا.
ارش جان، حقیقتااااااااااااااااااااااااااااااااا خوشحال شدم. خدا رو شکر که تلاش و زحماتت بی نتیجه نمند. ایشالا همیشه شاد و موفق در کنار خانواده ات باشی
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: rs232 ، dana ، بازگشت ، mari200 ، taherifar




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان