آپارتمانی مبله در غرب لس آنجلس برای کوتاه مدت جهت اجاره موجود است. برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفن های ۰۹۱۲۱۲۵۳۵۵۷ یا ۰۰۱۳۱۰۴۳۰۰۰۶۰ تماس بگیرید.

مکالمات روزمره آمریکایی
بااجازه مدیران گرامی٥٠ نمونه مكالمات روزمره امريكايي رو به عنوان موضوع جدید که کاربردی تر هم باشه اینجا اوردم.امیدوارم مفید باشه.


‎1-She was really regarded as one of the most able students of my English class.‎

او واقعا یكی از بهترین دانش آموزان كلاس زبان من به حساب می‌آمد.

‎2- What attributes should a good manager possess?‎

یك مدیر خوب باید چه صفاتی داشته باشد؟

‎3- His departure / death was abrupt and completely unexpected.‎

مرگ او ناگهانی و غیر منتظره بود.

‎4- I appreciate what you are doing for me.‎

از كارهایی که برای من انجام میدی ممنون.

‎5- Ive no word to express my seep gratitude.‎

جدا نمی‌دونم چطور از شما تشکر کنم (نمی‌دانم با چه زبانی از شما تشکر کنم).

‎6- I‎ don’t ‎have anything to give in return.‎

نمی‌دونم محبت شما را چگونه جبران کنم.

‎7- Dont feel restrained.‎

معذب نباشید.(راحت باشید).

‎8- Every thing clicked back to me at once.‎

یکدفعه همه چیز یادم آمد.

‎9- Who ever said that?.‎

اصلا کی اینو گفته؟

‎10- He is a man of influence.‎

او مرد صاحب نفوذی است.

‎11- I am not in a good mood today.‎

امروز زیاد حال و حوصله ندارم.

‎12- Thanks for your compliment.‎

از تعریفت خیلی ممنون.

‎13- When I told them I was a doctor their whole attitude changed.‎

وقتی به آنها گفتم كه من دكتر هستم طرز برخورد همه عوض شد.

‎14- Whats all the fuss about?‎

این همه سر و صدا برای چیه؟

‎15- My mind got distracted for a second.‎

یک لحظه حواسم پرت شد.

‎16- It‎ doesn’t ‎suit you very much.‎

زیاد بهت نمی‌آید.

‎17- what amass!‎

اه چه گندی!

‎18- Luck wasnt on their side.‎

بخت باهاشون یار نبود.

‎19- No buts and ifs.‎

دیگه اما و اگر نداره.

‎20- Do it on private.‎

به طور محرمانه آن را انجام بده.

‎21- Bon appetit.‎

نوش جان!

‎22- Well have some fun with him.‎

یه خرده باهاش حال كنیم.

‎23- Keep it to yourself.‎

پیش خودت بمونه.

‎24- Sorry for interruption / interrupting you.‎

ببخشید که حرف شما را قطع می‌کنم.

‎25- Thats awfully very kind of you.‎

این واقعا لطف شما را می‌رساند.

‎26- I couldnt make sense of what you said.‎

نتوانستم از چیزی که گفتید سر در بیاورم.

‎27- I didnt want to offend you.‎

منظور بدی نداشتم (نمی‌خواستم ناراحتت کنم).

‎28- Am I making myself understood or not?‎

می‌توانم منظورم را به شما برسانم یا نه؟

‎29- I will be back before you know it.‎

‎I will be back in a flash‎

‎I will be back in a split second‎

‎I will be back right away‎

تا چشم بهم بزنی بر می‌گردم.

‎30- Fall back.‎

عقب نشینی كنید.

‎31- I was stuck in the traffic.‎

تو ترافیک گیر افتاده بودم.

‎32- Im so full.‎

حسابی سیرم.

‎33- I beg you, I need him.‎

خواهش می‌كنم؛ من بهش احتیاج دارم.

‎34- Could you let me off?‎

ممکن است من را پیاده کنید؟

‎35- Have you ever noticed?‎

تا حالا دقت كردی؟

‎36- Let of my hand.‎

دستمو ول كن.

‎37- Dont let the news get out.‎

اجازه نده خبر به جا‌یی درز پیدا کند.

‎38- He took a week leave.‎

او یک هفته مرخصی گرفت.

‎39- She has a heart feeling toward him.‎

از او دل پری دارد.

‎40- It occurred to me suddenly.‎

ناگهان به ذهنم خطور کرد.

‎41- Please notify us of any change of address.‎

لطفا تغییر آدرستان را به ما اطلاع دهید.

‎42- I will just see you to the door.‎

تا دم در شما را بدرقه می‌کنم.

‎43- Try your best.‎

نهایت سعیت را بکن.

‎44- He lied about his age.‎

او در مورد سنش به ما دروغ گفت.

‎45- Thank you very much. You were a big help.‎

خیلی متشكرم كمك زیادی کردی.

‎46- You mean a world to me.‎

تو برای من یک دنیا ارزش داری.

‎47- Make yourself at home.‎

اینجا رو منزل خودتون بدونید.

‎48- Nice of you to come.‎

لطف کردید تشریف آوردید.

‎49- Thats so hard to deal without you.‎

بدون شما سر کردن خیلی مشکل است.

‎50- I feel honored to have you as a friend.‎

از اینکه با شما دوست هستم افتخار می‌کنم.
Lottery 2010‎
U.S ‎Citizen‎
‎Los Angeles, CA‎

‎Nothing is impossible
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
مكالمات روزمره امريكايي


1- اونجا خيلي خفه بود خوشحال شدم كه بيرون آمدم
‎1- It was stifling in there; I was glad to get out.‎

2- خواهرش در كنارش بود ولي سرش طرف ديگري بود (به او نگاه نميكرد).
‎2- his sister, was at his side, her face averted‎

3- او خيلي مواظب گله اش است
‎3- He is very watchful of his flock.‎


4- او تا آنجا كه ميتواند با صداي بلند آواز ميخواهد و تا حدي تو دماغي
‎4- He sings as loud as he can, rather nasally‎


5- خريداران، شركتهايي را ميخواهند كه به نيازهايشان توجه داشته باشند
‎5- Customers want companies that are attentive to their needs.‎



6- رز به النات نگاه كرد و چشمهايشان به هم افتاد.
‎6- Rose looked at Allnutt, and their eyes met.‎



7- او با دستمال چند باري (براي تميز كردن) به لبهايش زد، صندلي اش را عقب برد و بلند شد.
‎7- She patted her lips with her handkerchief, pushed back her chair, and got up‎


8- براي يك لحظه از تقاضائي كه از من كرد جا خوردم.
‎8- For a moment, I was completely taken aback by her request.‎



9- به نظر مي آمد كه او خودش بيشتر از من جا خورده است و اين (كمي) به من جرات داد.
‎He seemed even more taken aback than I was, and this heartened me‎



‎10-‎ از ترس حمله هاي بيشتر اكثر جمعيت شهر را ترك كردند
‎Fearing further attacks, most of the population had abandoned the city.‎


‎11-‎ ديروز در روي پله هاي بيمارستان نوزادي سر راهي را پيدا كرديم.

توجه:

معمولا اينگونه جملات در زبان انگليسي به صورت مجهول بيان ميشوند و حالت مجهول متداول تر است.
‎A new-born baby was found abandoned on the steps of a hospital yesterday.‎



‎12-‎ هيچ كس در توانائي او در تمام كردن سريع كارها (در اينكه ميتواند كارها را سريع به اتمام برساند) شك ندارد.
‎No one doubts his ability to get work done quickly.‎



‎13-‎ او درب را باز كرد و داخل شد و خواهرش بعد از او داخل آمد.
‎He opened the door and went through it, and his sister came through after him.‎


14-واقعا خانه ام شلوغ است.
‎My house is in an absolute mass.‎


‎15-‎ او واقعا يكي از بهترين دانش آموزان كلاس زبان من به حساب مي آمد.
‎She was really regarded as one of the most able students of my English class.‎


‎16-‎ او در حاليكه دستش را (به علامت خدا حافظي) تكان مي داد از نزد مادرش رفت.
‎He left his mother with a wave of the hand.‎


‎17-‎ والدينم خيال ميكردند كه كمي غير طبيعي است كه پسري به رقص باله علاقه داشته باشد.
‎My parents thought it was rather abnormal for a boy to be interested in ballet.‎


‎18-‎ او رفتاري غير عادي دارد كه ممكن است نشانه عقب افتادگي ذهني (او) باشد.
‎He has an abnormal behaviour that may be a sign of mental illness‎



‎19-‎ اگر بچه ام (جنينم) يكجورائي ناقص الخلقه باشد ميتوانم سقطش كنم؟
‎Would I abort if my child was likely to have some kind of deformity?‎



20 – او در مورد سنش به ما دروغ گفت (سن واقعي اش را نگفت).
‎He lied about his age‎

تا اینجارو داشته باشید تا بعد.Smile
Lottery 2010‎
U.S ‎Citizen‎
‎Los Angeles, CA‎

‎Nothing is impossible
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
دوست خوبم ‎Hossein81‎ عزیز ممنونم بابت کار قشنگی که انجام دادی واقعا به درد میخوره .امیدوارم که موفق باشی و یه وقت خستگی سراغت نیاد البته مطمئن هستم دوستان هم در هرچه پر بار شدن این تاپیک کمک میکنن .
اگه اجازه بدی میخواستم یه فوضولی کنم و هر از چند گاهی یه مقاله مفید در مورد یاد گیری زبان برای دوستان خوبم بزارم و هیچ جایی بهتر از اینجا پیدا نکردم .
برای شروع قسمت اول را میزارم اگه شما اجازه دادید و مورد پسند دوستان هم قرار گرفت قسمت های بعدی را تقدیم میکنم .

نکات طلایی در یادگیری زبانهای خارجی (قسمت اول )

یادگیری مکالمه زبان انگلیسی به شکل مطلوب، آرزوی اکثر جوانان ایرانی است. چه آنها که انگیزه خاصی برای استفاده از این توانایی دارند، مثل سفر به خارج، ادامه تحصیل یا استخدام در یک مؤسسه خارجی ویا صرفا از روی علاقه و ایجاد ارتباط با جامعه جهانی.
همگان بر این اعتقاد هستند که آموزش های زبان در مدارس و دانشگاه های ایران کمکی به مکالمه نمی کند و اطلاعات مربوطه صرفا در محدوده گرامر یا ترجمه متون خلاصه می شود.

برخی از خانواده های ایرانی هم چون به سختی یادگیری زبان در بزرگسالی واقف هستند، فرزندان خود را از همان سال های ابتدایی در کلاس های ویژه ثبت نام می کنند.

اما بزرگسالان که فرصت شرکت در کلاس را داشته باشند ، همیشه به دنبال یک مرکز معتبر هستند و شاید چندین آموزشگاه را تجربه کرده باشند. اما چون صرفا در کلاس حضور به هم می رسانند و وقتی برای تمرین های هفتگی و مطالعه قبل از کلاس نمی گذارند، عملا به جایی نمی رسند.
برخی نیز که کار و شغل روزمره اجازه حضور در کلاس را نمی دهد، با خرید انواع کتاب ها و نوارها ، تصمیم می گیرند که در منزل یا خودرو ، شخصا اقدام به یادگیری کنند که چون اجبار و ضرب العجلی برایشان نیست، به مرور از خیر این شیوه می گذرند و مجموعه ای از کتاب و سی دی و نوار روی دستشان می ماند.

آنچه که در این مطلب قصد بیان آن را داریم اشاره به نکته های کلیدی و طلایی در یادگیری مکالمه زبان است که بر اساس تجربه های مختلف بدست آمده است.
این اطلاعات برای هر دو گروه فوق ، بخصوص برای آنان که از به کاربردن روش های مختلف خسته شده اند بسیار مفید خواهد بود.
سه شرط اصلی برای یادگیری مکالمه زبان:

1- انگیزه: تصمیم خود را بگیرید! به چه منظوری می خواهید زبان یاد بگیرید؟ اگر مصمم هستید ، آغاز کنید وگرنه وقتتان را تلف خواهید کرد!!
2- وقت و انرژی: یادگیری زبان یک کار ممتد و وقت گیر است و نباید بین بخش های مختلف آن فاصله انداخت ، پس دقیقا مشخص کنید در طول هفته چه زمانهایی را برای یادگیری مکالمه اختصاص می دهید.
3- محیط مناسب: هنگام یادگیری زبان باید فضای مناسب و ساکتی رو در نظر داشته باشید تا از تمرکز لازم برخوردار شوید.روی مکان های شلوغ یا ماشین و غیره زیاد حساب نکنید.( به همین دلیل برخی لابراتوارهای زبان را پیشنهاد می کنند).

آیا زبان فرّار است؟
* اگر یادگیری مکالمه زبان بخوبی و صحیح انجام شده باشد ، نباید فرّار باشد. مثل اینکه شما بعد از 10 سال دوری از خودرو ، بخواهید رانندگی کنید و بگویید شیوه رانندگی را فراموش کرده ام. توانایی مکالمه باید به ضمیر ناخودآگاه شما رسوخ کند، آنگاه در طول زمان تنها برخی کلمات و واژه ها از ذهنتان خارج می شود اما کلیات مکالمه همچنان در توانایی شما باقی می ماند. مگر اینکه آموزش شما سطحی باشد.

شنوایی مهمترین و بهترین روش
مهمترین و مفیدترین روش یادگیری مکالمه ، شنوایی است. هر چه از روش شنوایی بیشتر استفاده کنید سرعت یادگیریتان بیشتر می شود. حال چگونه باید نوار ها را گوش کنیم:

1- به هیچوجه قبل از آنکه برای چند بار نوار درس مورد نظر را گوش نکرده اید ، سراغ خواندن متن آن نروید. چون اگر ابتدا متن درس را بخوانید، ممکن است برخی کلمات را غلط تلفظ کنید و این اشتباه دائم با شما خواهد ماند. پس اول نوار را گوش کنید ، بعد متن را بخوانید.
2- هر درس را چند بار باید گوش کنیم؟ یک بار؟ 5 بار؟ 10 بار؟ نه خیر.... ‎100‎ بار!! بله تعجب نکنید ، اگر مایل هستید اعتماد به نفس لازم در مکالمه را بدست بیاورید ، هر درس را آنقدر گوش می دهید تا حفظ شوید! می توان گفت کلیدی ترین موضوع در مکالمه همین باشد. شما باید متن درس ها را حفظ کنید. بعد با خاموش کردن نوار سعی کنید مثل گوینده آن متن را تکرار کنید. بزرگترین لذت شما زمانی است که یک پاراگراف طولانی را از بر بگویید!!

3- چگونه نوار گوش کنیم؟ فقط با استفاده از هدفون. چرا؟ به دو دلیل :
اول) توانمندیهای یادگیری انسان به نسبت 60 و 40 درصد بین بینایی و شنوایی تقسیم می شود. اگر بخواهیم توان بینایی ما به کمک شنوائیمان بیاید، باید چشمهایمان را ببندیم، ( تصور کنید در جایی نشسته و با کسی صحبت می کنید، همکارتان به شما نزدیک می شود و در گوش شما مطلبی را توضیح می دهد .. در آن لحظه که دارید به مطلب او گوش می کنید ، به کجا نگاه می کنید؟ با اینکه چشمانتان باز است، اما در واقع به هیچ جا نگاه نمی کنید چون تمام هوش و حواس شما به فهمیدن حرف های او معطوف است!) هدفون نیز نوعی پچ پچ در گوش شماست که باعث می شود توجه شما به طور کامل به گفتار نوار و گوینده جلب شود.

دوم) صدایی که از هدفون در می آید به دلیل نزدیکی به پرده گوش انسان ، برای مدتها در محدوده ورودی گوش باقی می ماند و در یک حرکت رفت و برگشت مرتب تکرار می شود و شما سود بیشتری از آن می برید!
اگر سی دی تصویری هم می بینید باید همانند سینما فضا را تاریک کنید تا هیچ چیز دیگری توجه شما را به هم نزند.

شاد و پیروز باشید
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
مکالمه در فرودگاه

A: “Welcome. ‎May I have your‎ tickets?”
B: “Here ‎you‎ go.”
A: “Is ‎anybody else traveling with you‎ two?”
B: “No. It’s ‎just‎ us.”
A: “Do ‎you have your passports with‎ you?”
B: “Yes. ‎Here it‎ is.”
A: “I’m ‎going to ask you a series of questions. Please respond with a yes or a‎ no.”
B: “Ok.”
A: “Did ‎someone you do not know ask you to take something on the plane with‎ you?”
B: “No.”
A: “Did ‎you have possession of your luggage since you‎ packed?”
B: “Yes.”
A: “Did ‎you leave your luggage unattended at all in the‎ airport?”
B: “No.”
A: “Are ‎you carrying any weapons or‎ firearms?”
B: “No.”
A: “Are ‎you carrying any flammable‎ material?”
B: “No.”
A: “Do ‎you have any perishable food‎ items?”
B: “No.”
A: “Great. ‎Can you place your baggage over‎ here?”
B: “Sure.”
A: “Would ‎you like an aisle or a window‎ seat?”
B: “Window ‎seat‎ please.”
A: “Ok. ‎I am placing you two in 21A and 21B. The gate number is C2. It is on the bottom of the ticket. They will start boarding 20 minutes before the departure time. C2 is located around the corner through the hall. Thank‎ you.”
B: “Can ‎you point me to gate‎ C۲?”
A: “Sure. It’s ‎that way. Around that‎ corner.”
B: “Great. ‎Thank you

مکالمه در مورد خرید کردن


۱


A: “Welcome. ‎Can I help you with‎ anything?”
B: “Hi. I’m ‎shopping for my‎ boyfriend’s ‎birthday. Do you have any‎ suggestions?”
A: “Let’s ‎see. How about a nice shirt and tie? You‎ can’t ‎go wrong‎ there.”
B: “Well. He doesn’t ‎wear ties that‎ often.”
A: “We ‎have some nice pants. You can also get him a belt with‎ it.”
B: “That ‎sounds good. Which one do you‎ recommend?”
A: “These ‎slacks are very popular. He can wear them to dress up a little or on a normal casual‎ day.”
B: “I ‎like them. Do you have matching‎ belts?”
A: “Yes. ‎Right over‎ here.”
B: “How ‎much are‎ they?”
A: “The ‎pants are on sale for $40, and the belt is‎ $۲۵.”
B: “What ‎is your return policy just in case he‎ doesn’t ‎like‎ them?”
A: “Just ‎save the receipt and we will gladly return or exchange them for‎ you.”
B: “That ‎sounds great.‎ I’ll ‎take‎ them.”



۲


A: “Hey ‎Jackie. What are you‎ doing?”
B: “Nothing ‎much.‎ I’m ‎just relaxing today. Why?‎ What’s ‎going‎ on?”
A: “I ‎was thinking about heading to the mall. Do you want to‎ go?”
B: “Are ‎they having a‎ sale?”
A: “Yeah. ‎Both Bon and‎ Nordstrom’s ‎is having there annual sale.‎ It’s ‎a great time to buy some clothes‎ you’ve ‎been holding out‎ on.”
B: “That ‎sounds great. Where should we‎ meet?”
A: “I’ll ‎meet you in front of‎ Nordstrom’s ‎in 30‎ minutes.”
B: “Sounds ‎good. See you‎ there.”
of Nordstrom’s ‎in 30‎ minutes.”

۳


A: “What ‎do you think about these‎ shoes?”
B: “They’re ‎cute. But do you think‎ you’ll ‎wear them‎ much?”
A: “No. ‎Not‎ really.”
B: “This ‎sweater is so pretty. I love the low neck‎ design.”
A: “I ‎bet‎ it’s expensive.”
B: “It’s ‎on sale for $80. What do you think? Should I try them‎ on?”
A: “For ‎80 bucks it looks great. Go try it‎ on.”
‎bucks it looks great. Go try it‎ on.”



۴




A: “Where ‎is your dressing‎ room?”
B: “Right ‎over‎ there.”

B: “Right ‎over‎ there.”

A: “Where ‎is your dressing‎ room?”




۵

A: “I ‎loved it.‎ I’ll ‎take‎ it.”
B: “How ‎did you like the‎ sweater?”
A: “Here ‎you‎ go?”
B: “Great. ‎I can ring you up over here. It comes to‎ $۸۷.۰۴.”
A: “No I don’t.”
B: “Do ‎you have a credit card with‎ us?”
A: “Not ‎today. Thanks‎ though.”
B: “If ‎you open up a card, you can save 10% on all your purchases‎ today.”
A: “Sure.”
B: “No ‎problem. We always have this offer, so when ever you decide to, just let us‎ know.”
A: “Yeah. ‎I was looking at some of your pants, but they are all a bit too long. Do you have alteration services‎ here?”
B: “Is ‎there anything else I can help you‎ with?”
A: “Great. ‎Thanks for your‎ help.”
B: “Yes. ‎It cost $7, and it takes one day‎

صحبت در مورد خرید از خواروبار فروشی (سوپر مارکت )



قبل از خرید




"I’m ‎going to the grocery store. Do you need anything?"‎
"I’m ‎going to QFC. Do you want to go?"‎
"Did ‎you create a grocery list?"‎
"I’m ‎going to Safeway tonight. Let me know if you need anything by‎ 5:۳۰."
"Let’s ‎go to the grocery store together."‎



در طول خرید از سوپر مارکت




‎"Where is your bread section?"‎
"Where ‎can I find milk?"‎
"Where ‎are your beers?"‎
"Do ‎you sell alcohol here?"‎
"I’m ‎looking for pickles. Can you help me find them?"‎
"Do ‎you have a bakery section?"‎

صحبت در مورد خرید کادو (هدیه )



بعضی مواقع از افراد می پرسید که روز تولدشان چه می خواهند




‎"What do you want for your birthday?"‎
"Do ‎you need anything?"‎

یا اینکه در مورد از دوستانتان سوال کنید


‎"What do you think John wants for his birthday?"‎
"What ‎do you think I should get for John?"‎
"What ‎are you getting John for his birthday?‎



وقتی ایده ای برای خرید ندارید می توانید از فروشنده کمک بگیرید




‎"I want to buy my girlfriend a birthday present. Do you have any suggestions?"‎







"I’m ‎shopping for my‎ boyfriend’s ‎birthday. Can you help me pick out something

سوال وجواب برای گرفتن آدرس _ تمرین


.
‎Question: "Excuse me.‎ I’m ‎looking for a supermarket. Do you know where the closest one is?"‎



‎Answer: "Yes. It is a couple miles away. What you want to do is go down this street for about a mile. At 112th street, turn left. Stay on 112th until you pass three lights. You should see 56th street. Turn right and you will see the supermarket just around the corner."‎



‎Question: "Excuse me. Do you know where Starbucks is located?"‎



‎Answer: "Yes. Go down this street. When you reach a‎ ‘T’, ‎turn right. At the next stop sign, turn left.‎ You’ll ‎see a gas station on your left. Starbucks is directly across the street."‎



‎Question: "Excuse me.‎ I’m ‎looking for Best Western.‎ Wasn’t ‎there one around here?"‎



‎Answer: "Yeah. Let me‎ think… ‎the best way to get there is by turning right at the next street. Immediately take another right on the next street. Go for about 2 miles. When you see Greenwood Avenue, turn left. Head down Greenwood for about 3 miles. I believe it will be on your left hand side. If you pass a school, that means you went too far."‎



‎Question: "Excuse me. How do I get to the airport from here?"‎
Answer: ‎"Turn around and‎ you’ll ‎see an entrance to the freeway. Go south.‎ You’ll ‎have to go for about 15 miles. You should see airport signs, but just in case, it is exit number 154. Turn right off the ramp and it will be straight ahead
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
نکات طلایی در یادگیری زبانهای خارجی (قسمت دوم )

4- خوب قرار شد به نوار برای چندین بار گوش کنیم، بعد متن را حفظ کنیم. در مرحله بعد وقتی با خواندن متن به طور کامل با یحث آشنا شدیم ، باید صدای خود را ضبط کنیم. یک نوار خالی آماده کنید و هر متنی را که حفظ کردید ، بدون نگاه کردن به کتاب، در آن ضبط کنید. البته در ابتدا این کار سخت خواهد بود اما اگر بخشی را فراموش کردید ، به جای مراجعه به کتاب ، مجددا آن بخش را گوش کنید. بعد دوباره صدای خود را ضبط کنید. تازه وقتی به صدای خود گوش کردید خواهید فهمید چقدر در لهجه و تلفظ کلمات پیشرفت کرده اید! .. فراموش نکنید برای رسیدن به لهجه مناسب، شما باید همانند یک مقلد صدا یا یک بازیگر تئاتر، نحوه گویش گوینده را تقلید کنید. حتی اگر طرف یک پیرزن یا بچه باشد مثل او حرف بزنید . توجه داشته باشید، اگر سعی کنید دقیقا مثل نوار حرف بزنید، کلمات بیشتری به خاطرتان می آید ، چون شما دقیقا همانی را می گویید که شنیده اید!! ، اما اگر با لهجه خودتان حرف بزنید ، دیگر شنیده های شما دردی را دوا نمی کند ، چون ذهن شما، آنها را چیز دیگری فرض می کند.
بهترین تمرین گفتار، در مقابل آینه است . در این روش اعتماد به نفس خود را نیز تقویت می کنید.

نکته: کسانی که مرتب به شما توصیه می کنند ، زیاد نوار یا رادیو گوش دهید یا فیلم زبان اصلی ببینید، درست می گویند، اما اینکار به گفتار شما کمکی نمی کند بلکه تنها فایده اش ، آشنایی گوش شما با فرکانس هاس ویژه مکالمه زبان است . حتی اگر معنی کلمات را نفهمید، باز هم گوش کنید .. بعدا که با معانی آشنا شدید ، ذهن شما همانند پازل این کلمات را کنار هم قرار می دهد و برداشت لازم را از گفتار به عمل می آورد.
تمرین، گرامر ، دیکته ، حفظ لغت و جمله سازی همه این موارد را فراموش کنید!

در مراحل اولیه یادگیری مکالمه ، اجبار نداشته باشید که تمرین حل کنید، دیکته بنویسید، گرامر کار کنید و غیره ...فقط گوش کنید ، حفظ کنید و صدای خود را ضبط کنید.. تا آنجا پیش روید که از لهجه و سرعت گفتار خود راضی شوید.
پرداختن به بحث گرامری ، شما را از هدفتان دور می کند ..شما در حین حفظ مطلب ، به طور ناخودآگاه گرامر را هم رعایت می کنید و این روش ماندگار تر است تا اینکه با هدف قبلی بخواهید نکته های گرامری را در جملات خود بکار ببرید.

به دنبال یادگیری یا حفظ لغات هم نباشید ‎...‎ با دیکشنری خداحافظی کنید! ‎....‎ شما فقط جملات یا عبارت ها را یاد می گیرید نه کلمات .. هزاران هزار کلمه هم که بلد باشید اگر نتوانید در جمله بکار ببرید ، به چه دردتان می خورد؟

ما نباید خودمان جمله بسازیم بلکه جملات آماده را حفظ می کنیم!
فراموش نکنید، شما فقط و فقط جملاتی را می توانید در گفتار خود بکار ببرید که قبلا عین آن را خوانده یا شنیده باشید! در غیر اینصورت مثل یک دانش آموز با ادب ، بگویید هنوز نخوندیم آقا! ‎...‎

اگر تلاش کنید که یک جمله جدید بسازید یعنی به طور کلی عکس روش مورد نظر ما عمل می کنید. آیا وقتی شما فارسی حرف می زنید جمله سازی می کنید؟ خیر .. چرا؟ برای اینکه جملاتی که می خواهید بگویید قبلا بارها خوانده اید یا بگوشتان آشناست.
خیالتان راحت باشد، آنقدر جمله های متعدد حفظ خواهید کرد که نیاز به جمله سازی پیدا نمی کنید.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
ممنون از دوستان عزیز که این بحثو دنبال میکنند.. سعیمون اینه حالت ‎FUN‎ بیشتری ایجاد بشه..Smile

به قول دوستان عربمون الباقی القضایا من الباب الامکالمات روزمررره..


‎21-‎ در مقابل (مورد) رشد جمعيت چه كاري ميتوان انجام داد.
‎What can be done about the rising levels of population?‎


‎22-‎ اين همه سر و صدا براي چيه؟
‎Whats all the fuss about?‎


‎23-‎ از وقتي كه (آخرين بار) ليندا را ديده ام حدود 5 سال گذشته است.
‎Its been about five years since Ive seen Linda‎


‎24-‎ اون بچه 11 ماهه است و ديگر بايد شروع به راه رفتن كند.
‎Shes 11 months old and just about ready to start walking.‎



25 – شانس اينكه در مردها كسي كور رنگ باشد 1 در 12 است.
‎The chance of men being born colourblind is about 1 in 12.‎



‎26-‎ ديگه نزديك بود بريم كه جري رسيد.
‎We were just about to leave when Jerry arrived.‎



‎27-‎ هيچ يك از سازمانهاي فوق الذكر به سوال ما پاسخ ندادند.
‎None of the organizations mentioned above answered our inquiries.‎



‎28-‎ دانش آموزاني كه از درصد توانائي بيشتري برخوردارند بايد در مدرسه اي مخصوص درس بخوانند.
‎Students of above-average ability should attend a special school.‎



‎29-‎ ما در هر بازي حدود ‎4000‎ نفر شركت كنندة ورزش دوست داشتيم.
‎We have an average attendance of 4000 fans per game.‎



‎30-‎ حضار جلسه از حد پيش بيني شده بيشتر بودند.
‎Attendance at the meeting was higher than expected.‎



‎31-‎ با وجود بدي هوا خيلي شركت كننده داشتيم.
‎We had pretty good attendance despite the bad weather.‎



‎32-‎ آنها با دقت تمام به سخنراني گوش دادند.
‎They listened to the speech with close attention .‎



‎33-‎ در اين شغل توجه به جزئيات ضروري است.
‎Attention to detail is essential in this job.‎



‎34-‎ وسط سخنراني حواس سارا داشت پرت مي شد (ديگر تمركز نداشت).
‎During the lecture Sarahs attention began to wander‎



‎35-‎ زنجير دوچرخه و هر جاي ديگري كه احتياج به مراقبت دارد را روغن كاري كن.
‎Grease the bikes chain and any other areas that need attention.‎



‎36-‎ وقتي به آنها گفتم كه من دكتر هستم طرز برخورد همه عوض شد.
‎When I told them I was a doctor their whole attitude changed.‎



‎37-‎ صنايع احتياج دارند كه به چيزهائي كه مشتري ها را جذب ميكند توجه كند.
‎The industry needs to focus on what attracts customers.‎



‎38-‎ موضوعي كه مرا به طرف اين شغل كشيد، (مقدار) حقوق ماهيانه آن و امكان سفر به خارج است.
‎What attracts me to the job is the salary and the possibility of foreign travel.‎


39 – يك مدير خوب بايد چه صفاتي داشته باشد؟
‎What attributes should a good manager possess?‎


‎40-‎ مرگ او ناگهاني و غير منتظره بود.
‎His departure / death was abrupt and completely unexpected.‎

‎In a while crocodileBig Grin
Lottery 2010‎
U.S ‎Citizen‎
‎Los Angeles, CA‎

‎Nothing is impossible
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
نکات طلایی در یادگیری زبانهای خارجی (قسمت سوم )

مکالمه زبان را وارد زندگی خود کنید
اگر بخواهید این جملات را به انگلیسی خیلی سریع بگویید، می توانید؟ تلویزیون را خاموش کن، سفره رو بنداز، ببین کیه در می زنه؟ برو درستو بخون...

یکی از اشتباهات بزرگ شیوه تدریس زبان در مدارس ما، تفاوت آن با نحوه حرف زدن یک نوزاد است. وقتی فرزند شما متولد می شود اولین کلماتی که با آنها آشنا می شود ، بعد از بابا و ماما، افعال امر هستند ، مثل بیا، بشین، دست نزن، جیزه!، دهنتو باز کن، بگو ماما، بخند و ‎....‎
اما ما در مدارس با جملات کامل خبری شروع می کنیم! ‎.. He is a teacher!‎ ، ‎I am a student! .....‎

این موضوع را می توان بزرگترین نقص نظام آموزش زبان انگلیسی در مدارس دانست. تحصیلکردگان دانشگاهی ما هنوز نمی توانند فرق بین get، ‎take‎ و ‎put‎ را بخوبی درک کنند، چرا ؟ چون تنها با کاربرد امری این افعال جایگاه واقعی آنها مشخص می شود.
در اینجا قصد نداریم شما را به یادگرفتن افعال و شیوه کاربرد آنها توصیه کنیم ..چون قبلا گفتیم در یادگیری مکالمه ، گرامر به طور مستقل وارد عمل نمی شود بلکه در قالب جملات آموخته می شود.

پیشنهادی که ما داریم اینست:

1- چند شب پشت سر هم در حالیکه اعضای خانواده شما متوجه نیستند، ضبط صوت خود را روشن کنید تا مکالمات عادی افراد داخل منزل( مثلا حین صرف شام) ضبط شود.
2- در مرحله بعد تمام جملات رد و بدل شده بین اعضای خانواده را از روی نوار در دفتر خود بنویسید.
3- چون چند شب پشت سر هم ضبط کرده اید ، خواهید دید که برخی جمله ها تکراری است، انها را حذف کنید
4- به کمک استاد خود یا یک کسی که زبان خوبی دارد ، این جملات را تر جمه کنید
5- جملات را حفظ کنید
همین ...الان شما قادر هستید با همین جملاتی که حفظ کردید در منزل انگلیسی حرف بزنید!!! چون گفتار های خانوادگی و روزمره ما بسیار محدود و اکثرا تکراری هستند .

توسعه توانمندی خود

1- به طور کلی شیوه ای که اینجانب توصیه می کنم بر مبنای ترجمه " فارسی به انگلیسی" است. شما باید جملات ساده فارسی را بتوانید به انگلیسی ترجمه و حفظ کنید . آنوقت است که می توانید اعتماد بنفس لازم را بیابید.
2- از این شاخه به آن شاخه نپرید، روش های گوناگون را امتحان نکنید، انواع نوارها و کتابها را نخرید.. تنها یک مجموعه کتاب و نوار را تهیه و با همان ها شروع کنید. ( من در مورد نوع دوره و کتاب پیشنهادی ندارم ..خود تان تحقیق نمایید ، کتاب مهم نیست روش مهم است ..ما درباره روش صحبت کردیم .. اما شخصا دوره هایی که کتاب یا نوار کمتری داشته باشند مثل ‎streamline‎ یا ‎New interchange‎ یا امثال ان به سیستم های جهشی معروفند و سریعتر نتیجه می دهند.
3- برخی یادداشت ها و تذکر های ی روزمره خود را انگلیسی بنویسید...تذکرات به خودتان...دوستان یا اعضای خانواده ..قوانین منزل یا محل کار ..جملات کوچکی هستند ولی همیشه یادتان می ماند.
4- فینگلیش ننویسید ..در چت و ایمیل انگلیسی بنویسید حتی اگر همه اش غلط باشد ..از هر ایمیل یک چیز کوچک یاد بگیرید کافیست.
5- ترجمه متون را از طریق یادگیری مکالمه انجام دهید ...مکالمه شما که پیشرفت کند خود بخود در ترجمه هم موفق می شوید.
نکته آخر: در جای جای محل کار و منزل خود جملات مهم را بنویسید و نصب کنید تا هر روز در مقابل چشمانتان باشد ..جمله ..نه لغت!!!

شاد و پیروز باشید
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2010-07-19 ساعت 15:54)frozen mind نوشته:  
از دوستان گرامي ‎Hossein81‎ و ‎ravian‎ بسيار سپاسگزارم.

علاوه بر نكات و توصيه‌هاي خوب شما، پيشنهاد مي كنم دوستان سري هم به سايت ‎http://farsi.goenglish.me‎ بزنن. در اين سايت اصطلاحات و عبارات آمريكايي نابي آموزش داده مي شود. دوره هاي آموزشي آن به صورت تعاملي است و به همين خاطر براي استفاده در ايران به اينترنت پر سرعت نياز است. بنده به خاطر اين كه به اينترنت پرسرعت دسترسي دائمي ندارم فايلهاي ‎mp3‎ و ‎pdf‎ هر درس را دانلود كرده ام.

البته سابقه‌ي من در يادگيري زبان انگليسي به سالها قبل بر مي گردد و از روشهاي جديد خبر ندارم. از دوستاني كه نظر خاصي درباره‌ي اين سايت دارند ممنون مي شوم نظرشان را اعلام بفرمايند.


ممنون دوست عزیز
منم ارین سایت استفاده میکنم که علاوه بر بالابردن و به روز کردن مکالمات روزمره مقداری هم از فرهنگ و قوانین صحبت میکنه که به نظرم ارزشمنده..با ‎ADSL‎ میتونی راحت گوش کنی.
Lottery 2010‎
U.S ‎Citizen‎
‎Los Angeles, CA‎

‎Nothing is impossible
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: Jav3 ، frozen mind ، sib 24 ، ADONIS ، babak2010 ، kourosh2011 ، sorena ، msar
ممنون از توضیحات جالب دوستمون ‎Ravian‎
این چند نکته رو هم مکمل صحبتایی که بالا شده بدونید بد نیست.Smile

64تکنیک برای یادگیری سریع‌تر، بهتر و عمیق‌تر***


گفته می‌شود که انسان‌ها تنها از 10 درصد قدرت فکر خود استفاده می‌کنند و تفاوت بین نوابغ و افراد معمولی تا حد زیادی به این مسآله برمی‌گردد.

با به‌کارگیری 64 روشی که در ذیل شرح داده شده می‌توانید میزان یادگیری خود را چند برابر کنید. توصیه می‌شود این روش‌ها را با فونت بزرگ چاپ کرده و روی دیوار اتاق‌اتان نصب کنید طوری که هر روز آن‌ را ببینید.

این 64 روش در ده بخش ارائه می‌شود شامل:

در مورد این روش‌ها اگر تجربه‌ی شخصی و یا مطلب، عکس و ‎...‎ کامل‌کننده‌ی دیگری دارید حتما برای تکمیل بحث اعلام کنید.

1- هنگام مطالعه پای خود را حرکت دهید.

در طول مطالعه و نشستن در یک مکان برای مدت طولانی، پای خود را هر چند وقت یک‌بار به سمت بالا و پایین تکان دهید. این کار موجب افزایش جریان خون شده و یادگیری و تمرکز را افزایش می‌دهد.

2- برای فکر کردن غذا بخورید.

خوردن صبحانه بسیار ضروری است زیرا پروتئین مغز را تامین می‌کند. کمبود پروتئین برای مغز باعث سردرد می‌شود.

3- ناهار سبکی بخورید.

ناهار سنگین باعث خواب آلودگی می‌شود اگر بعد از ناهار فرصت خوابیدن ندارید، سعی کنید ناهار سبکی انتخاب کنید.

4- از داروهای تقویت حافظه استفاده کنید.

داروی گیاهی ژینکگو بیلوبا - که باعث افزایش جریان خون در مغز می‌شود - بدون عوارض جانبی در بازار موجود است.

تعادل

5- از اضطراب و افسردگی به دور باشید.

استرس و ناراحتی باعث کاهش یادآوری اطلاعات می‌شود و از این رو کاهش قدرت یادگیری می‌شود. گاهی اتاق روشن‌تر و خوردن غذاهای طبیعی بیش‌تر باعث افزایش شادابی و آرامش می‌شود.

6- برای ارائه‌ی ایده‌ی جدید بخوابید!

7- بین مطالعه استراحت کنید.

تغییر وضعیت روحی و جسمی باعث مشخص شدن استرس‌هایی می‌شود که در حال مطالعه بر ما حکمفرما شده‌اند و ما از آن‌ها بی‌خبریم. مطالعه همراه با استراحت‌های هرچند کوتاه بسیار مفیدتر از مطالعه‌ی طولانی بی‌وقفه است. برای این منظور، به ازای هر 90 دقیقه مطالعه، 20 دقیقه استراحت داشته باشید.

8- حین مطالعه در فواصلی پیاده‌روی هم داشته باشید.

پیاده‌روی و قدم زدن هر چند کوتاه باعث تغییر تمرکز ذهن شده و به ذهن مجال بازآوری مطالب و خلاقیت را می‌دهد.

9- موضوع مورد تمرکز خود را تغییر دهید.

گاهی که فرصت کافی برای استراحت و تجدید قوا ندارید، می‌توانید نقطه‌ی تمرکز خود را از یک موضوع خاص به موضوعی که با آن آشناتر هستید تغییر دهید.

تمرکز و خط فکری

‎10-‎ موضوع مورد تمرکز خود را تغییر دهید ‎(2).‎

3 راه مختلف برای یادگیری وجود دارد: دیداری، شنیداری و حرکتی. اگر در یکی از آنها موفق نیستید، دیگر راه‌ها را امتحان کنید.

‎11-‎ پیاده‌روی همراه با مدیتیشن.

پیاده‌روی که در قسمت قبل توضیح داده شد، اگر همراه با مدیتیشن باشد بسیار مفید است.

‎12-‎ تمرکز کنید و خودتان را در مطالعه غرق کنید.

حین مطالعه، از تماشای تلویزیون و نگرانی در مورد کارهای دیگر پرهیز کنید. نگرانی مانع دریافت اطلاعات و ایده‌ها می‌شود.

‎13-‎ اگر علاقه‌ای به انجام مدیتیشن ندارید، چراغ‌ها رو خاموش کرده و وسط اتاق تاریک خود بنشینید.

این کار به تمرکز شما می‌افزاید.

‎14-‎ دوش بگیرید. دوش و حمام کردن به یادگیری کمک می‌کند.

این کارها ذهن شما رو برای دریافت ایده‌های هوشمندانه آماده‌تر می‌کند.

‎15-‎ به موسیقی گوش دهید.

اگر مطلبی را حین گوش کردن به قطعه‌ای از موسیقی خاص یاد بگیرید،‌ بعدها، گوش‌کردن و یا مرورکردن ذهنی آن قطعه به یادآوری مطلب کمک شایانی می‌کند.

‎16-‎ تندخوانی کنید.

خیلی‌ها عقیده دارند که تندخوانی باعث از قلم افتادن مطالب مهم شود. واقعیت این است که تندخوانی باعث فـیـلـتــر شدن مطالب بی ربط و فرعی شده و به درک ایده‌های اصلی نوشتار کمک می‌کند. کندخوانی فقط برای مطالب جدید و تخصصی پیشنهاد می‌شود.

‎17-‎ از علامت‌ها و نمادها برای حفظ‌کردن مطالب استفاده کنید.

ترفندهای زیادی برای به خاطر سپردن اطلاعات حفظی وجود دارد. علامت‌های اختصاری و شکل‌های نمادین نمونه‌هایی از این ترفند‌ها هستند.

تکنیک دیداری

‎18-‎ تصویری از مطلب مورد مطالعه داشته باشید.

هر تصویر می‌تواند بیان‌کننده‌ی مطالبی است. طرحی از چیزی که می‌خواهید یاد بگیرید، داشته باشید. این کار موجب داشتن هدفی مشخص در ذهن شما شده که خود باعث حرکت به سمت آن هدف می‌گردد.

‎19-‎ از درخت حافظه استفاده کنید.

استفاده از درخت حافظه هم به خلاصه کردن و هم به درک ارتباط درونی مطالب کمک می‌کند.

‎20-‎ از سمبل و نمادها استفاده کنید.

استفاده از سمبل و نمادها باعث خلاصه‌برداری سریعتر و یادگیری موثرتر می‌شود.

‎21-‎ از نقشه‌ی اطلاعاتی بهره ببرید.

وقتی اطلاعات دارای طرح درونی ‎(Information Design)‎ است،‌ از آن استفاده کنید طوری که اطلاعات را به وضوح بیان کند. نقشه‌ی اطلاعاتی هنر و دانش آماده کردن اطلاعات است طوری که بیشترین بازدهی و کاربرد را داشته باشد.

‎22-‎ از روش‌های یادگیری دیداری استفاده کنید.

‎23-‎ مراحل یادگیری یک موضوع را مشخص کنید. فراگیری یک مطلب نیاز به دریافت اطلاعات با ترتیبی مشخص دارد. سازمان‌دهی تفکر بر روی آن چیزی که باید انجام شود روشی موثر برای آمادگی یادگیری مطالب جدید یا پاسخگویی به سؤالات است.

تکنیک گفتاری و شنیداری

‎24-‎ از روش‌های ایجاد انگیزه استفاده کنید.

از بازی‌ها و کلمه‌های بی‌معنی موزون استفاده کنید. این امر باعث انعطاف فضای یادگیری و یادگیری بیشتر می‌شود .

‎25-‎ با گوش کردن به نظرات دیگران در درون گروه مطالعه به دنبال فکر بکر باشید.

‎26-‎ در خواب به فایل صوتی گوش کنید.

قسمتی از مطلبی که می‌خواهید فرا گیرید را ضبط و هنگام خواب زیر متکای خود قرار داده و به آن گوش دهید. این روش برای یادگیری زبان خیلی موثر است.

‎27-‎ بخندید.

خنده باعث آرامش می‌شود و تن آرام مطالب را بهتر فرامی‌گیرد.

تکنیک های حرکتی

‎28-‎ نوشتن از تایپ کردن مفیدتر است!

نوشتن با قلم باعث تحریک ایده‌های جدید می‌شود. گرفتن و حرکت دادن قلم نقاط حساسی از دست را ماساژ داده و موجب ایده‌های جدید می‌شود.

‎29-‎ همیشه یک دفتر یادداشت همراه داشته باشید.

بعضی ایده‌ها و پاسخ‌ها - که گاهی بسیار ارزشمند هستند- در مواقعی به ذهن می‌آیند که مشغول مطالعه نیستیم. تا حد امکان باید آن‌ها را ثبت کرد زیرا معمولا فقط یکبار به سراغ ما می‌آیند.

‎30-‎ مجله‌ی شخصی برای خود درست کنید.

فرق مجله با دفتر یادداشت این است که شما می‌توانید با کمک ذهن خلاق خود، نقاشی، تصاویر، جداول و درخت حافظه را به مجله اضافه کنید که کمکی است در جهت به خاطر سپردن بهتر اطلاعات.

‎31-‎ از برچسب‌های رنگی برای طبقه‌بندی دفتر یادداشت و مجله‌ی خود استفاده کنید.

استفاده از برچسب رنگی رجوع به مطالب را آسان‌تر می‌کند.

‎32-‎ از یادداشت‌های پایانی استفاده کنید.

بعد از پاراگراف‌های کتاب، نظر شخصی خود را درج کنید.

تکنیک هایی برای انگیزه پیدا کردن

‎33-‎ به خود نمره بدهید.

اگر شما ذهنتان را روی نتیجه‌‌ی مورد نظر متمرکز کنید ایده‌های بهتر را شناسایی خواهید کرد. یکی از معمول‌ترین و قابل دسترس‌ترین انگیزه‌ها گرفتن نمره‌ی بهتر است.

‎34-‎ انگیزه‌ی خودتان را مشخص کنید.

اگر ندانید به چه علت می‌خواهید چیزی بیاموزید، حواس پرتی به سراغتان خواهد آمد.

‎35-‎ هدفتان را مشخص کنید.

طبق گفته‌ا‌ی معروف: ذهن، هر آنچه را که درک کند می‌تواند به دست ‌آورد. به هر چه فکر می‌کنید لازم است خود را مجهز کنید.

‎36-‎ مثبت اندیش باشید.

بعد از مشخص کردن اهداف خود باید امیدوار باشید که توانایی لازم را دارید به آنچه می‌خواهید دست یابید.

‎37-‎ برنامه‌ریزی کنید ‎(2)...‎ ایکه میگه خیلی مهمه.Wink

یادگیری فقط یک جنبه از کارهای روزمره زندگی است. باید ساعاتی که امکان یادگیری وجود ندارد را شناسایی کرده تا بتوانید کارهای دیگر را در آن زمان‌ها انجام داد.

‎38-‎ هر مهارتی را می‌توان یاد گرفت.

به استثنای بعضی محدودیت‌های جسمی هر مهارتی را که افراد خبره آموخته‌اند شما هم می‌توانید یاد بگیرید؛ فقط شاید وقت و انرژی بیشتری باید صرف کنید.

‎39-‎ خود را برای آموختن آماده کنید.

برای یادگیری فقط مثبت اندیشی کافی نیست. در زندگی امروزه با وجود موضوعات مختف، هنگام یادگیری می‌بایست بقیه‌ی موضوعات را فراموش کرد و الا یادگیری تبدیل به تجربه‌ای کسل کننده می‌شود.

‎40-‎ مواظب وقت مطالعه‌ی خود باشید.

اگر شما دوستانی دارید که ممکن است خواسته یا نا خواسته شما را از پرداختن به مطالعه یا یادگیری باز دارند با به‌کار بردن ترفند و سیاست (البته به طوری که از شما نرنجند) پیشنهاد آنها را مثلا برای رفتن به سینما رد کنید.

‎41-‎ خود را محدود کنید.

گاهی آزادی و راحتی زیاد باعث هرج و مرج می‌شود. برای یادگیری بهتر مطالب، فرجه‌ی زمانی مشخص کنید. داشتن چارچوب برای انجام کارها باعث نتیجه‌گیری بهتر و سریعتر می‌شود.

تکنیک های تکمیلی

‎42-‎ تا آنجا که می‌توانید مطالعه کنید.

‎43-‎ زبان خارجی بیاموزید. درد بیشتر مهاجرینSad

یادگیری زبان‌های بیشتر ما را با افق‌های بیشتری آشنا کرده و بیان بعضی مفاهیم را برای ما آسان‌تر می‌کند. همچنین گاهی درک کامل یک مطلب فقط در زبان اصلی میسر است.

‎44-‎ یاد بگیرید که چگونه یاد بگیرید.

روش‌های مختلف یادگیری را امتحان کنید تا به آنچه مطلوب شماست برسید (در مطالب بعدی به معرفی و شرح این روش‌ها خواهیم پرداخت).

‎45-‎ بهتر است مشخص شود که چه چیزهایی را می‌دانید و چه چیزهایی را نمی‌دانید.

در مورد یک موضوع ابتدا مشخص کنید چه اطلاعاتی از قبل دارید؛ بعد مشخص کنید چه مطالبی را نمی‌دانید و می‌خواهید بدانید.

‎46-‎ از ضمیر ناخودآگاه خود هم کار بکشید!

آیا می‌دانید می‌توان دو مطلب را هم ‌زمان فرا گرفت!؟ ذهن بطور غیر ارادی می‌تواند درگیر یادگیری باشد. مثلا اگر قرار است مطالبی در مورد دو موضوع بنویسیم می‌توانیم یک موضوع را در ذهن داشته باشیم و به سراغ موضوع دوم برویم. مادامی که مشغول نوشتن موضوع دوم هستیم، ذهن ما موضوع اول را پردازش می‌کند.

‎47-‎ کلی‌ فکر کنید.

یکی از روش‌های خوب یادگیری این است که مطالب را به طور کلی بیاموزیم.

‎48-‎ مطالب را تکرار کنید.

برای درک کامل مطالب پیچیده باید آنها را مرور کرد. هم‌چنین مرور دوباره‌ی مطالب به ما دید عمیق‌تری در مورد مطلب می‌دهد. تکرار مفاهیم و تئوری‌ها با به‌کارگیری مثال‌های مختلف، سرعت یادگیری آنها را چند برابر می‌کند.

‎49-‎ از روش یادگیری کوانتومی استفاده کنید

«روش یادگیری کوانتومی» ‎(Quantum Learning Model) (QL)‎ روشی است که بر اساس به کارگیری و مرتبط کردن دانسته‌ها در زندگی روزمره‌ی دانش‌آموزان شکل گرفته است.

‎50-‎ از ابزارهای لازم برای یادگیری استفاده کنید (کامپیوتر،‌ ویدیو و ‎...).‎

‎51-‎ از «روش فکرکردن انتقادی» ‎(Critical Thinking)‎ استفاده کنید.

«روش فکر‌کردن انتقادی» شامل دریافت اطلاعات، ارزیابی آن و نتیجه‌گیری منطقی بر اساس آنها می‌باشد.

تکنیک هایی برای معلمین و والدین

‎52-‎ از دانش‌آموزان سؤال بپرسید و آنها را در بحث وارد کنید.

‎53-‎ از هرم اطلاعات استفاده کنید. یادگیری دارای لایه‌هایی است و می‌بایست مفاهیم پیشرفته‌تر بعد از فرا‌گیری مفاهیم پایه صورت گیرد.

‎54-‎ در کنار لذت بردن از بازی‌های کامپیوتری روش حل مسآله و بسیاری از مفاهیم دیگر را بهتر می‌توان آموخت.

‎55-‎ از قانون 80 به 20 پیروی کنید.

طبق قانون 80 به 20، یادگیری 20 درصد از مفاهیم نیاز به صرف 80 درصد وقت و انرژی‌ای دارد که برای مفاهیم دیگر اختصاص می‌دهیم؛ لذا باید هنگام برنامه‌ریزی به این نکته توجه داشت.

‎56-‎ برای مفاهیم قصه‌بافی کنید!

مثلا اتم را منطقه‌ای گانگستری در نظر بگیرید که در آن پروتون و نوترون همسایه‌ی همدیگر بوده، با هم رقیب‌اند و لذا هرگز در محدوده‌ی هم وارد نمی‌شوند.

‎57-‎ فراتر از برنامه‌ی درسی مدرسه و دانشگاه بروید.

با ابزارهای یادگیری که امروزه موجود است حتی یک فرد 60 ساله هم می‌تواند ریاضی را در حد دانشگاه فرا بگیرد. لذا هر مطلبی را که لازم می‌دانید یا علاقه دارید، بیاموزید.

‎58-‎ از دانسته‌های خود عملا استفاده کنید.

مثلا در آموزش ریاضی بهتر است دانش‌آموزان مفاهیم چهارگانه‌ی ریاضی را برای اندازه‌گیری مواد لازم برای پخت کیک به کار ببرند.




تکنیک هایی برای دانش پژوهان

‎59-‎ همیشه درگیر یادگیری باشید.

اگر فکر می‌کنید از معلم‌تان بیش‌تر می‌دانید و مطالب کلاس برای‌اتان کسالت‌آور است با معلم‌تان وارد بحث شوید و از دانسته‌های خود برای پیروز شدن در بحث استفاده کنید.

‎60-‎ خودتان بیاموزید.

در بسیاری از موارد، معلمان همه‌ی مطالب را در بحث خود مطرح نمی‌کنند. شما باید بسیاری از مطالب را خود فرابگیرید؛ پس منتظر نباشید همه‌ی مطالب به شما آموخته شود.

‎61-‎ اگر به تنهایی نمی‌توانید یاد بگیرید با دوستان‌تان مطالعه کنید.

‎62-‎ به دیگران درس بدهید.

بهترین روش یادگیری این است که مطلبی را به دیگران آموزش دهید. این شما را مجبور به یادگیری کامل آن مطلب می‌کند.

‎63-‎ محک زدن آنچه که یادگرفته‌اید یادگیری شما را تضمین می‌کند.

استفاده از فلش‌کارت یکی از بهترین روش‌ها برای محک زدن آن‌چیزی است که یادگرفته‌اید.

‎64-‎ در ابتدا مفاهیم اساسی را یاد بگیرید.

یادگیری مطلب جدید باید شبیه یادگیری زبان توسط یک کودک باشد که به گرامر و املای کلمه‌ها توجهی نمی‌کند.
Lottery 2010‎
U.S ‎Citizen‎
‎Los Angeles, CA‎

‎Nothing is impossible
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: usa.lover ، ravian ، laili ، ADONIS ، Jav3 ، frozen mind ، sib 24 ، سارا کوچولو ، wushu kung fu ، Linspire ، babak2010 ، moein n ، parsush ، neda shz ، satin ، mama2030 ، msar ، Aak
ضمن تقدیم احترام و ادب خدمت دوستان خوبم ‎frozen mind‎ و ‎Hossein81‎ عزیز ، لازم دونستم که بین مباحث یادگیری مکالمه و جملات کلیدی که دوستان فهیمم اشاره کردند به اختصار چند جمله ای هم در رابطه با روانشناسی یادگیری زبان به حضورتان تقدیم کنم.

دوستان عزیز اگر با کودک خرد سالی که به تازگی سعی در ادای کلمات داره برخورد داشته اید به این نکته دقت کنید که کودک جدای از مفهوم ،فقط مثل یک طوطی تلاش میکنه تا صدا تولید کنه .برای او کلمه بابا مفهومی نداره و او فقط اصوات را ضبت و مجدادا پخش میکنه و به مرور زمان رابطه منطقی بین کلمه بابا و شخص پدر را کشف و این صوت را به پدر نسبت میده و به تعبیر ریاضی یا برنامه نویسی کامپیوتر شخص پدر را در متغیر بابا در حافظه بلند مدت خودش ذخیره میکنه .

ولی وقتی که من و شما تلاش میکنیم زبان جدیدی را فرا بگیریم چون ذهن ما دارای پردازش منطقی بوده و بیشتر به دنبال کشف معانی هستیم ، از نوع اصوات غافل شده و حتی زمانی که در حال گوش دادن به یک مکالمه انگلیسی مثلا در یک سی دی هستیم تمام تمرکز ما برای ترجمه سریع و رساندن کلمات به معانی فارسی هستیم در صورتی که این نوع عملکرد نه تنها کمکی به ما نمیکنه بلکه ذهن ما به غلط عادت میکنه به اینکه من میشنوم ، ترجمه کرده و درک میکنم.

تلاش کنید مانند همان کودک بدون در نظر گرفتن ارزش معانی ، دقیقا اصواتی را که میشنوید تقلید کنید در غیر این صورت و با استفاده از روش ترجمه معانی شاید بتوانید جملات انگلیسی را بگویید ولی بی خبر از آنکه شما ناخودآگاه زبان جدیدی خلق کرده اید به نام انگلیسی با لهجه تهرانی،اصفهانی،یزدی،کرمانی و اهل هر جای وطن عزیزمان که هستید که در کل این نوع مکالمه فقط به درد استان خودمون میخوره.
یک بار بدون اینکه به دنبال معنی باشید یک جمله انگلیسی را که اصلا معنی هیچ یک از کلماتش را نمیدونید انتخاب کنید و فقط سعی کنید مثل گوینده انگلیسی دقیقا با همان تلفظ صداهایی را که میشنوید تقلید کنید.

اینجاست که تازه متوجه میشوید لب و زبان شما چه فرم های عجیب و غریبی به خودش گرفت تا بتونه این صدا ها را تولید کنه و صد البته همین فرم های به ظاهر عجیب و غریب طریقه تلفظ صحیحی بوده که شما از آن غافل بودید و فقط به دنبال معنی میگشتید.

سعی کردم خیلی خلاصه بگم انقدر شد ولی مطمئنم دوستان عزیز با کمی تمرین شخصا به این نتیجه خواهند رسید و تازه به جواب این سوالشون میرسند که چرا بعد از این همه زبان خوندن وقتی یک فیلم آمریکایی دوبله نشده میبینیم از مکالماتشون سر در نمیاوریم چون شما کلمات را با لهجه شیرین خودتون به حافظه بلند مدت سپردید نه با تلفظ صحیح خودش.

فقط خوب گوش کنید و صداهایی را که شنیدید تقلید کنید خیلی زود دریچه جدیدی از زیبایی های یادگیری زبان جدید به روی ذهن پویای شما باز خواهد شد.

شاد و پیروز باشید
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
سلام به دوستان ..میبینم که جملات قبلی رو حفظ کردینو اماده بقیش هستینWink
(یادآوری : به خاطر سپردن جملات بسیار به مکالمه شما کمک خواهد کرد.)


‎41-‎ پدر بزرگ اين اواخر همچنان دارد حواس پرت شده مشود.
‎Grandads been getting rather absent-minded lately.‎



‎42-‎ او علت استعفا دادنش را كاملا شفاف بيان كرد.
‎He made his reasons for resigning absolutely clear.‎



‎43-‎ اواخر آن روز حسابي (از خستگي) از پا در آمده بودم.
‎By the end of the day, I was absolutely exhausted.‎



‎44-‎ كاملا حق با شماست ما همه تو اين ماشين جا نميشيم
‎Youre absolutely right - we cant all fit in one car.‎



‎45-‎ اون بچه قابليت عجيبي در درك مطالب دارد
‎the Baby has an enormous capacity for absorbing new information.‎



‎46-‎ به نظر مي آمد كه (مطلب را ) فهميده باشد ولي نمي دانم بگويم همه جزئياتش را هم گرفته باشد.
‎He appeared to understand, but whether he absorbed every detail I cannot say.‎



47 – از كارهائی که برای من انجام میدی ممنون
‎I appreciate what you are doing for me.‎



48 – از تعريفت خيلي ممنون
‎Thanks for your compliment.‎


‎49-‎ خيلي متشكرم كمك زیادی کردی
‎Thank you very much. You were a big help‎


‎50-‎ جدا نمیدونم چطور از شما تشکر کنم (نمیدانم با چه زبانی از شما تشکر کنم)
‎Ive no word to express my seep gratitude.‎



‎51-‎ جدا خیلی متشکرم
‎Thanks you very much indeed.‎



‎52-‎ نمیدونم محبت شما را چگونه جبران کنم
I don’t ‎have anything to give in return.‎



‎53-‎ لطف کردید تشریف آوردید
‎Nice of you to come.‎



‎54-‎ اینجا رو منزل خودتون بدونید.
‎Make yourself at home.‎



‎55-‎ موذب نباشید
‎Dont feel restrained.‎



‎56-‎ تا دم در با شما می آیم (شما را بدرقه میکنم)
‎I will just see you to the door.‎



‎57-‎ امروز زیاد حال و حوصله ندارم
‎I am not in a good mood today.‎



‎58-‎ سر آخر این حقیقت را پذیرفتم که اگر سیگار را ترک نکنم خواهم مرد.
‎I finally accepted the fact that I would die if I didnt stop smoking.‎



‎59-‎ والدین من همیشه من را همان گونه که هستم پذیرفته اند. (انتظار بیهوده از من نداشتند).
‎My parents have always accepted me just as I am.‎



60 – او به خاطر قبول رشوه در زندان است
‎He is in prison for accepting bribes.‎
Lottery 2010‎
U.S ‎Citizen‎
‎Los Angeles, CA‎

‎Nothing is impossible
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: sib 24 ، ADONIS ، سارا کوچولو ، Jav3 ، babakped ، parsush ، satin ، mama2030 ، behjat ، msar
(2010-07-21 ساعت 04:12)ADONIS نوشته:  
سلام دوستان
من چون بعضی از تلفظ ها ( یعنی اکثراBig Grin )‎ رو نمیدونم به دیکشنری ‎babylon‎ رجوع میکنم ...تا علاوه بر معانی مختلف لغت ، بتونم تلفظ لغت رو هم دقیق بشنوم !
به نظر دوستان این برنامه خوب هست ؟ اگر برنامه ای دیگه رو میشناسید ممنون میشم بهم معرفی کنید !
ممنونم از همه ی دوستان به خاطر این تاپیک مفید و خوب ‎!!!‎

سلام
نه متاسفانه ‎babylon‎ زیاد غلط داره.(منم استفاده میکنم) به نظرم فقط دیکشنریهای معتبر که میتونه ‎online‎ هم باشن مناسب هستند
Lottery 2010‎
U.S ‎Citizen‎
‎Los Angeles, CA‎

‎Nothing is impossible
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: ADONIS ، msar
سلام به همه
ادامه بحث مکالمه..

‎61-‎ کودکان سخت میتوانند خود را با مدرسه جدید وفق دهند.
‎The children are finding it hard to adapt to the new school‎


‎62-‎ اگر به جای بیشتری برای کالا احتیاج دارید میتوانید قفسه ها / تاقچه های بیشتری اضافه کنید.
‎If you need more storage space its possible to add more shelves.‎



‎63-‎ اون کتاب میتوانست با اضافه کردن چند عکس رنگی جذاب تر شود.
‎The book would look a lot more attractive if they added a few color pictures.‎



‎64-‎ خواهر زاده من واقعا به بازیهای ویدئوئی معتاد است.
‎My nephew is a complete video game addict‎



‎65-‎ برای اکثر سیگاریها سخت است قبول کنند که آنها هم معتادند.
‎Its difficult for most smokers to admit that they are addicts.‎



‎66-‎ بسیاری از معتادان از رفتن به مراکز درمان امتناع میکنند.
‎Many addicts refuse to go to treatment centers.‎



‎67-‎ لحظه به لحظه به لیست چیزهائی اضافه میکنیم.
‎Additions are made to the list from time to time‎



68 – برای بار سفر بیش از وزن مجاز هزینه بیشتری اعمال شده است
‎An additional charge is made on baggage exceeding the weight allowance‎


‎69-‎ ماشین ما از کار افتاد از این رو هزینه اضافه ای برای کرایه یک ماشین متحمل شدیم.
‎Our own car broke down, so we had the additional expense of renting a car.‎



‎70-‎ تعدادی عامل دیگر وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد.
‎There are a number of additional factors that require consideration.‎


‎71-‎ میتوانم آدرس یک وکیل خوبی را در اختیارتان بگذارم
‎I can give you the address of a good attorney.‎


‎72-‎ لطفا تغییر آدرستان را به ما اطلاع دهید.
‎Please notify us of any change of address‎


‎73-‎ قبل از اینکه آتش نشانان بتوانند آتش را کنترل کنند شعله به دو خانه مجاور نیز سرایت کرد.
‎The blaze spread to two adjacent buildings before firefighters were able to contain it.‎


‎74-‎ او مرد صاحب نفوذی است
‎He is a man of influence.‎


‎75-‎ او اراده ای آهنین دارد.
‎He has an iron will.‎


‎76-‎ او از هر جهت یک آدم با شخصیت است
‎He is a gentleman all round.‎


‎77-‎ تو برای من یک دنیا ارزش داری
‎You mean a world to me.‎


‎78-‎ از اینکه با شما دوست هستم افتخار میکنم.
‎I feel honored to have you as a friend.‎


‎79-‎ جای شما واقعا خالی بود.
‎You were greatly missed‎


‎80-‎ بدون شما سر کردن خیلی مشکل است
‎Thats so hard to deal without you.‎
Lottery 2010‎
U.S ‎Citizen‎
‎Los Angeles, CA‎

‎Nothing is impossible
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: sib 24 ، Jav3 ، neda shz ، satin ، بازگشت ، behjat ، msar
(2010-07-21 ساعت 15:03)Hossein81 نوشته:  
(2010-07-21 ساعت 04:12)ADONIS ‎pid='64230 نوشته:  
سلام دوستان
من چون بعضی از تلفظ ها ( یعنی اکثراBig Grin )‎ رو نمیدونم به دیکشنری ‎babylon‎ رجوع میکنم ...تا علاوه بر معانی مختلف لغت ، بتونم تلفظ لغت رو هم دقیق بشنوم !
به نظر دوستان این برنامه خوب هست ؟ اگر برنامه ای دیگه رو میشناسید ممنون میشم بهم معرفی کنید !
ممنونم از همه ی دوستان به خاطر این تاپیک مفید و خوب ‎!!!‎

سلام
نه متاسفانه ‎babylon‎ زیاد غلط داره.(منم استفاده میکنم) به نظرم فقط دیکشنریهای معتبر که میتونه ‎online‎ هم باشن مناسب هستند


یه کتابی شنیدم به نام ‎Accurate English‎ که میتونید تلفظ صحیح رو پیدا کنیدکه البته اگه صوتی هم باشه عالیه.
Lottery 2010‎
U.S ‎Citizen‎
‎Los Angeles, CA‎

‎Nothing is impossible
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: msar
سلام دوستان
ادامه میدیم بحث مکالمات رو امیدوارم تا الان مفید بوده باشه.

‎81-‎ منظور بدی نداشتم (نمیخواستم ناراحتت کنم).
‎I didnt want to offend you.‎


‎82-‎ میتوانم منظورم را به شما برسانم یا نه؟
‎Am I making myself understood or not?‎


‎83-‎ نتوانستم از چیزی که گفتید سر در بیاورم
‎I couldnt make sense of what you said.‎


‎84-‎ شغل پر درآمدی دارید.
‎You have a well-paid job‎



‎85-‎ من همیشه اضافه کاری میکنم
‎I always stay over time.‎


‎86-‎ این واقعا لطف شما را میرساند.
‎Thats awfully very kind of you.‎



‎87-‎ یک کمی کارهای عقب مانده دارم که باید انجام دهم.
‎I have a little bit of catching up to do.‎



‎88-‎ تا چشم بهم بزنی بر میگردم.
‎I will be back before you know it.‎



‎89-‎ در یک چشم بهم زدن بر میگردم.
‎I will be back in a flash.‎
یا
‎I will be back in a split second.‎
یا
‎I will be back right away.‎


‎90-‎ تو ترافیک گیر افتاده بودم.
‎I was stuck in the traffic‎



‎91-‎ ممکن است من را پیاده کنید.
‎Could you let me off?‎


‎92-‎ من به تو اعتماد نمیکنم ماشینم را به تو بسپارم
‎I dont trust you with my car.‎


‎93-‎ یک لیست بلند بالا از خلافی های ماشین من آنجا بود.
‎There was a long list of infraction for my car.‎


‎94-‎ بدنه ماشین قر شده است.
‎The body of the car is dented.‎



‎95-‎ او یک هفته مرخصی گرفت.
‎He took a week leave.‎



‎96-‎ من میخواهم نقطه نظر خود را متذکر شوم.
‎I want to present my point.‎



‎97-‎ ممکن است نظر خود را در این باره بیان کنید؟
‎Could you voice your views on that?‎


‎98-‎ ببخشید که حرف شما را قطع میکنم.
‎Sorry for interruption / interrupting you.‎


‎99-‎ پیش خودت بمونه
‎Keep it to yourself.‎


‎100-‎ اجازه نده خبر به جائی درز پیدا کند.
‎Dont let the news get out.‎
Lottery 2010‎
U.S ‎Citizen‎
‎Los Angeles, CA‎

‎Nothing is impossible
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: wushu kung fu ، ShabPareyeMohajer ، kianoush ، sib 24 ، ario ، laili ، babak2010 ، drkam ، neda shz ، satin ، بازگشت ، behjat ، msar ، NGNJ




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان