آپارتمانی مبله در غرب لس آنجلس برای کوتاه مدت جهت اجاره موجود است. برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفن های ۰۹۱۲۱۲۵۳۵۵۷ یا ۰۰۱۳۱۰۴۳۰۰۰۶۰ تماس بگیرید.

نظرسنجی: چند درصد برنامه هاتون تحقق یافته؟
کمتر از 20 درصد
بین 20 تا 50 درصد
بیش از ‎50 %‎
[نمایش نتایج]
 
 
میزان رضایت شما از آمریکا پس از یکسال:
سلام به همه دوستان مهاجرت سرایی

این تاپیکی که پیش رو داریم به این منظور است که دوستانی که مدت زیادی (حداقل یک سال) از مهاجرت و سکونت شان میگذره توی این تاپیک یک جمع بندی داشته باشیم.
شاید یکی از دل مشغولی ها و اضطراب هایی که دوستان بعد از مهاجرت دارند این مورد باشه که آینده چگونه رقم خواهد خورد !! مسلماً پس از مهاجرت ما پروسه سخت و خسته کننده ای را خواهیم داشت با این اوصاف ما برای رسیدن به اینده ای بهتر دست به این عمل میزنیم...
پس دوستان لطف کنند به این صورت عمل کنن:
من سعی دارم به یک درصد دست پیدا کنیم(درصد رضایتمندی). منظورم این هست که دوستان با درصدی میزان موفقیت خودشون رو پس از گذشت یکسال برای کمک به دیگر دوستان مهاجر به نمایش بگذارند.

ملاک های عمل
1- مدت اقامت.
2- ایالت و شهری که ساکن هستند.
3-وضعیت مالی هنگام ورود
4-وضعیت تجرد


مقدار پیشرفت:
1-وضعیت زبان انگلیسی شما (قبل و بعد از یک سال)
2- وضعیت کار شما پس از سپری شدن یک سال ( آیا به کار مورد نظر و در شان خودتان رسیده اید؟)
3- وضعیت مسکن پس از سپری شدن یک سال( مسکن خریداری کرده اید یا اجاره؟)
4- چند درصد به ایده آل و برنامه ریزی آینده تون دست پیدا کردید؟ (برای مثال ‎50%)‎
- هر موردی که فکر میکنید مهم خواهد بود رو شرح بدید


دوستان توجه داشته باشید تجربه/هوش/پشتکار و بسیاری فاکتورهای دیگه در این مسئله و پیشرفت شما دخیل خواهد بود پس هر موردی که به نظرتون مهم خواهد بود رو بفرمائید.

آیا همچنان از مهاجرت به عنوان یک نکته مثبت در زندگی نگاه میکنید؟
بی نهایت ممنون.
به آرزوم میرسم، شک ندارمSmile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
دوستان کسی نخواست درباره درصد پیشرفتش بعد از مهاجرت حرفی بزنه؟Smile
به آرزوم میرسم، شک ندارمSmile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
من با این تاپیک موافقم و می تونه کمکی باشه برای کسانی که هنوز وارد نشده اند.

من منتظر هستم دوستانی که بیشتر از یک سال است در آمریکا زندگی می کنند نظر بدهند. اما ذکر چند نکته در اینجا ضروری است:

اول اینکه اگر کسی توانسته بیش از یک سال در آمریکا زندگی کند، توانسته که در جامعه جدید موفق شود. بنابراین می توان گفت هر مهاجر یک ساله ای از یک میزان پایه ای موفقیت برخوردار است.
اگر بخواهم موضوع را باز کنم باید بگویم که: کسانی که بصورت دوره ای مسافرت می کنند، نمی توانند تا ابد این کار را بکنند. آنها بالاخره باید ایران و آمریکا یکی را انتخاب کنند. تردد شش ماه یکبار فقط باعث از دست دادن سرمایه می شود. آنها به هر دلیلی نمی خواهند در آمریکا زندگی کنند که مهمترین آنها می تواند: داشتن کار و زندگی مناسب در ایران و دلایل خانوادگی باشد. در کنار اینها می توان به ترس از عدم موفقیت در آمریکا اشاره کرد.
بنابراین هر کسی که نتوانسته یک سال در آمریکا دوام بیاورد و برگشته است، به احتمال زیاد در راه موفقیت در جامعه جدید مشکلات بیشتری خواهد داشت.

دیگر اینکه ممکن است کاربرانی به دلایل شخصی نخواهند در این باره صحبت کنند. هر چه استقبال از این تاپیک کمتر باشد می توان یک نتیجه نه چندان درست گرفت که میزان موفقیت نسبی بالا نیست. تاکید می کنم این فقط یک احتمال است.

امیدوارم بتوان از تجربیات دوستان قدیمی بیشتر استفاده کرد.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
دوستانی که رفتن!!! بچه های مهاجر سرارو فراموش کردین!!!!.... شرکت کنین لطفا
شماره کیس ‎: 2012AS00013XXX‎
تاریخ رویت قبولی در سایت:15 جولای
تاریخ ارسال فرمهای سری اول:19 جولای ‎2011 DHL‎
کنسولگری: ‎ANKARA‎
تاریخ کارنت شدن کیسBig Grinecember‎
تعداد: 1
تاریخ مصاحبه:19 ‎dec‎
تاریخ دریافت ویزا:19 ‎dec‎
سفر به آمریکا ‎: FEB 2012‎

پاسخ یافتن نقل قول‌ها
یعنی باید تشریحی بگیم ملاک و درصد پیشرفتمون چقدر بوده ؟چه خوب بود همه اون مواردی که ذکر کردید رو به صورت نظر سنجی میذاشتید تا همه مجبور نشوند تشریحی بنویسند .البته با کم لطفی دوستان مقیم خارج که اکثرا بعد از مهاجرت فقط تا چند ماه اول در اینجا رویت میشوند و بعد برای همیشه ناپدید میشوند فکر کنم غیر از مدیرها و تعداد محدودی از دوستان قدیمی که در آمریکا بیش از یکسال بوده اندو هنوز فعالند کس دیگری این طرفها آفتابی نمیشود که جوابگوی این تاپیک باشد.در هر صورت امیدوارم شما با همکاری دوستان به نتایجی که میخواهید برسید .به عنوان اولین نفر این اطلاعات من :

مدت اقامت :1 سال و 9 ماه و 9 روز و 9 ساعتSmile
محل اقامت :شهر سن فرناندو ولی (ولی آبادِ بالا) واقع در ایالت کلیفرنیا
وضعیت مالی هنگام ورود :متوسط
وضعیت تاهل: متاهل
وضعیت زبان قبل از هجرت: متوسط رو به بالا. کتاب آخر اینترچنج چه لولیه همون
وضعیت زبان بعد از هجرت: لیسنینگم خیلی بهتر شده. اسپیکینگ به دلیل لولیدن تمام وقت بین جماعت ایرانی یا بدتر شده یا تغییر نکرده به نظر خودم. ریدینگم بهتر شده . رایتینگ فرقی نکرده. ولی کلا از این قسمت مهاجرتم به شدت ناراضیم و آن هم به دلیل زندگی در شهر ایرانیهاست که در کنار حسنهای زیادی که دارد این عیب بزرگش ضرر زیادی به آدم میزند.

وضعیت کار شما پس از سپری شدن یک سال ( آیا به کار مورد نظر و در شان خودتان رسیده اید؟)
یک روز هم دنبال کار نگشته ام چون پلن ادامه تحصیل داشتم و درگیر پاس کردن هفت خوان رستم شدم. خدا سایه آقامون رو از سرمون کم نکنه که ایشون کار کردند و بنده وظیفه خطیر بخور و بخواب رو به نحو احسنت بر عهده گرفتم.
به نظر من هیچ مهاجر ایرانی تحصیل کرده ای بعد از یکسال که چه عرض کنم بعد از سه چهارسال هم به کار هم شان در حد سواد و تحصیلاتش نخواهد رسید و اگر شانس بیاورد میتواند در کاری مرتبط به رشته اش شغل پیدا کند آن هم در لولی پایینتر ازخود. هر چه باشد ما مهاجریم، زبان نفهمیم وسابقه کارمون ازکشور داغونی در نمیدانم کجای کره زمین است از نظر آمریکاییها . بنابراین جواب خیر است.

وضعیت مسکن: اجاره و در حال انجام مراحل خرید خانه با گرفتن وام
چند درصد به برنامه خودتون رسیدید؟: کلا تغییر برنامه دادم بنابراین نمیشه به این سوال جواب دقیق داد.

هر موردی که فکر میکنید مهمه ؟: این سوال رو از خودم میپرسم که حاضرید به گذشته برگردید و هیچوقت لاتاری برنده نشید که مجبور شید هرچه داشتید رو ببوسید بذارید کنار و بیاید در گوشه پرتی از دنیای خودتان؟
و جوابم اینست که خیر من با دید الان هم ،از اینکه کل زندگیم دستخوش طوفان مهاجرت شده و هنوز دارم در گردباد بالا و پایین میرم و نمیدونم بلاخره کدوم طرف میافتم ولی باز هم حاضرم تو این طوفان دست و پا یزنم تا اینکه در ایران زندگی کنم .ولی همیشه و احتمالا تا اخر عمر با حسرت به مردمان خوشبختی نگاه میکنم که در یک کشور نرمال به دنیا آمده اند و مجبور به مهاجرت نیستند و به زبان مادریشون حرف میزنند ، زندگی میکنند و میمیرند و هیچوقت تجربه تکه تکه شدن وجودشان در هر گوشه دنیا را نداشته اند و نخواهند داشت.

آیا همچنان از مهاجرت به عنوان یک نکته مثبت در زندگی نگاه میکنید؟
مهاجرت برای ما انسانهای جهان سومی که درگیر دولتهای داغون و دیکته کن و جامعه سنتی بدون ظرفیت پذیرش مردم سالاری چه در حکومت و چه بین مردم ، مشکلات فراوان اجتماعی و س. یاسی و اقتصادی هستیم نکته مثبتی جهت نزدیک شدن به پارامترهای اولیه زندگی ، رشد فکری و باز شدن دید و آشنایی با حداقل استانداردهای زندگی است .ولی برای فردی که در یک جامعه سالم به دنیا آمده و زندگی میکند از نظر من مهاجرت کاملا یک کار بی معنیست و با تمام تاثیرات مثبتی که در رشد شخصیت و مهارتهای یک انسان میتواند داشته باشد،به دردسرهایش نمی ارزد .اگر وضعیت کشورمان اینقدر بد نبود خیلی از ما مهاجرها لحظه ای دوام نمیاوردیم و برمیگشتیم چه بسا که تعدادی با همین وضعیت فعلی هم از مهاجرت پشیمان شده و برمیگردند. ولی چیزی که اکثرما مهاجرها را از وضعیت فعلیمان راضی نگه میدارد اوضاع افتضاح اجتماعی فرهنگی س.یاسی کشورمان است که با هر بار سفر به آن ،بیشتر به عمق فاجعه اش پی میبریم. تا وقتی که درون فاجعه زندگی میکنی ،به تمام چیزهایی که داری راضی هستی و نداشته ها را نمیبینی و عادت میکنی. ولی وقتی زندگی استانداردی را تجربه کنی دیگر برگشت به خرابه خیلی خیلی سخت است. و همین موضوع به ما حس رضایت نسبی میدهد. بنابراین مهاجرت از نظر من با شرایطی که ما در زادگاه خود داریم اتفاق مثبتی است .
برنده لاتاری ۲۰۰۹. ساکن لس انجلس.

وبلاگ: ‎https://rasaraplanet.wordpress.com‎ سیاره راساراسا
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: User ، shahab2000 ، soniarazmi ، frozen mind ، kourosh2011 ، shahrzad_a ، aadine ، rs232 ، ParsTrader ، m9780 ، pefa ، mehdi_behzadi ، samgh ، maaref ، final destination ، mml ، nightwolf ، ابی22 ، saeid6812 ، sib 24 ، Vahid-DV2011 ، reza89 ، الی الی ، OverLord ، Donkey chance ، farzad24 ، یاشار و ماری ، pamyrose ، Kaveh90 ، mar308 ، kasra ، free_free ، ساشا ، behzadb57 ، Pedram.mt ، mahmood_eng ، SH1A2R3 ، puzzle ، golesang ، saied-k ، RosalovesUSA ، naeiji1974 ، ravian ، علیرضا م ، alireza.nayyeri ، WIKIMAN ، comrun ، New York ، Seattle2015 ، delir ، sorena ، kolange_edalat ، pr.kia ، Blaze ، perna ، parisrose22 ، ساری ، humsun ، Rainy ، MPU ، honestly2002 ، mohammad.maleki ، nilaaa ، behzad7 ، rouzbehdarvishi ، Omidooo ، parsush ، masih sh ، amin_sh ، Serendipity ، shkhmo ، hamed. ، Tomas ، naarestan ، بتي ، roeentan ، ali234 ، usamilad ، mori5050 ، rira1982 ، مهتاب - 2251 ، به گل ، atin90_v2 ، Afies ، opayamani ، odiseh ، faridl14 ، ensan ، سو سو ، maryamkambiz ، nooshin nasiri ، sam_sabz ، shabnam.84 ، mahdip ، mohammadrezah ، sara79 ، ASALI ، lonelyman ، mohammad_x123 ، hanna01 ، Rock ، azar1348 ، SOROUSH2013 ، black_jay ، yousef.najafi ، aminghshiraz ، y.n ، honey62 ، j1970 ، مانترا ، اریوبرزن ، pv-n ، SOLTANI11 ، mama2030 ، satin ، KIMIA2005 ، بهار-تهران ، shaman ، soheila_chem ، maria2000 ، tartar ، msnfx ، BirdMan ، neda shz ، vahid.vp ، poem ، mhb161 ، nousha2015 ، farzaam3 ، بازگشت ، raihaneh.az90 ، pari pariaaa ، cchico ، Reza20002 ، rahebeh ، mah111 ، Leila Amricaie ، moony ، Lemony ، babak12 ، pey.com ، kage.omid ، محبت ، remarya ، baran21 ، آلیس-1980 ، Lottery 2015 ، L_haam ، ارشان۲۰۱۵ ، amirdadash ، erica ، goliii ، rouham ، behjat ، masoud768 ، سمیرا کریمی ، ziba62ka ، barfi1 ، online27H ، inanna ، SAAM_60 ، victor2016 ، bozorg ، bugbear ، saminsara ، miad ، aram_hpanahi ، shervin56 ، kamali2025 ، asbebarfi
تاپیک رو اکتیو نگه دارین که من 2 ماه دیگه بیام توش نظر بدم لطفا! فعلا واجد شرایط نیستم ‎Smile (‎ خوشحالم چون بعد از 1 سال انتظار پیشرفت زیادی خواهم داشت.شاید تو 2ماه فرجی شد)
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
ملاک های عمل

1- مدت اقامت.

پنج سال و چند ماه کم.

2-‎ ایالت و شهری که ساکن هستند.
دهات اطراف سنفرانسیسکو. البته اول اوکلند بودم, بعد رفتم ریچموند و بعد آمدم اینجا.

3-وضعیت مالی هنگام ورود
افتضاح (3 هزار دلار پول نقد) فقط دلم به این خوش بود که بلیط هواپیمایم دو سره بود و پس از سه ماه می توانستم برگردم و در آمریکا بی خانمان نمی شدم.

4-وضعیت تجرد
اول متاهل بعد مطلقه (آماده تجدید فراش) البته این هم برای خودش داستانی دارد ولی حتی اگر متاهل بودم هم تغییر چندانی در وضعیت کاری و زندگی من به وجود نمی آمد. منظورم این است که علت کار پیدا کردن و یا دوام آوردن من مجرد بودنم نیست و چه بسا متاهل بودن بسیار بهتر باشد.

مقدار پیشرفت:
1-وضعیت زبان انگلیسی شما (قبل و بعد از یک سال)
قبل از آمدن گمان می کردم خوب است و بعد از آمدنم فهمیدم بد است. بعد از یک سال کم کم ترسم از حرف زدن ریخت و متوجه حرف دیگران می شدم. بعد از چهارسال تا حدودی در حرف زدن احساس راحتی می کنم و تا حدودی متوجه حرف دیگران می شوم.

2-‎ وضعیت کار شما پس از سپری شدن یک سال ( آیا به کار مورد نظر و در شان خودتان رسیده اید؟)
قبل از یک سال به عنوان تکنسین اسخدام شدم. بعد از یکسال در کار تخصصی خودم استخدام شدم. در حال حاضر کارم تا حدودی بالاتر از شان خودم است!

3-‎ وضعیت مسکن پس از سپری شدن یک سال( مسکن خریداری کرده اید یا اجاره؟)
تا چهار سال در خانه آمریکایی ها اطاق اجاره کردم. پس از چهارسال خانه خریدم. البته اگر مهمان برایم نمی آمد همچنان ترجیح می دادم در کنار یک خانواده آمریکایی زندگی کنم. ولی شرایط برایم طوری شد که یک خانه سه اطاق خوابه خریدم و به دنبال آن وسایل خانه و زندگی را هم خریدم به علاوه یک تلویزیون 60 اینچ سه بعدی که البته از دو بعد آن بیشتر استفاده نمی کنم.

4-‎ چند درصد به ایده آل و برنامه ریزی آینده تون دست پیدا کردید؟ (برای مثال ‎50%)
حدود ‎450%‎ به خوش بینانه ترین حالت برنامه هایی که از پیش تعیین کرده بودم در زمینه کار و زندگی رسیده ام. ولی چیزهای دیگری در زمینه رضایت از زندگی وجود دارد که یا در زمان برنامه ریزی از آن آگاه نبودم و یا اینکه در آن زمان برایم اهمیت بسیار ناچیزی داشته است.
برنامه ریزی من در خوشبینانه ترین حالت فقط این بود که بتوانم خرج غذا و زندگی ابتدایی خود را در بیاورم تا پس از پنج سال سیتیزن شوم و پاسپورت آمریکایی خود را بگیرم. اصلا چنین کار و زندگی و ماشین و حقوقی را حتی در خواب هم نمی دیدم چه برسد به اینکه بخواهم در مورد آن برنامه ریزی کنم. البته ممکن است من هم در آینده دور یا نزدیک کارم را از دست بدهم و مثلا بدبخت شوم ولی بحث ما در مورد برنامه ریزی است و من فقط برای پنج سال اول برنامه ریزی کرده بودم که چند ماه دیگر بیشتر از آن نمانده است.

-‎ هر موردی که فکر میکنید مهم خواهد بود رو شرح بدید
نکته اینکه شاید مورد من هم کمی استثنایی باشد همانطوری که یک نفر هم ممکن است به آمریکا بیاید و هزاران بلا بر او نازل شود و خاطرات تلخی برای او باقی بگذارد. گرچه برنامه ریزی و تدبیر و همت خود آدم هم شرط است ولی شانس هم در مهاجرت نقش بسیار مهمی را بازی می کند و من گمان می کنم در این زمینه شانس آورده ام که با شرایط بد مالی و روانی که داشتم همه چیز برایم هموارتر از چیزی بود که در خوشبینانه ترین حالت تصورش را می کردم. دیگران اعتقاد دارند که چون قلب پاکی دارم شرایط برایم بسیار هموار شده است ولی خودم فکر می کنم که چنین چیزی نیست چون حتی اگر فرض کنیم میزان پاکی قلب در سرنوشت آدمها تاثیر بگذارد این مسئله در مورد من صدق نمی کند چون من هم مثل بقیه آدمها در قلبم کمی شیشه خرده دارم و در این زمینه فرق زیادی با دیگران ندارم. ممکن است در شرایطی به دیگران کمک کرده باشم ولی آن هم چشمگیر نیست و لااقل مطمئن هستم که کمکی که دیگران به من کرده اند بسیار بیشتر از کمکی است که من به دیگران کرده ام چون من اصلا شرایط کمک کردن به کسی را نداشته ام و در مورد آن فکر هم نمی کردم. برای همین است که من به نظریه شانس در مهاجرت بیشتر اعتقاد دارم و فکر می کنم که من در کنار تمام مشکلاتی که در زندگی داشته ام در تاس مهاجرت جفت شش آورده ام. البته فقط تا همین مقطع زندگی چنین بوده است و ممکن است که تاس بعدی یک و دو بیاید و یا اینکه اصلا آدم همین فردا زیر چرخ تریلی پخ شود و پرونده اش به کل مختومه اعلام گردد.
با آرزوی موفقیت برای شما
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: shahrzad_a ، ParsTrader ، m9780 ، aaaqqq ، mehdi_behzadi ، frozen mind ، samgh ، maaref ، wushu kung fu ، final destination ، mml ، nightwolf ، User ، gadfly ، ابی22 ، mahdicivil ، saeid6812 ، sib 24 ، nastaran86 ، moraddad ، Vahid-DV2011 ، reza89 ، الی الی ، OverLord ، Donkey chance ، farzad24 ، pamyrose ، Kaveh90 ، free_free ، kianoush ، ساشا ، hamedrouhi ، Pedram.mt ، kasra ، mahmood_eng ، zohreh36 ، SH1A2R3 ، puzzle ، sepinod ، saied-k ، imankarimi ، RosalovesUSA ، birahe ، ravian ، leaden_boy ، alireza.nayyeri ، comrun ، New York ، emran_no ، delir ، sorena ، ahnfire ، FREE BIRD ، Afies ، Moein.k ، kolange_edalat ، حامدحامد ، برنا ، nahid.t ، pr.kia ، Blaze ، perna ، ساری ، humsun ، leila42 ، Rainy ، علیرضا م ، nilufar ، MPU ، mohammad.maleki ، Saeedv13 ، nilaaa ، behzad7 ، ozone ، Omidooo ، parsush ، amin_sh ، aviator ، honestly2002 ، laili ، Serendipity ، shkhmo ، hamed. ، Tomas ، roeentan ، ali234 ، usamilad ، mori5050 ، hooman9922 ، rira1982 ، مهتاب - 2251 ، به گل ، opayamani ، odiseh ، ensan ، maryamkambiz ، پروا ، naeiji1974 ، mahdip ، ostokhan ، خوش شانس ، reza6966 ، yaser60 ، H-K ، saeed_gh ، mohammadrezah ، sara79 ، 8yaghobi ، ASALI ، پادتنش ، mohammad_x123 ، Rock ، majorsoly ، Lemony ، azar1348 ، SOROUSH2013 ، shahryar7021 ، black_jay ، y.n ، honey62 ، j1970 ، مانترا ، اریوبرزن ، pv-n ، zanganeh ، SOLTANI11 ، NIKKI ، mama2030 ، satin ، KIMIA2005 ، aghaghia ، shaman ، soheila_chem ، sayeh_m ، maria2000 ، mayhempolis ، tartar ، soli asali ، siakhatar666 ، msnfx ، shahab2000 ، BirdMan ، neda shz ، vahid.vp ، poem ، mhb161 ، mahana.g ، farzaam3 ، بازگشت ، pari pariaaa ، sa_za ، usa2015 ، qeshmi ، Reza20002 ، mah111 ، Dr Sara ، arveen100 ، Leila Amricaie ، moony ، babak12 ، pey.com ، kage.omid ، محبت ، remarya ، motinus ، آلیس-1980 ، ارشان۲۰۱۵ ، amirdadash ، saboteur ، justusa ، ehsansimorgh ، erica ، sina000 ، goliii ، galiver ، taherifar ، shahrooz s ، rouham ، nasam ، behjat ، masoud768 ، shahin2737 ، ziba62ka ، barfi1 ، online27H ، lotttery2015 ، mick ، dosalonimame ، پورسیاحی ، SAAM_60 ، alirz ، victor2016 ، bozorg ، bugbear ، saminsara ، miad ، aram_hpanahi ، tamana2016 ، kamali2025 ، asbebarfi ، pedram7
سلام
من معتقد هستم مقدار استقبال دوستانی که اینجا وضعیت خودشون رو شرح میدن با میزان رضایت نسبت مستقیم داره.
ممنونم از دوستانی که شرکت کرده اند اما یکمی میخوام درباره این موضوع حرف بزنم:
شاید پیش خودمون فکر کنیم کسی که یکسال دوام بیاره یعنی وضعیت خوبی
داره اما خب هیچ موقع اینگونه نیست چه بسا دوستانی که رفتند و از جیب خوردن و برگشتن!!

به نظر من هم خدا رو خواستن و هم خرما غلطه و تردد هر شش ماه هیچ منفعتی نداره مگر الکی پول هواپیما خرج کردن فقط برای یک گرین کارت ‎!!!‎

‎==============‎
آرش جون من نمیدونم چطورتو اونجا با ‎3000‎ تا شروع کردی ‎!!!‎ البته کار بزرگی کردی اما الان خدا رو شکر وضعت خوبه و استیبل شدی...(گوش شیطون کر)... به ببو سلام برسون...60 اینچ یه جورایی با وجودت گره خورده هاا

درباره کیس تو تا اونجا که من میدونم تو کلا متفاوتی ‎Tongue
آرش جوون وضعیت تجرد رو واسه این گذاشتم چون با هم بودن و همسر داشتن یه جورایی قوت قلب هست و از سویی باعث تلاش بیشتر البته استرس هم فوق العاده زیاد میشه و خرج و مخارج میره بالا ‎!!!‎
=============
به نظر من:
مهاجرت برای ما به قول دوستان یه نکته مثبت (البته برای کسانی که علاقه به بهتر شدن دارند چه بسا کسانی که خواهان بهتربودن باشند.) بهش نگاه کرد.


‎=====================‎
=====================

اگه اجازه بدید من از طرف برادرم که آمریکا هست مینویسم....
البته ایشون مهاجر نیستند و دانشجوی فنیکس هستند ولی زندگی و کار(ریسرچ) میکنن و به نوعی تا 4 سال آینده اونجا زندگی میکنن.....

1- مدت اقامت.
حدود 1 سال

2- ایالت و شهری که ساکن هستند.
فنیکس (اریزونا)

3-وضعیت مالی هنگام ورود
دانشجویی درحد 5 هزارتا

4-وضعیت تجرد
مجرد

مقدار پیشرفت:
1-وضعیت زبان انگلیسی شما (قبل و بعد از یک سال)
بخاطر یونی و نوع کارش قبل از رفتن خوب بود نمره تافل و ایلتس هم بالا داشت.

2- وضعیت کار شما پس از سپری شدن یک سال ( آیا به کار مورد نظر و در شان خودتان رسیده اید؟)
کار به صورت رسمی نه اما ریسرچ و کارهای تحقیقاتی برای دانشگاه.....
3- وضعیت مسکن پس از سپری شدن یک سال( مسکن خریداری کرده اید یا اجاره؟)
مستاجر
4- چند درصد به ایده آل و برنامه ریزی آینده تون دست پیدا کردید؟ (برای مثال ‎50%)‎
-----

- هر موردی که فکر میکنید مهم خواهد بود رو شرح بدید
در آمدن به آمریکا و زندگی در اینجا ارتباطات عمومی حائز اهمیت هست و تا حدی زبان و آشنایی با فرهنگ مهم خواهد بود
به آرزوم میرسم، شک ندارمSmile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
جان خودتان بیایید بنویسید.
این 75 درصد کجا هستن؟
نیاز داریم
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: maaref ، m9780 ، الی الی ، shkhmo ، Tomas ، opayamani ، mohammadrezah ، azar1348 ، soli asali ، taherifar ، rouham
(2011-08-16 ساعت 00:24)m9780 نوشته:  
آرش جون من نمیدونم چطورتو اونجا با ‎3000‎ تا شروع کردی ‎!!!‎

راستش اگر سرنوشت من را بخوانید در می یابید که من با 3 هزار دلار نمی خواستم چیزی را شروع کنم و فقط سه ماه از کارم مرخصی گرفتم که بیایم و گرین کارت بگیرم و طلاق بگیرم و کمی هم استراحت کنم و برگردم. شاید اگر ده روز دیرتر برای کار به من زنگ زده بودند من الآن ایران بودم! برای همین است که می گویم شانس هم دخیل است. البته من از همان اول برای صد جا رزومه فرستادم ولی این جایی هم که به من زنگ زد یک شرکت کوچک فامیلی بود که تازه می خواست شروع به کار کند و دنبال یک فرد همه چیز بلد می گشت که کم حقوق بگیرد. من هم به خودم گفتم که چند ماه دیگر هم صبر می کنم تا لااقل با حقوقم خرج سفرم را هم در بیاورم و برگردم ایران ولی حدود هفت ماه آنجا ماندم و این کار فعلی را پیدا کردم. تا یکسال چون فکر می کردم که بر می گردم تمام کارهای شرکت ایران را به صورت ریموت انجام می دادم و هنوز هم مدیر عاملمان در ایران منتظر است که من پاسپورت آمریکایی خودم را بگیرم و برگردم ایران و به کارم در شرکت او ادامه دهم. ولی خوب دیگر نمی داند که من دیگه اون آدم قبلی نیستم!!!

با آرزوی موفقیت برای شما
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
‎'rs232'‎ با سپاس از نوشته روحيه بخشت.
لطفاً در مورد كار اول و دومت بيشتر بنويس.در چه زمينه اي هستند؟قبل از رفتن چه تخصصي داشتي؟الان چه تخصصهايي بدست آوردي؟چه زمينه هاي كاري بنظر شما خوب براي اونجا؟
شماره کیس ‎: 2012AS00008XXX‎
تاریخ رویت قبولی در سایت : اواخر جولای ‎2011‎
تاریخ ارسال فرمهای سری اول : اوايل آگوست ‎2011‎
کنسولگری: آنکارا
تاريخ كارنت: اکتبر ‎2011‎
تاریخ مصاحبه: نوامبر ‎2011‎
تاريخ كليرنس: دسامبر ‎2011 Smile
تاریخ دریافت ویزا: فوريه ‎2012‎
تاریخ ورود به آمریکا ‎: April 2013‎
تاریخ دریافت گرین کارت ‎: May 2013‎
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2011-08-16 ساعت 12:04)wushu kung fu نوشته:  
آرش این تلویزیون 60 اینچیتم بحثی برای خودش داره ها ‎Big Grin
آرش بخشی از آرمان هاش و یکی از انگیزه هایی که تونست تو آمریکا نگهش داره این 60 اینچی بود ‎!!!‎ تو وبلاگش هم یک در میون میگه 60 اینچ (البته من شنیدم شب ها که میخواد بخوابه اول وجب میگیره تی وی رو و بعد میخوابه همین طور وقتی میره فروشگاه اول بخش تی وی میره تا وجب گیری رو آغاز کنه)
Big Grin
نقل قول:راستش اگر سرنوشت من را بخوانید در می یابید که من با 3 هزار دلار نمی خواستم چیزی را شروع کنم و فقط سه ماه از کارم مرخصی گرفتم که بیایم و گرین کارت بگیرم و طلاق بگیرم و کمی هم استراحت کنم و برگردم. شاید اگر ده روز دیرتر برای کار به من زنگ زده بودند من الآن ایران بودم! برای همین است که می گویم شانس هم دخیل است. البته من از همان اول برای صد جا رزومه فرستادم ولی این جایی هم که به من زنگ زد یک شرکت کوچک فامیلی بود که تازه می خواست شروع به کار کند و دنبال یک فرد همه چیز بلد می گشت که کم حقوق بگیرد. من هم به خودم گفتم که چند ماه دیگر هم صبر می کنم تا لااقل با حقوقم خرج سفرم را هم در بیاورم و برگردم ایران ولی حدود هفت ماه آنجا ماندم و این کار فعلی را پیدا کردم. تا یکسال چون فکر می کردم که بر می گردم تمام کارهای شرکت ایران را به صورت ریموت انجام می دادم و هنوز هم مدیر عاملمان در ایران منتظر است که من پاسپورت آمریکایی خودم را بگیرم و برگردم ایران و به کارم در شرکت او ادامه دهم. ولی خوب دیگر نمی داند که من دیگه اون آدم قبلی نیستم!!! ‎

آرش جان دقیقا باهات سر این قضیه شانس موافقم...
به نظر من موارد دیگری هم میتونه مهم باشه مثل:
جدیت، سخت کوشی، خوش بین بودن و چیزی که خیلی مهم خواهد بود خود اتکایی هست ‎!!!‎

نقل قول:با سپاس از نوشته روحيه بخشت.
لطفاً در مورد كار اول و دومت بيشتر بنويس.در چه زمينه اي هستند؟قبل از رفتن چه تخصصي داشتي؟الان چه تخصصهايي بدست آوردي؟چه زمينه هاي كاري بنظر شما خوب براي اونجا؟ ‎

این مورد تو تاپیک کار و اشتغال راجع بهش خیلی بحث شده و بیشتر بچه ها معتقد هستند که فقط مدرک و ‎...‎ مهم نیست ‎!!!‎ تخصص و کار بلدی و به قول خودمانی ها آچار فرانسه بودن مهم است ‎!!!‎ اونجا این طور نیست که با رزومه 10 سال سابقه و مدرک فوق بری بکوبی تو صورت مدیر عامل اونم بگه بفرمائید میزتون منتظرتونه ‎!!!‎ ائنجا چیزی که مهمه مخصوصاً شرایط حال (بد اقتصادی) بدرد بخور بودن هست.
به آرزوم میرسم، شک ندارمSmile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
فقط همين تعداد دوستان بودند، من يه پيشنهاد دارم دوستاني كه در آمريكا در حدود سه ماه و به بالا هم كه در آمريكا زندگي مي كنند نظر بدهند و فقط مدت حضورشان در آمريكا و نام ايالت و شهرشون رو حتما بيان كنند(البته با اجازه) فكر كنم اينطوري كاربران بيشتري اظهار نظر كنند.
من در دنيا يك بزرگوار مي شناسم و آن حضرت بزرگوار مي باشد.

خلیج فارس و ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک دارایی همه ایرانی ها می باشد.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2011-08-20 ساعت 01:44)Hadi joon نوشته:  
فقط همين تعداد دوستان بودند، من يه پيشنهاد دارم دوستاني كه در آمريكا در حدود سه ماه و به بالا هم كه در آمريكا زندگي مي كنند نظر بدهند


به نظرم رو حرف کسی که سه ماه اومده نمیشه حساب کرد. بعد از 3 ماه آدم هنوز داره گیج گیجی می خوره و هنوز تحت تاثیر اسم آمریکا و وسعت آمریکا قرار داره و اونقدر چیزای جدید برای یادگرفتن داره که هنوز نتونسته فکر کنه. واقعا یکسال زمان برای جا افتادن لازمه.
ضمن اینکه این تاپیک یه جورایی باعث خود درگیری میشه! ممکنه به زبان یه روز بگیم راضی هستیم و فرداش حرفمون رو پس بگیریم. اما اینجا هر چی میگیم ثبت میشه و ممکنه یکی بر اساس اون حرف تصمیمی برای آینده ش بگیره.برای همین شاید همه کس 1- جرات اظهار نظر نداشته باشه 2- تو ذهن خودش هنور به جمع بندی نرسیده باشه. صبور باشین به مرور خیلی های دیگه یکساله می شن و جواب میدن.Rolleyes
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
با نظر شهرزاد موافق هستم (در مورد مسئله حضور 3 ماهه)...
ما انسان ها یک تعریفی از موفقیت داریم که در هر کسی بسته به درجه و سطح فرهنگ و خانواده و نوع زندگی و امکانات و تحصیلات ‎....‎ فرق داره... مثلا یکی ممکنه موفقیت در آمریکا براش این طوری باشه که فقط یه خونه اجاره کنه و یک کار با درآمد ‎2000‎ تا داشته باشه (به قول خودمون آب باریکه) و زندگی کنه اما یکی دیگه موفقیت یعنی استخدام در یک شرکت معتبر و درآمد عالی بعد از آب سیتیزن شدن و ‎.....‎ حرفمون وقتی میتونه عوض بشه که نوع نیازهامون عوض بشه مثلا همون فردی که درآمدش ‎2000‎ تا هست وقتی ازدواج کنه نیاز داره حقوقش بره بالا و نیازهاش فرق میکنه اونجاست که میگه ااااا من موفق نیستم.....


ما با وضعیت فعلی فرد کار داریم


به آرزوم میرسم، شک ندارمSmile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: shahrzad_a ، frozen mind ، free_free ، zohreh36 ، shkhmo ، Tomas ، opayamani ، mohammadrezah ، azar1348 ، pv-n ، soli asali ، babak12 ، taherifar ، rouham




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان