آپارتمانی مبله در غرب لس آنجلس برای کوتاه مدت جهت اجاره موجود است. برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفن های ۰۹۱۲۱۲۵۳۵۵۷ یا ۰۰۱۳۱۰۴۳۰۰۰۶۰ تماس بگیرید.

ایده های کار در بدو ورود به آمریکا
سلام این تاپیک بنا به درخواست دو کاربر سایت ‎yami‎ و ‎soheilbadami‎ و ایجاد شده است .
هدف از این تاپیک گرفتن ایده های هم کاربرانی در آمریکا زندگی می کنند و هم کاربرانی هنوز وارد آمریکا نشده اند می باشد .
هرچند من معتقد هستم خیلی از ایده هایی که ما در ایران داریم چندان با شرایط اقتصادی آمریکا جور نیست .
امیدوارم این تاپیک برای مهاجرین به آمریکا مفید باشد .
آن مایه ز دنیا که خوری یا پوشی
معذوری اگر در طلبش میکوشی
باقی همه رایگان نیرزد هشدار
تا عمر گرانبها بدان نفروشی
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
البته من توصیه ام اینه که در این تاپیک صرفا اجازه بدیم که اونایی که هنوز به آمریکا نرسیدن ولی در حال تکمیل پرونده هاشون هستن و به زودی به اینجا میان, ایده های کار و زندگی شونو که مثلا اومدن اینجا میخوان چیکار کنن رو به اشتراک بذارن و بعد در جواب اونا دوستانی که در آمریکا هستن اگه نظری در مورد این ایده دارن بیان کنن. مثلا بگن که من این کارو کردم و به این مشکل بر خوردم یا موفق شدم یا با اطلاعاتی که دارم این کار اینجوری خواهد شد. در این صورت ضمن اینکه مایی که اینجاییم از این ایده ها بالاخره یک استفاده ای میکنیم و ممکنه جرقه ای باشه در ذهنمون برای یک ایده بهتر و اونایی هم که هنوز نیومدن تا زمان اومدنشون میتونین به میزان زیادی ایده خودشون رو اصلاح و ارتقا بدن.
پستهایم را زیاد جدی نگیرید چون ::کماکان در مایه های خداحافظیم ‎::
فلسفه «خر ما از پل گذشت، نشیمنگاه متزلزل دیگران» را کنار بگذارید. از هر دستی بدهید، از همان دست یا نهایتا از دست دیگر، یک روزی پس می گیرید.
بدهی رتبه ها را هم، احیانا با تاخیر، پس می دهم، مگر آنهایی که اکانتشان بسته شده.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
سلام:
اولا ممنون از باز کردن چنین تاپیکی .
با توجه به اینکه این مسئله مستقیما به رفتن یا نرفتن من به آمریکا مربوط میشه و برام خیلی سرنوشت سازه ، چند وقت پیشتر چنین تقاضائی از دوستان کردم که اون موقع اعتنائی به اون نشد!
بگذریم
با اجازه اولین ایده رو من میدم :
یه سرمایه گذار مایه دار ایرانی ( یا حتی آمریکائی ) پیدا کنیم و با توجه به اینکه ما ها به راحتی میتونیم رفت و آمد داشته باشیم یه جورائی نقش نماینده یا وکیل کاری ایشون رو در اونجا ( یا اینجا ) ایفا کنیم .
البته نمیدونم این مسئله تحریم مشکل ساز هست یا نه؟

ورود به آمریکا ‎: JULY 4TH‎
دریافت گرین کارت ‎: JULY 26TH‎
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2012-03-23 ساعت 00:10)M_star1316 نوشته:  
سلام:
اولا ممنون از باز کردن چنین تاپیکی .
با توجه به اینکه این مسئله مستقیما به رفتن یا نرفتن من به آمریکا مربوط میشه و برام خیلی سرنوشت سازه ، چند وقت پیشتر چنین تقاضائی از دوستان کردم که اون موقع اعتنائی به اون نشد!
بگذریم
با اجازه اولین ایده رو من میدم :
یه سرمایه گذار مایه دار ایرانی ( یا حتی آمریکائی ) پیدا کنیم و با توجه به اینکه ما ها به راحتی میتونیم رفت و آمد داشته باشیم یه جورائی نقش نماینده یا وکیل کاری ایشون رو در اونجا ( یا اینجا ) ایفا کنیم .
البته نمیدونم این مسئله تحریم مشکل ساز هست یا نه؟



عزیز دلم اجازه میدید من سرم را بکوبم به دیوارSad‎ جان من قبل از تشریف آوردنتان یک فکر اساسی برای خودتون بکنید این فکرها وقعا نشدنی و غیر قابل اجراست.من و یامی توی این کشور گل و بلبل به هر دری زدیم به دره بسته خوردیم. نمی دانم شما چه قدر از اوضاع اینجا خبر دارید .اینجا هر گونه رابطه تجاری با ایران جرم حساب میشه!!! در ضمن می دانی چرا یامی عزیزم این پست قبلی را داده ؟؟؟!!!
بعضی از دوستان واقعا ممل آمریکایی هستند( البته در یک بازه زمانی خودم هم بودم منکرش نمی شم) ‎Tongue‎ واقعا اینجا توی مهاجر سرا چند نفر مثل آرش هستند؟؟؟
راستی اگه مایه داری واقعا همه حرفهایم را پس میگیرمWink
از مدیران عزیز که ممکن احساس کنند پست بنده بار منفی داره خواهش میکنم این دفعه را بیخیال بنده بشن بخدا اگر مهاجرین جدید واقعیت ها رو بدانند بزرگترین لطف را در حقیشان کردید.
با تشکر و احترام از تمامی دوستان

نوع ویزا: ‎CR1‎ (ازدواجی)
اولین اقدام: ‎April 2010‎
محل مصاحبه:ناپل بود که با بدبختی به ابوظبی تغییر دادیم
تاریخ تکمیل مدارک در ‎NVC: 2011 /Feb/18‎
تاریخ مصاحبه: 4 آپریل ‎2011‎
تاریخ گرفتن ویزا:6 آپریل ‎2011‎
طول مدت پروسه گرفتن ویزا :یک سال تمام
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
اولا من نظرم اینه که ایکاش مدیران سایت اجازه میدادن این تاپیک زیر مجموعه همون برندگان لاتاری می بود که پر جمعیت هست چون متاسفانه خیلی از اون اعضا چنان برق اومدن چششون رو گرفته که بعید میدونم به بخش کار و اشتغال در آمریکا اصلا سری بزنن. بلکه اینجوری توفیق اجباری میشد برای همه مون که در زمینه بیشتر با هم تبادل نظر کنیم. واله اهمیت این از کلیرنس و نمیدونم چیزهای دیگه خیلی بیشتره.

ام-استار عزیز! این فکر نه تنها فکر شماست بلکه فکر قریب به اتفاق دوستانی هست که دارن میان اینجا!! یکیش خود من! البته من بعد از اومدن بیش از دو ماه وقت گذاشتم و سه بار هر بار نیم ساعت با اداره کنترل دارایی های خارجی تلفنی صحبت کردم و نهایتا نتیجه کار رو به شما میگم. بعدش ببینین با این وضعیت میتونین همچین کاری کنین یا نه. کلا دلم میخواد این ایده قالش کنده بشه تا بریم سر ایده های اساسی!!
قبل از هر چیز تکلیف صادرات از ایران به آمریکا رو روشن کنم. بجز کتاب و نقاشی و مدیا (سی دی و دی وی دی و ‎...)‎ هیچ چیزی دیگری قابل صادرات به آمریکا از ایران نیست. یعنی حتی کنسر قیمه بادمجون یک و یک هم که ربطی به برنامه هسته ای ایران نداره نمیتونه به آمریکا بیاد. دلیلش هم واضحه چون بر اساس تحریم پول آمریکایی نباید به ایران بره. حالا چرا مطبوعات و مدیا آزاده نمیدونم.
در حال حاضر شما (البته اداره کنترل دارایی های خارجی ترجیح میده یک شهروند مثلا همسرتون) میتونین محدود چیزهایی رو بدون تشریفات اخذ مجوز به ایران صادر کنین. این «چیزها» به طور کلی شامل لیست زیر هست (حالا من خلاصه کردم بدون قید استثنائات):

فرآورده های غذایی, غذای حیوانات, صدف و محصولات دریایی, آبجو, نوشابه گازدار, دام (احتمالا شامل طیور و زنبور عسل هم باشد), الیاف پنبه ای پشمی یا دیگر الیاف, محصولات توتون و تنباکو (سیگار و غیره), چوب و محصولات چوبی (مانند تیر چوبی و صفحات تخته ای. اشیا چوبی را شامل نمی شود), دانه ها, مواد تلقیح شده مانند تخم مرغ جنین دار, جنین و مایع منی. کودهای خاص و کودهای آلی (مایع با هر مقدار نیترات آمونیوم و جامد با کمتر از 15 درصد نیترات آمونیوم), لوازم آرایشی که کاملا از مواد گیاهی ساخته شده باشند, ویتامین ها و مواد معدنی, مکملهای غذایی, آب آشامیدنی در بطری, داروهای انسانی و دامی و تجهیزات پزشکی که در لیست کنترل بازرگانی نباشد.

شما هر چیزی خارج از این لیست بخوای به ایران صادر کنی باید مجوز خاص بگیری که البته گرفتنش بسیار سخته چون شما داری برای مستثنی شدن از تحریم مجوز میگیری که باید دلایل محکم و قانع کننده خودش رو داشته باشه. با اونجاش کاری نداریم.
ازین لیست بعضی هاشون که اساسا صادراتش معقول نیست مثل محصولات دریایی و آب آشامیدنی در بطری یا کود کشاورزی به خاطر هزینه های حمل و نقل. بعضی هاشون هم از کشورهای دیگه بیاد خیلی ارزونتر تموم میشه مثل الیاف پشمی و پنبه ای مگر اینکه در حجمهای چند کشتی خریداری بشه که راست کار ما نیست. اونایی که معقول به نظر میرسه از آمریکا خریداری بشه اینایی هستن که مینویسم بهمراه مشکلاتی که باهاشون همراهه.

- دانه ها: اگه به نیت بذر بهش نگاه کنیم خوب میشه روش حساب کرد. شما باید از وزارت کشاورزی ایران برای این کار مجوزهای خاص بگیری که به خاطر مسائل قرنطینه ای به این راحتی ها هم نمیدن. تا جایی که میدونم شرکتهای تخصصی خاصی در این زمینه فعال هستن و بعید میدونم به افراد متفرقه اجازه فعالیت در این زمینه داده بشه.

- مواد غذایی: چیزی که من بیشترین فوکوس رو روش کرده بودم و متاسفانه به علت افزایش قیمت دولار کلا معادلاتم به هم ریخت. در اینکه در بازار ایران مواد غذایی ساخت آمریکا ممکنه طرفدار زیادی داشته باشه شکی نیست اما بعید میدونم دیگه امروزه روز کسی برای یک سس فلفل تاباسکو لوئیزیانا که شما اینجا براش مثلا 4 دولار پول دادی, در ایران به بقالی ده هزار تومن پول بده!! (با احتساب همه هزینه های سربار تا برسه دست مصرف کننده)
البته من نمیدونم کماکان بازار مواد غذایی مالزیایی در کوچه مروی تهران به همان رواج سابق هست یا با گرون شدن رینگیت و دولار اونم کساد شده.

- مواد آرایشی صد در صد گیاهی: تعدادشون به اون صورت زیاد نیست اینجا و ایران هم باید از اداره بهداشت و هم اداره استاندارد مجوز بگیرین. اونایی که در کار مواد آرایشی هستن خوب میدونن که رقابت جنس واردات قانونی و تعرفه داده با جنس بازار سیاه چقدر سخته. ضمنا یکی دو تا از مارکهای معروف این جور مواد آرایشی هم از کشور اسمشو نبر هست که به همین خاطر نمیشه براش مجوز واردات گرفت به احتمال زیاد.

- داروها و مکملهای دارویی و غذایی: پر سودترین تجارت بین ایران و آمریکا میتونه باشه و البته با بالاترین محدودیت در طرف ایران. تاسیس شرکت واردات و صادرات دارو در ایران دنگ و فنگ زیادی داره و اخذ مجوز برای هر واردات هم بسیار سخت و پر هزینه هست. اتحادیه خودش رو داره (اتحادیه واردکنندگان مکمل های غذایی، رژیمی، ویتامینی و گیاهی ایران که سایتشونم خرابه ‎www.sifs.ir)‎ و اینم لینک شرایط اخذ مجوز واردات ‎http://www.fda-kums.ir/detail.asp?id=116‎
معدود شرکتهایی که در این زمینه فعال هستن معمولا چندین نفر دکتر و مهندس ایرانی مقیم آمریکا و اروپا جزو هیات مدیره شون هست و احتیاجی به من و شما (یا حداقل فقط من!) ندارن.

و اما مشکل بعدی بحث انتقال پول هست. درسته که صادرات این چیزهایی که در بالا گفتم به ایران آزاده اما دادن پول اینا به طرف آمریکایی مصیبت اعظم هست. ایران و آمریکا که رابطه بانکی ندارن. این شرکتهای ایرانی هم قبلا در دوبی و اروپا نمایندگی داشتن و از طریق بانک ایرانی پول به بانک اروپایی و از اونجا به آمریکا میرفت و البته باید اداره کنترل دارایی های خارجی هم در این زمینه کامل مطلع میبود. الانم که دیگه سویفت رسما قطع شده در ایران. یعنی کسی بخواد پول طرف آمریکایی رو بده باید با چمدان پول رو ببره اروپا یا دبی که شرکتش اونجا ثبته بعد از اونجا پول و بفرسته به آمریکا و مشکل همینجا به وجود میاد. اداره کنترل دارایی های خارجی میگه مبدا پول نامشخصه و کل قضیه کنسل. من الان خودم موندم که این شرکتهای ایرانی که از آمریکا دارو و ویتامین وارد میکنن الان میخوان چکار کنن؟
مورد و مشکل دیگه هم بحث خود حمل و نقل هست که از آمریکا به ایران به این راحتی و ارزونی نیست. خیلی از شرکتهای کشتیرانی اساسا از قبول بار به مقصد ایران در آمریکا امتناع میکنن با اینکه در شبکه کارگوشون به ایران هم سرویس دارند. شرکتهای هواپیمایی کارگو و یا ‎DHL‎ هم بسیار گرون تموم میشن و صرف نمیکنه برای هر چیزی.

خوب الان کی میخواد به ایران صادرات کنه؟
* بهزاد جان, خبر بد رو که اینجوری نمیدن! طرف زهره ترک شد!!
پستهایم را زیاد جدی نگیرید چون ::کماکان در مایه های خداحافظیم ‎::
فلسفه «خر ما از پل گذشت، نشیمنگاه متزلزل دیگران» را کنار بگذارید. از هر دستی بدهید، از همان دست یا نهایتا از دست دیگر، یک روزی پس می گیرید.
بدهی رتبه ها را هم، احیانا با تاخیر، پس می دهم، مگر آنهایی که اکانتشان بسته شده.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
ضمن تشکر از یامی. در مورد مکملها و دارو تقریبا چند سالی هست که برندهای آمریکایی از طریق نمایندگانشون در اروپا صادرات رو انجام میدادن و من نشنیدم که ارسالی مستقیم از آمریکا باشه چون بحث لیبل وزارتخونه هم داستانی هست اگر ثبت سفارشها دارای طرف آمریکایی باشند. البته من این اطلاعاتی هست که به واسطه دارم و مستقیما خبری ندارم و ممکن هست کامل یا درست نباشن.
در مورد تاپیک هم درست گفتید. تب آمریکا چنان داغ هست که کسی کمتر به این امور جزئی ! اهمیت میده و بچه هایی هم که اینطرفند تک و توک مثل شما نظر به جز میدن و یکسری مطالب هم خب بیشتر ارمانگراییانه و یا زورنالیستی است تا عملگرا. به هر شکل ارزوی موفقیت برای همه داریم.
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2012-03-23 ساعت 08:53)soheilbadami نوشته:  
ضمن تشکر از یامی. در مورد مکملها و دارو تقریبا چند سالی هست که برندهای آمریکایی از طریق نمایندگانشون در اروپا صادرات رو انجام میدادن و من نشنیدم که ارسالی مستقیم از آمریکا باشه چون بحث لیبل وزارتخونه هم داستانی هست اگر ثبت سفارشها دارای طرف آمریکایی باشند. البته من این اطلاعاتی هست که به واسطه دارم و مستقیما خبری ندارم و ممکن هست کامل یا درست نباشن.
در مورد تاپیک هم درست گفتید. تب آمریکا چنان داغ هست که کسی کمتر به این امور جزئی ! اهمیت میده و بچه هایی هم که اینطرفند تک و توک مثل شما نظر به جز میدن و یکسری مطالب هم خب بیشتر ارمانگراییانه و یا زورنالیستی است تا عملگرا. به هر شکل ارزوی موفقیت برای همه داریم.


بله سهیل جان, خلاصه مطلب اینکه این بیزنسها آنقدر بزرگ هستن که به فردی خارج از سیستم خودشون برای انجام امورشون در آمریکا (تازه اگه به قول شما نیازی هم داشته باشن و طرف نمایندگی اروپایی نباشه) نیاز نداشته باشن.

در مورد کم بودن اشتراک در این بحث کار بذار یک مطلبی رو رک و پوست کنده بگم و امیدوارم که به بقیه دوستان بر نخوره.
واقعیت اینه که به استثنای موارد انگشت شمار متاسفانه قریب به اتفاق مهاجران در مشاغلی بسیار پایین تر از اونی که در ایران داشتن مشغول به کار هستن و سرخورده و ناراحت حالشون از این مباحث به هم میخوره. باید خودمم اعتراف کنم که انتظار اشتراک در این مبحث برای مثال میگم از یک مهندسی با سابقه که الان تو فود مارت پمپ بنزین کار میکنه و نوشابه خالی میکنه و مغازه رو تی میکشه و به فک و فامیل هم تو ایران گفته تو شرکت شل یا موبیل استخدام شدم ‎(!!)‎ تلاش بیهوده ای هست (کار که عیب نیست اگه آدم درست انجام بده) با اینکه منظور من این بود که بیاییم این رودرواسی ها رو کنار بذاریم و اجازه بدیم بقیه هم از تلاشها و شکستها و پیروزیها و تجربیات ما استفاده کنن. مستمع آزاد یک گوشه ی نشستن هیچ دردی رو از هیچ کس دوا نخواهد کرد. وقتی کسی نقاط ضعف و قوتش رو در کارهایی که کرده یا میتونه بکنه با بقیه در میون میذاره ممکنه کس دیگه کاری بهتر بهش پیشنهاد بده یا راهی رو بهش نشون بده که خودش نمیدونست.
یک بار با دوستانی در زمینه موفقیت ایرانیها در آمریکا صحبت میکردم بهشون گفتم که اینجا میری ناسا مثلا 5 تا مهندس ایرانی هست همشون هم تاپ تاپ!! اما در عوض شونصد تا مهندس هندی رده متوسط هست!! حالا خداییش کدوم یک از اینا خوبه؟ همین روحیه تکروی ایرانی و همکاری هندی باعث شده که اینجوری بشه. ایرانیها همه ریزش کرده همین پنج تا رسیده به اوج که تاپهای جامعه هستن در عوض هندی ها با هم همکاری کردن و اون ضعیفشون هم یک جوری کشیدن با خودشون بالا.
پستهایم را زیاد جدی نگیرید چون ::کماکان در مایه های خداحافظیم ‎::
فلسفه «خر ما از پل گذشت، نشیمنگاه متزلزل دیگران» را کنار بگذارید. از هر دستی بدهید، از همان دست یا نهایتا از دست دیگر، یک روزی پس می گیرید.
بدهی رتبه ها را هم، احیانا با تاخیر، پس می دهم، مگر آنهایی که اکانتشان بسته شده.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
دوستان عزيزم
نكته است كه بايد به عرض برسانم بحث هاي مربوط به اين ور و اونور آب و بحث هاي مربوط به آرمانگرايي هست
قديمها كه ما درس ميخونديم سلامتي را اينگونه تعريف ميكرديم
سلامتي يعني سلامت كامل جسمي و روحي و اجتماعي
حال فرض كنيم جسم و روحمان سالم هست ! ميرسيم به سلامت اجتماعي
اين مقدمه را گفتم دوستان نگويند بحث من سياسي هست بلكه ببينند بحث بحث اجتماعي هست عزيزان همه ما ميدونيم كه در آمدن به آمريكا در يك سال اول حداقل بين هشتاد تا صد ميليون تومان از دست ميدهيم چه بسا كه كل كاركرد ما در دوران زندگي كاري همين قدر بوده هست حال بحث اينجاست كه چرا ما يا حداقل من اين هزينه را متقبل ميشوم و البته چيزهاي ديگري مثل موقعيت شغلي و ‎.....‎ را از دست ميدهم؟ طي مطالعه اي كه داشتم آمار مربوط به اقتصاد آمريكا را در يكي از سايتهاي دولتيشان ميخواندم اين زماني بود كه براي مصاحبه خط فقر ايالتها را بايد ميديديم و بيش از اون حساب بانكي نشون ميداديم
برام جالب بود كه خط فقر از سال ٢٠٠٢ تا الام در آمريكا تقريبا ثابت بوده و از سال ١٩٨٢ يعني قريب سي سال پيش تا حال اين عدد فقط دوبرابر شده است و به قول آژير زمان جنگ معني و مفهوم آن اينست كه در سي سال هزينه ها فقط دو برابر بالا رفته كه كسي با دوبرابر شدن در آمدنش از خط فقر بيرون آمده اسا و البته بعضي از رشته هاي اقتصادي مثل ملك و زمين حتي تا بيش از پنجاه درصد سقوط كرده است
شايد مثال ساده تري از خودمان بزنيم زماني كه دلار هفت تومن بود گوشت كيلويي چهار تومن بود حالا بعد از سي سال در ايران دلار دويست و پنجاه برابر شده ولي گوشت قيمتش شش هزار برابر!!!
ما الان در جايي هستيم كه بنده اين آي پدي را كه الان دارم باهاش تايپ ميكنم خريدم١١٩٠٠٠٠ و حدود چهار ماه نگذشته شده ١٨٠٠٠٠٠ حال اين هم مهم نيست بنده تابستان آدامس ريلكس خريدم ٥٠٠ حالا يك مغازه ميده ١٠٠٠ يكي هشتصد البته معتقدم يك ٢٠٠٠ هم بفروشه ميتونه و يكي ٢٠٠ تومن هم بده باز ميتونه و جالبه هيچ حساب كتابي نداره و ارگان قوي هم نيست كه اين حساب كتابو درست كنه
حالا سوال اوليه اينكه اينها عوامل مهم استرس زايي نيست؟ آدرنالين يا همان هورمون پيري كه از استرس توليدش زياد ميشه نقشش را به خوبي در اينجا ايفا ميكنه
از اين مثالها زياد هست ولي مثال آخر يا تير خلاص اينكه بنده بعد از پانزده سال استخدام رسمي به عنوان يكي از قشر تحصيلكرده جامعه كه فقط بيست و پنج سال درس خونده عيدي و پاداش عملكرد آخر سال بگيرم ٣٥٠ تومن و يكي كه بيست وپنج سالشه و براي من چايي مياره و تي ميكشه پاداش آخر سال بگيره ٧٥٠ تومن!!!!
دوستاني كه اونور هستيد آيا آنجا به كارمندان و كاركنان چنين ارزش گذاري ميشه؟
كيفيت زندگي هم هم شاخص داره و هم تعريف خاص خودشو و ميشود براحتي اينو مقايسه كرد
اگر بحثي هست به نظر من بحث جايگاهها هست اگر من در آلمان سويس و يا هر جاي اروپا پانزده سال كار كرده بودم اين بود ارزش من؟ دوستان دقت كنند چرا آمار شركت در لاتاري در ارو پا خيلي كمتر از آسيا هست؟ با اينكه اروپا واقعا هزينه ها بالا هست و جالبه اونهايي كه از ارو پا شركت ميكنند مهاجرين آسيليي اروپا هستند

مخلص كلام بحث آرمان گرايي نيست چون واقعا ما از سن آرماني مان گذشته بحث بحث جايگاهها هست

يامي عزيز در يكي از بحث ها برايم نوشت تكليف پزشكان در آمريكا روشن هست يكي دو سال درس ميخوانند امتحان ميدهند بعد زندگي خوبي خواهند داشت و ....اين يعني چي؟ يعني يك سيستم در آنجا حاكم هست كه تكليف تو را بر اساس تلاشت روشن ميكند حال بحث اينجاست كه من در اين مملكت بيست و چند سال درس خوندم وتلاش كردم و پانزده سال كار كردم و باز هم تلاش كردم ولي فعلا تكليفم روشن نيست

کیس نامبر: ‎2012as2xxxx‎
کنسولگری:انکارا
مصاحبه: فبريوري ٢٠١٢
کلیرنس: مارچ ٢٠١٢
دريافت ويزا: آپريل ٢٠١٢
تاریخ ورود به آمريكا: جون ٢٠١٢
تعداد افراد در این کیس نامبر: 3 نفر
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
سلام دوست عزیز ‎armanbala‎

من با تمامی مطالب شما موافق هستم اما دوست گلم این را من بارها به چشمم دیدم در این کشور امنیت شغلی زیادی وجود نداره و این ربطی به کار شما یا تحصیلات شما نداره!!! فکر نمی کنم کسی دیده باشم که 15 سال سر یک کار یا داخل یک شرکت کار کرده باشه ‎!!!Big Grin
نوع ویزا: ‎CR1‎ (ازدواجی)
اولین اقدام: ‎April 2010‎
محل مصاحبه:ناپل بود که با بدبختی به ابوظبی تغییر دادیم
تاریخ تکمیل مدارک در ‎NVC: 2011 /Feb/18‎
تاریخ مصاحبه: 4 آپریل ‎2011‎
تاریخ گرفتن ویزا:6 آپریل ‎2011‎
طول مدت پروسه گرفتن ویزا :یک سال تمام
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
دوستان اخه این موقعیت شغلی اینجا به چه دردی میخوره وقتی یک لحظه هم این ادرنالین از ترشح وانمی ایسته؟
از نظر اجتماعی هر چه اینجا درجه ات بالاتر باشه بیشتر عذاب میکشی.ما که یک بار بدنیا اومدیم و در تعیین مکان بدنیا اومدنمون که هیچ نقشی نداشتیم حالا که خدا شانس دیگه بهمون داده بهتره اینو تولد دوباره حساب کنیم و دوباره با تمام انرژِی هر کاری که میتوونیم برای موفقیتمون انجام بدیم.ما میتونیم جایی که دوست داریم بقیه عمرمون اونجا باشیم خودمون انتخاب کنیم .من به خاطر این لطف الهی روزی هزار بار از خدایم سپاسگزاری میکنم.
2012as55XXX
مصاحبه: ‎27 JUNE
کلیرنس: ‎8 august‎ پس از 42 روز انتظار بسیار سختBig Grin
ورود به آمریکا: 3 سپتامبر2012
مقصد:کالیفرنیا/اورنج کانتی
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
با تشکر از دوستانی که ایده من رو تحلیل کردن و با مدرک و دلیل اون رو رد کردن.
اول از همه باید بگم که من از اون دسته کسائی بودم که خوشحالی قبول شدنم در لاتاری شاید به یک ماه نکشید ، چون هم سنی ازم گذشته و هم خیلی زود با مشکلات مهاجرتم آشنا شدم : من هنوز نتونستم نگرش همسرم رو نسبت به تغییر زندگی عوض کنم ایشون توی یک فرهنگ دیگه و یک دنیای دیگه زندگی میکنه و ‎....‎ از مشکلات اقتصادیم که دیگه نگو...
و اما چرا اینها رو اینجا مطرح میکنم!
اینهارو گفتم که بدونین این قضیه کسب درآمد در آمریکا درسته برای همه دوستان مهمه ولی برای من در حکم مرگ و زندگیه . جدی میگم . من اگه نتونم مطمئن بشم که با اومدنم همسرم سرزنشم نخواهد کرد باید قید اومدن به آمریکا رو حتی برای اولین سفر بزنم ( و برای همیشه ). از اونطرف هم اگه نتونم برم ، سرخوردگی شدیدی که مدت مدیدیست در زندگی توی این مملکت گریبانم رو گرفته منو میکشه .
برای همین هر ایده ای که به نظرم بیاد رو مطرح میکنم و از طرح اونهم شرمنده نخواهم بود .
باز هم از وقتی که دوستان مقیم آمریکا برای توجیه ما میزارن متشکرم.
و اما ایده دوم:
ایجاد یه بیزنس با کمک و همکاری همه دوستان .
(که البته صداقت و خلوص نیت همه رو میطلبه)
برای من به شخصه مهم نیست که کدوم ایالت برم . میتونیم من و امثال من در زندگی در یک محل خاص به توافق برسیم و با سرمایه گذاری مشترک یه کار کم ریسک رو شروع کنیم .
مسلما اینکه توی ( مثلا ) رستوارن خودت کار کنی خیلی بهتر از کار کردن برای کس دیگه ای هست . شاید کاری که برای شروعش به توافق میرسیم اونقدر موفق باشه که تبدیل به شغل دائمیمون بشه.
نظر دوستان ....؟
ورود به آمریکا ‎: JULY 4TH‎
دریافت گرین کارت ‎: JULY 26TH‎
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
آرمان جان, پدر من هم کارمند عالیرتبه دولتی بود اما انصافا به کارگران تحت پوشش تامین اجتماعی هرچی هم پول بدن باز کمه چون امنیت شغلی ندارن. کارمند دولت هر چی هست و هر چی میگیره حداقل خودش و خانواده اش میدونن که تا سی سال امنیت شغلیش تقریبا تضمین و بعد از اونم بازنشستگی اما کارگران تحت پوشش تامین اجتماعی در هر رده تحصیلی و شغلی از آبدارچیش گرفته تا دکتراش نمیدونه که فردا هم کار میکنه یا اخراجش میکنن بره دنبال یک کار دیگه. اینو میگم که در ادامه اش توضیح بدم که در آمریکا این مسئله حتی شدیدتر از ایران هم هست. مثلا در ایران معلمین و کارمندان بانک و پلیس ها جمعیت عظیمی از پرسنل دولتی و با امنیت شغلی دائم رو تشکیل میدن در حالیکه در آمریکا همه این مشاغل مثل پرسنل تحت پوشش سیستمی مثل تامین اجتماعی ایران هست و هر آن احتمال اخراج و قطع رابطه کاری وجود داره. به قول یکی از دوستان, وقتی به جمشید چالنگی از صدای آمریکا که دولتیه بگن قراردادت تموم شد, دیگه ما تکلیفمون روشنه!! تنها راه کنار اومدن با این عدم امنیت شغلی هم خرید بیمه های شخصی و گرانقیمت بازنشستگی و ‎...‎ هست که من اطلاع چندانی ندارم ازشون.
در مورد پزشکها در آمریکا واقعیت اینه که یک سیستم رانت ناخواسته ازشون حمایت میکنه!! و همین باعث میشه که علیرغم کار در شرایط مشابه از نظر امنیت شغلی با مشاغل دیگه (اخراج و پایان قرارداد و ‎...)‎ کماکان وضعیت بهتری داشته باشن. سختگیری زیاد در مورد مدارک تحصیلات پزشکی و بازار کار به سرعت در حال رشد مشاغل مدیکال باعث شده که همیشه عرضه کمتر از تقاضا باشه. مثلا یک شرکت مثل آب خوردن میتونه یک مهندس نرم افزار هندی رو با مجوز کار موقت بیاره تا براش کار کنه و اصلا هم اهمیتی نداره که این کجا درس خونده و مدرکش چیه. نتیجه کار مهمه اما در مورد مشاغل پزشکی این تاییدها و بررسی ها و امتحانها و غیره اونقدر طولانی و پیچیده هست که عملا امکان رقابت نیروی کار مهاجر با نیروی کار موجود در داخل کشور در حد صفره.
بحث آب و هوا هم انصافا در مقابل شغل هیچ هست!! یعنی ما تا زمانی که یک کار مناسب پیدا نکردیم توجه به آب و هوا و آبادانی منطقه بجز دور کردن ما از صورت مسئله کار دیگه ای نمیکنه. مطمئنا وقتی کسی یک مدت در یک محل دور افتاده و بد آب و هوا کار و زندگی کرد بعدا امکان پیدا کردن یک شغل مرتبط و مناسب در یک محل بهتر با تجربه کاری و زبانی که در آمریکا داره به مراتب بهتر از یک مهاجر تازه وارد هست.
پس من بعد اگه بخواهیم در مورد ایده کار و زندگی در آمریکا صحبت کنیم به نظر من بهتره صرفا روی خود کار فوکوس کنیم بدون توجه به فاکتورهایی مثل آب هوا و یا امنیت شغلی (چیزی که تقریبا بجز در مشاغل کاملا دولتی وجود نداره).

‎SH1A2R3‎ جان بحث سر اومدن و نیومدن نیست! والا بلا!! حرف سر اینه که اولا نیومده آدم کوله بار علمی و عملی لازم رو برای یک زندگی حداقلی در اینجا آماده کنه (بعد از توجیه شدن در مورد شرایط زندگی) و بعد اینکه بعد از اومدن با هم همفکری کنیم در مورد مسئله کار. من مطمئنم که از اعضا حتما کسی در داکوتای شمالی هست یا آشنایی داره و اگه اعلام بشه میتونیم مثلا ازش بخواهیم که از شرایط واقعی کار در مناطق نفتی ویلیستون برامون بنویسه. خوب ما که همه مون نمیتونیم یکی یکی پاشیم بریم داکوتای شمالی به عینه ببینیم که وضعیت چطوره؟ همکاری یعنی همین دیگه.

‎M_star1316‎ عزیز! برادرانه بهت توصیه میکنم تا اینجا خودت رو تثبیت نکردی از آوردن خانواده اجتناب کن. با این شرایطی که شما تعریف میکنی آوردن خانواده اشتباه بزرگیه. خودت بیای میتونی در مجردی ترین شرایط یک جوری سر کنی تا ببینی چی میشه. ایکاش دوستانی مثل شما با هم آشنا میشدن و با هم چند نفری و مجردی میومدن و خونه میگرفتن و وقتی تثبیت شدن خانواده شونم میاوردن و از هم جدا میشدن.

‎frz61‎ جان, ممنون که بحث رو دوباره به موضوع اصلی یعنی ایده های کار و زندگی در آمریکا برگردوندی. معمولا بیشتر شعب مکدونالد و کینگ برگر و دنیز و ‎...‎ فرانشیزی هستن ولی با اطلاعاتی که دارم توصیه اکید میشه که تا مدتی خودتون در این محیطها کار نکردین بعنوان کارگر و بعد مدیر شعبه از خرید بیزنس اجتناب کنین. آشنایی با نحوه کار و مدیریت این محیطها بسیار مهمه و همچنین اینکه بدونین که کجا و به چه قیمتی باید یک بیزنس رو خرید. مثلا طرف ما من شنیدم که شعبه مک دونالدی بوده که عصر به بعد لابیش تعطیل و ‎Drive Thru‎ اون غذا رو از جایی مثل میز تحویل دار بانک تحویل مشتری میداده به علت خطر محله!! (یک چیز کاسه مانند که غذا رو میذاری توش و بعد هول میدی طرف مشتری!!) حالا شما یک روز صبح بری اونو بببینی فکر میکنی بیزنس خوبیه و امن و امان و میخری و بیچاره میشه آدم!! پرسنل هم که بدونن شما وارد به کار نیستی اصلا برات کار نمیکنن.
در ضمن اگه از دوستان کسی از قیمت متوسط یک بیزنس فرانشیر خبر داره لطفا بنویسه چون من خودمم کنجکاوم.
پستهایم را زیاد جدی نگیرید چون ::کماکان در مایه های خداحافظیم ‎::
فلسفه «خر ما از پل گذشت، نشیمنگاه متزلزل دیگران» را کنار بگذارید. از هر دستی بدهید، از همان دست یا نهایتا از دست دیگر، یک روزی پس می گیرید.
بدهی رتبه ها را هم، احیانا با تاخیر، پس می دهم، مگر آنهایی که اکانتشان بسته شده.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
سلام دوستان اگه اجازه بدین منم تو این تاپیک سهیم باشم.
من نزدیکه 6 ماهه که اومدم 1 هفته پیش اولین شغلمو اینجا گرفتم و توی هانی فارم ‎casheir‎ شدم تو هفته 25 ساعتی بهم کار میدن.اما تو فکر این هستم که اینجا 1 چیزی بزنیم تو مایه های ‎cafe‎ که مثل کافی شاپه خودمون باشه اما 1 فرقایی داشته باشه.لیسانس علوم آزمایشگاهی دامپزشکی هم دارم اما فکر نمیکنم به این زودیا تو رشته خودم کار گیر بیارم.دوست دارم 1 چیزی بگم که اگه اینجا آشنا داشته باشه خیلی راحت میتونی کارای خیلی خوب گیر بیاری اگه حالا حالاها باید بدوی.تو ایران کارم خوب بود تو آزمایشگاه بودم اما الان ‎casheir‎ هستم خیلی برام سخته اما چه میشه کرد.فقط خواستم خودمو وارد بحث کنم.
همیشه دلتنگ پدر ومادر.....
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
اول از همه سال نو رو به تمام دوستان تبریک میگم
قبلا یکی از دوستان در مورد گرفتن نمایندگی از یکی از شرکت های آمریکایی مطالبی نوشته بودند :
نقل قول:
در مورد خرید فرانشیز مکدونالد در سایت رسمیش توضیحات کاملی داده که آدرسش اینه:
‎http://www.aboutmcdonalds.com/mcd/franch...chise.html‎
در ضمن میگه شما باید حداقل 9 ماه(هفته ای 20 ساعت)دوره ببینید و دوره ما برترین دوره مدیریت رستورانهای بزرگ در جهان است!گویا سوابق مرتبط هم لازم یا مرجح است.در مورد مبلغ هم گویا حدود ‎500000‎ برای خرید کامل است.البته خرید به صورت شراکتی هم مجاز است(من خودم کسی را دیدم که دنبال شریک میگشت تا در نیویورک یک شعبه بخرد).این هم لینکش:
‎http://www.aboutmcdonalds.com/mcd/franch...tions.html‎
البته قسطی است(یعنی ‎40%‎ اول کار برای شعبه های تازه و ‎25%‎ برای شعبه های دایر).برای بقیه مبلغ هم مدت حداکثر 7 سال را تعیین کرده است.فقط این مبلغ نباید قرضی/وامی باشد.در ضمن شما باید چهاردرصد فروش به اضافه درصد مشخصی از کل درآمد را به کمپانی بدهید:
‎http://www.aboutmcdonalds.com/mcd/franch...chise.html‎
مکدونالد شعبه دارانش را برای گرفتن وام با کمترین بهره حمایت میکند.برای روش خرید هم این سایت پیشنهاد میکند به سراغ شعبه هایی بروید که تاکنون توسط خود کمپانی اداره میشده اند و چون مکدونالد در نظر دارد طی یک برنامه 3 ساله یک سوم این شعبه ها را واگذار کند،به فروششان اقدام کرده است:
‎http://www.franchisefoundations.com/mcdo...chise.html‎
برای خرید فرانشیز در کشورهای دیگر هم اینجا را ببینید:
‎http://www.aboutmcdonalds.com/mcd/franch...ation.html‎
اگر شرایط مکدونالد برایتان سنگین است،میتوانید کمپانیهای کوچکتری مثل ‎Dunkin Donut‎ یا رقبایش،مانند ‎Subway‎ را نشانه بگیرید:
‎https://www.dunkindonuts.com/‎
البته در مورد دانکین دونات مراقب باشید چون ویکیپدیا میگوید این کمپانی متهم است که اگر شعبه هایش ضرر سنگین کنند،آنها را بزور وادار به واگذاری شعبه میکند.این کمپانی تا سال ‎2006‎ صدوپنجاه و چهار بار از شعبه دارانش شکایت کرده است.گزینه مناسب دیگر کمپانی ‎Subway‎ است که در زمینه فست فود فعالیت میکند :
‎http://www.subway.com/subwayroot/index.aspx‎
این هم شیوه فرانشیز گرفتنش:
‎http://www.subway.com/subwayroot/Develop...index.aspx‎
این هم چک لیست مخارجش:
‎http://www.subway.com/subwayroot/Develop...Canada.pdf‎
حدود ‎101200‎ دلار(ارزانها)،171100 دلار(متوسط ها)و ‎235700‎ دلار(گرانترین ها)برای آمریکا و 302800،228300،151500 دلار کانادا برای شعبه های مستقر در کانادا.
تعداد دیگری هم هستند که شرایط خوبی دارند.ویکیپدیا فهرست تقریبا کاملی از برندهای فست فودی ارایه میکند:
‎http://en.wikipedia.org/wiki/List_of_fas...estaurants‎
این هم شیوه گرفتن فرانشیز ‎KFC‎
http://www.kfc.co.uk/about-kfc/franchise/
‎http://www.kfcfranchise.com/‎
http://www.franchising.com/kfc/
اگر وقت کنم،خیال دارم ته و توی این کلاس بیزینس را دربیاورم.خیالتان راحت،هرچه بفهمم با شما عزیزان در میان خواهم گذاشت.لیاقت ما ایرانیها بیش از این حرفهاست!

نقل قول:سلام
اینها هم هستند:
‎http://www.franchisedirect.com/investment4/‎
http://www.franchisedirect.com/investment5/
‎http://www.pin.ca/sask150.htm‎
http://www.business-trader.com.au/buy_se...alia/0.php
‎http://www.bestbusinessopportunities.org...250000.php‎
http://www.franchiseexpo.com/
‎http://www.entrepreneur.com/business-opp...index.html‎
http://www.businessbroker.net/
‎https://www.fbo.gov‎
http://classifieds.business-opportunities.biz/
‎http://www.nationalfranchisesales.com/‎
http://www.franchise-sales.com/
‎http://www.insidefranchising.com.au/‎
http://franchisebrandsllc.com/Home/tabid...fault.aspx
‎http://www.quiznosfranchises.com/‎
http://www.thefranchisemall.com/franchis...-0-KFC.htm
‎http://www.franchising.com/kfc/‎
http://www.straza.com/buying_business_florida.htm
‎http://www.expatfinder.lnk.visafirst.com/‎
موفق باشید

http://mohajersara.com/post-84912.html#pid84912
http://mohajersara.com/thread-1887-page-...9%86%D8%B3
البته بدلیل اینکه نتونستم روش استفاده از نقل قول رو پیدا کنم مجبور شدم اینطوری بنویسم ببخشید .
در مورد راه اندازی کسب و کار در آمریکا چندین تاپیک وجود داره که اگه تمام اونها با هم ادغام بشه اطلاعات کامل و تجربه سایر دوستان پیشکسوت رو در اختیار دوستان قرار میده و از دوباره کاری و شروع مجدد از نقطه صفر جلوگیری میکنه بنابراین از مدیران محترم می خوام که لطف کنند و تمام این تاپیک ها رو ادغام کنند .
مورد دیگه ایی که می خوام بگم اینه که دوستانی که رفتنشون قطعی شده یا در لاتاری برنده شدند تنبلی نکنند و فقط به تالار همون سال قناعت نکنند و تمام مطالب سایت و سایت های مشابه در مورد مقصدشون رو مطالعه کنند.آگاهی از تجربه دیگران و رسیدن به یک دیدگاه واقعگرایانه فوق العاده ارزشمنده .
موفق باشید
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
خوب از امروز خودم بهتون بگم...
چند وقت پیش برای شغل ‎AT&T Premises Technician‎ از طریق سایت خود شرکت تقاضا داده بودم. فکر کنم به خاطر رزومه ام که بیشتر به کارهای کامپیوتری اشاره داشت و همچنین گواهینامه رانندگی ‎CDL B‎ من بهم ایمیل زدن و معرفی کردن که برم در یکی از تست سنترهای موسسه ‎Pearson VUE‎ امتحان ‎Technical Mechanical Test Field II‎ بدم. امروز رفتم و امتحان دادم که شامل 50 سوال برای 50 دقیقه بود. نصف سوالها آسون بود و بیشتر به قوانین ساده فیزیک یا ریاضی مربوط میشد در حد محاسبه محیط دایره ( مثلا در سوال دفعات گردش دو چرخ متصل بهم با اندازه های متفاوت) یا حجم مکعب و غیره اما بقیه سوالها همگی سوال هوش بودن که بعضی هاشون خود سوال رو متوجه شدن یک دقیقه بیشتر طول میکشید. اونایی که بلد بودم رو زدم و بقیه رو هم تصادفی انتخاب کردم (نمیدونم اصلا نمره منفی داشت یا نه!!) و شانسکی قبول شدیم رفت!! اما خداییش امتحان ساده یی نیست بخاطر وقت کمش. اگه کسی در امتحان بیوفته فقط هر شش ماه یکبار میتونه این امتحان رو دوباره بده. این امتحان برای هر شغل جداگانه تستهای جداگانه ای داره که من فعلا وارد این بحث نمیشم.
آخر تست هم گواهینامه مونو پرینت کردن دادن دستمون و گفتن که از ‎AT&T‎ باهات تماس میگیرن برای مراحل بعدی استخدام اگه نیاز داشته باشن که ظاهرا دارن. استخدام ‎AT&T‎ ازون استخدامهای طولانی هست و یکی دو سه ماهی طول میکشه تا طرف شروع به کار کنه اما اخراج ها معمولا ایکی ثانیه ای هستن.
در مورد شغل هم توضیحاتی میدم که اگه تمایل داشتین براش اقدام کنین.
‎AT&T Premises Technician‎ کارش نصب و راه اندازی سرویسهای زیر مجموعه ‎U-verse‎ هست از تلویزیون کابلی گرفته تا اینترنت باند پهن. حداقل شش هفته هم دوره آموزشی با حقوق داره که البته حقوقش رو وقتی بهتون میدن که چندین ماه از استخدامتون گذشته باشه و کماکان در حال کار باشین. تا اینجاش خیلی باحاله و با کلاسه اما باید بدونین که ازون کارهای ‎Fast Paced‎ هست. روی تمام ماشینهاشون ‎GPS‎ نصب کردن و شما موظفین طبق برنامه بسیار فشرده ای که بهتون برای نصب سرویسها در آدرسهای مختلف میدن به محلهای مختلف رانندگی کرده (ماشین ازون ونهای ‎GMC‎ هست) و در زمان مقرر سرویس نصب و به محل بعدی برین. زیر بار این حرفا که آی نمیدونم طرف خونه اش سیمکشیش مشکل داشت یا تلویزیونشون اینجوری اونجوری شد یا دیوارشون بتنی بود دریل سوراخش نمیکرد و ‎....‎ نمیرن. اول کار میگن این قضیه رو روشن میکنن و بی دلیل نیست که بیشتر این تکنسین ها گاها مجبور میشن از وقت ناهارشون بزنن و کارو جلو ببرن. متاسفانه در بیشتر جاها هم این شغل یونیون داره که باعث شده شرکت ‎AT&T‎ کوچکترین دلرحمی و من بمیرم تو بمیری در قبال پرسنل احساس نکنه چون معمولا یونیون وکافرما به خون هم تشنه هستن. یکی دو تا اشتباه و تاخیر بسادگی به اخراج منتج میشه. حقوق این کار به طول متوسط ساعتی 15 دولار هست ولی معمولا بیشتر از اینه. ساعت کار هم حداقل روی هفته ای 50 ساعت حساب کنید.
با این اوصاف اصلا نمیدونم اگه دعوت به کارم کردن برم یا نرم؟ خیلی مشکل به نظر میرسه!!

اینم لینکهای اطلاعات بیشتر در مورد کار:
‎http://www.maddash.net/videos/att/premtech‎
http://www.snagajob.com/job-seeker/jobs/...Id=8734394
پستهایم را زیاد جدی نگیرید چون ::کماکان در مایه های خداحافظیم ‎::
فلسفه «خر ما از پل گذشت، نشیمنگاه متزلزل دیگران» را کنار بگذارید. از هر دستی بدهید، از همان دست یا نهایتا از دست دیگر، یک روزی پس می گیرید.
بدهی رتبه ها را هم، احیانا با تاخیر، پس می دهم، مگر آنهایی که اکانتشان بسته شده.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان