آپارتمانی مبله در غرب لس آنجلس برای کوتاه مدت جهت اجاره موجود است. برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفن های ۰۹۱۲۱۲۵۳۵۵۷ یا ۰۰۱۳۱۰۴۳۰۰۰۶۰ تماس بگیرید.

چگونه در کانادا یک مهاجر موفق شویم؟
موفقیت چیست؟
برای هر کدام از ما، موفقیت معنای متفاوتی دارد. تصور من بر این است که بیش از همه، موفقیت یعنی رسیدن به هدف هایی که برای خود ترسیم کرده ایم. این اهداف می توانند کوتاه مدت و یا بلند مدت باشند. این اهداف ممکن است کوچک و یا بسیار بلندپروازانه باشند. گاهی اوقات این اهداف خارج از محدوده های این دنیا تعریف می شوند. هر چه که هست با رسیدن به هر یک از این اهداف می توانیم ادعا کنیم طعم موفقیت را چشیده ایم. برای مثال اگر شما قصد ورود به دانشگاه دارید و در امتحان کنکور رتبه خوبی بیاورید و در دانشگاه مورد علاقه تان ثبت نام کنید، می توانید خود را موفق بنامید. همین طور اگر با همسر دلخواهتان ازدواج کنید و امثال آن.

اگر هدف مورد نظر شما طیف کوچکی از زندگی شما را در بر بگیرد، آن وقت موفقیت شما هم، آنچنان بارز نیست. مثلا اگر هدفتان قبولی در دانشگاه است، بعد از قبولی ممکن است چندان موفقیت را حس نکنید؛ چرا که حالا مسائل دیگری مطرح می شوند که در هدف شما گنجانده نشده بودند، مثل گرفتن مدرک کارشناسی، قبول شدن در دوره کارشناسی ارشد، کاریابی و غیره.

همه این ها را عرض کردم که یادآوری کنم پیش از اقدام به مهاجرت هدف خود را از مهاجرت به درستی تعریف کنید تا معیاری برای موفقیت داشته باشید. اگر این هدف به اندازه کافی ارزشمند بود، آن وقت برای مهاجرت اقدام کنید. به این ترتیب فقط وقتی زندگی، پول، خانواده و وقت خود را ریسک می کنید که احساس کنید ارزشش را دارد. از طرف دیگر بعد از چند مدت که از مهاجرتتان گذشت می توانید بگویید آیا حرکت شما موفقیت آمیز بوده است یا نه؛ به عبارت دیگر معیاری قابل سنجش برای ارزیابی موفقیت یا عدم موفقیت خود دارید.

هدفتان هرچه هست بالاغیرتا مهاجرت را برای مهاجرت نخواهید. مهاجرت وسیله ای است برای رساندن شما به اهدافتان، نه اینکه خودش به تنهایی ارزشمند باشد.

چه مهاجری موفق است؟
پاسخ این سوال در بخش قبلی نوشته نهفته است. اگر شما پس از مهاجرت به اهداف خود برسید، می توانید خود را موفق فرض کنید. دقت کنید که هنگام تعریف اهداف خود، مشکلات و همین طور آنچه را از دست خواهید داد در نظر بگیرید. مثلا مهاجرت برای اکثر ایرانی ها یعنی دوری از وطن، دوری از خانواده و فامیل، دوری از فرهنگی که به آن انس گرفته اند و غیره. باید هنگام تعریف اهداف خود باید این مسایل را نیز در نظر بگیرید. اگر میزان مشکلات و از دست دادنی ها بیشتر از آنچه است که به دست می آورید آن وقت قید مهاجرت را همان روز اول بزنید. بسیاری از مهاجران ناموفق آنهایی هستند که این مسائل را پیش بینی نمی کنند و پس از مهاجرت سرخورده می شوند.

مهاجرت مسافرت نیست
اشتباه نکنید! مهاجرت به کانادا مسافرت به کانادا نیست. شما برای اینکه خوش بگذرانید به کانادا نمی آیید. شما می آیید که در یک کشور دیگر زندگی کنید. در بعضی موارد خاص ممکن است هدف مهاجر خوش گذرانی باشد و این هدف هم قابل توجیه؛ ولی برای بیشتر مهاجران هدف از مهاجرت چیزهای دیگری است که سری از خوش گذرانی سوا دارند.

تصویر کارت پستالی کانادا را از ذهن خود پاک کنید. وقتی اینجا وارد کانادا می شوید به احتمال قوی باید مثل بیشتر مردم اینجا کار کنید. خانه اجاره کنید یا بخرید. ماشین سواری کنید آن هم بیشتر به منظور رفتن سر و کار و خرید شیر خشک و امثال آن نه تفریح و کنار دریا رفتن. در اینجا سرما می خورید. مریض می شوید. کارتان به بیمارستان کشیده می شود. در اینجا با پلیس مواجه می شوید. جریمه تان می کند. در اینجا اگر ورشکست شوید تا سال ها از آن صدمه خواهید دید. در اینجا باید هر روز با هزار و یک نفر سر و کله بزنید تا اموراتتان بگذرد. بشکنید آن تصویر شش در چهار کانادا را. اینجا زندگی در جریان است مثل هر جای دیگر دنیا و شما هم بخشی از این جریان خواهید شد. چه بخواهید چه نخواهید شمای مهاجر، توریست نیستید!

چگونه می توان موفق شد
چون اهداف افراد از مهاجرت بسیار متنوع است نمی توان یک نسخه برای همه پیچید ولی به طور کلی موارد زیر می تواند در رسیدن به اهداف و حصول موفقیت کمکتان کند.

پیش از مهاجرت
همان طور که گفتم، هدف خود و همین طور آنچه را از دست خواهید داد را تا حد ممکن تعریف کنید که سرخورده نشوید.

پیش از آمدن تا می توانید در خصوص کانادا اطلاعات کسب کنید. همین که این نوشته را می خوانید یعنی در کار خود جدی هستید.

بسته به استانی که در آن مستقر خواهید شد حداقل یکی از زبان های رسمی کانادا را بخوبی فرا بگیرد (یعنی فرانسه یا انگلیسی)

در خصوص بازار کار اینجا تحقیق کنید و سعی کنید مهارت هایی را کسب نمایید که با بازار کار اینجا منطبق است.

پس از مهاجرت
در صورت لزوم و وجود امکان مالی پیش از هر چیز مهارت های لازم برای شروع به کار را کسب کنید.

سعی کنید ضمن حفظ ارتباط با جامعه فارسی زبان، خود را به جوامع دیگر هم نزدیک کنید. وابستگی به جامعه همزبان و هموطن مانع پیشرفت شما می شود.

از اینکه مدتی کارهایی انجام دهید که چندان دلخواه شما نیست ابایی نداشته باشید.

تفاوت ها را بشناسید و تا حد ممکن بپذیرید. مقاومت در برابر تفاوت ها شما را سرخورده می کند. در کانادا باید فرا گرفت که دیگران متفاوت فکر می کنند، نه غلط.

اگر خانوادگی به کانادا تشریف آورده اید در حفظ خانواده خود کوشا باشید. خانواده شما بزرگترین دارایی شما در کانادا خواهد بود.

واقع بین باشید
آنچه در بالا آمد بعضی موارد کلی بود. بسته به اهداف شما، ممکن است بعضی از این موارد به کارتان نیاید و یا اینکه مایل باشید موارد دیگری را هم در نظر بگیرید. شاید مهم ترین مورد، بعد از تعریف هدف، واقع بین بودن است. کانادا نه آرمان شهر است و نه جهنم عظمی. کانادا یک کشور کاپیتالیستی جهان اولی است که از بسیاری کشورهای دیگر در امور اجتماعی و مهاجر پذیری بهتر است؛ اما این به معنای آن نیست که برای مهاجران فرش قرمز پهن کرده اند یا خدمات دولتی نان شب شما را تأمین خواهد کرد. خیر! کاپیتالیستی بودن کانادا به معنای آن است که حمایت های دولتی در بسیاری از موارد یا وجود ندارد یا خیلی محدود است. به همین دلیل تقریبا برای هر چیز باید زحمت بکشید و پول پرداخت کنید.

چند عامل مهم در حصول موفقیت
عوامل زیر در حصول موفقیت شما نقش مؤثری دارند.

دانستن یک یا ترجیحا هر دو زبان رسمی کانادا.

داشتن تخصص واقعی منطبق با استانداردهای این کشور.

مردمی بودن و خوش برخورد بودن.

اهل کارهای تیمی و گروهی بودن.

پشتکار داشتن.

زود ناامید نشدن.

پذیرش مسئولیت های مختلف.

توانایی فراگیری سریع تکنولوژی های نوین.

خوش شانس بودن

من زیاد با آخرین مورد میانه ای ندارم ولی بعضی اوقات برای حصول شرایط دلخواه، شانس نقش مهمی را بازی می کند. برای مثال ما چند وقت پیش قصد استخدام یک منشی نیمه وقت داشتیم. برای این پست بیش از ‎300‎ رزومه دریافت کردیم. خوب، حال تصور بفرمایید که آیا برای بنده مقدور بود که همه این ‎300‎ رزومه را به دقت بخوانم و بعد هم روی چارت ببرم و بهترین را انتخاب کنم (البته خوشبختانه کسی که باید این کار را می کرد من نبودم!) واقعیت این است که چنین چیزی مقدور نیست. بنابراین کارفرما براساس یک سری معیارها و بخصوص کلمات کلیدی رزومه ها را خیلی سریع بررسی می کند و تعدادی از آنها را انتخاب می نماید. در مورد منشی مذکور، ما شش نفر را از میان بیش از ‎300‎ رزومه انتخاب کردیم و دست آخر قرعه به نام یک خانم نیجریه ای درآمد. شاید واقعا در میان آن ‎300‎ رزومه کسی هم بوده باشد که شایسته مصاحبه بوده و از قلم افتاده است. این اگر بدشانسی نیست، چه است؟ البته باید عرض کنم که ما نهایت تلاش خود را کردیم که چنین اتفاقی نیفتد ولی چه تضمینی است که همه کارفرماها چنین کنند.

خلاصه اینکه پرتلاش و پر انرژی باشید. توکلتان به خدا باشد. از تجربیات متفاوت نهراسید. بالاخره روزی می رسد که موفقیت را آن گونه که تعریف کرده اید خواهید چشید. اگر چنین نکنید به جمع یک سوم مهاجرانی خواهید پیوست که حتی سه سال هم در کانادا دوام نمی آورند و سرخورده به کشور خود برمی گردند. متأسفانه خیلی از این مهاجران، همه مشکلات را به کانادا نسبت می دهند و یادشان می رود که پس 34 میلیون ساکن دیگر این کشور چگونه زندگی می کنند که یکی از شادترین ساکنان این کره خاکی هستند.

در پایان من همین سوال را از شما می پرسم. به نظر شما رمز موفقیت مهاجر در چیست؟

منبع
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
ممنونم دوست عزیز ایشاا.. همشو رعایت میکنیم تا به هدف برسیم
کیس نامبر:2014xxxxxx
کنسولگری ‎:‎ برلین (آلمان)
دلمونو خوش کردیم به آب خنک تو جهنم
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان:
‎[quote='mohammad.maleki' pid='184203' dateline=‎
خوش شانس بودن

من زیاد با آخرین مورد میانه ای ندارم ولی بعضی اوقات برای حصول شرایط دلخواه، شانس نقش مهمی را بازی می کند. برای مثال ما چند وقت پیش قصد استخدام یک منشی نیمه وقت داشتیم. برای این پست بیش از ‎300‎ رزومه دریافت کردیم. خوب، حال تصور بفرمایید که آیا برای بنده مقدور بود که همه این ‎300‎ رزومه را به دقت بخوانم و بعد هم روی چارت ببرم و بهترین را انتخاب کنم (البته خوشبختانه کسی که باید این کار را می کرد من نبودم!) واقعیت این است که چنین چیزی مقدور نیست. بنابراین کارفرما براساس یک سری معیارها و بخصوص کلمات کلیدی رزومه ها را خیلی سریع بررسی می کند و تعدادی از آنها را انتخاب می نماید. در مورد منشی مذکور، ما شش نفر را از میان بیش از ‎300‎ رزومه انتخاب کردیم و دست آخر قرعه به نام یک خانم نیجریه ای درآمد. شاید واقعا در میان آن ‎300‎ رزومه کسی هم بوده باشد که شایسته مصاحبه بوده و از قلم افتاده است. این اگر بدشانسی نیست، چه است؟ البته باید عرض کنم که ما نهایت تلاش خود را کردیم که چنین اتفاقی نیفتد ولی چه تضمینی است که همه کارفرماها چنین کنند.

ميشه لطفا با جزئيات بگيد كه شرايطي كه اون خانوم داشت كه انتخاب شد چي بود يا اينكه از چه نكاتي در مورد رزومه استفاده شده بود كه كارا بود
كلا براي شروع كار به عنوان منشي چه قابليتهايي مهمه؟
سفرنامه
‎case No: 19may: ABD****23/ F2A = I130: 21 Nov2013/ PD: 25 Nov2013/ /INTERVIEW: 11 AUG,2015/ approve: Apr 2-2014/ ds261 : 17 Feb 2015‎
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان:




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان