آپارتمانی مبله در غرب لس آنجلس برای کوتاه مدت جهت اجاره موجود است. برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفن های ۰۹۱۲۱۲۵۳۵۵۷ یا ۰۰۱۳۱۰۴۳۰۰۰۶۰ تماس بگیرید.

چرا مهاجران ايراني از هم گريزانند؟
حدود ‎450‎ نفر در يك نظرسنجي به اين سوال پاسخ گفته بودند كه گذشته از ديدگاه هاي سياسي، بقيه نظرات بسيار به همديگه شبيه بودند . اما توانست آمار و ارقام خوبي را درباره طرز فكر ايرانيان ، ارایه دهد.

همه آنهايي كه در خارج از كشور بسر مي برند چه در اينجا، چه اروپا و چه حتي در دبي، به يك نكته بيش از دلايل ديگر اشاره كردند، آنهم عدم رعايت حريم خصوصي توسط ايرانيان است كه به فرهنگ ارتباطي ما برمي گردد.

در ايران افراد نسبت به دوستان، فاميل و همكاران خود بسيار شفاف هستند. همه به خود اجازه مي دهند از خم و چم كارهاي همديگر مطلع شوند. خانمها هم كه الا ماشاءالله كل پرونده ديگران را توي مجالس مي ريزند وسط و درباره آن به بحث و تبادل نظر مي پردازند!

اما وقتي هموطنان ما به خارج مي آيند، دوست دارند اسرار زندگيشون حداقل در اينجا محفوظ بماند و نمي توانند آن روابط صميمي و خودموني را ادامه دهند. بخصوص اينكه مي بينند ساير فرهنگ ها در روابط روزانه خود خيلي متفاوت عمل مي كنند و افراد هنگام آشنايي با يكديگر به سراغ سوالات خصوصي نمي روند.

برعكس ما در اولين ملاقات با يك ايراني بلافاصله سوالات عادي زير را مطرح مي كنيم:

كي اومديد؟ براي چي اومديد؟

كار پيدا كرديد؟ چه جوري؟ درآمدتون چقدره؟ هر دوتون كار مي كنيد؟ ايران چيكاره بوديد؟

كجا مي نشينيد؟ چقدر اجاره مي ديد؟ خونه خريديد؟چند؟

چندتا بچه داريد؟ مدرسه كجا مي رند؟

پدرمادرتون هم اينجان؟ …


اينها مقدمه سوالات خصوصي تر ديگر هست كه بعدش به ملاقات هاي ديگر و رفت و آمدها ختم مي شود و تازه بعد از آشنايي خانواده ها با همديگر در منازل، بخش جديدي از پروژه آگاهي و اطلاع رساني از زندگي روزمره آغاز مي شود.

ايرانياني كه زندگي جديدي را با مشكلات مربوطه آغاز كردند ،مايل نيستند وضعيت زندگيشان در اينجا با جزئيات به ايران منعكس شود. اما اين خطر همواره وجود دارد.

از سوي ديگر اگر ما مجبور بوديم در ايران بدليل انتخابهاي مختلف زندگيمان مدام به ديگران حساب پس بدهيم، به اين شكل با دست خودمان همان روند را وارد زندگي خود در خارج هم مي كنيم.

البته نتيجه هميشه بد نيست، اما اين درصورتي است كه اينگونه ارتباطات صميمي و كوتاه مدت به نفع طرفين تمام شود.مثلا خانواده ها بتوانند در مسير مبارزه با مشكلات محيط جديد زندگي به يكديگر كمك كنند.

اما متأسفانه روابط صميمي دوستانه يا خانوادگي ايرانيان، معمولا بر روي روابط كاري و معاملات تأثير مي گذارد و تعارفات معمول ، جايگزين قرار و مدارهاي رسمي ميشه.

آنهايي كه اينجا هستند مي دانند كه خارجي ها از يك سنت خود در انجام كار براي شما نمي گذرند و سعي مي كنند خيلي شفاف موضوع را از اول با شما طي كنند. حتي اگه كسي براي شما قهوه هم بخرد بايد دونگ خودتان را بپردازيد.

حالا شما اگه بخواهيد از يك هموطن در اينجا مسكن يا ماشين بخريد يا بخواهيد براي شما كاري انجام دهد… واقعا مي توانيد خيلي شفاف راجع به ارزش كالا يا خدمات با او بحث كنيد؟ مي توانيد بعدا درباره مشكلي كه پيش مي آيد به او اعتراض يا شكايت كنيد؟

اينجاست كه حجب و حياي ايراني ، جايگزين مقررات قانوني مي شود و امكان پيگيري موضوع را از شما سلب مي كند.( با اينكه در معاملات كلان ،دولت مراحل قانوني همه كارها را معين كرده است و قراردادها به صورت دقيق نوشته مي شود، اما آنان كه از توانايي زبان كافي برخوردار نيستند باز هم آسيب پذير هستند).

نكته ديگر در حساسيت ايرانيان نسبت به گسترش روابط با يكديگر، عدم اعتماد متقابل به همديگر است. با اينكه انتظار مي رود اعضاي يك جامعه( يا به اصطلاح اينجا كاميونيتي) ترجيح دهند امورات زندگي خود را بين يكديگر حل كنند و سامان دهند. اما تجربه ناخوشايندي كه ايرانيان از حس منفعت طلبي جاري در بين برخي از افراد دارند ، باعث مي شود به شيوه و نرخ ارائه خدمات توسط هموطنان خود بدبين شوند.

اين موضوع مختص ايرانيان نيست و در مليت هاي ديگر هم، هستند كساني كه همواره نفع شخصي را مقدم بر همه ارتباطات و خدمات خود بر ديگران مي كنند و همين امر موجب تلاش براي كم كردن قيمت تمام شده محصول يا خدمات گردد تا سود بيشتري عايد شخص گردد.

اينها چند نمونه از دلايلي بود كه به ذهن نگارنده رسيده قطعا موارد ديگري نيز هست.

اما براي اينكه بتوانيم به مرور بر اين تفكر و عادت غلبه كنيم و در عين حفظ روابط سالم، در جهت همدلي جامعه ايراني پيش رويم، پيشنهادات زيرمطرح مي شود، شايد مفيد واقع گردد:

1_ سعي كنيم در اولين ارتباط با هموطنان خود به سراغ سوالات خصوصي نرويم و رابطه را در حد امور مشترك روزمره محدود كنيم.

2_ ارتباط كاري را بلافاصله به آشنايي خانوادگي و رفت و آمدهاي منازل تبديل نكنيم.

3_ براي ملاقات با يكديگر بجاي دعوت به منزل از يك رستوران يا كافي شاپ استفاده كنيم.

4_ براي همه معاملات خود قرارداد و توافقنامه دقيق و قانوني با شاهد معتبر منعقد نماييم.

5_ قبل از اينكه فرد مورد نظر را دقيقا بشناسيم، از او درخواست كمك يا مساعدت براي حل مشكلمان نخواهيم.

6_ همسران خود را مجبور به مشاركت در ارتباط فيمابين خودمان نكنيم.

7_ ملاقات هاي خود را طولاني نكنيم تا منجر به پرداختن به مسائل خصوصي يكديگر نشود.

بعد از طي مراحل فوق براي مدت معين، درصورتيكه طرفين از ميزان نزديكي افكار، عقايد و خصوصيات اخلاقي يكديگر مطمئن شدند ، راه براي ايجاد روابط صميمانه تر و رفت و آمدهاي خانوادگي باز مي شود.

منبع : ایرانیان استرالیا
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
متاسفانه ما عادت های اجتماعی بدی داریم که بخوام لیست کنم خودش یه کتاب میشه. با وجود این که خودمون هم ناخود آگاه یا آگاهانه میدونیم خوب نیستن، کاری برای اصلاحشون نمی کنیم. وقتی هم که خارج از کشور میریم چون خودمون رو خوب میشناسیم سعی میکنیم از همدیگه فرار کنیم تا حداقل برامون یادآوری نشه یا بدتر از اون این که همون عادات بد اجتماعی فرصت بروز پیدا نکنه. داخل هم که به فکر اصلاح این عادات نیستیم.
Hope for the best. Expect the worst‎
Life ‎is a play. We're unrehearsed
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: m.ghoreishi ، sib 24 ، ofr ، قصه گو ، farshad varaste ، victor2016 ، mohammadg846 ، msar ، inanna ، admiral.arash
دلیل اصلی اینه که میدونن پتانسیل چه کارها و رفتارهایی رو دارن.
سوالی بود در خدمتم!
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: m.ghoreishi ، قصه گو ، jojo_hami ، msar ، admiral.arash
سلام.ممنون از یه مهاجر بخاطراین تاپیک.واقعا داغ دل مارو تازه کردی.تو آمریکا راجع به سن و سال، مذهب و حقوق افراد کسی سوال نمیکنه یعنی بی تربیتی طرف رو نشون میده اگه سوال کنه.ممکن هست تو روابط صمیمی تر سن و سال رو سوال کنند.امان از دست هموطنها به زندگی همه کار دارند.البته بلا نسبت خیلی از دوستان.به هر حال تعدادشون زیاد هست.مثلا مستقیم نمیگه که حقوقت چقدرهست اول میگه کجا کار میکنی،چند ساعت در هفته و ساعتی چقدر.خوب آدم مومن یهو بگو حقوقت چقدره.بیشترم تازه واردین رو هدف قرار میدند.اگه با لاتاری اومده باشی که اگه از اون مجلس کور بیرون نیای شانس آوردی از بس که میگن وااااااای چه خوووووششششش ششششانسییییی.Big Grinاگه از ویزای دانشجوی باشی تا ته قضیه رو نفمند که باباتون پول میده یا بورس کامل شدید ولکن نیستند.اگه ویزای ازدواج و نامزدی باشید از همه مراحل آشنایی تا رسیدن به آمریکا و تک تک خرج عروسی رو نپرسند ولت نمیکنند. آخرم میگن واسه گرین کارت ازدواج کرده.(ناگفته نماند آمار کسایی که بخاطر آمریکا با پیرمردها ازدواج میکنند طلاق میگیرند کم نیست ذهنیتها رو خراب کرده) خلاصه چون زمان انقلاب خیلی ها با بدبختی ودربه دری وارد آمریکا شدند به افراد جدید مخصوصا برندگان لاتاری حسادت میکنند چپ میرن راست میان میگن چه شاااااانسییییی.Big Grin‎ خیلی به عقاید دینی دیگران کار دارند.بعضیها اعتقاد به دین خاصی ندارند در آمریکا و احساس باحال بودن و متمدن بودن میکنند بخودشون مربوطه مشکل اینجاست که کسی که تازه از ایران میاد رو میخوان هدف قرار بدند که الا بلا اشتباه میکنی به چیزی معتقدی.ای بابا آخه دین و عقاید هر آدم بخودش مربوطه و قابل احترام .متاسفانه خیلی ها یاد نگرفتند توهین و دخالت در عقاید دیگران کمال بی ادبیست.جوامع ایرانی ها چون بشدت کوچک تر از ایرانه درد و دل که زیاد معنی نداره چون دیر یا زود حرفی که کسی از رو در و دل زده باشه کف دست طرف میگذارند تا خودشیرین جلوه کنند. از من بشما نصیحت جواب این افراد فوضول رو ندید و حرف رو عوض کنید.مشکل به اینجا ختم پیدا نمیکنه چون یکسری فوضولهای که تو ایران ساکن هستند میپرسند تو آمریکا درامدت چقدره کرایه خونه چنده و....واقعا کلافه ام از دستشون.
من قصد توهین به کسی ندارم ولی از افرادی که اینچنین هستند دوری کنید و اگه خودتونم ناخوداگاه همچین رفتاری دارید از خودتون دور کنید..
ارسال مدارک ‎F2A‎ (همسرم): ‎4Sep ,2013,‎ رسید مدارک: ‎9Sep, 2013,‎  اپرو: ‎9Oct, 2013 ,‎ دریافت کیس نامبر (سفارت ابوظبی): ‎18Nov, 2013‎
پرداخت ‎22Nov, 2013: DS 261 $88‎  ,پرداخت ‎230$ :2013, Dec 11,‎ ارسال مدارک: ‎2013, 19 Dec ,‎ تکمیل پرونده: ‎2014, 27 NVC) Jan).‎ تاریخ مصاحبه ‎2015, Jun 3 ,‎ کلیر ‎1Sep, 2015Big Grin، تاریخ ویزا ‎2015, 9Sep‎
سفرنامه
لیست تمام مدارک ارسالی به ‎USCIS , NVC‎ ,و مدارک مدیکال و روز مصاحبه ویزای ازدواج ‎Interview Questions+‎


پاسخ یافتن نقل قول‌ها
به نظر من مشکل از اونجا ناشی میشه که تا وقتی یک فارسی زبان رو میبینیم احساس میکنیم آشنا دیدیم. در عجبم از این جماعت که تا یکماه پیش در ایران داخل خیابان جواب کسی که آدرس میخواسته رو نمی دادند و یا به گدا محل نمی گذاشتند در حالی که اینها هم فارسی صحبت میکنند اما درست وقتی که می افتند داخل یک جماعت انگلیسی زبان، فقط و فقط زبان مشترک باعث میشه که احساس کنند رفیق صمیمی هم هستند!
ما که دستمون به ینگه دنیا فعلا نرسیده و در آینده نزدیک میرسه اما در سفر های کوچک به کشورهای اطراف هم این رفتار رو دیدیم! دبی رفته بودیم جایی از این تبلیغات میکردند ما رو هم زوری دعوت کردند تبلیغات به دستموم بدن. یک زوج دیگه هم همزمان گیر افتادند. طرف با لحجه عربی و به زور پرسید ایرانی هستید گفتیم بله اونها همچین زوق کرده بودند و میخواستند سر صحبت رو باز کنند اما من و خانمم محلی نگذاشتیم! اصلا محل میگذاشتیم چی میشد؟ میخواستند بپرسند از کجا آمدید؟ کجا رفتید کجا تفریح کردید کجا میخواید برید؟! اصلا چه دلیلی داره مسائل شخصی و خصوصی رو به خاطر شنیدم 4 کلام فارسی وسط بیاری؟ خیلی شیرینی فارسی زیر زبانتون مزه کرده رادیو روشن کنید یا یه زنگ به خانواده بزنید و برای موضوعات منطقی و جذابتر وقت بگذارید . برای ما که بازجویی به زبان فارسی لذتی نداره!
به نظر بنده که زبان مشترک دلیل محکمی برای شروع رابطه نیست!! مگرنه من باید از صب تا شب داخل کوچه باشم رفیق جدید پیدا کنم!!
اما مشکل اونجا ادامه پیدا میکنه که کسی سئوال شخصی از شما میپرسه دوست آشنا و یا از همین هم زبان های سرزده و شما خود رو ملزم میدونید که بهش جواب بدید. برادر، خواهر، هموطن اگر به نظرت سئوال شخصی است لازم نیست طفره بری یا با ناراحتی جواب بدی. یک جمله مودبانه که سئوال شخصیه و بهش جواب نمیدم کافیست. گور بابای غریبه ی همزبانی که از این جواب شما ناراحت بشه! اصلا چه کسی گفته که باید شما دوست همزبان داشته باشید؟ این قضیه همکاری و پشتیبانی ایرانی ها از هم در خارج از کشور به درد من و امثال من نمیخوره. به درد کاندید شهردار کالیفرنیا میخوره که میخواد از این اتحاد استفاده کنه. به درد اون مسئول تبلیغاتش میخوره که میخواد از این راه نون بخوره و به درد اون هموطن فضول که میخواد ادامه ی این خاله زنک بازیش در ایران رو بره!
ما در ایران هم این روش رو داریم. نمیگم که رفیق و دوست و فامیل از سر کولمون بالا میرن و همه با ما حال میکنند اما از اون طرف تنها هم نیستیم. خوب یه سری فامیل فضول و حسود داشتیم با اینکه نزدیک بودند ترجیح دادیم از ما برنجند و قیافه نازنینشون رو زیارت نکنیم تا هفته ای یکبار تحملشون کنیم. خیلی هم اینجوری خوش میگذره. برای خودمون زندگی میکنیم نه برای دیگران و برای خودمون خوشیم و نه دیگران. اتفاقا برای اونها هم فکر کنم بهتر شده باشه. احتمالا در هر مراسم که دور هم جمع میشوند ما موضوع داغشون هستیم و حسابی با هم پشت ما صحبت میکنند حرص میخورند مسخره میکنند و گرم میگیرند.
کیس نامبر: 2015AS2XXX>سفارت: ابوظبی> ارسال فرم ها: 19 می> کارنت: 8 سپتامبر> مصاحبه : نوامبر> کلیر: فوریه|| تعداد اعضای کیس: دو نفر || مقصد : هیوستون ‎Big Grin
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
يه چيز جالب، همسرم برگشته ايران، باهام تماس گرفته، ميگه توي فضاي وايبري از شرايطمون چيزي نگي، يه دفعه نقل محفل بشه و تيكه بندازن ، كه ديديد ما كه مي گفتيم سخته و خوب نيست! ‎Rolleyes
ديدم حق داره بنده خدا، اينجا هم بايد جواب پس بديم.چهل ، پنجاه سالمونه، اختيار زندگي خودمون رو هم نداريم، از لحظه اي كه لاتاري برنده شديم و نيت كرديم اين راه رو تا آخرش طي كنيم، انواع و اقسام بيماران رواني و افسرده و آدماي مال باخته و پشيمون و ....رو جلومون به صف كردن تا برامون درس عبرت بشه! ديگه طوري شد كه مي گفتيم بابا ما كه دست به خونه و زندگي نزديم، يه سفره ، ميريم اگه خوشمون نيومد بر مي گرديم. و اين توضيحات و توجيهات همچنان ادامه دارد.Cool
ولي در مورد آدماي اينجا، خودتون هم ميدونيد ، همش بستگي داره به اينكه طرف چه جور خلقي داشته باشه، خدا رو شكر گروه بچه هاي مهاجر سرا كه اينجا ملاقاتشون كرديم ، يك از يك بهترن ، واقعاً به فكر اين بودن بهمون كمك كنن و سوالاتي كه در مورد كار و خونه و درامد بود فضولانه و راحت انجام داديم.!!!!! ‎Tongue‎ تا اينجاي كار شانس اورديم، چون همه توي يه مقطع زماني مشابه اومديم و از اوضاع و احوال وطن و مردم آگاهيم.
اما امان از فرهيختگان سياسي و اجتماعي كه همونطور كه پيش بيني مي كرديم اصلا آبمون با هم توي يك جوب نميره! آنچنان داد عدالتخواهي واسه ما سر ميدن كه آدم ميمونه تا حالا چطوري توي وطن زندگي كرديم و يا اونايي كه هنوز اونجان چطور دارن روزگار رو مي گذرونن؟! ‎Sad‎ عدم شناخت كافي از ما و امثال ما باعث ميشه از حضور در همچين محافلي لذت نبريم و با اعصاب خراب برگرديم خونه. حرف همسرم هم هميشه همينه كه براي خودمون جهنمش نكنيم، پس چطور تا حالا زندگي مي كرديم يا مردممون، كاري كنيم كه اگه نتونستيم بمونيم بتونيم برگرديم.(چهارتا فعل پشت سر هم)(فقط يه ايروني ميتونه) ‎Wink
من با تازه واردهايي از جنس خودمون مشكلي ندارم، با فديميهايي كه مردم وطنم رو نميشناسن مشكل دارم. و همچنين با دكمه ي ارسال پاسخ، آقاي طراح وبسايت لطفاً جاشو عوض كنيد، بيست بار دستم ميخوره بهش بدون اينكه متنم كامل باشه. ‎Big Grin
**24/خودم/ سه نفر/ابوظبی/ نوامبر/ برگه ی سفید/ كلير بعد از ١٩٢ روز/ ورود به آمريكا: ٢٩ آگوست ٢٠١٤
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
چه تاپيك جالبى ! من دقيقا به تمام اين دليل حتى به پدر و مادرم هم نگفتم لاتارى برنده شدم و الان ويزام تو پاسپورتمهحتى هيچ كس نميدونه ٢ ماه ديگه دارم ميرم به خدا همه كارامونو با شوهرم خودمون انجام داديم حتى وقتو تو آنكارا بوديم برا مصاحبه خانوادم فكر ميكردن استانبولم برا گردشديگه استرس اينكه اگه رد بشيم و نشه و ‎...‎ اينا رو نداشتم....
شماره کیس: ‎2015AS1950‎
تاریخ رویت قبولی: ‎MAY 2015‎
کنسولگری: ‎Ankara‎
تعداد افراد منظور در کیس : ۲
ارسال فرمهای سری اول: ‎JUN 2014‎
کارنت شدن کیس: ‎September 2014‎
مصاحبه: ‎October 2014‎
وضعیت:01.issued
‎02.AP‎
آپدیت ها: ‎October.march.jun‎
دریافت کلیرنس: ‎October 2014 .01‎
دریافت ویزا: ‎October 2014 .01‎
ورود به آمریکا:9march ‎2015.01‎
دریافت گرین کارت: ‎15 April 2015 .01‎
جمع تقریبی هزینه‌هاSadواکسن ها (660$)،هزینه مصاحبه برای ۲ نفر ‎.(660$)‎
ترجمه ها ‎$550‎
هزینه گرین کارت ‎165$‎
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
مشكلات ما با خانواده ي خودمون توي ايران سر جاش! بحث سر اينه كه چرا مثل همه ي مليتها نميتونيم يه تشكيلات كار راه انداز داشته باشيم. قصه ي الان نيست ، اين چيزيه كه حتي خواننده هامون هم ازش گله مي كنن ‎Big Grin
**24/خودم/ سه نفر/ابوظبی/ نوامبر/ برگه ی سفید/ كلير بعد از ١٩٢ روز/ ورود به آمريكا: ٢٩ آگوست ٢٠١٤
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: farshad varaste ، lighter ، nasam ، sib 24 ، A_A ، msar ، sahar2016 ، mehre cyrus
‎[quote='‎
باسلام به دوستان .
راستش وقتي چندين سال پيش با اين سايت اشنا شدم . خيلي خوشحال شدم كه تمام اطلاعات مورد نياز و براحتي بدستم مي رسه .چون در مهاجر سرا از خريد چمدان مسافرتي تا بليط مترو و اتوبوس و هتل و اير لاين و عكاسي و دارلترجمه و تعداد كپي ادرسها و مراكز و مديكالها و نرخ تاكسي و سيم كارت و ده ها ‎.................‎ موضوع مرتبط با سفر كه مورد نياز يك مهاجر با حداقل بودجه است نوشته و چقدر خوب و بي شائبه است اين كمك بدون هيچ تشكر و وجهي و كاش غير انتفاعي بودن سايت ادامه پيدا مي كرد . گاهي اوقات اين كمك منو ياد فيلم يا سريال تلويزيوني كه همه به فراريان جنگ دوم جهاني مي كردند مي اندازه كه بمثابه يك رسالت مي ماند . از همه تشكر مي كنم . هر چند اول راه هستم و مهاجرت نكردم ولي اما مگر اطلاع رساني و جواب به سوالات متعدد و تكراري و چند باره اعضا مشابه همان گفتگوي هاي درون صف سبزي و مرغ و غيره نمي باشد . پس چه فرقي ميكند داخل يك صف به يك هموطن كمك كنيم يا داخل فضاي مجازي تازه داخل صف ها چهره به چهره شما مي توانيد طرف مقابل را بهتر ارزيابي كنيد و صحت وجودي اش را از نزديك ببيند تا فضاي مجازي كه بعضا از اول تا اخرش مجازي است و بس . ميدوني ؟ خيلي هم خوب ميدانيد . كلا اطلاع رساني و داشتن اطلاع از موضوعات خودش بزرگترين امتياز است و اصطلاحا رانت خبري . فرضا اگر من ميدانستم . كه قراردلار اينطوري شود يا عقب گرد انچناني نصيبمان گردد طوري ديگري عمل مي كردم . ولي من و شما ميدانيم كه درصدي از ما بهتران بعضي از اين اطلاعات را از قبل ميدانستند و سودش را هم برده اند . و اين حرص بدست اوردن اطلاعات براي رسيدن به مقصد با كمترين هزينه و بهترين مكان باعث رفتارهاي مي شود كه بعنوان عادت در مجالس عام اطلاعات بصورت شنيداري و ديداري و بيشتر حدسي جمع آوري مي شود و در محافل خصوصي با اطمينان پخش مي شود . كه عروس فلاني بزرگتر از دامادش است . و احتمالا قبلا با چند نفر دوست بوده . حالا من مهاجر تصميم دارم برم با شغل شريف كارگري از موقعيت خوب رفاه اجتماعي و بعضا فرهنگي انجا استفاده كنم تا زندگي داشته باشم بخور و نمير ولي آدم برايم مقدس نباشد و اسم خياباني را سجده نكنم . و اگر دخترم بعلتي طلاق گرفت او را اينكاره خطاب نكنن . و اگر نظري داشتم انرا در پستوي خانه پنهان نكنم تا بوي آن باعث بيكاري خودم و كل خانواده نشود.
و ماجراي واقعي دعوت شدن آقاي خ توسط برادرش كه بعد از سفر اول بمدت سه ماه و زندگي در خانه برادر و پذيرايي شدن و راهنمايي شدن برمي گردد ايران و بعد يكباره اعلام مي كند جديدا ازدواج كردم و مي خواهم با همسرم بيام كه برادرش مي گويد كي ازدواج كردي نمي تواني همينطوري بياي ولي بعد از چند هفته آقاي خ بهمراه همسرش زنگ خانه را مي زنند كه برادر دعوت كننده شوكه مي شود امدي چگونه توانستي در مدت كوتاه ازدواج كني مدارك را بفرستي و ويزا بگيري ؟ خ مي گويد با وكيل همه كارها را درست كردم و بعد 9 ماه در خانه برادر بهمراه همسرش زندگي مي كند . و براي تربيت درست بچه ها ي برادر از شيوه (پس گردني ) زدن استفاده مي كند و وقتي مورد اعتراض قرار مي گيرد مي گويد شما بلد نيستيد بچه بزرگ كنيد . اين بچه ها عقب مانده هستند . و شما بابت مهاجرت ما از دولت كمك مالي مي گيرد در كلاس زبان رايگان چند مهاجر سياه پوست سومالياي افكار انها را روشن كرده بودند . اين حرفها باعث كدورت مي شود بطوريكه برادر بزرگتر كه دعوت كننده بوده مي گويد تو و همسرت در اين خانه بمان من و همسرم و بچه ها مي رويم خانه اجاره مي كنيم . و ماجرا سخت و كشدار مي شود كه هنوز ادامه دارد ‎..........‎ سرتون درد اوردم ولي من بشما ايراني هاي مهاجر سراي افتخار مي كنم . بنظرم شفاف بودن در خرج و مخارج دونگ و دنگ و هر كسي كار خودش اتيش به انبار خودش خيلي از مشكلات ما رو حل مي كنه . باز هم بشما افتخار مي كنم . سربلند و موفق باشيد .
كيس ‎2000-2001‎ خانوادگي ‎f4 .‎ تكميل مدارك ‎2009 - 2011 .‎ مصاحبه ابوظبي دسامبر ‎2014‎ .دريافت برگه آبي . از زمان مصاحبه تا بحال 4 بار اپديت شده ايم و بعد از ‎5/5‎ ماه كلير و يك ماه بعد از كلير ويزا دريافت كردم .متاسفانه ايميل ام باز نمي شود و اگر كاري بود پيام خصوصي بدهيد .
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: قصه گو ، taherifar ، sib 24 ، behjat ، victor2016 ، Iaccept ، mohammadg846 ، msar ، mehre cyrus
این فراری بودن دلایل زیادی داره که در این متن سعی شده کم و بیش به طور خلاصه اشاره ای به مهم ترین هاش بشه اما یه دلیل مهم رو از قلم انداخته یا شاید روش نشده ذکر کنه
و اون خصلت دروغگوییه.متاسفانه خیلی از ایرانی ها بعد از مهاجرت دروغ های زیادی درباره وضعیتشون در اینجا میگن این باعث میشه همیشه در ترس برقراری ارتباط با دیگران به سر ببرن مبادا دروغ هاشون رو شه. می بینی طرف تو رستوران کار میکنه به همه گفته رستوران دارم. تو ارایشگاه کار میکنه میگه سالن زدم و........... ای بابا مگه کار قانونی عیب و عاره که خجالت می کشین و دروغ می گین و بعدش مجبور باشین از همه فرار کنین!!!!!

یه دلیل دیگه توقعات بی جا.اینجا هم مثل ایران و شاید حتی خیلی بیشتر (به دلیل تازه وارد بودن و نااشنا بودن به قوانین) مهاجرا به شدت سرشون به کارای خودشون مشغوله و گاهی برای رفع مشکلات خودشون هم مشکل دارن و در این بین یه سری هستن توقع دارن با یه دوستی می تونن انتظار هر جور حمایتی رو از طرف مقابل داشته باشن.توضیح بیشتر ندم جمع ایرانیه.همه میدونن منظورم چیه ‎Big Grin
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
متن جالب بود اما راستش ار وقتی ار ایران خارج شدم میتونم بگم عاشق هموطن های ایرانی در همه جای دنیا شدم با تمام این ایزادهایی که به هر حال دارند اما هنوز هم بهترین هستند و با محبت
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
بنده نه چیزی دارم که قایم کنم، نه هیچوقت گفتم کسی‌‌ام که نیستم، نه حتی کسی‌ رو تو ایران دارم که نگران باشم.

من (و خیلی‌‌ها مثل من) صرفا به این دلیل از بقیه ایرانیا فراریم که خیلی‌ خیلی ملّت شاخ داری هستیم.

هیچوقت هیچکی رو بدون دلیل و منفعت شخصی‌ نمیخوایم. حالا این دلیل فروختن ماشین باشه یا پر کردن وقت.

تا وقتی‌ هم این ذهنیت رو عوض نکنیم که منحصراً به فکر خودمون هستیم هم وضع مملکت همینه هم وضع خودمون.

حالا هی‌ بشینیم قربون صدقه هم بریم بگیم عاشق معشوقه همیم. خودمون خوب میدونیم کی‌ و چی‌ هستیم.
من آنم که خود دانم!

در ضمن توجه شما رو به این مطلب به عنوان ایرانی‌ جلب می‌‌کنم.
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: قصه گو ، jojo_hami ، msar ، mehre cyrus
(2015-01-07 ساعت 12:01)negarpak نوشته:  
چه تاپيك جالبى ! من دقيقا به تمام اين دليل حتى به پدر و مادرم هم نگفتم لاتارى برنده شدم و الان ويزام تو پاسپورتمهحتى هيچ كس نميدونه ٢ ماه ديگه دارم ميرم به خدا همه كارامونو با شوهرم خودمون انجام داديم حتى وقتو تو آنكارا بوديم برا مصاحبه خانوادم فكر ميكردن استانبولم برا گردشديگه استرس اينكه اگه رد بشيم و نشه و ‎...‎ اينا رو نداشتم....

SmileSmileSmileSmileSmile
کلی حال کردم . میشه یک ترم بیام پیشتون درس بگیرم ‎Wink
ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش***بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم***آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرود ***گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: Iaccept ، lighter ، msar ، soufia
به نظر من چون یکی از انگیزه های مهاجرت برای خیلیا فرار از دست هموطن های عزیزمونه! (حالا به هر دلیلی مخصوصا فرهنگی) بخاطر همین دلیلی نداره اونطرف هم که رفتن از هم گریزان نباشن!
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: قصه گو ، Danoosh ، یه مهاجر ، jojo_hami ، msar ، inanna
من تو نوشته ها یکی از دوستان خیلی وقت پیش خوندم که میگفت به عنوان مثال بعضی از ایرانیا ( شاید در حد تعداد انگشتان ‎... Smile )‎ که تو آمریکا هستند به خصوص لس آنجلس نه ایرانی هستند نه آمریکایی ‎Smile‎ یعنی خودشونم نمیدونن که چند چندن ‎Smile

به خاطر همین من تصمیم گرفتم دور لس آنجلس خط بکشم و رفتم سراغ هیوستون بعد فهمیدم اونجاهم هموطن زیاده ‎Smile
به امید ویزای یه ضرب ‎Smile
2015AS4$$$-Abu‎ Dhabi←Ank-Ds260:14Jul2014-Curr:9Feb-Case:One-Sec ‎Lett:24Feb-Int:15Apr‎
Up:19,20,21,29Apr,19May,23Jun,29 ‎Jun,1267Jul‎
Clear:29 ‎Jun-Visa:14 Jul-Entrance:Soon-Distination:WA

خدا خیرش بدهRolleyes، کلیرآ کلیک کنند، پلیز

چک ویزا امارات

سفرنامه




پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: قصه گو ، victor2016 ، sib 24 ، msar ، peidaye penhan




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان