آپارتمانی مبله در غرب لس آنجلس برای کوتاه مدت جهت اجاره موجود است. برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفن های ۰۹۱۲۱۲۵۳۵۵۷ یا ۰۰۱۳۱۰۴۳۰۰۰۶۰ تماس بگیرید.

چگونه در آمریکا موفق شویم
همانطور که گفتم امروز زیاد حالم خوش نبود. نه از نظر جسمی بلکه یک صحنه هایی را توی یوتیوب دیدم که اعصابم را به هم ریخت و البته بعضیهایش هم باعث قلیان احساساتم شد. با اینکه آدم وطن پرستی نیستم و نژاد ایرانی هم برایم هیچ فرقی با نژادهای دیگر ندارد ولی درک احساسات کسانی که میدیدم و داشتن تجربه های یکسان با آنها, باعث نوعی همزاد پنداری میشد که ناخودآگاه من را درگیر خودش میکرد.
مثل کسانی شده بودم که موقع تماشای فوتبال در لحظات حساس هیجان زده میشوند و بجای بازیگر اصلی از جایشان بلند شده و شوت میزنند. بگذریم.

برای اینکه بدانیم چگونه میشود در آمریکا موفق شد نخست باید آمریکاییها را خوب شناخت و تشخیص داد که فرق ما با آنها چیست. برای همین
میخواهم برایتان در مورد نحوه درک یک آمریکایی از محیط پیرامونش بنویسم. برای رسیدن به یک شناخت درست, باید یک کم به بررسی نحوه پردازش مغز آنها بپردازیم و سپس, آن را با خودمان مقایسه کنیم.

به ساده ترین زیان میشود گفت که روش برخورد آمریکاییها با دنیای پیرامون خودشان یک سیستم کاملا خطی و "یک به یک" است. در حالیکه شیوه پردازش مغز ما موجی و یا "یک به چند" می باشد.

چند مثال ساده میزنم و بعد با هم به نتایجی میرسیم.

فرض کنید شما وارد یک جمع میشوید و میخواهید به همه سلام کنید. در نگاه اول همه را میبینید. سر و یا دستتان را برای همه تکان میدهید و بعد خیلی سریع با همه دست میدهید و احوالپرسی میکنید. ما قابلیت این را داریم که وقتی با یکی دست میدهیم با دیگری روبوسی کنیم و با یک نفر دیگر هم احوالپرسی کنیم. این در واقع یک سیستم موجی است.

وقتی یک آمریکایی وارد جمع میشود, نفر اول را میبیند. اگر او را نشناسد که از او رد میشود و هیچ عکس العملی از خودش نشان نمیدهد. اگر او را بشناسد با او دست میدهد و یا روبوسی کرده و شروع به احوالپرسی میکند. تا زمانی که صحبتش با آن فرد تمام نشود, هیچکس دیگری را نمیبیند و شما اگر خودتان را بکشید هم متوجه شما نمیشود. بعد از اینکه صحبتش تمام شد میرود سراغ بعدی تا اینکه با همه سلام کند. به این سیستم هم میگویند سیستم خطی یا یک به یک.

مثال دیگر اینکه وقتی شما با یک نفر حرف میزنید, ناخودآگاه حضور دیگری بر شما تاثیر میگذارد و اگر آن فرد حرفی بزند مغز شما آن را پردازش میکند. حتی اگر دارید با یک نفر در خیابان حرف میزنید متوجه اطرافیان خودتان هستید تا ببینید این حرف شما چه تاثیری بر فردی که از کنار شما میگذرد دارد و یا او چه عکس العملی نشان میدهند.

ولی یک آمریکایی وقتی با یک نفر حرف میزند تمام حواس و توجهش متوجه همان یک نفر است و هیچ توجهی به اطرافیانش نمیکند. برای همین اگر شما بعنوان یک رهگذر آشنا به او سلام کنید اغلب متوجه حضور شما نمیشود و اگر هم این اتفاق بیفتد صحبت خودش را کاملا قطع میکند. زیرا توان پردازش دو عمل را در یک زمان واحد ندارد.

مثال دیگر اینکه فرض کنید شما یک دوربین عکاسی را میخرید و به خانه می آورید. جعبه را باز میکنیم و دل و روده آن را میریزید بیرون تا همه آنها را با هم نگاه کنید. سپس وسایل داخل آن را لمس میکنید و حتی ممکن آن را بو کنید. سپس سعی میکنید که با آموخته های قبلی خودتان دوربین را روشن کنید و با تمام دکمه های آن ور بروید تا بفهمید که چطور کار میکند. اگر در نهایت به مشکلی برخورد کردید به دستورالعمل آن مراجعه میکنید و با بی صبری و عجله دنبال حل مشکل میگردید.

ولی یک آمریکایی جعبه را باز میکند و دستورالعمل را برمیدارد و شروع به خواندن میکند. اگر در دستورالعمل, محتویات جعبه را نوشته باشد دانه به دانه آنها را با محتویات جعبه تطبیق میدهد. بعد طبق دستوالعمل شروع به نصب سیم و یا باطری میکند و آن را روشن میکند. در واقع یک آمریکایی وقتی مثلا در مورد نحوه نصب باطری میخواند تمام حواسش به آن است و اصلا توجهی به دیگر محتویات جعبه ندارد.

بطور خلاصه میشود گفت که ما بخاطر نحوه پردازش موجی خودمان گستره نگر هستیم و آنها هم بر پایه سیستم خطی خودشان, باریک نگر هستند. این خصلت ما بخاطر شرایط محیطی و تربیتی ما شکل گرفته است که خوبیها و بدیهای ویژه خودش را دارد.

از نقطه نظر اجتماعی وقتی ما وارد آمریکا میشویم مجبوریم خودمان را با سیستم آنها همگون سازیم. همانگونه که وقتی یک آمریکایی وارد ایران شود, بعد از مدت زمانی یاد میگیرد که مثلا موقع گذر از عرض خیابان نه تنها جلو و اطراف, بلکه همزمان پشت سر خودش را هم نگاه کند.

گرچه عملکرد و دقت سیستم موجی طوری است که به تنهایی بازدهی خوبی ندارد ولی در بسیاری از مواقع میتواند بعنوان یک سیستم مکمل در کنار سیستم خطی کارآیی بسیار خوبی داشته باشد. برای همین یک ایرانی که در شرکتی در ایران به یک چرت و پرت گو معروف است میتواند در یک شرکت آمریکایی و در نشست های طوفان مغزی بسیار راه گشا باشد. همینطور یک آمریکایی میتواند در یک شرکت ایرانی و در جریان خط دهی و تمرکز دهی بسیار موفق عمل کند.

برای همین یک آدم منظم و دقیق که همه کارهایش از روی نظم و برنامه است و سعی میکند خطی پردازش کند, در آمریکا زیاد موفق نخواهد بود. زیرا آنها به فردی نیاز دارند که متفاوت و مکمل باشد. مثل این است که شما نوازنده ماهر گیتار باشید و در آمریکا کنسرت بدهید. در اینصورت توجه کمتری را بخود جلب خواهید کرد تا اینکه نوازنده ماهر تار باشید.

مهندسی معکوس, طوفان مغزی, مدیریت بحران و برنامه ریزی مقطعی و سریع که بر مبنای تفکر موجی شکل میگیرد, از ویژگیهای بارز ایرانیها در شرکتهای آمریکایی است. البته به شرطی که بصورت خطی ارائه شود تا برای آنان قابل درک باشد.

البته ما برای اینکه بتوانیم خودمان را با سیستم آمریکا تطبیق دهیم, باید سعی کنیم تا عوارض سیستم پردازش موجی خودمان را تا حد امکان کاهش دهیم. این عوارض میتواند عدم تمرکز کافی, عدم مطالعه علمی, عدم توجه به ساختار و در نهایت رعشه فکری باشد که اغلب ما دچار آن هستیم. کتابها و یا حتی کلاسهای مدیریت فکر میتواند به ما کمک کند تا مانع دخالت دریافتهای ناخواسته بر تمرکزمان شویم. و طبیعتا از کار کردن غیر ارادی فکر و یا رعشه فکری ما هم کاسته خواهد شد.

و در آخر اینکه اگر حوصله کردید و این متن را تا آخر خوانده اید به شما تبریک میگویم که آمادگی و پتانسیل رشد در آمریکا را خواهید داشت. چون در غیر اینصورت بعد از پاراگراف هشتم آن را رها میکردید. ‎Smile

ولی بی شوخی این تاپیک رو زیاد جدی نگیرید. چون خیلی حوصله سر بره و مغز آدم رو بکار میگیره. خودم وقتی خواستم دوباره بخونم حوصله ام سر رفت و ولش کردم. ‎Smile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: m.memari ، laili ، usa.lover ، sh-b ، Nazem ، merdax ، ChairMan ، sousangerd ، Hojjat ، kavoshgarnet ، seravin ، EMS ، lexington ، homeless ، payam_prz ، سارا کوچولو ، farshadz ، hbita ، honareirani ، shahram1347 ، alireza.negrayie ، leili ، meweadl ، farzad24 ، ساشا ، Iman-gta ، online27H ، Linspire ، sib 24 ، frozen mind ، Hossein81 ، bahram_fadakar ، babak2010 ، sanaz2010 ، satusa ، mahmood_eng ، sina619 ، azin ، mavarfan ، mohandes ، farshidkhalafi ، Amir78 ، pashaneco ، babakped ، hosein m ، aminaran ، oghab ، iliad ، nnazi_2005 ، alibati ، AvRiMcM ، shirinderella ، Leo 2882 ، Vahid-DV2011 ، loveusa2010 ، lorecance ، pr.kia ، MARINES ، ARASH@MH ، admeyl ، m9780 ، maxsupermax ، majidarooni ، Pedram.mt ، saied-k ، amiry ، alinet ، Lucky Luke ، Afies ، roze ، armanbala ، chiva ، ملیحه مجید ، itsmasoud ، کیانا ، gol1 ، r_ent ، parsush ، farshadsh ، tartar ، mrhj50 ، hamedrouhi ، mortezafox ، pooyash ، ابی هانی ، amir0_0amir ، honey62 ، sadeghi897 ، hoj_s000 ، kh.m ، gbtm ، Saiban ، ali_ahn ، _USA_ ، amirke ، ozbekar ، سانازی ، r91 ، bijan9 ، mitramin ، karma110 ، afshinghwink ، Rainy ، mirzamemar ، yousef_azizi ، sharifian ، maria2000 ، shahryar7021 ، ashakibafar ، MPU ، ashkan66 ، mori ، Mahshiid ، ffrfar ، aminb ، drgp ، asa_2asa ، HERMES7 ، Iaccept ، morteza.hosseini ، babakgholamizadeh ، taherifar ، j4deh ، foruzanfar ، SomeOneX ، Adrian.sam ، maryam.azad ، javid20 ، nasam ، r-g ، ghazal banoo ، siamak ، aram_hpanahi ، h_aghapour ، karmen ، AMIRI1
rsعزيز ممنون، از نظر من اتفاقا خيلي جالب و كارآمد مي باشد
فقط مي خواستم بدونم عكس العمل امريكايي ها در مورد رفتار اوليه ما ها ( منظورم موجي است يعني در موقع صحبت با آنها براي كس دست تكان بدهيم يا به اطراف نگاه كنيم يا در ورود به جمع به همه سلام كنيم و ‎. . .‎ ،مثلا) چگونه است تاثيري در ارزيابي اوليه ميگذارد يا نه ايراني ها را مي شناسند.
بازهم تشكر مي كنم
تجربه شکست خیلی بهتر از حسرت خوردن از دست دادن یه موقعیت هستش

نشویل - تنسی : جایی که من زندگی‌ می‌کنم ، شهری کوچک ، با هزینه‌های متوسط ، وضعیت کار بد نیست البته کارهای معمولی‌!!!!

راستشو بخواید زیاد مثل خارج نمیمونه ولي خيلي دستش دارم ‎
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: rs232 ، kavoshgarnet ، honareirani ، afsoun ، r_ent ، farshadsh ، afshinghwink ، mori ، taherifar ، maryam.azad
من تا آخرش خوندمBig Grin
و بنظرم آرش جان بسیار مطلب جالبی بود، جدا خیلی نکته سنج و دقیق به مسائل نگاه می کنی، ظاهرا این قضیه خطی فکر کردن روت تاثیر گذاشته ؛)
من شخصا فکر می کنم خیلی سخت باشه تا به این سیستم خطی و یک به یک عادت کنم ولی امیدوارم این آشفتگی ذهنی و روحی ما اونجا به کارم بیادSmile
بازم ازاین تاپیک های تخصصی بنویس
ممنون
‎Hope Never Die‎


شماره کیس: ‎***31‎
تاریخ دریافت نامه قبولی:may ‎2008‎
کنسولگری:abudhabi
تاریخ ارسال فرمهای سری اول: ‎july 2008‎
تاریخ کارنت شدن کیس:May ‎2009‎
تاریخ دریافت نامه دوم:31 ‎may‎
تاریخ مصاحبه:14 ‎july‎
دریافت ویزا: ‎30 september‎ (روز آخر)
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: rs232 ، kavoshgarnet ، honareirani ، frozen mind ، AvRiMcM ، r_ent ، afshinghwink ، taherifar ، maryam.azad
معماری جان, بستگی دارد که در چه شرایطی باشد و این برخوردها چقدر اهمیت داشته باشد. بهرحال درک ما هم از جانب آنها به همان اندازه مشکل است که درک آنها برای ما مشکل است. مثلا اگر یک آمریکایی در ایران وارد خانه شما شود و در راه پله مادر و پدر شما را میبیند ولی چون آنها را نمیشناسد جواب سلامشان را هم ندهد و مثل یابو سرش را بیاندازد پایین و با کفش وارد شود, شما چه عکس العملی نشان میدهید؟ در وحله اول سعی میکنید که به او بگویید این روش با فرهنگ شما سازگار نیست و در مراتب بعدی ممکن است عصبی شوید , اعتراض کنید, بی اعتنایی کنید و یا حتی او را به خانه خودتان راه ندهید. البته سلام و علیک و احوالپرسی فقط یک مثال است و هیچ مشکلی برای کسی بوجود نمی آورد ولی چون ساختار فکری متفاوت است تمام رفتارهای اجتماعی نیز میتواند متفاوت باشد. خوشبختانه جامعه آمریکا بخاطر مهاجر پذیری بسیار انعطاف پذیر است و ارزیابی اولیه آنها از برخوردهای اولیه متفاوت زیاد آزار دهنده نیست. لااقل مطمئن هستم آن مقدار که اقلیتهای قومی ایران, در خود ایران بخاطر آداب و زبان متفاوتشان از نطر روحی اذیت میشوند, ایرانیان در آمریکا اذیت نمیشوند.
متریکس جان, بله در واقع وقتی وارد آمریکا میشویم مجبوریم برای بقا و ورود به سیستم, خودمان و دیگران را بیشتر بشناسیم .و در ضمن این سیستم ناخودآگاه در ما تاثیر میگذارد. مثلا وقتی ما بعد از یک مدت در آمریکا درست رانندگی میکنیم به این معنی است که با سیستم خطی خودمان را منطبق کرده ایم.
سپاس از مرحمتتان
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
درود
بسیار عالی
من یک سوال داشتم. آیا به صورت ذاتی سیستم این دوستان خطی هستش یا اینکه بر اساس فرهنگ آنجا به این صورت یاد گرفته اند؟
آخه من خودم اینجا کسانی را می شناسم که همین خصلت را دارند و وقتی که با کسی صحبت می کنند متوجه اطراف نیستند و این به صورت ژنتیکی به این صورت هستش نه اینکه بر اثر تمرین به وجود آمده باشه.

این یک خط مانده به آخر هم بسیار عالی بود و شما با این روش دوستان خوب ما را عادت می دهید که با دقت بیشتری بخوانند و هرچند در این انجمن دوستان بسیار دقیق می خوانند و بسیار اهل مطالعه هستند و این باعث افتخار است.
در مورد خط آخر هم باید بگم که نه اصلن اینطور نیست و برعکس من که چند روزی اصلن حوصله خواندن نداشتم به خاطر این مطلب حتا مجبور شدم تایپ هم بکنم.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: rs232 ، honareirani ، AvRiMcM ، amiry ، r_ent ، afshinghwink ، taherifar ، maryam.azad
صدرا و کاوشگر جان ممنون از اینکه متن نه چندان روان من را تا انتها خواندید.
کاوشگرجان, همانطور که مشخصات فیزیکی انسانها مانند قد, رنگ پوست و یا عضلات بدن, در طی نسلهای متوالی تحت تاثیر محیط زیست آنها قرار میگیرد, زمینه ها و یا پتانسیل برخی از خصوصیات رفتاری نیز میتواند توسط ژن به نسلهای بعد منتقل شود. ولی تعلیم و تربیت و محیطی که انسان در آن رشد میکند بیشترین نقش را در نحوه پردازش و درک انسان از رخدادهای پیرامونش دارد. برای همین کسی که در ایران زندگی میکند و بزرگ شده است برای ادامه بقا حتما باید از شیوه موجی استفاده کنند. آیا کسی میتواند در ایران بر روی لین خودش رانندگی کند؟ اگر اینکار را بکند یا تصادف میکند و یا اینکه با فیدبک بسیار منفی از جانب اطرافیانش مواجه میشود. حتی اگر کسی بطور ارثی تمایل به پردازش خطی داشته باشد تحت تاثیر جامعه ای که در آن رشد کرده است مجبور به پردازش موجی میشود. البته حواس پرتی و عدم تمرکز از عوارض سیستم موجی است که میشود آنر ا با تمریناتی برطرف کرد. مثلا کسانی که شما میشناسید ممکن است با مطالعه کتاب تمرکز را یاد گرفته اند و برای همین وقتی با کسی صحبت میکنند متوجه حرف کسی نمیشوند. البته این نوع رفتار در ایران منفی است و ممکن است فرد سوم بگوید هوی مگه کری نمیشنوی دارم صدات میکنم! دقیقا مثل رانندگی در یک لین.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
درود-مرصی ارش جان خوب بود-
ولی هرکی اینجا هرکاری میکنه اونجا هم همین طوری
‎case:19###‎
Big Grin



پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: rs232 ، afshinghwink ، taherifar
ای امان از بیسواتی و پیری
دروغ چرا ؟ آ آ آ !!!؟؟ من از همون اول مجبور بودم هر پاراگراف را دوبار دوبار بخونم تا بفهمم و همینکه آخرش فهمیدم که ااااا این نوشته ات سوای اطلاع رسانی بسیار جالبی که تاکنون نه شنیده و نه میدانستم؛ یک جور « پتانسیل سنجی زندگی در آمریکاست» خوشحال شدم که لااقل این یک نشانه ی خوب، دلم را مطمئن میکند که به زنم به آب و آتش و یه راهی برای رفتن پیدا کنم.

ااا راستی من که حالا اینجا هستم ، باید چه نتیجه ای بگیرم !!!؟؟؟ خب لابد پیامش برای من اینه که تا اونجاییکه میشه و بیرونم نکرده اند، بمونم و بعدش هم هرچی که شد.

آرش جان راستش من هیچ سخنی برای افزودن به کلام گهربار شما ندارم و فقط برای عرض « نه خسته »ای خاص خدمت رسیدم و امیدوارم که ناخوبی حال روحی ات هم با تحسین شجاعت های هموطنان داخل کشور، بهتر بشود.

در آخر اینکه حالا که فکرش رو میکنم من حسابی پیرو « خط و شیوه ی موجی » هستم و نه تنها ایرانی ام، بلکه توی جنگ هم موجی شده ام. موجی واقعی !!؟؟
‎-----------------------------------------------------‎
پیروز و سربلند باشید ارادتمند همگی حمید میزوری
دوستان گرامی، برای خواندن نوشته های بیشتری از اینجانب، میتوانید با کلیک کردن در«اینجــا- از دیار نجف آباد تا آمریکای جهانخوار»به وبلاگ شخصی ام تشریف بیاورند تا بیشتر درخدمتتان باشم..... موفق و پیروز باشید. ارادتمند حمید
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: rs232 ، Nazem ، ChairMan ، usa.lover ، laili ، honareirani ، Pedram.mt ، amiry ، afshinghwink ، ashakibafar ، mori ، taherifar
عالی بود. واقعا جالب بود و کیف کردم.
آرش عزیز به همین دلیل هست که مجریهای حاضر جواب رادیو و تلویزیون و سیاستمدارانی که درست و سریع عکس العمل نشون میدن، نزد آمریکاییها زود محبوب میشن. یا شاید به همین خاطر هست که عملیات فرود تقریبا همزمان دو مریخ نورد را به یک ایرانی می سپارند.
این سیستم موجی یا همون (مالتی تسکینگ) که مردم کشورهای جهان سوم دارن، یک نوع سیستم دفاعی در برابر خطرات و مشکلات احتمالیه که هر لحظه احتمال وقوعش وجود داره. برای مثال یک آمریکایی وقتی چراغ سبزه، مثل گلوله از چهار راه رد میشه ولی ما به طور ناخودآگاه یه کم اطرافمون را برای خطر جستجو میکنیم و همزمان با تلفن در مورد مهمونی دیشب با دوستمون تبادل نظر میکنیم و با دست دیگه درجه حرارت ماشین را تنظیم میکنیم و حواسمون هم هست که به اولین پمپ بنزین رسیدیم توقف کنیم که یه سیگار یا آدامس بخریم. با تمام این تفاصیل مواظب هم هستیم که اگر پلیس از گوشه ای پدیدار شد، در عرض نیم ثانیه سرعتمون را تنظیم کنیم و گوشی را روی پامون قرار بدیم. البته من شخصا سیستم بینابینی دارم و برخی اوقات در حین رانندگی وارد یک موضوع فکری میشم و چراغ قرمز را رد میکنم که در این مواقع همسر بنده که سه چهارتا از این سیستمهای موجی روشون نصب شده سریعا آلارم میدن.
اما باید توجه داشت که اون سیستم خطی که تمام پردازش مغز را معطوف خودش میکنه، محاسن خودش را داره. خیلی ساده میبینیم که جوایز نوبل علمی، بیشتر به صاحبان این طرز فکر داده میشه، چون اونها تمام ذهنشون را معطوف حل یک مساله یا اختراع و اکتشاف چیزی میکنند. به همین دلیل هم هست که مثلا یک گیتاریست یا نویسنده یا ورزشکار آمریکایی شهرت جهانی پیدا میکنه.
امیدوارم بتونم از این مطلبی که دادی یه جوری استفاده کنم. باز هم ممنون.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
آرش جان من تا اخرش خوند ولی مطمئنی کسایی که تا آخرش میخونن چیز میشه .
این چیزایی رو هم که گفتید قبول دارم و حال میکنم ما ازون مدل موجی ها هستیم.
البته من بنا به دلایلی در یه جایی نیاز به تمرکز زیاد دارم که متاسفانه نمیتونم اون طور که باید تمر کز کنم .
امروز هم جایی بودم اتفاقات بدی افتاد خیلی حالم گرفته است .
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: rs232 ، amiry ، afshinghwink ، taherifar
اول از هرچیز، به به آقا پیام ‎!!!‎ رسیدنتان بخیر ‎!!!‎ چندوقتی تشریف نداشتید !!؟ حال ، احوال، همه چیز که خوبه، انشاالله؟؟

امـــّّا پیام جان بسیاری از این« سیستمهای موجی» که خانم ها دارند ناشی از (فقط) وسعت فکری( چرا داری میخندی؟ ترا خدا شر درست نکن) آنها نیست و کمی تا قسمتی هم ناشی از حس « محافظه کاری» آنهاست( البته در بعضی جوامع، ترس هم معنی کرده اند) و از جمله همین خانم بنده ، که نه تنها توی ایران، بلکه اینجا هم گاهی هنگام عبور از چهارراهها، یه کوچولو اخطار، از نوع « جیغ بنفش »میکشد که اگر قرار بود همه چیز به خیر بگذرد، حتما ً معجزه ای رخ میافتد که میگذرد.
‎________________________‎
آقای نوید در یکی از مباحث ، از علت موفقیت خارجی های کافر استثمارگر، پرسیده بودید که تقریبا ً جوابی همچون نوشته ی آقا پیام، خدمتتان عرض کرده ام و مقصود اینکه شاید در بسیاری ازموارد ،« سیستم موجی» برای ما ایرانیان، کاربردی خوب داشته است ، امــّّا همین هم باعث شده است تا نتوانیم تمام انرژی و پتانسیل خود را برروی هدف خود متمرکز کنیم و شاید به آن نتیجه ای که باید میرسیده ایم، نرسیم.

حالا باز هم به شما ها که جوونید و اول راه زندگی؛ من چی بگم که جنگ و جبهه، باعث شده که چنان درگیر آشفته گی ذهنی باشم که حد ندارد ؟؟ و البته« آنکه» نماینده ی واقعی همین سیستم است منم، یک « مــــوجـــی » واقعی.

‎_________________________‎
و همواره ارادتمند شما باقی میماند، حمید از......
دوستان گرامی، برای خواندن نوشته های بیشتری از اینجانب، میتوانید با کلیک کردن در«اینجــا- از دیار نجف آباد تا آمریکای جهانخوار»به وبلاگ شخصی ام تشریف بیاورند تا بیشتر درخدمتتان باشم..... موفق و پیروز باشید. ارادتمند حمید
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: rs232 ، usa.lover ، ChairMan ، honareirani ، payam_prz ، amiry ، mori ، taherifar
واقعا برای من هم عجیب بود که چگونه این افراد که خنگ هستند میاند و اینطوری جهان رو در دست میگیرند .
البته الن کمتر میشه گفت آمریکایی چون اونجا شما همش مهاجر میبینید تا آمریکایی .
راستی اگر دوستان میتونند درباره این سیستم موجی و ‎....‎ بیشتر توضیح بدهند .
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: rs232 ، sina619 ، taherifar
این یکی هم عالی بود ارش جان
من در جای دیگری هم گفتم که این خصیصه ماایرانیها توی کشور زیاد نمود پیدا نمیکنه اما وقتی یه ایرانی با آمریکاییها مچ بشه مثل خورشید میدرخشه اما بشرطی که واقعا مچ بشه و اونجارو با اینجا عوضی نگیره

به دلایل شخصی از مدیریت استعفا داده ام لطفا سولات مربوط به مدیریت را از من نپرسید
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: honareirani ، usa.lover ، rs232 ، amiry ، afshinghwink ، taherifar
منم حوصله ندارم چیزی تایپ کنم.
تا همین ته هم که خوندم با کلی صلوات بود...!!!!
فقط میگم دست همه درد نکنه که این مطالب مفید رو نوشتند.
هنـــــر ایـرانـــــی

www.persianartco.com
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: rs232 ، taherifar
حمید جان علیک سلام
ما که همیشه هستیم و پارازیت ول میدیم... بیشتر از دو ماه هم هست که اینجا با مشکلات شیرین مهاجرت دست و پنجه نرم میکنیم.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: Nazem ، taherifar




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان