مصاحبه - ارمنستان
سلام به همه دوستای خوب مهاجرسرایی .
من تا قبل ازینکه با مهاجرسرا آشنا بشم فکر میکردم علامه دهر هستم و همه چیزو میدونم . اما بعدش فهمیدم ای بابا کجای کار هستم Big Grin
خب بریم سر بحث شیرین سفرنامه . همونطور که از امضام مشخصه کیس من نامزدی بود . نامزدم دوستی در ارمنستان داره که هتل آپارتمان کوچک و تمیزی به نام Meg داره . برام سوییتی رزرو کرد و گفت خیالت راحت باشه میتونی تنها بری . اما ازونجایی که اگه صد سالت هم بشه پدرو مادر هنوز نگرانت هستن مامانم تصمیم گرفت باهام بیاد . خودم با ایمیل با هتل هماهنگ کردم که برام تاکسی بفرسته. فرم ویزا که پر کرده و آماده بود فقط سریع پریدم با دستگاه پول چنج کردم و راننده تاکسیم رو پیدا کردم و سریع رفتیم به سمت هتل. چون پروازم ساعت 2 نشسته بود و من 3 مدیکال داشتم. خلاصه از رانندهکه خداروشکر انگلیسی بلد بود خواهش کردم با موبایلش یه زنگ به دکتر کریستین بزنه و بگه که ممکنه من دیرتر برسم.بعد از چک این تاکسی دیگه ای گرفتم بسوی بیمارستان. به تاکسی هم گفتم یکساعت دیگه بیا دنبالم. بعد از پیاده شدن و رفتن تاکسی متوجه شدم راننده اشتباه پیادم کرده. یه لحظه ترسیدم اما وقتی از نگهبانی که دم در بود سوال کردم گفت اینجا بیمارستان نظامیه و شما بیمارستان مورد نظر من اون دست خیابون و چند قدم بالاتر بود . خلاصه ازونجایی که هنوز استرس داشتم"بیخودیا!" تو بیمارستان گم شدم و بجای اینکه به حرف دوستانی که گفته بودند از در که رفتی تو سمت چپ برو ما رفتیم سمت راست. خلاصه یکساعت تو بیمارستان دنبال دم خودم میچرخیدم تا بالاخره چندتا از بچه هایی که دم رادیولوژی بودن راهنماییم کردند. خلاصه مدیکال تموم شد و نوبت عکس برداری رسید . راستی دوستان عزیز (یعنی خانمهای عزیز) برای عکسبرداری اگر شالی باخودتون همراه داشته باشید حتما بدرتون خواهد خورد . آزمایش خون رو هم با نهایت درد به پایان رسوندم و گفتند فردا میتونی بیای جواب رو بگیری . فردا روز سه شنبه رفتیم و جواب رو گرفتیم و برگشتیم هتل . یاد راننده تاکسی فارسی زبانی افتادم که یکی از دوستان خانوادگی در تهران شماره اش را بهم داده بود .زنگ زدم بهش و قرار شد بیاد دنبالم که بریم خط بخیرم و یه کم خرید کنیم . وقتی اومد دیدم پسر خوش سرو زبونیست و کلی با مامان باهاش گپ زدیم . ولی کم کم شروع کرد به بد گویی از ایرانی جماعت !!! که کلی تو ذوقم خورد . خلاصه رفتیم orange برام یک سیم کارت گرفت به مبلغ 5000 درام که 500 درام برای اینترنت یک هفته ای کسر میشد . اما وقتی اومد اینترنت رو برام فعال کنه گفت گوشیت ایراد داره و باید ریست بشه! خلاصه بعد از گذاشتن خرج دوباره و با پرداخت 5000 دارم دیگه گوشی رو درست کردیم و از اینترنت بهره مند شدیم . وقتی برگشتیم هتل 7000 درام ازمون گرفت !!! هتل ما تو خیابون ماشتوتس بود . خیابان پهنی که منو یاد ولیعصر خودمون مینداخت (البته شرقی غربی بود) و ما یک سر این خیابان بودیم و سفارت انتهای این خیابان.مثل ونک تا تجریش شایدم کمتر . اما این آریس خان راهها رو چون میدونست بلد نیستیم کلی میپیچوند و مارو تلکه میکرد. خلاصه روز مصاحبه پنجشنبه 20 فوریه فرا رسید.آریس گفت بجای 2/5 ، ساعت 2 اونجا باش که باید تو صف بایستی. توی صف یکی از بچه های لاتاری رو که قبلا تو فرودگاه باهاش آشانا شده بودم دیدم. متاسفانه تو فرودگاه پاس همسرش رو گرفته بودند که بدلیل احمقانه ای ممنوع الخروج شده بود و از پرواز جا موند. اما خوشبختانه مشکلش حل شده بود و زمینی خودش رو رسونده بود . همینطور در صف خانم و آقای میانسالی که پزشک بودند از مشهد که اونها هم برنده لاتاری بودند با ما همگروه بودند. خلاصه بعد از کلی خنده و شوخی نوبت داخل رفتن شد. من که از قبل میدونستم هیچی نباید با خودم داشته باشم فقط پاکت مدارک همراهم بود اما این دوست عزیز و همسرشون کوله پشتی پر پر و پیمونی با خود آورده بودند که چون جلوی منم بودند کلی منتظر شدم که کیفشون رو بگردند.بزارید مراحل رو قدم به قدم بگم اول جلوی در ورودی اصلی که درواقع همون پارکینگه یک نفر اسمتون رو چک میکنه. حدود بیست متر جلوتر باید بایستید تا مامور دم در ورودی شمارو صدا کنه و ازتون می پرسه موبایل دارید و اگه داشته باشدی میگیره.( حتما شماره موبایلتون رو روی کاغذ داشته باشید) بعد اجازه ورود میده. دوباره داخل خانمی ساعت و انگشترت رو میگه در بیار و از دستگها رد کن و وقتی این مرحله هم تموم شد از این سالن نگهبانی و بازرسی رد میشید و وارد ساختمان اصلی سفارت میشید. به نوبتی که داخل اومدید و پشت سر هر کس بودید به همون ترتیب هم وقتی اعلام میکنه نفر بعدی (به فارسی و با لهجه) نوبتتون که شد میرید مدارکتون رو میدید و دوباره میشینید . اینباره آفیسر اسم و فامیل و شماهره کابین رو اعلام میکنه. من کابین 11 بودم و آفیسر هم مرد ریش داری بود که محترمانه به فارسی سلام کرد و شروع کرد به سوال و جواب بعد از مدتی رفت بیرون و اینبار با همون خانمی که مدارک رو میگرفت برگشت . بچه های کیس نامزدی توجه کنند که اشتباه من رو نکنند . من کلی پرینت مثل ایمیل ، تلفن و حتی تکستهای واتسپ رو برده بودم فقط مربوط به 2013 رو . اما ازونجایی که من مدت طولانی با نامزدم نامزد بودم (که البته گفتم 5 سال ) آفیسر بهم گیر داد که این مدارک کافی نیست(اگه مدرک زیادی هم ببرید باز یه جور دیگه گیر میدن ). خلاصه برگه خوشرنگ آبیش رو آورد و تو کسری مدارک علامت زد که مدارک 2012 ارتباط با نامزدم یعنی پرینت تلفن و ایمیل رو ببرم و همینطور فرم 1040 رو نبرده بودم.کلی گفتم نامزدم با کارت تلفن بهم زنگ میزده(یه عالمه هم کارت تلفنهای نامزدم رو برده بودم) اما قبول نکرد و گفتم چجوری این مدارک رو بیارم گفت با پست Fedex میتونی بفرستی. خلاصه با حال داغون برگشتم هتل و یادم افتاد پرینت چت FB رو بگیرم. فردا صبح روز جمعه با آریس رفتم کافی نت و پرینت رو گرفتم و بهمراه فرم 1040 و برگه آبی و همراه پاسپورتم رفتم سفارت. وقتی رفتم داخل ساختمان بازرسی و داستان رو به همون خانم جوان گفتم شماره تلفنم رو گرفت و با با مدارک گفت بنداز تو صندوق. پرسیدم حتما باید اصل پاسپورت رو هم بندازم جایی روی برگه آبی که علامت خورده بود رو نشون داد و گفت بله.خلاصه ما مدارک رو انداختیم تو صندوق و برگشتیم هتل. شب تو مهاجرسرا میچرخیدم و داستان رو واسه دوستان گفتم و متاسفانه بهم گفتند که اشتباه کردی پاسپورتت رو دادی پون باید صبر میکردی اسمت بیاد روی ساید بعد میبردی مدارک رو ! خلاصه ماهم عزا گرفتیم ک هچه کنیم فردا هم شنبه بود. خلاصه دوشنبه رفتم دوباره سفارت و داستان رو بازهم برای همون خانم جوان تعریف کردم اما بهم گفت جای نگرانی نیست و کیس شما فرق داره و کار درستی کردی باید صبر کنی تا بهت زنگ بزنند. خلاصه ما هی صبر کردیم شد چهارشنبه و بعد پنجشنبه . حالا پرواز پنجشنبه ساعت 2 است و با آژانس که صحبت کرده بودم گفته بود باید تا 11 بهم خبر بدی که میری یا نه وگرنه نفری 35 دلار جریمه میخوره اگر پرواز رو از دست بدم اما اگه جابجا کنم و شانس بیارم شنبه جا گیر بیارم پنالتی نداره. خلاصه ما باز پنجشنبه رفتیم سفارت و گفتیم پرواز داریم ، گفتند باز باید صبر کنید تا بهتون زنگ بزنند . دیگه چاره ای نداشتم پرواز رو کنسل کردم و شانس آوردم شنبه جا داد.برگشتیم هتل. حدود ساعت 1/5 همون خانمه که مدارک رو گرفته بود زنگ زد و باز گفت رابطه شما از نظزر آفیسر تایید نشده و باز باید مدرک بیارید و حالا علاوه براون تازه به این نتیجه رسیدند که احتیاج به یک اسپانسر دیگه هم دارم! خلاصه بعد از از دست دادن پرواز بهم این حرفا رو زدند . دیگه دو رو رو هر جور بود اونجا موندیم و شنبه برگشتیم تهران تا دوباره مدارک رو آماده کنیم. ببخشید خیلی پر چونگی کردم . فقط دو نکته رو حتما همه یادتون باشه : یکی اینکه مصاحبه سعی کنید عادی و بدون استرس باشید چون خودتون به حرف من خواهید رسید و نتیجه بهتری خواهید گرفت و دوم اینکه هر کیسی با کیس دیگر فرق میکنه و اصلا نگران نباشید اگر دوستی موفق نشد ویزای یکضرب بگیره دلیل نمیشه شما هم نتونید بگیرید . من تمام ترسهام ریخته و درضمن دیگه اون شتاب و عجله اولیه رو ندارم و خوشحالم که عید امسال رو در کنار خانواده ام هستم. در هر اتفاقی خیری هست ، مطمئن باشید Tongue
انصراف داده !!!
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2013-06-08 ساعت 11:31)Rambod نوشته:  پنجشنبه شد و رفتم سفارت، نسبت به سفارت تو آنكارا سرسبزتر و قشنگتر بود، احترام ميذاشتن، وقتى رفتم تو، نوبتم كه رسيد يه خانومى مو فرفرى فارسى ازم مداركو دونه دونه چك ميكرد ميگرفت، من يه مدركم كم بود كه مال اسپانسر بود، ترجمه پايان خدمتم خواست كه نداشتم و اصل كارتو داشتم دادم ولى كنسول بعدا چيزى نگفت كه بايد بدم، بعد تحويل مدارك و انگشت نگارى رفتم نشستم تا كنسول صدام كنه، وقتى صدا كرد بايد ميرفتم تو يه كابين، يه كم سوال پرسيد و گير داد كه خانومت اونجاست يا ايران و من گفتم بيشتر اونجا و مياد و ميره، بعد گفت سال گذشته جمعا چند ماه پيشت بود.
خلاصه گفت يه مدرك اسپانسرت كمه و سايتو چك كن و دوباره بيا و برگه ابى رو داد. حالا هم دارم براى برگشت اماده ميشم. اين چند روز چند جاى ايروانو گشتم باحال بود و شهر قشنگيه، خونه بگيرى بهتر از هتله. فقط صبحانه نداره همين، با يكى اشنا شدم خونه گرفته بود اونم چه خونه اى و تقريبا ارزونتر از هتل معموليه من. چه جاى خوبيم بود خونش، نزديك اپرا. تقريبا همه برگه ابى گرفتن تا جايى كه من ديدم، فقط دو نفر بودن كه يه ضرب بودن اونم يه زن و شوهر مسن، شايدم چند نفر ديگه هم بودن كه من نديدم و نفهميدم ولى همه اونايى كه من اشنا شده بودم و يا تو هتلمون بودن كه اكثرا هم لاتارى بودن با ابى راهيه ايرانن.

سلام
من بعد هفت ماه بالاخره ٢٤ ژانويه كلير شدم ولى متاسفانه به دلايلى اومدنمو به ارمنستان ٢ ماه عقب انداختم كه اين كارو به كسى توصيه نميكنم به دلايلى كه خواهم گفت. ١٧ مارچ دوشنبه با پرواز اسمان كه با بدبختى بليط گرفتم به خاطر اخر اسفند بودن، اومدم اينجا و سريع بعد از فرودگاه قبل از رفتن به هتل رفتم سفارت و پاس و مداركمو انداختم تو صندوقش( فقط يادتون باشه كه سيم كارت گرفته باشين ازتون شماره ميخوان كه بهتون زنگ بزنن) بعد اومدم هتل، فرداش يعنى سه شنبه زنگ زدن كه كنسول مدركى ثابت كنه خانومت اونجاست و قصد اقامت داره رو تاييد نكرده( عكس با روزنامه و قبض برق بنام همسرمو داده بودم) گفت حساب بانكى و يا مداركى كه خانومت اونجا دنبال كار گشته رو نشون بده بايد بيارى، منم سريع زنگ زدم ايران برام حساب و كارت بانك رو ايميل كردن و پرينت گرفتم و بردم باز انداختم تو صندوق، حساب بانكى كه كار نكرده بود اخه همسرم شش ماه يه دفعه ميره و مياد، دنبال كار هم نگشته بود، فرداش چهارشنبه باز همون خانومه كه فارسى بدون لهجه حرف ميزد زنگ زد كه باز كنسول تاييد نكرده، من قبلش يه مدرك بيمه اونجارو كه همون روز شانس من صادر و پست شده بود به ادرس خانواده خانومم تو امريكا،( بنام خانومم)برده بودم باز انداخته بودم تو صندوق سفارت، همونجا به اون خانومه گفتم كه يه مدرك بيمه جديد هم دادم و اون گفت كه هنوز صندوق رو باز نكردن و ميبينن و خبر ميدن، عصر باز خانومه زنگ زد و چندتا سوال از قبيل اينكه: برنامه سفرت به امريكا چيه و برى ميخاى چيكار كنى و كدوم ايالت ميرى و خانومت چيكار ميخواد بكنه و اينكه خانومت الان پيشته و من گفتم ايرانه، اونم هر چى جواب ميدادم هولد ميكرد و فكر كنم به كنسول ميگفت و باز سوال بعدى رو ميپرسيد، خودش يه نوع مصاحبه بود و در اخر گفت كه ويزات اماده شد زنگ ميزنيم. اگه اين مدرك اخريمو قبول نميكردن مجبور بودم برگردم و خانومم سريع بره امريكا و يه مدركى جور كنه و من دوباره بيارم و از اونجايى كه تا ١٧ اپريل بيشتر زمان نداشتم و تو اين تعطيلات عيد تا خانومم بليط امريكا ميگرفت و ميرفت و .......... فكر نميكنم ميرسيدم كه شانس اوردم، امروز جمعه اول فروردين، زنگ زدن بيا ويزات امادست و رفتم و بعد تحويل موبايل، رفتم داخل همون سالنى كه روز مصاحبه رفته بودم، اسممو كه خوندن رفتم جلو باجه و فكر ميكنم همون خانوم ايرانيه كه زنگ ميزد يه پاكت و پاسمو با ويزا دادو مداركى هم كه داده بودم بهشون رو پس داد. درسته امسال اولين سال تحويلى بود كه تنها تو هتل بودم ولى عيدى خوبى گرفتم چند ساعت قبل سال تحويل مدركمو قبول كردن و امروز اول فروردين ويزامو دادن، اميدوارم سال خوبى براى همتون باشه و تبريك ميگم.
چهارشنبه سورى رفتم همون جايى كه مجسمه مادر هستش ايرانيها برنامه اتيش بازى و موزيك داشتن با حال بود، بعد سال تحويل ميخواستم برم رستوران پروانا كه چند شب نخوابيده بودم، سر سال تحويل يه درينك زدم و رو تخت با لباس بيهوش خواب شده بودم و صبح بيدار شدم ديدم ساعت شش صبحه. Big Grin
فردا هم شنبه پرواز برگشتم هستش. تا فردا من اينجا هستم دوستان اگه كسى كارى داشت كه از دستم اينجا بر بياد در خدمتم. بازم سال نو رو تبريك ميگم.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
سلام به همه دوستان مهاجرسرایی. سال نو بر همگی مبارک باشد. من به نوبه خودم و به پاس تشکر از همه اطلاعات مفیدی که طی چند ماه اخیر از این فروم دریافت کردم وظیفه خودم دانستم که سفرنامه ام را بنویسم و از بابت تاخیر هم عذرخواهی میکنم.
مقدمه: کیس نامبری که به من از طریق ان وی سی اعلام شده بود محل مصاحبه را آنکارا نشان میداد ولی درست 36 روز قبل از تاریخ مصاحبه نامه ای دریافت کردم که کیس نامبر را عوض کرد و محل مصاحبه شد ایروان. در این نامه مدارک لازم را برای روز مصاحبه اعلام کرده بود که چیز خاصی نبود و فقط اصل شناسنامه ها را خواسته بودند. اما من از اطلاعات این سایت برداشت کردم که سفارت ممکن مدارک دیگری بخواهد و چون وقت زیادی نداشتم خودم به سفارت ارمنستان ایمیل زدم و سئوال کردم که بلافاصله پاسخ دادند که به زودی من را مطلع میکنند.
در ضمن به خانم دکتر کریستین هم ایمیل زدم و سن پسرم و تاریخ مصاحبه را گفتم و ایشان خیلی زود جوابم را دادند که بهتر است چهار روز زودتر از مصاحبه وقت بگیرم با یک ایمیل دیگر وقت پزشکی را برای چهار روز زودتر رزرو کردم و ایشان هم یک ایمیل کانفرمیشن فرستادند و ضمیمه آن هم مدارک لازم برای روز مدیکال را مشخص کردند که عبارت بود از :
- پرینت نامه دعوت به مصاحبه
- سه قطعه عکس 4*3 از خودم و پسرم (پشت نویسی شده با نام و کیس نامبر)
- مدارک واکسیناسیون بین المللی
- سوابق پزشکی در صورت داشتن بیماری خاص
تدارکات سفر: من بلیطها را سریع خریداری کردم چون میدانستم هرچقدر به عید نزدیکتر بشویم قیمتها ممکن است بالا برود. پرواز هواپیمایی آسمان روزهای شنبه – دوشنبه و پنجشنه انجام میشود و بلیط من 980000 تومان شد و بلیط پسرم 680000 تومان. بعد با اصل و کپی پاسپورت و دو قطعه عکس 4*3 به سفارت ارمنستان در تهران مراجعه کردم و همانجا فرم درخواست ویزا را پرکردم و با پرداخت 6 یورو و تحویل مدارک توانستم سه روز بعد ویزاها را بگیرم (نکته : برای بچه های زیر دوازده سال پولی بابت ویزا پرداخت نمیشود)
برای ارز مسافرتی هم به بانک سامان رفتم و الحق ظرف نیم ساعت کارم را راه انداختند. برای گرفتن ارز مسافرتی این مدارک لازم است: اصل پاسپورت – برگه پرداخت خروجی – پرینت بلیط با مهر آژانس و البته پول
من چون اصولا آدم وسواسی هستم خودم و پسرم را هم از طریق بیمه سامان بیمه کردم. آدم چه میداند در یک مملکت غریب چه اتفاقی ممکن است بیفتد. کار بیمه هم خیلی راحت از طریق اینترنت انجام دادم که کلا 72000 تومان برای خودم و 36000 تومان برای پسرم خرج برداشت و شامل سقف کامل بیمه مسافرتی و پرداخت مخارج تا 50000 یورو میشد.
محل اقامت: برای محل اقامت من اول به فکر هتل و بعد به توصیه یکی از دوستان مهاجرسرا به دنبال هاستل بودم که خیلی شانسی با یکی از دوستان ارمنی ایرانم برخورد کردم و او یکی از بستگانش را که در ارمنستان زندگی و کار میکند به من معرفی کرد حالا که این سفر تمام شده است خیلی بابت این آشنایی شکر گزار هستم. ایشان یک آپارتمان راحت و گرم با همه امکانات برایم پیدا کردند و از هر نظر هم مراقب من و فرزندم بودند. اگر کسی از دوستان احتیاج به همچین آدم مطمئن و باوجدانی دارد پیغام خصوصی بدهد تا شماره تماسش را بدهم.
دردسر: درست یک هفته مانده به پرواز از سفارت ایمیل رسید که شما این مدارک را روز مصاحبه باید بیاورید. از لیستی که فرستاده بودند همه اش را داشتم به جز دو مورد . اول و مهمتر از همه فرم I-864 کو اسپانسر بود. با عجله به همسرگرامی ایمیل زدم و او هم فورا با وکیل هماهنگ کرد . آنها این فرمها را قبلا فرستاده بودند ولی نمیدانم چراسفارت گیر داده بود که دوباره بفرستید. برای همین دوباره فرم 9 صفحه ای را پر و امضاء کردند اما مانده بودیم که چطوری فرم را به دست من برسانند که دوست ارمنی جدیدمان به دادمان رسید و آدرس منزلش را داد و همسرجان سریعا فرمها را به آدرس ایشان با فدکس ارسال کرد. جالب اینکه دو روز بعد هم پاکت رسید.
دومین موردی که خواسته بودند با این عبارت مشخص شده بود: A complete history of your present and previous jobs که یعنی تاریخچه کامل کاری. من از جمله همچین یه جواریی بوی کلیرنس به مشامم خورد ولی خوب یک جدول درست کردم و تاریخچه کاری ام را تایپ کردم. از وکیل هم پرسیدم که این یعنی چی همین جدول کافیست یا باید گواهی کار ببرم که وکیل گفت جدول کافیست.
سفر و استقرار در خانه جدید و شناسایی محله و انجام خرید لوازم ضروری به خوبی انجام شد. کار مدیکال هم همانطور که همه نوشته اند راحت و بی دردسر است گیرم یک کمی شلوغ بود و با بچه دردسرش بیشتر است. چند تا توصیه برای آنها که با بچه سفر میکنند:
- داستان را برای بچه کاملا توضیح دهید و نگذارید شوکه شود.(بچه ها باید تست توبرکولوز بدهند که اصلا درد ندارد. ضمنا منشی خانم دکتر به فارسی شیرینی از بچه ها سوالاتی میکند که هوشیاری و سلامتشان راتست کند.)
- لوازم شستشوی دست در زمان مدیکال همراه داشته باشید. بالاخره بیمارستان است و امکان آلودگی وجود دارد.
- فرزندتان (خودتان را هم) گرسنه نگذارید برای انجام آزمایشات قرار نیست ناشتا باشید. گرسنگی بچه ها و خودتان را کلافه میکند.
بعد از انجام آزمایشات بیکاری فاز اول ما شروع شد. آنها که بدون بچه سفر میکنند فردای روز آزمایش میتوانند جوابشان را بگیرند اما نتیجه تی بی بچه ها جوابش 3 روز بعد آماده میشود. تست هم اینطوری است که روی ساعد بچه یک سوزن میزنند و دورش به قطر 4 سانتی متر یک دایره با خودکار قرمز میکشند سه روز بعد میزان قرمزی را تست میکنند اندازه اش نباید بیشتر از 1.5 سانت باشد اگر باشد باید از بچه هم عکس ریه گرفته شود. توصیه میشود که در این سه روز بچه را حمام نکنید. (سرش را بشویید کافی است) و روی جای تست را فشار ندهید تا الکی سرخ نشود. برای این تست شما باید 1000 درام جداگانه پرداخت کنید.
ما از بیکاری فاز اولمان استفاده کردیم و کمی دور شهر گشتیم و البته تا جاییکه قدمها کوچک فرزند اجازه میداد. سه روز بعد نتیجه را گرفتیم که خدا را شکر خوب بود (این را منشی خانم دکتر میگوید و شما به هیچوجه در پاکت را باز نکنید تا از محتوایش باخبر شوید.) و فرداش برای مصاحبه ساعت یک ربع به 2 دم سفارت بودیم.
مصاحبه:
در مقابل درب اصلی سفارت صف اندکی بود که شامل سه ایرانی و یک خانواده ارمنی میشد. پلیس به نوبت صدا میکرد و پاسپورت و نتیجه آزمایش مدیکال را میگرفت و می فرستاد برای کنترل. من و پسرم خیلی سبک رفته بودیم و در کیفمان چیزی نداشتیم موبایل را خاموش کردیم و دادیم که به ما یک شماره دادند بعد هم از کنترل رد شدیم و وارد یک حیاط دیگر شدیم از آنجا هم وارد ساختمان شدیم. اسممان در لیست بود پلیس دیگر اسممان را چک کرد و به ارمنی چیزی گفت که من اینطوری فهمیدم: بروید آنجا روی صندلی بنشینید تا صدایتان کنند. (چطوری فهمیدم نمیدانم)
ما هم رفتیم و نشستیم. خیلی شلوغ نبود. کابینهای مختلف صدا میکردند ولی جالب این بود که بعضی وقتها اسم میگفتند بعضی وقتها میگفتند : نفر بعد. و اگر این را فارسی میگفتند یکی از ما ایرانی ها به نوبت میرفت جلو و اگر ارمنی میگفتند یکی از ارمنی ها لابد آنها هم به نوبت. کسی هم با دیگری بحت نمیکرد که نوبت من است یا تو.
خلاصه در یکی از این نفربعد گفتنها من و شازده رفتیم. باجه هفت بود و خانم جوانی به فارسی فصیح از من مدارکم را میخواست و سوالاتی میکرد. سوالها بیشتر مربوط به مدارک بود و یکی دو مورد هم به نظرم سوالی پرسید که ببیند جواب من با فرمها مطابقت دارد یا نه. بعد عکسهای جدیدمان را گرفت و عکسهای قبلی را پس داد و آخر هم اثر انگشت و گفت بنشینید تا صدایتان کنند و ما هم نشستیم در تمام این مدت پسرم گیر داده بود به این دستگاه اثر انگشت که ببیند چیست و چکار میکند طوری که خانم آفیسر خنده اش گرفت.
نیمساعتی نشستیم . در این مدت دو خانواده ایرانی (یک زوج مسن و یک زوج جوان) کلیر خوردند و رفتند. بعد یک پسر جوان کلیر خورد و رفت بعد خیلی اتفاقی یک خانواده ارمنی را هم دیدم که کلیر خوردند. مرد ارمنی بسیار محترم و شیکی بود و خانمش طفلک تمام مدت کودک یک ساله اشان را در بغل داشت وقتی برگه آبی را به آقادادند دیدم که تمام کله اش که مقدار کمی مو برآن بود سرخ شد.
خلاصه دیدن این صحنه ها من را حسابی آماده کرد. تا اینکه من را به باجه 10 فراخواندند. با پسرم رفتیم و آفیسر جوان و مهربان به پسرم به فارسی گفت در را ببندد و او بست و دیگر هیچ سوالی از او نکرد. کل مصاحبه ما 5 دقیقه هم نشد و سوالات هم راجع پرونده بود. بعد ایشان لبخند زدند و گفتند مدارک شما هیچ مشکلی ندارد. ما مجبوریم منتظر یک پروسه اداری باشیم و ... برگه آبی و توضیح در مورد مراجعه به سایت که همه میدانیم. من پرسیدم چقدر حدودا باید منتظر باشیم و او گفت یه دو ماهی میشه. همین. پسرم کمی دلخور بود که چرا آفیسر با او حرف نزده است و گفت: میخواستم بهش بگم که دلم برا بابام خیلی تنگ شده . گفتم اون خودش میدونه. راستش در تمام مدت مصاحبه احساس میکردم آفیسر غصه اش شده که میخواد برگه آبی به ما بده طوریکه دلم میخواست یه جوری بهش بگم بابا بیخیال من میدونم که تقصیر تو نیست.
بعد ما آمدیم بیرون و اول به همسرجان خبر دادیم چون ساعت سه صبح به وقت آمریکا بود و او بیدار مانده بود. بعد خوشحال و خندان رفتیم جاتون خالی یک پیتزای مشتی نوش جان کردیم. راستی بگویم که من کار دولتی نداشتم و اصولا این موضوع زیاد مهم نیست. هر کیسی با کیس دیگر فرق میکند. پس توصیه میکنم شما هم خودتان را با هیچ کس مقایسه نکیند. فرمها صحیح و کامل پرشده باشند و شما هم صادقانه حرفتان را بزنید و بقیه اش را بسپرید به خدا...
خوب چند توصیه هم جنرال در مورد ایروان:
- در موقع خرید از سوپر مارکتها به تاریخ مصرف مواد غذایی خوب توجه کنید. (خیلی جدی و مهم )
- سوپر مارکت One & Only قیمتهایش 30 درصد گرانتر از بقیه است.
- بهترین پیتزایی ایروان به نظر من و پسرم پیتزا تاشیر است که شعبه های زیادی دارد و تنوع غذایی و قیمتش هم خوب است.
- قهوه های خوشمزه ایروان را از دست ندهید ولی بهترین و مناسب ترین کافی شاپ اسمش Javes است که شعبه زیاد دارد. یک وقت مثل من اشتباهی نروید Segafredo که الکی برای یک اسپرسو 10 سی سی مجبور شدم 2000 درام پول بی زبون پرداخت کنم.
- ایروان دو تا شهر بازی دارد که میتوانید سر بچه را یه جوری گرم کنید نزدیک اپرا هم یک کافه شاپ بچه ها هست که وسیله بازی هم دارد به اسم Americano فقط کمی گران تشریف دارند.

خوب فکر کنم خیلی حرف زدم امیدوارم ادای دینی باشد و به امید آنکه هرچه برای همه ما خیر است همان برایمان پیش بیاید. آرزوی سلامتی و موفقیت دارم در این سال جدید برای همه دوستان.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2013-06-08 ساعت 11:31)Rambod نوشته:  پنجشنبه شد و رفتم سفارت، نسبت به سفارت تو آنكارا سرسبزتر و قشنگتر بود، احترام ميذاشتن، وقتى رفتم تو، نوبتم كه رسيد يه خانومى مو فرفرى فارسى ازم مداركو دونه دونه چك ميكرد ميگرفت، من يه مدركم كم بود كه مال اسپانسر بود، ترجمه پايان خدمتم خواست كه نداشتم و اصل كارتو داشتم دادم ولى كنسول بعدا چيزى نگفت كه بايد بدم، بعد تحويل مدارك و انگشت نگارى رفتم نشستم تا كنسول صدام كنه، وقتى صدا كرد بايد ميرفتم تو يه كابين، يه كم سوال پرسيد و گير داد كه خانومت اونجاست يا ايران و من گفتم بيشتر اونجا و مياد و ميره، بعد گفت سال گذشته جمعا چند ماه پيشت بود.
خلاصه گفت يه مدرك اسپانسرت كمه و سايتو چك كن و دوباره بيا و برگه ابى رو داد. حالا هم دارم براى برگشت اماده ميشم. اين چند روز چند جاى ايروانو گشتم باحال بود و شهر قشنگيه، خونه بگيرى بهتر از هتله. فقط صبحانه نداره همين، با يكى اشنا شدم خونه گرفته بود اونم چه خونه اى و تقريبا ارزونتر از هتل معموليه من. چه جاى خوبيم بود خونش، نزديك اپرا. تقريبا همه برگه ابى گرفتن تا جايى كه من ديدم، فقط دو نفر بودن كه يه ضرب بودن اونم يه زن و شوهر مسن، شايدم چند نفر ديگه هم بودن كه من نديدم و نفهميدم ولى همه اونايى كه من اشنا شده بودم و يا تو هتلمون بودن كه اكثرا هم لاتارى بودن با ابى راهيه ايرانن.

ميتونم بپرسم چه مدركي از اسپانسر كم داشتيد؟
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: sepideh jan ، tico ، msar
(2014-03-21 ساعت 13:42)Rambod نوشته:  
(2013-06-08 ساعت 11:31)Rambod نوشته:  پنجشنبه شد و رفتم سفارت، نسبت به سفارت تو آنكارا سرسبزتر و قشنگتر بود، احترام ميذاشتن، وقتى رفتم تو، نوبتم كه رسيد يه خانومى مو فرفرى فارسى ازم مداركو دونه دونه چك ميكرد ميگرفت، من يه مدركم كم بود كه مال اسپانسر بود، ترجمه پايان خدمتم خواست كه نداشتم و اصل كارتو داشتم دادم ولى كنسول بعدا چيزى نگفت كه بايد بدم، بعد تحويل مدارك و انگشت نگارى رفتم نشستم تا كنسول صدام كنه، وقتى صدا كرد بايد ميرفتم تو يه كابين، يه كم سوال پرسيد و گير داد كه خانومت اونجاست يا ايران و من گفتم بيشتر اونجا و مياد و ميره، بعد گفت سال گذشته جمعا چند ماه پيشت بود.
خلاصه گفت يه مدرك اسپانسرت كمه و سايتو چك كن و دوباره بيا و برگه ابى رو داد. حالا هم دارم براى برگشت اماده ميشم. اين چند روز چند جاى ايروانو گشتم باحال بود و شهر قشنگيه، خونه بگيرى بهتر از هتله. فقط صبحانه نداره همين، با يكى اشنا شدم خونه گرفته بود اونم چه خونه اى و تقريبا ارزونتر از هتل معموليه من. چه جاى خوبيم بود خونش، نزديك اپرا. تقريبا همه برگه ابى گرفتن تا جايى كه من ديدم، فقط دو نفر بودن كه يه ضرب بودن اونم يه زن و شوهر مسن، شايدم چند نفر ديگه هم بودن كه من نديدم و نفهميدم ولى همه اونايى كه من اشنا شده بودم و يا تو هتلمون بودن كه اكثرا هم لاتارى بودن با ابى راهيه ايرانن.

سلام
من بعد هفت ماه بالاخره ٢٤ ژانويه كلير شدم ولى متاسفانه به دلايلى اومدنمو به ارمنستان ٢ ماه عقب انداختم كه اين كارو به كسى توصيه نميكنم به دلايلى كه خواهم گفت. ١٧ مارچ دوشنبه با پرواز اسمان كه با بدبختى بليط گرفتم به خاطر اخر اسفند بودن، اومدم اينجا و سريع بعد از فرودگاه قبل از رفتن به هتل رفتم سفارت و پاس و مداركمو انداختم تو صندوقش( فقط يادتون باشه كه سيم كارت گرفته باشين ازتون شماره ميخوان كه بهتون زنگ بزنن) بعد اومدم هتل، فرداش يعنى سه شنبه زنگ زدن كه كنسول مدركى ثابت كنه خانومت اونجاست و قصد اقامت داره رو تاييد نكرده( عكس با روزنامه و قبض برق بنام همسرمو داده بودم) گفت حساب بانكى و يا مداركى كه خانومت اونجا دنبال كار گشته رو نشون بده بايد بيارى، منم سريع زنگ زدم ايران برام حساب و كارت بانك رو ايميل كردن و پرينت گرفتم و بردم باز انداختم تو صندوق، حساب بانكى كه كار نكرده بود اخه همسرم شش ماه يه دفعه ميره و مياد، دنبال كار هم نگشته بود، فرداش چهارشنبه باز همون خانومه كه فارسى بدون لهجه حرف ميزد زنگ زد كه باز كنسول تاييد نكرده، من قبلش يه مدرك بيمه اونجارو كه همون روز شانس من صادر و پست شده بود به ادرس خانواده خانومم تو امريكا،( بنام خانومم)برده بودم باز انداخته بودم تو صندوق سفارت، همونجا به اون خانومه گفتم كه يه مدرك بيمه جديد هم دادم و اون گفت كه هنوز صندوق رو باز نكردن و ميبينن و خبر ميدن، عصر باز خانومه زنگ زد و چندتا سوال از قبيل اينكه: برنامه سفرت به امريكا چيه و برى ميخاى چيكار كنى و كدوم ايالت ميرى و خانومت چيكار ميخواد بكنه و اينكه خانومت الان پيشته و من گفتم ايرانه، اونم هر چى جواب ميدادم هولد ميكرد و فكر كنم به كنسول ميگفت و باز سوال بعدى رو ميپرسيد، خودش يه نوع مصاحبه بود و در اخر گفت كه ويزات اماده شد زنگ ميزنيم. اگه اين مدرك اخريمو قبول نميكردن مجبور بودم برگردم و خانومم سريع بره امريكا و يه مدركى جور كنه و من دوباره بيارم و از اونجايى كه تا ١٧ اپريل بيشتر زمان نداشتم و تو اين تعطيلات عيد تا خانومم بليط امريكا ميگرفت و ميرفت و .......... فكر نميكنم ميرسيدم كه شانس اوردم، امروز جمعه اول فروردين، زنگ زدن بيا ويزات امادست و رفتم و بعد تحويل موبايل، رفتم داخل همون سالنى كه روز مصاحبه رفته بودم، اسممو كه خوندن رفتم جلو باجه و فكر ميكنم همون خانوم ايرانيه كه زنگ ميزد يه پاكت و پاسمو با ويزا دادو مداركى هم كه داده بودم بهشون رو پس داد. درسته امسال اولين سال تحويلى بود كه تنها تو هتل بودم ولى عيدى خوبى گرفتم چند ساعت قبل سال تحويل مدركمو قبول كردن و امروز اول فروردين ويزامو دادن، اميدوارم سال خوبى براى همتون باشه و تبريك ميگم.
چهارشنبه سورى رفتم همون جايى كه مجسمه مادر هستش ايرانيها برنامه اتيش بازى و موزيك داشتن با حال بود، بعد سال تحويل ميخواستم برم رستوران پروانا كه چند شب نخوابيده بودم، سر سال تحويل يه درينك زدم و رو تخت با لباس بيهوش خواب شده بودم و صبح بيدار شدم ديدم ساعت شش صبحه. Big Grin
فردا هم شنبه پرواز برگشتم هستش. تا فردا من اينجا هستم دوستان اگه كسى كارى داشت كه از دستم اينجا بر بياد در خدمتم. بازم سال نو رو تبريك ميگم.


ميشه بگين چه إيرادى ازاسپانسرتون گرفتن و أيا شما tax return 2013 رو هم برأي مصاحبه برده بودين ؟
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: tico ، msar
(2013-10-06 ساعت 17:37)tondar نوشته:  سلام به همه
بچه ها انشام زياد خوب نبود از بچه گي اما در عوض رياضيم خوب بود سعي ميكنم يجوري بنوسيم كه يه چيزايي دست گيرتون بشه
مي خوام از اماده كردن مدارك واستون شروع كنم راستش تمام فرم هاي منو خانومم پر كرد و برام ميل كرد البته پستم كرد اما تا الان كه دارم اين سفرنامه رو مينوبسم هنوز اصل فرم ها بدستم نرسيده منم از تمام فرم ها سه سري پريت گرفتم ٢ هفته قبل از مصاحبه رفتم انقلاب يه كيف خريدم كه مخصوص مدارك بود يعني ٢٠ تا فولدر داشت كه بالاي هر فولدر يه ليبل زدم و اسم فرم ها رو روش نوشتم .
واسه مديكال هم به دكتر كريستين ميل زدم اونم سريع جواب داد و واسه ٢ روز قبل از مصاحبه بهم وقت داد. من با اتوبوس رفتم ايروان و بليط و از شركت ديدار سير گيتي گرفتم ١٥٠ هزار تومان
خلاصه وقت رفتن شد رفتم سوار اتوبوس شدم اينو بگم كه حتما با خودتون هدفون ببريد چون هدفون هاش خرابه به نظر من فقط در صورتي با اتو بوس بريد كه سفرتون تو تابستون باشه چون من يه بار ديگه با اتوبوس تو زمستون رفتم ايروان و ميتونم بگم تو اون برف و جاده شانس اوردم كه زنده موندم اما اين دفعه هوا خوب بودو هيچ مشكليم نبود به ايروان كه رسيدم اقاي بارو كه داداش گلم ارين معرفي كرده بود( كه همين جا داره از ارين عزيز كه از اول اين پرسه خيلي بهم كمك كرد تشكر ويژه كنم )اومد ترمينال دنبالم بارو خيلي ادم دوست داشتنيه سوار ماشينش كه يه بنز بود شديم سوار كه شديم بعد از كلي خوش و بش گفتم يه سيم كارت ويواسل مي خوام ارمنستان سه تا سيم كارت داره اورنج و بي لاين و ويواسل ، دور بيلاين و خط بكشين كه خوب نيست اگه كار با اينترنت دارين ويواسل بگريد و اگه م خواين به ايران زنگ بزين اورنج بگيرين . بارو همون خونه اي كه ارين عكس شو گذاشته بود و داد به من كه انصافا عالي بود مركز شهر تميز و ساكتو اروم فقط ملحفه با خودتون ببريد كه منم ٢ تا برده بودم. خونه رو كه گرفتم با بارو رفتيم سيم كارت گرفتيم ٥٠٠ درام ١٠٠٠ درام هم شارجش كردم خلاصه اينترنت فعال شدو حالشو بريدم بعدش رفتم يكم خريد واسه خونه كه دلي از غذا در بيارم خريدم ميتونيد از فروشگاه sas ميتونيد خريد كنيد فروشگاه خوبيه . فرداش روز مديكال بود ادرس بيمارستان و از گوگل مپ پيدا كردم ساعت ١٢ وقت داشتم ساعت ٩ از خونه زدم بيرون و پياده تا بيمارستان رفتم هوا كه عالي بود خيلي چسبيد پياده روي وقتي رسيدم ساعت ١٠ بود رفتم اتاق ٢٢٢ رو پيدا كردم اما درش قفل بود و هيچ مس نبود يه خانوم نظافت چي مهربون اونجا بود گفتم دكتر كرستين لوسي گفت بشين ميان نشستم يه خانومي اومد و در اتا ق و باز كرد گفتم من ساعت ١٢ وقت دارم گفت خوب برو ١٢ بيا منم جا تون خالي رفتم او دسته بيمارستان يه دلستر خريدم و اومدم كنار بيمارستان كه يه پيراشكي فروشي بود با پيراشكي خوردم خيلي خوشمزه بود حتما بوخوريد ٢٠٠ درام بعدش برگشتم ديدم يكي دو نفر ديگم اومدن اها يادم رفت اينو بگم من اول واسه ساعت ٨ صبح از سفارت وقت گرفته بودم اما چند روز قبل از مصاحبه يه ايميل از طرف سفارت اومد كه ايرانيا فقط روز هاي سه شنبه و پنج شنبه بعد از ظهر بايد وقت بگيرن منم سري رفتم وقتو به ساعت ٢ تغيير دادم اره برگشتم بيمارستان و ديدم يكي دو نفر ديگه اومدن ازشون پرسيدم همچين ميلي واسه شما اومده گفتن نه ما وقتمون صبه يكمي نگران شدم اما زياد نه
نوبت من شدو لوسي با او مماخ خوشگلش اومد صدام زد و دكي جونم كه همش با تلفنش بلند بلند داد ميزد لوسي مداركو گرفت ازم گفت چند تا سوال مي پرسم راستشو بگيا دروغ بگي بهت ويزا نميدن دقيقا همونجوري كه مي خوان بچه ها رو بترسونن منم خندم گرفت گفته نگو باشه دروغ نميگم گفت تا حالا بيمارستان بستري شدي گفتم بلا بدور نه گفت تيرويد داري گفتم نه گفت دندونات سالمن منم دهنمو مثه غورباقه باز كردم گفتم نگا همش سالمه گفت اره اره ببند انگار مي خواست اسب بخره گفت چشمات چطوره گفتم مي بيني كه ماشالاه اندازه نعلبكي خندش گرفته بود گفته اره ضعيف نيست گفتم مثه عقاب گفت پاشو بيا اينجا امتحان كنم خلاصه بي وژدان منو چسبوند ته اتاق گفتم خيلي دور ها گفت نه خوب گفتم باشه شروع كن همه رو درست گفتم بعدش گفت فشار خون و گرفت گفت زحمت نكش ١١ دس گفت اره ١١ دس بعدم گفت پرهنتو در بيار منو گفتم با كمال ميل فيلمي بود لوسيا خلاصه يه ذره با ما ور رفت و گفت خوبه گفتم ااااااا خوبه اره اره ٢ برگه نوشت و داد دستم يكيش واسه ايكس ري يكيم واسه ازمايشگاه ٤٥٠٠٠ درام گرفتو گفت فردا بيا واسه جواب مديكال در تمام طول اين مدتم دكي داشت با تلفن داد ميزد فك كمنم با شوهرش داواش شده بود خلاصه رفتم واسه عكس و ازمايش
برگشتنيم يه تاكسي گرفتم تا در خونه ٨٠٠ درام
فرداشم دوباره. پيداه رفتم جوابشو گرفتم و با تاكسي برگشتم
روز مصاحبه
ساعت ٨ از خواب بيدار شدم زنگ زدم سفارت گفتم واسم ميل اومده كه بايد بعد از ظهر بياي منم وقتمو عوض كردم به ساعات ٢ گفت طبق ميلي كه برات اومده عمل كردي و درسته
منم رفتم يه دوش گرفتم و اصلاح و صبونه مشتي و رفتم سر وقت كت شلوارم ديدم خدا رو شكر اصلا چروك نشده لباسم يه شلوار طوسي پيرهن سفيد كراوات طوسي كت مشكي
خلاصه آماده شدم زدم بیرون یه تاکسی گرفتم 800 درام رفتم سفارت دم در یه تگهبان وایساده بود پاسپورتم و گرفت و اسمم و تو لیستی که دستش بود چک کرد و رو اسمم یه خط کشید گفت برو تو بعد به ساختمون بازرسی رسیدم بعد از بازرسیم وارد ساختمان اصلی شدم یه شماره بهم دادن گفتن بشین شمارمو صدا زدن و برگه پرداخت 240 $ برگه تعین وقت گرفت پاسپورنم و دوباره نگاه کرد بعد گفت برو بشین بعد صدام کردن رفتم پیش همون خانوم تپله مدارکو ازم گرفت گفت اصلشو نداری گفتم نه همش کپیه گفت باشه گفت فرم i134 رو بده فقط باید اصل باشه گفتم اصل نیست کپیه اما نوتارایز شده گفت خب بده بدم اسکن انگشت بدم نشستم تا صدام کننن یهو در اتاقک باز شد دیدم افسیر داره پرونده منو نگاه میکنه پروندم رنگش قرمز بود بعد دید م از کشو کنارش یه برگه آبی در آورد گذاشت کنارش تا اینو دیدم گفتم بیچاره شدم یا نقص مدرک یا بک گراند خوردم خلاصه اسمو صدا زد و رفتم داخل گفت سلام آقا به سفارت ایالات متحده آمریکا خوش آمدید گفتم متشکرم پروندمو یه نگاهی کردو گفت خوب چطوری آشنا شدید -چند وقته -چند بار همدیگرو دید- کجا - کارت چیه- کار نامزدت چیه- دقیقا سوال ها همین بود نه کم نه زیاد گفت عکسم دارید با هم عکس ها رو بهش دادم یه نگاهی کرد همین بعدم گفت آقا شما اینجا کجا ساکن هستید آآآآآآآ تا اینو گفت انگار به من سوخت جت تزریق شد گفتم خونه گرفتم گفت شماره داری گفتم بلههههههههههه شمار مو نوشتم بودم رو یه کاغذ تو جیبم دادم بهش گفت تبریک میگم ویزا شما مشکلی نداره 3 روز کاری زمان لازم داریم تا آماده بشه منم کلی تشکرو اومدم بیرون یه عدم اونجا نشسته بودن گفتن چی شد چی شد گفتم یه ضرب خلاصه کلی چاق سلامتی با کارمندای سفارت کردم و دست و روبوسی تموم مصاحبه 5 شنبه بود 2 شنبه ساعت 14.30 تماس گرفتن که ویزات آمادس با یه برگ کپی از پاسپورتت ساعت 3 بیا ویزا تو بگیر منم سریه حاضر شدم رفتم رفتم داخل دوباره تو ساختمون اصلی روی همون صندلیا نشستم بعدم دوباره همون خانو تپله صدام کردو پاکت زردو داد و گفت بازش نکنی ها بعدم ویزا رو نشونم داد گفت 3 ما فرصت د اری ازدواج کنی گفتم میدونم بدش دیگه خندید و پاسپورتو داد
لطفا اگه بازم سوالی دارید بپرسید که در خدمتم



ميشه بگين tax return اسپانسر رو برا چه سالي بردين ؟ و تاريخ مصاحبه شما كى بوده و روز مصاحبه چه مدارك اسپانسري بردين؟
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: sepideh jan ، tico ، msar
(2014-02-08 ساعت 17:16)navidshii نوشته:  دوستان یکی دوتا نکته یادم رفت که باید بگم.اولا اونجا خرج تلفن گرون در میاد.بهترین کار اینه که از orange سیم کارت بگیرید و اینترنتش هم فعال کنید چون میتونید به صورت نامحدود ازش استفاده کنید.از دفاتر orange بخرید که بهشون برای اینترنت بگید.میدونم یکی از دفاترش نزدیک میدون جمهوری خیابون north way هست.همون خیابون کجی که سنگ فرش هست و توش قدم میزنن.اونجا کسی هست که انگلیسی بلد باشه.با فعال کردن اینترنت برای تماس میتونید از نرم افزار های ارتباطی استفاده کنید.حتما gps رو گوشیتون داشته باشید تا مسیرهارو راحتر پیدا کنید.با مینی بوس اگه اشتباه نکنم 67 از میدون جمهوری با 100 درام تا در بیمارستان میبرنتون و همین مسیر رو می تونید برگردید.حتی تا در سفارت هم میشه با مینی بوس رفت ولی دقیقا نمیدونم کدوم مینی بوس هست.ولی بایکم تحقیق میشه پیداش کرد

من اول آپریل مصاحبه داشتم ارمنستان و در تمام مدت از وایبر برای تماس با خانواده استفاده کردم و سیم کارتم رو شارژ نکردم !!!فقط آدرس بیمارستان و سفارت رو به ارمنی همراهتون ببرید این راننده تاکسی ها انگلیسی بلد نیستن!!در ضمن من هاستل theatre Hostel اقامت داشتم جای خوبی بود 5 دقیقه پیاده روی تا میدان جمهوری و روبروش ایستگاه اتوبوس و مترو و تاکسی بود و انواع و اقسام رستورانها و کافی شاپها !!یه کبابی اونجا بود که خیلی کبابهای خوشمزه ای داشت Smile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: romance33 ، Hamid_110 ، sepideh jan ، tico ، msar ، Medito ، حاجی واشنگتن
(2014-04-10 ساعت 19:21)shaya نوشته:  
(2014-02-08 ساعت 17:16)navidshii نوشته:  دوستان یکی دوتا نکته یادم رفت که باید بگم.اولا اونجا خرج تلفن گرون در میاد.بهترین کار اینه که از orange سیم کارت بگیرید و اینترنتش هم فعال کنید چون میتونید به صورت نامحدود ازش استفاده کنید.از دفاتر orange بخرید که بهشون برای اینترنت بگید.میدونم یکی از دفاترش نزدیک میدون جمهوری خیابون north way هست.همون خیابون کجی که سنگ فرش هست و توش قدم میزنن.اونجا کسی هست که انگلیسی بلد باشه.با فعال کردن اینترنت برای تماس میتونید از نرم افزار های ارتباطی استفاده کنید.حتما gps رو گوشیتون داشته باشید تا مسیرهارو راحتر پیدا کنید.با مینی بوس اگه اشتباه نکنم 67 از میدون جمهوری با 100 درام تا در بیمارستان میبرنتون و همین مسیر رو می تونید برگردید.حتی تا در سفارت هم میشه با مینی بوس رفت ولی دقیقا نمیدونم کدوم مینی بوس هست.ولی بایکم تحقیق میشه پیداش کرد

من اول آپریل مصاحبه داشتم ارمنستان و در تمام مدت از وایبر برای تماس با خانواده استفاده کردم و سیم کارتم رو شارژ نکردم !!!فقط آدرس بیمارستان و سفارت رو به ارمنی همراهتون ببرید این راننده تاکسی ها انگلیسی بلد نیستن!!در ضمن من هاستل theatre Hostel اقامت داشتم جای خوبی بود 5 دقیقه پیاده روی تا میدان جمهوری و روبروش ایستگاه اتوبوس و مترو و تاکسی بود و انواع و اقسام رستورانها و کافی شاپها !!یه کبابی اونجا بود که خیلی کبابهای خوشمزه ای داشت :)


ميشه بدونم كه tax return هم ٢٠١٢ و هم ٢٠١٣ بردين روز مصاحبه ؟
تو رو خدا جواب بدين.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: romance33 ، shadoow ، sepideh jan ، msar
(2014-04-10 ساعت 20:52)geologist نوشته:  
(2014-04-10 ساعت 19:21)shaya نوشته:  
(2014-02-08 ساعت 17:16)navidshii نوشته:  دوستان یکی دوتا نکته یادم رفت که باید بگم.اولا اونجا خرج تلفن گرون در میاد.بهترین کار اینه که از orange سیم کارت بگیرید و اینترنتش هم فعال کنید چون میتونید به صورت نامحدود ازش استفاده کنید.از دفاتر orange بخرید که بهشون برای اینترنت بگید.میدونم یکی از دفاترش نزدیک میدون جمهوری خیابون north way هست.همون خیابون کجی که سنگ فرش هست و توش قدم میزنن.اونجا کسی هست که انگلیسی بلد باشه.با فعال کردن اینترنت برای تماس میتونید از نرم افزار های ارتباطی استفاده کنید.حتما gps رو گوشیتون داشته باشید تا مسیرهارو راحتر پیدا کنید.با مینی بوس اگه اشتباه نکنم 67 از میدون جمهوری با 100 درام تا در بیمارستان میبرنتون و همین مسیر رو می تونید برگردید.حتی تا در سفارت هم میشه با مینی بوس رفت ولی دقیقا نمیدونم کدوم مینی بوس هست.ولی بایکم تحقیق میشه پیداش کرد

من اول آپریل مصاحبه داشتم ارمنستان و در تمام مدت از وایبر برای تماس با خانواده استفاده کردم و سیم کارتم رو شارژ نکردم !!!فقط آدرس بیمارستان و سفارت رو به ارمنی همراهتون ببرید این راننده تاکسی ها انگلیسی بلد نیستن!!در ضمن من هاستل theatre Hostel اقامت داشتم جای خوبی بود 5 دقیقه پیاده روی تا میدان جمهوری و روبروش ایستگاه اتوبوس و مترو و تاکسی بود و انواع و اقسام رستورانها و کافی شاپها !!یه کبابی اونجا بود که خیلی کبابهای خوشمزه ای داشت Smile


ميشه بدونم كه tax return هم ٢٠١٢ و هم ٢٠١٣ بردين روز مصاحبه ؟
تو رو خدا جواب بدين.

اجازه بدید من جواب بدم. اگر مصاحبه شما از 15 اپریل به بعد باشه حتماً باید مدارک مالیاتی 2013 را هم همراه داشته باشید. برای من که مصاحبه ام 8 اپریل بود هم مدارک مالیاتی 2013 را خواسته بودند که اسپانسر من W2 را به ما داد و نامه Extension که درخواست وقت برای تکمیل مدارک مالیاتی 2013 است را هم ضمیمه کرد.
کیس :IR1 -ارسال مدارک: 14 نوامبر 2012 -اپروو : 7 مارچ 2013- تکمیل مدارک بعد از یک سال و 5 ماه و انتقال سفارت از آنکارا به ایروان- دریافت ویزا: ۱۰ آپریل ۲۰۱۴-ورود به آمریکا: اول آگوست ۲۰۱۴-دریافت گرین کارت: ۶ سپتامبر ۲۰۱۴
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: shadoow ، hamed_na ، romance33 ، sepideh jan ، tico ، msar ، Medito ، حاجی واشنگتن
دوستان عزیزم
سفرنامه من هم بالاخره تکمیل شد. اگر نقصی در نوشته هام دیدید به بزرگی خودتون ببخشید. از همگی سپاسگزارم و اگر سوالی بود در خدمتم.


فایل‌های پیوست
.pdf   SAFAR NAMEH.pdf (اندازه 297.65 KB / تعداد دانلود: 234)
کیس :IR1 -ارسال مدارک: 14 نوامبر 2012 -اپروو : 7 مارچ 2013- تکمیل مدارک بعد از یک سال و 5 ماه و انتقال سفارت از آنکارا به ایروان- دریافت ویزا: ۱۰ آپریل ۲۰۱۴-ورود به آمریکا: اول آگوست ۲۰۱۴-دریافت گرین کارت: ۶ سپتامبر ۲۰۱۴
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
1234\4715ghngn6789
تعداد کیس : 4 نفر
ارسال مدارک : 91/4/21
نامه دوم :1 آذر   مصاحبه: 21 دی
کلیرنس :12/1 تحویل پاس : 12/14
صدور ویزا : 12/17 دریافت ویزا برای 3 نفر : 12/21
ورود آمریکا 92/2/2
پورتلند اورگان Big Grin
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: msar
(2014-03-27 ساعت 01:53)Elahvision نوشته:  سلام به همه دوستان مهاجرسرایی. سال نو بر همگی مبارک باشد. من به نوبه خودم و به پاس تشکر از همه اطلاعات مفیدی که طی چند ماه اخیر از این فروم دریافت کردم وظیفه خودم دانستم که سفرنامه ام را بنویسم و از بابت تاخیر هم عذرخواهی میکنم.
مقدمه: کیس نامبری که به من از طریق ان وی سی اعلام شده بود محل مصاحبه را آنکارا نشان میداد ولی درست 36 روز قبل از تاریخ مصاحبه نامه ای دریافت کردم که کیس نامبر را عوض کرد و محل مصاحبه شد ایروان. در این نامه مدارک لازم را برای روز مصاحبه اعلام کرده بود که چیز خاصی نبود و فقط اصل شناسنامه ها را خواسته بودند. اما من از اطلاعات این سایت برداشت کردم که سفارت ممکن مدارک دیگری بخواهد و چون وقت زیادی نداشتم خودم به سفارت ارمنستان ایمیل زدم و سئوال کردم که بلافاصله پاسخ دادند که به زودی من را مطلع میکنند.
در ضمن به خانم دکتر کریستین هم ایمیل زدم و سن پسرم و تاریخ مصاحبه را گفتم و ایشان خیلی زود جوابم را دادند که بهتر است چهار روز زودتر از مصاحبه وقت بگیرم با یک ایمیل دیگر وقت پزشکی را برای چهار روز زودتر رزرو کردم و ایشان هم یک ایمیل کانفرمیشن فرستادند و ضمیمه آن هم مدارک لازم برای روز مدیکال را مشخص کردند که عبارت بود از :
- پرینت نامه دعوت به مصاحبه
- سه قطعه عکس 4*3 از خودم و پسرم (پشت نویسی شده با نام و کیس نامبر)
- مدارک واکسیناسیون بین المللی
- سوابق پزشکی در صورت داشتن بیماری خاص
تدارکات سفر: من بلیطها را سریع خریداری کردم چون میدانستم هرچقدر به عید نزدیکتر بشویم قیمتها ممکن است بالا برود. پرواز هواپیمایی آسمان روزهای شنبه – دوشنبه و پنجشنه انجام میشود و بلیط من 980000 تومان شد و بلیط پسرم 680000 تومان. بعد با اصل و کپی پاسپورت و دو قطعه عکس 4*3 به سفارت ارمنستان در تهران مراجعه کردم و همانجا فرم درخواست ویزا را پرکردم و با پرداخت 6 یورو و تحویل مدارک توانستم سه روز بعد ویزاها را بگیرم (نکته : برای بچه های زیر دوازده سال پولی بابت ویزا پرداخت نمیشود)
برای ارز مسافرتی هم به بانک سامان رفتم و الحق ظرف نیم ساعت کارم را راه انداختند. برای گرفتن ارز مسافرتی این مدارک لازم است: اصل پاسپورت – برگه پرداخت خروجی – پرینت بلیط با مهر آژانس و البته پول
من چون اصولا آدم وسواسی هستم خودم و پسرم را هم از طریق بیمه سامان بیمه کردم. آدم چه میداند در یک مملکت غریب چه اتفاقی ممکن است بیفتد. کار بیمه هم خیلی راحت از طریق اینترنت انجام دادم که کلا 72000 تومان برای خودم و 36000 تومان برای پسرم خرج برداشت و شامل سقف کامل بیمه مسافرتی و پرداخت مخارج تا 50000 یورو میشد.
محل اقامت: برای محل اقامت من اول به فکر هتل و بعد به توصیه یکی از دوستان مهاجرسرا به دنبال هاستل بودم که خیلی شانسی با یکی از دوستان ارمنی ایرانم برخورد کردم و او یکی از بستگانش را که در ارمنستان زندگی و کار میکند به من معرفی کرد حالا که این سفر تمام شده است خیلی بابت این آشنایی شکر گزار هستم. ایشان یک آپارتمان راحت و گرم با همه امکانات برایم پیدا کردند و از هر نظر هم مراقب من و فرزندم بودند. اگر کسی از دوستان احتیاج به همچین آدم مطمئن و باوجدانی دارد پیغام خصوصی بدهد تا شماره تماسش را بدهم.
دردسر: درست یک هفته مانده به پرواز از سفارت ایمیل رسید که شما این مدارک را روز مصاحبه باید بیاورید. از لیستی که فرستاده بودند همه اش را داشتم به جز دو مورد . اول و مهمتر از همه فرم I-864 کو اسپانسر بود. با عجله به همسرگرامی ایمیل زدم و او هم فورا با وکیل هماهنگ کرد . آنها این فرمها را قبلا فرستاده بودند ولی نمیدانم چراسفارت گیر داده بود که دوباره بفرستید. برای همین دوباره فرم 9 صفحه ای را پر و امضاء کردند اما مانده بودیم که چطوری فرم را به دست من برسانند که دوست ارمنی جدیدمان به دادمان رسید و آدرس منزلش را داد و همسرجان سریعا فرمها را به آدرس ایشان با فدکس ارسال کرد. جالب اینکه دو روز بعد هم پاکت رسید.
دومین موردی که خواسته بودند با این عبارت مشخص شده بود: A complete history of your present and previous jobs که یعنی تاریخچه کامل کاری. من از جمله همچین یه جواریی بوی کلیرنس به مشامم خورد ولی خوب یک جدول درست کردم و تاریخچه کاری ام را تایپ کردم. از وکیل هم پرسیدم که این یعنی چی همین جدول کافیست یا باید گواهی کار ببرم که وکیل گفت جدول کافیست.
سفر و استقرار در خانه جدید و شناسایی محله و انجام خرید لوازم ضروری به خوبی انجام شد. کار مدیکال هم همانطور که همه نوشته اند راحت و بی دردسر است گیرم یک کمی شلوغ بود و با بچه دردسرش بیشتر است. چند تا توصیه برای آنها که با بچه سفر میکنند:
- داستان را برای بچه کاملا توضیح دهید و نگذارید شوکه شود.(بچه ها باید تست توبرکولوز بدهند که اصلا درد ندارد. ضمنا منشی خانم دکتر به فارسی شیرینی از بچه ها سوالاتی میکند که هوشیاری و سلامتشان راتست کند.)
- لوازم شستشوی دست در زمان مدیکال همراه داشته باشید. بالاخره بیمارستان است و امکان آلودگی وجود دارد.
- فرزندتان (خودتان را هم) گرسنه نگذارید برای انجام آزمایشات قرار نیست ناشتا باشید. گرسنگی بچه ها و خودتان را کلافه میکند.
بعد از انجام آزمایشات بیکاری فاز اول ما شروع شد. آنها که بدون بچه سفر میکنند فردای روز آزمایش میتوانند جوابشان را بگیرند اما نتیجه تی بی بچه ها جوابش 3 روز بعد آماده میشود. تست هم اینطوری است که روی ساعد بچه یک سوزن میزنند و دورش به قطر 4 سانتی متر یک دایره با خودکار قرمز میکشند سه روز بعد میزان قرمزی را تست میکنند اندازه اش نباید بیشتر از 1.5 سانت باشد اگر باشد باید از بچه هم عکس ریه گرفته شود. توصیه میشود که در این سه روز بچه را حمام نکنید. (سرش را بشویید کافی است) و روی جای تست را فشار ندهید تا الکی سرخ نشود. برای این تست شما باید 1000 درام جداگانه پرداخت کنید.
ما از بیکاری فاز اولمان استفاده کردیم و کمی دور شهر گشتیم و البته تا جاییکه قدمها کوچک فرزند اجازه میداد. سه روز بعد نتیجه را گرفتیم که خدا را شکر خوب بود (این را منشی خانم دکتر میگوید و شما به هیچوجه در پاکت را باز نکنید تا از محتوایش باخبر شوید.) و فرداش برای مصاحبه ساعت یک ربع به 2 دم سفارت بودیم.
مصاحبه:
در مقابل درب اصلی سفارت صف اندکی بود که شامل سه ایرانی و یک خانواده ارمنی میشد. پلیس به نوبت صدا میکرد و پاسپورت و نتیجه آزمایش مدیکال را میگرفت و می فرستاد برای کنترل. من و پسرم خیلی سبک رفته بودیم و در کیفمان چیزی نداشتیم موبایل را خاموش کردیم و دادیم که به ما یک شماره دادند بعد هم از کنترل رد شدیم و وارد یک حیاط دیگر شدیم از آنجا هم وارد ساختمان شدیم. اسممان در لیست بود پلیس دیگر اسممان را چک کرد و به ارمنی چیزی گفت که من اینطوری فهمیدم: بروید آنجا روی صندلی بنشینید تا صدایتان کنند. (چطوری فهمیدم نمیدانم)
ما هم رفتیم و نشستیم. خیلی شلوغ نبود. کابینهای مختلف صدا میکردند ولی جالب این بود که بعضی وقتها اسم میگفتند بعضی وقتها میگفتند : نفر بعد. و اگر این را فارسی میگفتند یکی از ما ایرانی ها به نوبت میرفت جلو و اگر ارمنی میگفتند یکی از ارمنی ها لابد آنها هم به نوبت. کسی هم با دیگری بحت نمیکرد که نوبت من است یا تو.
خلاصه در یکی از این نفربعد گفتنها من و شازده رفتیم. باجه هفت بود و خانم جوانی به فارسی فصیح از من مدارکم را میخواست و سوالاتی میکرد. سوالها بیشتر مربوط به مدارک بود و یکی دو مورد هم به نظرم سوالی پرسید که ببیند جواب من با فرمها مطابقت دارد یا نه. بعد عکسهای جدیدمان را گرفت و عکسهای قبلی را پس داد و آخر هم اثر انگشت و گفت بنشینید تا صدایتان کنند و ما هم نشستیم در تمام این مدت پسرم گیر داده بود به این دستگاه اثر انگشت که ببیند چیست و چکار میکند طوری که خانم آفیسر خنده اش گرفت.
نیمساعتی نشستیم . در این مدت دو خانواده ایرانی (یک زوج مسن و یک زوج جوان) کلیر خوردند و رفتند. بعد یک پسر جوان کلیر خورد و رفت بعد خیلی اتفاقی یک خانواده ارمنی را هم دیدم که کلیر خوردند. مرد ارمنی بسیار محترم و شیکی بود و خانمش طفلک تمام مدت کودک یک ساله اشان را در بغل داشت وقتی برگه آبی را به آقادادند دیدم که تمام کله اش که مقدار کمی مو برآن بود سرخ شد.
خلاصه دیدن این صحنه ها من را حسابی آماده کرد. تا اینکه من را به باجه 10 فراخواندند. با پسرم رفتیم و آفیسر جوان و مهربان به پسرم به فارسی گفت در را ببندد و او بست و دیگر هیچ سوالی از او نکرد. کل مصاحبه ما 5 دقیقه هم نشد و سوالات هم راجع پرونده بود. بعد ایشان لبخند زدند و گفتند مدارک شما هیچ مشکلی ندارد. ما مجبوریم منتظر یک پروسه اداری باشیم و ... برگه آبی و توضیح در مورد مراجعه به سایت که همه میدانیم. من پرسیدم چقدر حدودا باید منتظر باشیم و او گفت یه دو ماهی میشه. همین. پسرم کمی دلخور بود که چرا آفیسر با او حرف نزده است و گفت: میخواستم بهش بگم که دلم برا بابام خیلی تنگ شده . گفتم اون خودش میدونه. راستش در تمام مدت مصاحبه احساس میکردم آفیسر غصه اش شده که میخواد برگه آبی به ما بده طوریکه دلم میخواست یه جوری بهش بگم بابا بیخیال من میدونم که تقصیر تو نیست.
بعد ما آمدیم بیرون و اول به همسرجان خبر دادیم چون ساعت سه صبح به وقت آمریکا بود و او بیدار مانده بود. بعد خوشحال و خندان رفتیم جاتون خالی یک پیتزای مشتی نوش جان کردیم. راستی بگویم که من کار دولتی نداشتم و اصولا این موضوع زیاد مهم نیست. هر کیسی با کیس دیگر فرق میکند. پس توصیه میکنم شما هم خودتان را با هیچ کس مقایسه نکیند. فرمها صحیح و کامل پرشده باشند و شما هم صادقانه حرفتان را بزنید و بقیه اش را بسپرید به خدا...
خوب چند توصیه هم جنرال در مورد ایروان:
- در موقع خرید از سوپر مارکتها به تاریخ مصرف مواد غذایی خوب توجه کنید. (خیلی جدی و مهم )
- سوپر مارکت One & Only قیمتهایش 30 درصد گرانتر از بقیه است.
- بهترین پیتزایی ایروان به نظر من و پسرم پیتزا تاشیر است که شعبه های زیادی دارد و تنوع غذایی و قیمتش هم خوب است.
- قهوه های خوشمزه ایروان را از دست ندهید ولی بهترین و مناسب ترین کافی شاپ اسمش Javes است که شعبه زیاد دارد. یک وقت مثل من اشتباهی نروید Segafredo که الکی برای یک اسپرسو 10 سی سی مجبور شدم 2000 درام پول بی زبون پرداخت کنم.
- ایروان دو تا شهر بازی دارد که میتوانید سر بچه را یه جوری گرم کنید نزدیک اپرا هم یک کافه شاپ بچه ها هست که وسیله بازی هم دارد به اسم Americano فقط کمی گران تشریف دارند.

خوب فکر کنم خیلی حرف زدم امیدوارم ادای دینی باشد و به امید آنکه هرچه برای همه ما خیر است همان برایمان پیش بیاید. آرزوی سلامتی و موفقیت دارم در این سال جدید برای همه دوستان.
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: sepideh jan ، tico ، msar ، حاجی واشنگتن
سلام
من رزیدنت هستم و واسه خانومم درخواست ویزا کردم منتها درحال حاظر من در ایران زندگی میکنم و هر شش ماه میرم و بر میگردم، NVC واسه ماه اینده وقت مصاحبه تو ایروان بهمون داده، منتها تا حالا کسی از من واسه DOMICIL مدرکی نخواسته نه NVC نه الان واسه مصاحبه، لطفا راهنمایی کنید آیا در این وضعیت لازمه مدارکی به خانومم بدم باخودش ببره؟ چه مدارکی فکر میکنید کفایت کنه؟ من اسمم تو یه قرارداد اجاره خونه با چند نفر دیگه هست و اسم بنده تو قبض انرژی DTE و comcast اوون خونه هم هست،گواهینامه state و حساب بانکی هم دارم که البته چون اوونجا نبودم زیاد باهاش کارنکردم. دوستان با تجربه لطفا راهنمایی کنن .
ممنون
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: msar
با سلام به دوستای خوب مهاجر سرا .الان که دارم سفر نامم رو می نویسم د ر هتل هستم بعد از چند روز استرس امروز حال بهتری داشتم.اولین مشکل من نداشتن اصل عقد نامه و شناسنامه من بود چون اصل مدارک رو فرستاده بودم آمریکا برای تکمیل مدارک ولی موقع انتقال پرونده من به ارمنستان اصل سندها فرستاده نشده بود .این بود که من خودم رو برای شنیدن این که برو وقتی اصل مدرکت رسید بیا اماده کردم .مصاحبه من روز سه شنبه بود .پروازم ماهان روز یکشنبه بود .وقتی رسیدیم فرودگاه همون جا ویزا گرفتیم من به همراه پدرم اومدم.اولین ضد حال رو وقتی خوردیم که تاکسی یک 10000درامی جای 1000درامی از ما گرفت و چون ما از شب قبل فرودگاه بودیم و اصلا خواب نداشتیم و خسته راه بودیم متوجه نشدیم و راننده هم از خدا خواسته پاشو گذاشت رو گازو رفت.دومین بد شانسی فاصله هتل تا مرکز شهر بود .اصلاااااااا هتل نور رو پیشنهاد نمیکنم تا الان کلی پول تاکسی دادیم و چون هتل تو کوچه هست راننده ها حتی با دیدن ادرس هم نمیتونن پیداش کنن.لیدر تور بعد دو روز موقعی سیم کارت داد که خریده بودم.در کل روزای اول فقط زجر بود .به پیشنهاد یکی از بچه های مهاجر سرا با یک راننده بسیار خوب و فارسی زبان تونستم کارهامو انجام بدم.در اینجا که اصلاااا فارسی و انگلیسی متوجه نمیشن وجود ایشون نعمتی بود حتی زمانی که خرید داشتیم ایشون پیاده میشدن و با زبان ارمنی به بقیه میگفتن چی میخوایم .هر کسی خواست پیام بده شماره تماسش رو بدم.روز دوشنبه رفتم واسه مدیکال که متاسفانه لوسی اونجا نبود و روز بعد هم که برای جواب رفتم باز نبود یکی دیگه جاش بود که ارمنی صحبت میکرد.با یک زن و شوهر گل اشنا شدم که کیس لاتاری بودن و همراه من برای تمدید مدیکال اومده بودن.روز سه شنبه اول جواب مدیکال رو گرفتم و بعد رفتم مصاحبه .شانس من اون روز همه ارمنی بودن که مصاحبه داشتن .من اولین نفر و تنها ایرانی بودم.موقع دادن مدارک متوجه شدم اصل سندها رسیده از خوشحالی نمیدونستم چه کار کنم.باجه11 صدام زدن همون اقا عینکی و بد اخلاقه 40 دقیقه مصاحبه من طول کشید اخر هم دید نمیتونه سوال پیچم کنه یک مترجم اورد و تند تند سوال کرد با دقت عکس های جفتی رو نگاه کرد حتی پرینت مکالمات فیسبوک رو داد به یک خانم که فارسی بلد بود خوند .می خوام بگم تا چه حد گیر دادن.اخر کار هم گفت فرم دابلیو تو کم داری بیارتا قبل ساعت 5 بنداز صندوق همراه با دو عکس جدید هر چقدر گفتم عکسام جدیده قبول نکرد.من هم دست از پا درازتر برگشتم امروز هم مدارک رو باپاسپورت انداختم صندوق و منتظر تماس سفارت هستم.فعلا تا اینجا رو داشته باشید تا بعد.
و اما ادامه ماجرا دقیقا روز بعد از انداختن مدارک در صندوق ساعت 12 ظهر با من تماس گرفتن که ویزات امادست ساعت4 بیا بگیر .این 4 ساعت 40 ساعت گذشت وقتی رفتم و ویزا رو گرفتم تازه باورم شد.و فکر میکنم از امروز تازه بتونم از بودن در ارمنستان لذت ببرم.تا دو روز دیگه اینجام.سختی که کشیدم اینجا با گرفتن ویزا از تنم بیرون اومد.به امید گرفتن ویزای همه ی مهاجرسرایی های گل که با کمک قدم به قدم دوستان الان ویزا رو گرفتم.موفق و سربلند باشید
نوع ویزا:CR1
اولین اقدام:february2013
تکمیل مدارک:22jun2014
دریافت نامه دوم وتاریخ مصاحبه:29jun2014
انتقال سفارت از ابوظبی به ایروان
تاریخ مصاحبه 5 اگوست
دریافت ویزا 7 اگوست
ورود به آمریکا 29 اگوست 2014
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: shmo ، shandiz ، shadoow ، mamar61 ، sepideh jan ، tico ، msar ، حاجی واشنگتن
(2014-08-07 ساعت 00:06)behi.v نوشته:  با سلام به دوستای خوب مهاجر سرا .الان که دارم سفر نامم رو می نویسم د ر هتل هستم بعد از چند روز استرس امروز حال بهتری داشتم.اولین مشکل من نداشتن اصل عقد نامه و شناسنامه من بود چون اصل مدارک رو فرستاده بودم آمریکا برای تکمیل مدارک ولی موقع انتقال پرونده من به ارمنستان اصل سندها فرستاده نشده بود .این بود که من خودم رو برای شنیدن این که برو وقتی اصل مدرکت رسید بیا اماده کردم .مصاحبه من روز سه شنبه بود .پروازم ماهان روز یکشنبه بود .وقتی رسیدیم فرودگاه همون جا ویزا گرفتیم من به همراه پدرم اومدم.اولین ضد حال رو وقتی خوردیم که تاکسی یک 10000درامی جای 1000درامی از ما گرفت و چون ما از شب قبل فرودگاه بودیم و اصلا خواب نداشتیم و خسته راه بودیم متوجه نشدیم و راننده هم از خدا خواسته پاشو گذاشت رو گازو رفت.دومین بد شانسی فاصله هتل تا مرکز شهر بود .اصلاااااااا هتل نور رو پیشنهاد نمیکنم تا الان کلی پول تاکسی دادیم و چون هتل تو کوچه هست راننده ها حتی با دیدن ادرس هم نمیتونن پیداش کنن.لیدر تور بعد دو روز موقعی سیم کارت داد که خریده بودم.در کل روزای اول فقط زجر بود .به پیشنهاد یکی از بچه های مهاجر سرا با یک راننده بسیار خوب و فارسی زبان تونستم کارهامو انجام بدم.در اینجا که اصلاااا فارسی و انگلیسی متوجه نمیشن وجود ایشون نعمتی بود حتی زمانی که خرید داشتیم ایشون پیاده میشدن و با زبان ارمنی به بقیه میگفتن چی میخوایم .هر کسی خواست پیام بده شماره تماسش رو بدم.روز دوشنبه رفتم واسه مدیکال که متاسفانه لوسی اونجا نبود و روز بعد هم که برای جواب رفتم باز نبود یکی دیگه جاش بود که ارمنی صحبت میکرد.با یک زن و شوهر گل اشنا شدم که کیس لاتاری بودن و همراه من برای تمدید مدیکال اومده بودن.روز سه شنبه اول جواب مدیکال رو گرفتم و بعد رفتم مصاحبه .شانس من اون روز همه ارمنی بودن که مصاحبه داشتن .من اولین نفر و تنها ایرانی بودم.موقع دادن مدارک متوجه شدم اصل سندها رسیده از خوشحالی نمیدونستم چه کار کنم.باجه11 صدام زدن همون اقا عینکی و بد اخلاقه 40 دقیقه مصاحبه من طول کشید اخر هم دید نمیتونه سوال پیچم کنه یک مترجم اورد و تند تند سوال کرد با دقت عکس های جفتی رو نگاه کرد حتی پرینت مکالمات فیسبوک رو داد به یک خانم که فارسی بلد بود خوند .می خوام بگم تا چه حد گیر دادن.اخر کار هم گفت فرم دابلیو تو کم داری بیارتا قبل ساعت 5 بنداز صندوق همراه با دو عکس جدید هر چقدر گفتم عکسام جدیده قبول نکرد.من هم دست از پا درازتر برگشتم امروز هم مدارک رو باپاسپورت انداختم صندوق و منتظر تماس سفارت هستم.فعلا تا اینجا رو داشته باشید تا بعد.

من احتمال خیلی زیادی میدم که ویزاتو بهت بده !کار خوبی کردی پاسپورتت رو هم اند اختی تو صندوق !اون کابین شماره 11 با منم مصاحبه کرد آره اون کلا آدم گیریه!!از فرودگاه تا هر هتل یا هاستلی 3000 درام و برگشت 2000 درامه !!چرا نرفتی هاستل theatreاونجا که هاستل تو مرکز شهر زیاده و یه سوئیت کامل 15000 درامه و درست پایین این هاستل هم ایستگاه مینی بوس هم مترو هم تاکسی !!آدرس سفارت و بیمارستان رو به ارمنی پرینت بگیری به هر کی نشون بدی میبره مرکز خرید هم که دو قدمی هاستل پیاده میتونی بری !!!به محض ورود به هاستل سیم کارت بهت میده و پایین هاستل میری شارژش میکنی که من اصلا این کار و نکردم چون با وایبر تماس می گرفتم و نیاز نشد . من منتظر خبرای خوب هستم برایت بهترینها رو آرزو میکنم Smile
Case K1 , interview 2 April2014,clearance...8/20/2014 Smile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: shmo ، behi.v ، shadoow ، sepideh jan ، tico ، msar ، حاجی واشنگتن




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان