کانال تلگرام مهاجرسرا
https://t.me/mohajersara







##### هشدار #####
به تاریخ ارسال مطالب دقت فرمایید.
شرایط و وضعیت پروسه ویزا دائم در حال تغییر است و ممکن است مطالب قدیمی شامل تغییراتی باشد.
سفرنامه و تجربه مصاحبه در آنکارا
راستی یه نکته مهم برای مسافرین قبل سفر: حتما حتما از قبل نقشه آنکارا محدوده کیزیلای و کاواکلیدره رو از ایران تهیه کنید و سفارت و مطب دکتر و جاهایی که میخواین بریدو تو نقشه مشخص کنید اینجوری بدون هیچ معطلی و درد سر یک راست میرید جایی که میخواین.من خودم از گوگل مپ نقشه تمام جاهایی که میخوام برمو پرینت گرفتم و تو انکارا هیچ مشکلی از نظر آدرس نداشتم ....تو آنکارا جاهایی که ما میخوایم بریم همه تو یه منطقه کاواکلیدره هستند که نهایتا با هم 10 دقیقه پیاده فاصله دارن . راننده های اونجا همه مسیرو میدونن اما چون تاکسی متر هستن الکی تو کوچه ها میگردوننتون و میگن که بلد نیستن هی الکی زنگ میزنن که مثلا از همکاراشون سوال کنن در صورتی که آنکارا شهر کوچیکی هست و جایی مثل سفارت آمریکارو امکان نداره اونم یه راننده تاکسی ندونه که کجاست . کلا هواستون به یه نکته باشه ترکا وقتی توریست خصوصا ایرانی میبینن شبیه اسکناس تصورمون میکنن.پس بهتره که نقشه و ادرس دقیق سفارت.مطب دکتر.هتلتون و پستی که انتخواب کردینو روی نقشه داشته باشید تا حتی وقتی خواستین تاکسی بگیرید راننده تاکسی بهانه ای برای دور کردن مسیرتون نداشته باشه و لیکن پیدا کردن آدرس از نقشه کاری بسی ساده تر است از پیدا کردن از آدرس بدون نقشست....
شماره کیس:2013AS36XX/تاریخ رویت قبولی:2012 May/کنسولگری:Ankara
مصاحبه:march / نتیجه مصاحبه:برگه صورتی.تاريخ کلير شدن برابر با سالگرد قبولىBig Grin
سلام دوستان
در مورد آزمایش پزشکی، خانم دکتر بعد از معاینه به هر نفر ما فقط یک واکسن آبله مرغان تزریق کرد بدون تست آنتی بادی و دیگه بقیه مراحل همونی هست که دیگر دوستان قبلا کامل توضیح دادند.
راجع به مصاحبه : همانگونه که دوستان قبلا زحمت کشیدند و توضیح کامل دادند همه چیز مو به مو انجام شد، فقط درمورد کیس ما آفیسر کارت ملی و پایان خدمت و سند خونه من رو نخواست و هیچ سوالی هم در این موارد نپرسید!! فقط پرسید کار شما ..... اینه و من گفتم نه کار من اینه ..... بعد از خانمم پرسید کار شما ..... اینه ایشون هم گفتند بلی و بعد برگه صورتی که رو میز کنار دستش بود همراه مدارک اضافی رو به ما داد و سپس جمله معروف که برید یکی دوماه دیگه سایت رو چک کنید و تمام.
مصاحبه ما روز پنج شنبه انجام شد و دیگه پروازی به ایران نبود غیر از ترکیش، هر جور بررسی کردم دیدم پرواز 2 ساعته تا تهران نفری 300 دلار نمی ارزه، از طرف دیگه ماهان هم تا یکشنبه پروازی نداشت، یا باید 3 شب هتل رو تمدید میکردم یا باید با اتوبوس راه میافتادیم، سرانجام پس از مشورت تصمیم گرفتیم با اتوبوس برگردیم چون خانمم روز یکشنبه (امروز) صبح یک قرار اداری داشت که نمیشد تاریخش رو عوض کرد.
بلیط اتوبوس رو از نمایندگی ایران ایر روبروی در سفارت که برای مصاحبه رفتیم از آقای برونسی (ایرانیه ها) خریدیم 120 لیر برای هر نفر!!!!!!!!!!
ساعت حرکت اتوبوس 6 عصر بود ولی چون اتاقمون رو تحویل داده بودیم ساعت 3 با تاکسی رفتیم ترمینال آشتی (با مترو هم میشه رفت) یک ترمینال سه طبقه تمیز و مرتب همه چیز هم داره از خوراکی و لباس بگیر تا بانک، ساعت 5 اتوبوس آمد، اتوبوس رویال سفر ایرانیان.
بار هامون رو تحویل دادیم و سوار شدیم، اتوبوس 25 نفره مجهز به یک مانیتور برای هر نفر و اینترنت!!
بعد از یک ساعت تخیر سرانجام حرکت کردیم، روز جمعه ساعت 19:00
بعد از اینکه از آنکارا خارج شدیم یک لیوان کوکاکولا + شکلات تافی به هر نفردادند و دیگه پذیرایی تمام شد که شد، حتی چای هم سرو نشد، آب هم گفتند هرکی میخواد خودش بره از آبسردکن بریزه بخوره!!!!!!!!!!
گفتیم مانیتور ها رو روشن کنید، گفتند خرابه!!!!!!
گفتیم اینترنت رو روشن کنید، گفتند پسوردشو نداریم!!!!
خلاصه صدرحمت به اتوبوسهای در پیت بین روستا های دورافتاده خودمون.
جاده های ترکیه خوبند، همه دو طرف رفت و برگشت جدا از هم با اینکه کتار جاده برف و یخ زیادی به چشم میخورد ولی جاده کاملا خشک و ایمن بود. مسیر هم پستی و بلندی زیاد داشت ولی در مجموع کوهستانی نبود.
رستورانهای بین راه هم بدک نبودند، تا ساعت 12 روز شنبه رسیدیم به مرز بازرگان، یک صف طویل از کامیون و تریلی منتظر بودند تا وارد ایران بشوند، ولی خوشبختانه اتوبوسها و سواری ها نیازی به توقف در این صف را نداشتند.
بارهامون رو تحویل گرفتیم و وارد سالن مرزی ترکیه شدیم، پاس هامون رو دادیم به مامور مرزی که مهر خروج رو زد و خیلی سریع از گیت رد شدیم، بعد از گیت هم یک فروشگاه هست که سیگار و نوشیدنی میفروشه.
راستی اگر خرید میکنید یا جنس با ارزشی میخرید به این نکته توجه کنید
1- سعی کنید خرید هایتان از یک فروشگاه باشه تا بتونید یک فاکتور با مبلغ بالاتر از 100 لیر ازشون بگیرید، در اینصورت میتونید مالیتی که هنگام خرید میپردازید قبل از خروج با ارایه فاکتورهایتان پس بگیرید.
2- اجناس گران قیمت برای صدور فاکتور Task free نیاز به دو روز زمان دارند.
3- در مرز زمینی هیچ دفتری وجود ندارد تا بتوانید پولی که بابت مالیات داده اید پس بگیرید، پس سعی کنید از مرز هوایی برگردید.
از مرز رد شدیم و وارد بخش ایران شدیم، مامور مرزی پاسمون رو گرفت و مهر ورود زد، سپس رفتیم دور یک میز گرد چمدان ها رو باز کردیم برای بازرسی،
یک نفر آمد و یک بررسی سریع انجام داد و بدون جریمه کردن گفت چمدانها رو ببندید و از سالون خارج بشید، کلا 15 دقیقه بیشتر طول نکشید اما، اما بازرسی اتوبوس نزدیک به 2 ساعت طول کشید.
خلاصه دوباره بار هامون رو تحویل اتوبوس دادیم و راه افتادیم تا رسیدیم به سه راحی خوی..........
اونجا دوباره پاس ها رو جمع کردند و بردن داخل کانتینر پلیس بعد از چند دقیه افسری آمد و پاس چند نفر منجمله بنده را نشان داد و گفت بروید آنطرف جاده، یک کانتینر سفید کوچک بود وارد شدیم فقط یک نفر پشت میز نشسته بود با چند تا صندلی یکی یکی پاس ها رو میگرفت و شروع میکرد به سوال:
از کجا میای؟
برای چی رفته بودی؟
کارت چیه؟
کسی رو اونجا داری؟
از اقوام نزدیکت کسی شغل دولتی یا نظامی داره؟
آدرس شماره؟
بفرمایید
دوباره سوار اتوبوس شدیم و به سمت تبریز و سپس تهران حرکت کردیم.
تنها نکته جاده های خودمون اینه که از مرز بازرگان تا تقریبا تبریز جاده رفت و برگشت یکیه باریکه و پر از کامیون وتریلی یه کم خطر ناکه ولی از تبریز تا تهران فکر کنم اتوبانه.
سرانجام امروز صبح ساعت 6 به پارکینک بیهقی رسیدیم، و از اونجا هم آژانس گرفتیم و راهی خانه شدیم.
نتیجه گیری
در کل اگر انتخاب دیگری دارید با اتوبوس برنگردید
با اینکه صندلی اتوبوس راحته ولی باز هم 36 ساعت درون اتوبوس خسته کننده است.
اگر فصل سرما نباشه یعنی فصل توریستی باشه بین 4 تا 8 ساعت زمان برای عبور از مرز در نظر بگیرید.
قبل از خرید بلیط تا میتوانید چونه بزنید، من خانمی رو دیدم که بلیطشو 85 لیر خریده بود
این یکی رو نمیدونم چطور میشه فهمید ولی سغی کنید از بابت امکانات و پذیرایی داخل اتوبوس مطمان شوید
راستی اگر در آنکارا مشکلی براتون پیش اومد در رابطه با تمدید هتل (یا حتی رزرو هتل با قیمت مناسب از ایران) تهیه بلیط برگشت هواپیما یا اتوبوس و یا حتی پرسیدن آدرس مراکز خرید یا دیدنی آنکارا پیشنهاد من به شما دوستان اینه که حتما یک سری به طهران تراول بزنید آدرسش روبروی هتل ددمان اگر اطلاعات بیشتری خواستید با پیام خصوصی به من بگید تا اطلاعات تماس با اونها رو براتون بفرستم، یا اگر از نظر مدیران محترم این کار تبلیغات محسوب نمیشه بفرمایید تا در پست جداگانه برای همه بنویسم به من که خیلی کمک کردند.
با تشکر از همه دوستان مهاجر سرایی
ارادتمند
تیر تپر
سلام مجدد خدمت دوستان عزیز

تو این قسمت میخوام از آنکارا براتون بگم
اول اینکه ما هتل ددمان بودیم، خیلی هتل خوبی بود رسیپشن انگلیسی خیلی خوب حرف میزد، اتاق و ملحفه ها و سرویس وحمام همه تمیز و مرتب و هر روز هم خدمتکار هتل همه چیز رو مثل روز اول مرتب میکرد.

صبحانه فوق العاده و کامل بود از نان و پنیر بگیرید تا انواع سوسیس و کالباس، سوپ، انواع پنیر کره مربا و ماست، انواع نان و نان شیرینی، انواع چای کیسه ای و قهوه،چند نوع میوه و سالاد.

بخش بزرگی از آنکارا روی تپه ها ساخته شده که به نظر من قشنگ بود، یعنی سرپایینی و سربالایی زیاد داره، خیابان های اطراف هتل پر است از رستوران و کافه، در تمام طول روز میتونید مردم رو ببینید که نشستند و مشغول خوردن و چای نوشیدن و سیگار کشیدنند، راستی گفتم سیگار، تعداد افراد سیگاری خیلی زیاده مرد و زن و پسر و دختر اکثرا سیگار میکشند.

خوراک هاشون اکثرا با گوشت درست میشه،به غیر از مکدونالد و کی اف سی بهتون پیشنهاد میکنم حتما خوراک هاشون رو امتحان کنید به نظرمن که خوشمزه بود مثل دونرکباب 9 لیر - اسکندرکباب 12 لیر و . . . جای پارک تغریبا وجود نداره اکثر خیابونها باریک و یکطرفه هستند، تاکسی خالی در حال حرکت نمیبینی چون بنزین گرونه حدود 5.5 لیر یا 12000 تومان برای هر لیتر، سر چهار راه ها، جلوی هتل ها و بیمارستانها می ایستند تا مسافری پیدا بشه، حتما قبل از سوار شدن سر قیمت و مقصد با هاشون توافق کنید.
تاکسی ها و اتوبوس ها و ماشین هاشون همیشه تمیزند، فکر کنم اگر کثیف باشند پلیس جریمشون میکنه

تغریبا کسی رو نمیتونید پیدا کنید که انگلیسی بلد باشه حتی محصلین، ولی آدمای مهربونی هستند وقتی سوالی یا آدرسی رو ازشون بپرسی با خوشرویی تمام سعی خودشون رو میکنن تا کمکتون کنند.
قیمتها در آنکارا نسیت به تهران خیلی گرونتره، آب معدنی یک لیتری 1 لیر یعنی 2200 تومان - چیپس 3 ل = 7000 ت - بلیط مترو 3 ل = 7000 ت

خیلی از فروشگاه ها حراج داشتند به تخفیف میگن ایندریم INDRIM
تی شرت از 9 تا 30 لیر
کاپشن تا 60 لیر
بوت 30 تا 50 لیر
شلوار لی از 30 تا 60 لیر
البته اگر برید فروشگاه های مارک مثل zara یا adidas خوب قیمت ها خیلی بالاتره، در کل اگر حوصله داشته باشید میتونید خرید های خوبی داشته باشید.

مسجد کوجاتپه یا کوچاتپه خیلی بزرگ و قشنگه، ستونهای عظیم گنبد خیلی بزرگ و مناره های خیلی بلندی داره (شبیه مسجد ایاسوفیای استانول) همینطور چلچراغ و منبر خیلی بزرگ، محوطه بیرونی مسجد شکل خاصی داره کمی شبیه ساختمان های رومیه، داخل مسجدبا فرش قرمز پوشیده شده که ردیف نمازگزار ها با خط های پهن تیره مشخص شده، همه جا قفسه برای قرار دادن کفش وجود داره، آسانسور و چهارپایه برای افراد مسن و معلول هست، از آینه کاری و کاشیکاری خبری نیست، گچبری ها با نقاشی تزیین شدن و پنجره ها مثل کلیسا با شیشه های رنگی درست شدن در مجموع مسجد بزرگ تمیز و قشنگیه و ارزش بازدید رو داره، راستی در زیر مسجد یک سوپر مارکت خیلی بزرگی هست که قیمت هاش خیلی خوبه و تنوع کالاش هم خیلی زیاده از شیر مرغ بگیر تا جون آدمیزاد.

شیرینی و شکلات خیلی گرونه همینطور انواع مغز ها (گردو، فندق، بادام و....)

دستشویی به راحتی همه جا هست هر نفر یک لیر میگیرند که حلالشون باشه، خیلی تمیز و مرتبه دستمال کاغذی و مایع دستشویی هم همیشه به وفور هست.

دیگه تا بعد اگر باز هم چیز جالبی یادم اومد براتون مینویسم
تا بعد
موفق و پیروز باشید
تیر تپر
هی دس دس کردم شد امروز.
تهران بارونی و زیبا.تاخیر دارم اما عذرم موجهِ.تو سفرم همش.
امید که همه رو روال باشن.غصه ها کم باشن و ماها قوی.
هر مرحله کارتون هستید مصمم و امیدوار باشید.
ارز مسافرتی گرفتیم .یه کله سحری رفتیم تا ظهر.حواله دادن واسه بعد گیت.
هیچی،ما رفتیم واسه هفته دوم فوریه مصاحبه.
پرواز ماهان.رفت با نیم ساعت تاخیر اما خلبان انصافا خوب که من نمونه کار لندینگ و تیک آقشو تو خود آمریکا هم به ندرت دیده بودم.برگشت پروازش نیم ساعت زود تر بود!!!!!نمیدونم شاید کسی جا موند.خلبانش هم یه کم ناشی بود.
7 صب به وقت انکارا زسیدیم.هم زمان با ما یه سری حاجی ترک ام رسیدن.فریشاپ یه گشتی زدیم دیدیم قیمت عطر از فریشاپ فرودگاههای آمریکا گرون تره و نوشیدنی هم فقط آف خورده هاش می ارزه وگرنه از تو شهره آنکارا گرون تره!!لیر هم اندازه بلیط اوتوبوس دو نفر تا شهر یعنی 12 لیر همراه داشتیم.ما با اوتوبوس EGO442 اومدیم میدون کیزیلای.
از قبل تو هواشناسی دیده بودم که چه روزایی هوا چه جوریه.
از اونجا تو بارون پیاده اومدیم هتل.
اتاپ بولوار .شبی 66 $ دابل
هتل بدی نبود.به همه جا نزدیک بود صبحونشم خوب بود.دنج بود.آب داغ با فشار خوب.AC داشت.منظره یه باغچه به یه سفارتخونه داشت.با Wi-Fi.پرسنل مودب و خوب.
اشکالاتش:دستگیره در هاااااش رو اعصاب بود.اهرم نداشت یه تخم مرغ که بخوای باهاش در اتاقو باز کنی.اشکال بعدی راه آب حمام کوچیک و گرفته بود.حجم آب دوش رو جواب نمیداد آب از زیر دوشی و کابین سر میرفت.
اشکال بعدی نور اتاق بود .روزا که چون هتل شرقی غربی واقع شده نور روز و خوب نداره شبم لامپ های کم مصرفش جواب نمی داد.
ما کتری برقی برده بودیم.شما ها لامپ و سرپیچ ببرید.مجبور شدید از بارون و سرما بچپید هتل دلتون نگیره.
مدیکال که اونگان به درد نخور به زور یه واکسن تحمیل کرد.که این که تو کارتته MR هست نه MMR !!!!!!!!دوستم عصبانی شد تو مایه های مگه کورید!!! اما ...
خوشبختانه روز مصاحبه آفتابی بود.دوستم با یه فنجون دمنوش بعد صبحونه
کاملا ریلکس شد و رفتیم پیاده سفارت.
5 دقیقه ای مصاحبه شده بوده (سربازی سپاه)-شغل نیمه دولتی-مجرد-50 میلیون تو حساب-سند ماشین و وکالت خانه پدری.لیسانس برق-5 سال سابقه کار
و هییییییییییییچچچ سوالی نشده ازش .حتی سوالای معمول.واسه چی میری؟کیو داری؟کجاش میری؟میخوای چیکار کنی و اینا....
پروندتون کامله برید 3-6 هفته بعد واسه مراحل اداری
برگه صورتی.بعد 10 روز دیدیم 9 سوالی ایمیل زدن براش که اونم بدون اینکه تو مصاحبه گفته باشن.
شهرو گشتیم.حراج 70% اما ریال عزیز !!!
امتحانی 100 تومان دادیم به صرافی با کلی منت گفت میتونیم 27 لیر بدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هوای خوب.شهر تمیز شاد.مردم آروم و سرحال.آدم یاد متروی تهران می افته!!!!
البته این 4امین بار بود آنکارا بودم .من جاهای زیادیو دیدم اما نمیدونم چرا این شهرو دوست دارم.صمیمیه و در کنار مدرنیته بافت اصیل خودشو حفظ کرده.ساختموناش سیمانی رنگ شده قدیمین .اما خوبن.روح دارن نه مثه نمای سنگ چینی مثلا شیک تکراری خونه های تهران.سنگ فرش کوچه هاش و سربالایی و سرپایینیهاش با صفاست.بوی بلوط دود داده و صدف (میدیا) تو بارون
خلاصه سلیقه ایه اما من همیشه دلم واسه این شهر تنگ میشه.
ما برگشتیم و نشستیم بشه وقت کلیرنس.
منم که هنوز یه جا ساکن نشدم.مثه آدم.
با آرزوهای خوب.و سپاس از همه که همیشه مایه دلگرمی هم هستید.
چیزی یادم اومد میام اضافه می کنم.
ساکن نیویورک
برنده 2011

درود به همه دوستان مهاجرسرا
از همگی پوزش میخوام که با کمی تأخیر سفرنامه خودم رو منویسم.
چکیده:
- من، همسرم و دختر 9 ماهمون که بعد از ثبت نام به دنیا اومد
- شغل خودم دولتی
- لیسانس مهندسی
- معاف از سربازی
- همسرم هم 1-2 سالی قبل از به دنیا اومدن فرزندمون در یک شرکت خصوصی کار میکرد
- فوق لیسانس زمین شناسی (دانشجوی ترم آخر)
- زمان حرکت به آنکارا جمعه ساعت 5 صبح به وقت ایران Turkish Air
- Ankara Risiss Hotel
- کلینیک، صبح آزمایشات انجام شد و حدود ساعت 11 از کلینیک بیرون اومدیم.
- پاسخ کلینیک، دو روز بعد ساعت 16:30
- زمان مصاحبه هفته آخر فوریه
محور پرسشهای آفیسر از من و همسرم در مورد شغلمون، دلیل معافیت من از سربازی و محل زندگی دوستی که در امریکا داریم بود. گفت تمام مدارک کامله ولی مراحل اداریش 4-5 هفته طول میکشه و مجدداً یکی باید بیاد برای گرفتن ویزا.
- زمان برگشت ما پنج شنبه ساعت 23:30 به وقت ترکیه
توضیحات:
این سومین بار بود که در لاتری ثبت نام میکردم. وقتی فهمیدیم برنده شدیم، خانمم باردار بود و اینو لطف خدا برای فرزندمون دونستیم و طبیعتاً خوشحال شدیم. مقدمات کار که همون تکمیل فرمهای اصلی بود رو خودم انجام دادم و البته از سایت موفق مهاجرسرا هم از روز اول کمک گرفتم. مسلماً چه در ادامه کار، مهاجرت انجام بشه و چه نشه، در نفس عمل سایت و کمک بی مزد و منت دوستان مهاجرسرا شکی نیست، لذا از همگی عزیزان سپاسگزارم و امیدوارم خداوند راه درست و عاقبت خوشی برای همگی ما فراهم کنه.
فرمها رو با پست DHL ارسال کردم که بعداً متوجه شدم نیازی به ارسال فیزیکی فرمها نبود و میشد ایمیل کرد. پس دوستان سال آینده توجه کنن که بیخودی پول هزینه نکنن. ضمنا اشتباهاًً عکس ارسال نکرده بودم که پس از مکاتبه با KCC با ایمیل براشون فرستادم و مثل بقیه منتظر موندم تا زمان مصاحبه مشخص بشه. در این فاصله هم سعی کردم مدارک، رزومه و پاسپورتارو آماده کنم و اطلاعاتی در مورد ترکیه، شرایط مصاحبه، هتلها، کلینیک آنکارا، واکسیناسیون ایران، وضعیت بچه های سال قبل و وضعیت ا*ر*ز بدست بیارم، تا اینکه زمان مصاحبمون مشخص شد.
اول ژانویه بلیط مستقیم هواپیمایی ترکیش به آنکارا رو رزرو و مبلغ 1800000 تومن پرداخت کردم. چون اون زمان هنوز بحث ptt مطرح نشده بود (5 روز کاری جهت تحویل ویزا)، فکر کردم اگه 1درصد هم شانس یکضرب داشته باشیم بهتره که بلیط رو برای دو روز دیگش بگیرم تا ups پاسپورتا رو برسونه. اگرم یکضرب نشد که با خانواده یه چرخی تو آنکارا میزنیم. از آژانس خواستم با توجه به اینکه ما نوزاد همراهمون داشتیم، جای صندلیمون رو هم انتخاب کنیم و در جای بهتری بشینیم که خانم محترم آژانس گفت چون یک هفته به پرواز میشه این کار رو انجام داد، اسممون رو یادداشت میکنه تا این کار رو انجام بده. البته شنیده بودم که خود مهماندارها هم با دیدن نوزاد رعایت حال اونها رو میکنن و جای بهتری درنظر میگیرن. بلیط رو با د*ل*ا*ر تقریباً 2500 تومن محاسبه کرد و گفت اگه 2 هفته پیش میگرفتی با د*ل*ا*ر 1226 تومنی محاسبه میشد، یعنی نصف!!! Sad باز جای شکرش باقیه چون فکر کنم الان با 3700 تومن در بازار محاسبه میشه!!!
از دسامبر که زمان مصاحبه مشخص شده بود کارهای مقدماتی مثل واکسن و کارت بین المللی رو پیگیری کرده بودم، واکسنها به مرور داشت انجام میشد. فقط یکی از پزشکهای پاستور اشتباهاً به ما گفت که یک ماه مونده به مصاحبه بیایید برای واکسنها، که این با قضیه آزمایشات آنکارا جور نبود و ما بعد از اینکه متوجه شدیم، تقریباً 4-5 روز زودتر از یک ماه رفتیم و این خودش باعث شد که ترجیح بدیم MMR نزنیم، چون دو مرحله ای بود و ما به ماه بعد نمیرسیدیم و دکتر اونگان حتماً MMR رو میزد. اگهMMR میزدیم شاید هزینه کلینیک آنکارا کمتر میشد.
با توجه به تغییرات اجرایی در سفارت، در تاریخ اواخر دسامبر در سایت www.usvisa-info.com ثبت نام کردم که البته میدونید که همگی چقدر پیگیر نحوه ثبت نام بودن، من هم با توجه به اینکه فقط یک case number وجود داشت، با عنوان اصلی خودم و دو زیرمجموعه ثبت نام کردم و البته در سفارت هم هیچ ایرادی به این موضوع نگرفتن. اینو برای این میگم که عده ای گفتن باید جدا از هم ثبت نام کرد که فکر کنم اصلاً عملی نبود و ضمناً ایرادی هم به کار من گرفته نشد. فکر کنم منظور اون اطلاعیه این بوده که باید پاسپورت هر شخص ثبت نام شده باشه و صرفاً ثبت نام نفر اصلی کافی نیست.
مدارکم رو مطابق آنچه بچه ها در سایت گفته بودن و خود سفارت اعلام کرده بود از قبل دو سری ترجمه کرده بودم. یکی با مهر و امضای دارالترجمه و یکی با مهر و امضای دادگستری و وزارت امور خارجه، چون گفتم بعداً در امریکا شاید لازم بشه. البته از سند ازدواج باید دو سری ترجمه داشته باشید که به جای همسر هم در پرونده داشته باشن.
درست یک ماه مونده به زمان کلینیک در سایت دکتر ثبت نام کردم.
در ماه آخر کمی پول قرض کردم و در یک حساب بانکی (ترجیحاً با نظر قدیمیا، بهتره خصوصی باشه) یک پیرینت از حسابم گرفتم.
در این مدت تمام فشارم رو گذاشته بودم که بتونم ا*ر*ز به میزان کافی بخرم که با رفتنم به ترکیه نبض بازار از دستم در نره!!! البته تو این وضعیت هرچی میدووی باز نمیرسی!!! Sad خلاصه کمی هم لیر ترکیه خریدم تا د*ل*ا*ر کمتر change کنم. ناگفته نمونه که اونجا ضریب تبدیل د*ل*ا*ر به لیر بهتر بود. البته نمیدونم چرا ولی من بازم ترجیح میدم که اونجا کمتر change کنم!
عوارض خروج رو به مبلغ 165000 تومن، به ازای هر سه نفر، یک ماه جلوتر پرداخت کردم.
بنا بر نظر دوستان، ممنوع الخروج نبودنمون رو چک کردم.
با Ankara Risiss Hotel هم دائماً ایمیل میزدم تا به اتفاق نظر برسیم! نهایتاً Twin Room با شبی 130 لیر به توافق رسیدیم. قرار شد کتری برقی هم در اختیارمون بذاره.
از مدارک کپی و اسکن گرفتم تا در ترکیه گرفتار کپی گرفتن نشم.
سوابق شغلیم رو هم جمع آوری کردم تا اگه آفیسر خواست بهش نشون بدم ولی ترجیح دادم اگه نخواست چیزی اضافه بر سازمان ارائه ندم.
20 روز جلوتر از مصاحبه، مدارک رو با پست آرامکس به سفارت ارسال کردم تا رأس 15 روز بدستشون برسه. ضمناً اگه به آرامکس زنگ بزنید خودشون میان به آدرس و بسته پستی رو ازتون میگیرن و نیازی به سفر درون شهری ندارید.
منتظر موندم تا از سفارت ایمیل مدارک مورد نیاز بیاد ولی هرچه میگذشت خبری از ایمیل نبود. یک هفته به پرواز مونده بود که رفتیم حواله بانکی ا*ر*ز مسافرتیمون رو گرفتیم. ضمناً به بچه های کمتر از 12 سال تعلق نمیگیره. انگار که اونا خرج ندارن. ولی عوضش مالیات خروج بچه ها رو مثل آدم بزرگا میگیرن که عدالت رعایت بشه!!!
زمان رفتن فرا رسید. جمعه صبح ساعت 2 صبح راه افتادیم به سمت فرودگاه. پدرم مارو برد. ساعت 3 فرودگاه بودیم. کارهای اولیه انجام شد. د*ل*ا*ر رو از بانک گرفتیم. یک ساعتی بیکار بودیم که استراحت کردیم. فکر کنم چون اولین بارم بود که پرواز داشتم و روز قبلشم خوب استراحت نکرده بودم، کمی استرس داشتم که رفتم اورژانس فرودگاه و 2 تا قرص داد خوردم و آروم شدم. کالسکه بچه رو هم پای هواپیما ازمون گرفتن تا آنکارا تحویل بدن.
رسیدیم آنکارا، همه چیز عالی بود، داشتیم چمدونها رو برمیداشتیم که دیدیم مهماندار هواپیما اومد و گفت که کالسکه رو یادشون رفته بدن و الان کاپیتان براتون میاره!!! خلاصه قسمت وسایل گمشده منتظر موندیم تا خود کاپیتان اومد و بهشون یه دستوراتی رو داد و به نوعی پیگیر کار ما شد، ما هم ازشون تشکر کردیم و 10 دقیقه بعد کالسکه رو آوردن. از کاپیتان و مهمانداران مسئولیت پذیر ترکیش ایر ممنونیم. دوستان سال آینده یادشون باشه که اگه کالسکه دارن، داخل هواپیما به مهماندار یادآوری کنن که معطل نشن.
مثل همه بچه ها خط EGO 442 رو پیدا کردیم سوار شدیم. تا این لحظه هنوز متوجه نشده بودیم که ترکا انگلیسیشون افتضاحه! Tongue کرایه اتوبوس 10/5 لیر شد. 45 دقیقه طول کشید ولی توصیه میکنم اگه بچه و وسیله زیاد همراهتون هست با اتوبوس نرید چون هربار که ترمز میزد یا دور میزد من باید 2 تا چمدون، 1 کالسکه، کیف مدارک و بچه رو میپاییدم!
میدون کیزیلای سوار تاکسی شدیم، گفت 10 لیر، گفتم 8 لیر، قبول کرد و رفتیم به سمت هتل.
داخل هتل که شدیم، خودمو معرفی کردم ولی نمیدونم چرا مسئول پذیرش ما رو که دید دست و پاشو گم کرد. درطول سفر فهمیدم این ترکا از انگلیسی (حتی انگلیسی خراب من) فرارین! گفتم "آیتکین" هست؟! آیتکین رو از سفرنامه دوستان میشناختم که بچه خوبیه، انگلیسی هم بلده و مسئولیت پذیره. اول دعوت کردن که صبحانه بخوریم. نکته جالب این بود که اصلاً نمیدونستن ما اینجا میمونیم یا نه که دارن مارو به صبحانه دعوت میکنن!! بعد آیتکین اومد و باهاش صحبت کردیم، خیلی خوشحال شد که میشناختیمش، شرایط رو مهیا کرد و ما هم به اتاق رفتیم تا استراحت کنیم. قصد داشتیم همون روز بریم کلینیک ولی سفر خیلی خسته کننده بود. بدون اینکه به هتل بگیم یه تغییر دکوراسیون در اتاق دادیم تا بچه راحت رو تخت بخوابه و تو اتاق راحت باشه. منظورم اينه كه دوتا تخت رو به هم چسبونديم و كف اتاق يك ملحفه پهن كرديم تا بچه راحت چهار دست و پا بره! کتری برقی هم خودشون آوردن، ازشون صندوق خواستیم که وقتی از بیرون برگشتیم آورده بودن تو اتاق و نسبت به تغییر دکوراسیون هم صحبتی با ما نکردن!
شبش وقتی مهاجرسرا رو باز کردم دیدم واااای، بچه ها میگن برنامه ها تغییر کرده و براشون ایمیل تغییر زمان مصاحبه اومده و کلی استرس و چه کنیم چه کنیم همیشگی. منم ایمیلمو چک کردم دیدم برای من هم از ترکیه ایمیل اومده! Sad خیلی ناراحت بودم، هم هزینه اضافی، هم مرخصی از اداره، هم اذیت شدن بچه. ایمیل رو باز کردم دیدم نامه مدارک مورد نیاز رو ارسال کردن و چیزی در مورد تغییر تاریخ مصاحبه نگفته. تاریخ ایمیل رو نگاه کردم، دیدم همون روز ارسال شده و تأکید کرده که تاریخ مصاحبه همونیه که اعلام شده بود! تعجب کردم! گفتم بچه ها که میگن وزیر خارجه امریکا اومده ترکیه و سفارت تعطیله، پس چطوری مصاحبه ما برقراره؟! خلاصه با خانمم که مطرح کردم گفت شاید مصاحبه اونهایی که بچه دارن رو انجام بدن، توکل به خدا.
صبح که صبحانه رو خوردیم، آیتکین یه تاکسی گرفت و راننده گفت 10 لیر، منم به خاطر اینکه ایرونی جماعت رو خسیس و ندار نشون ندم از این لحظه به بعد هرچی هتل واسه ما تاکسی گرفت رو بی چون و چرا پذیرفتم!! Cool کاش پارسال بود که لیر بود 600 تومن نه 2100 تومن!
ساعت 9 نشده بود. تو کلینیک طبقه چهارم یه عده ایستاده بودن، تا همسرم گفت Excuse me یه دفعه خانمی گفت درسته همینجاست! خیلی جای مرتب و منظمی بود. خانم منشی اومد، خوشامد گفت و پاسپورتا، 2 تا عکس از من و همسرم و یکی از دخترمون گرفت و گفت تشریف ببرید طبقه سوم برای انجام آزمایشات. اونجا هم پاسپورت و تاریخ مصاحبه ازمون گرفتن، بعد یک فرمی به من دادن که امضا کنم و اعلام کنم که همسرم باردار نیست تا بتونن عکس قفسه سینه بگیرن. در این زمان ما با یک خانواده محترم آشنا شدیم. یک پدر به همراه دختر و پسرش اومده بودن برای مصاحبه که مخصوصاً دخترشون در نگهداری از دختر شیطون من در کلینیک به ما کمک کردن و من ازشون ممنونم. اونجا هم به سادگی و خیلی محترمانه کارهامون انجام شد. تأکید میکنم محترمانه چون ما هیچ حرکت ناشایستی رو از کارکنان کلینیک ندیدیم، حتی بی توجهی هم نمیکردن و کاملاً حواسشون به خواسته های مراجعین بود.
در اتاق X-Ray آقایی بود که فارسی صحبت میکرد. یک بار ازم عکس گرفتن، بعد چند دقیقه دوباره ازم خواستن بیام عکس بگیرم، احتمالاً از عکسم خوششون اومده بود!! ولی پول اضافی نگرفتن و اونجا 95 د*ل*ا*ر دادیم. برگشتیم طبقه بالا و منتظر موندیم تا نوبت ملاقات ما با پزشک شد.
مثل تمام بچه ها قبلاً با خودم تمرین کرده بودم که دکتر چه چیزهایی میپرسه و آمادگیشو داشتم. دکتر اومد و من خیلی محترمانه احوالپرسی کردم، فارسی میپرسید " تحصیلات، سیگار، بیماری خاص، قد و وزن و..." و منم همه رو به انگلیسی پاسخ میدادم. همونجا گفتم که من قبلاً آبله مرغون گرفتم و اگه لازم هست جواب آنتی بادی رو دارم ولی دکتر گفت که اگه لازم باشه من ازتون میخوام اینجا آزمایش بدید و جواب آزمایش ایران رو قبول نداره، منم بدون هیچ اسراری قبول کردم. تلفن دکتر زنگ خورد، سؤالاتی از دکتر شد که در مورد پروسه کار مراجعین بود. همه رو جواب داد و بعد از قطع شدن تلفن خیلی خسته و گرفته، شروع کرد یک ربعی با من درد دل کردن که تمام پروسه رو به ترکی و انگلیسی در سایتش زده تا دیگه هیچ سؤالی بی پاسخ نمونه، ولی همه بازم سؤالات بی مورد میپرسن، ایرانیها بیخود به این لیدرها پول میدن تا راهنماییشون کنه درحالیکه همه چیز در سایت مشخصه، یکسری مسائل شخصیشو گفت و اینکه خیلی از این کار خسته شده و خوب منم در این پروسه درد دل، سعی کردم آقای دکتر اونگان رو همراهی و کمی آرومش کنم! معاینه کرد و به من یک واکسن زد و گفت MMR بود نه آبله مرغون!! من آدما رو میشناسم که کی راست میگه و کی دروغ!!
قبل از مسافرت پیش بینی میکردم حداکثر 600 د*ل*ا*ر بدم و به دخترم هم واکسنی نزنن ولی برعکس به من و خانمم فقط MMR زد و به دخترمون 3 تا واکسن که یکیش آنفولانزا بود!! نمیدونم چرا پاستور بهش نزد! خلاصه خانم منشی گفت 610 د*ل*ا*ر و منم پرداخت کردم. پس کل هزینه کلینیک شد 705 د*ل*ا*ر و در این لحظه من فقط با خودم تکرار میکردم که این در برابر هزینه هایی که باقی مردم میکنن تا خودشونو برسونن به اونور آب ناچیزه. خانم منشی هم گفت که دوشنبه ساعت 16:30 بیا و پاسخ کلینیک رو بگیر. همینطور هم شد و من رفتم و جواب آزمایشها رو گرفتم. فکر میکنم پیاده 20 دقیقه زمان برد. البته من تنها بودم و پیاده روی برام سخت نبود. اونجا یک هموطن دیگه هم اومد و منتظر بود. اسمش آقا فرشاد بود و وقتی دیدیم هموطنیم شروع کردیم به صحبت درباره تغییر زمان مصاحبه ها و نگرانی های بعدش. هر دو به این نتیجه رسیدیم که چون سفارت بهمون ایمیل نزده پس یعنی برنامه به قوت خودش باقی است و احتمالا برنامهً خانواده ها رو تغییر ندادن.
در مجموع وضعیت کلینیک با اون چیزی که تصور میکردم خیلی فرق داشت. هم شکل و شمایلش و هم برخورد پزشک و پرسنلش. همه چیز بهتر از تصور من بود و کاملاً مشخص بود که کلیه استانداردهای اداری و شهری آنکارا جهت رعایت حال مراجعین اداری و توریست رعایت شده بود و ما هیچ احساس ناامنی و دلتنگی نداشتیم. مردم ترکیه خیلی میهمان نواز بودن و همگی برخورد خوبی با همدیگه داشتن و وقتی میفهمیدن که ما خارجی هستیم رفتارشون مضاعف بهتر میشد. خیلی خیلی بچه ها رو دوست داشتن و دختر ما در این سفر کلی دوست پیداکرده بود. نکته جالب اینجاست که ترکیه کشوری بود که زمانی آرزو داشت مثل ایران باشه! كه البته هيچوقت نميتونه مثل ايران باشه!! Tongue
شب قبل از مصاحبه متوجه شدم که در فرمهای ارسالیم به KCC، تاریخ تولد دخترمون رو اشتباه زدم!! دوباره از نو تایپ کردم و بردم پائین پیش پذیرش هتل. اون شب "آیهان" پشت میز بود و با این حال که اصلاً انگلیسی بلد نبود یه جورایی حالیش کردم که چی میخوام. خلاصه با روی باز به من گفت No problem ! گفتم نرم افزار PDF داری؟ گفت No problem ! بعدش گفتم بیام اونور میز پشت کامپیوتر تا بگم چی میخوام؟ گفت No problem ! گفتم چند تا کپی هم میخوام، میشه؟ گفت No problem ! گفتم دستگاه منگنه داری؟ گفت No problem ! تموم که شد، گفتم پول بدم؟ گفت No problem !!!
خدا خیرش بده کار مارو ساعت 10 شب راه انداخت. فقط نفهمیدم این No problem آخریش منظورش این بود که نمیخواد پول بدی یا مشکلی نیست اگه بدی. ما که ندادیم! Big Grin از آیهان هم بابت محبتش ممنونم.
صبح ساعت 6:30 بیدار شدیم و 7:30 رفتیم صبحانه خوردیم. برنامه ریزی کرده بودیم تا ساعت 8:30 جلوی سفارت باشیم. چون خودشون گفته بودن 8:30 و ما هم پیش خودمون گفتیم بیخود چرا بچه و خودمونو اذیت کنیم، سرساعت میریم. یه تاکسی گرفتیم، از پرسنل هتل پرسیدم چقدر باید کرایه بدم؟ گفت 10 لیر و رفتیم. وقتی رسیدیم راننده بهم 1 لیر برگردوند! تقریباً 8:25 اونجا بودیم. متأسفانه مأمورای سفارت پاسپورتا رو جمع کرده بودن. هیچ کدومشونم انگلیسی بلد نبودن! فقط ترکی! ما هم کلی صبر کردیم تا یکی بیاد و ازش سؤال کنیم که کی پاسپورت ما رو میگیره. همه نگران بودن که تاریخ مصاحبشون تغییر کرده باشه. اکثراً هم مجرد بودن. مأمور سفارت اومد، فارسی هم بلد بود و پاسپورت همه رو پس داد و گفت برید هفته بعد بیاید!!!
با کالسکه و بچه رفتیم جلو و گفتیم ما امروز مصاحبه داریم. پاسپورت و تاریخ مصاحبه رو گرفت و گفت فعلاً صبر کنید تا کار توریستها و ترکها تموم بشه. کمی گذشت و دیدم مأمور سفارت به ما علامت داد که بیاید داخل. برای خودمون خوشحال بودم و برای دوستان دیگه ناراحت، که کارشون به تعویق افتاد. ضمناً گفتن کیف مدارک رو نمیتونید داخل ببرید ولی از کیف وسایل دخترم ایرادی نگرفتن و مجبور شدم کیفمو بسپورم دست یکی از بچه ها که اونجا باهاش آشنا شدم و در اون وضعیت آشفته خیلی کمک حالم بود. نه فقط به خاطر نگه داشتن کیف، بلکه در زمان استرس و فشار عصبی حاکم، که من باید مدارک رو آماده میکردم، بچه و کیفش، همسرم و زود باشید زود باشید گفتنهای مأمور سفارت، به فکر کمک کردن ما بود، ازش سپاسگزارم و امیدوارم همه اون بچه ها که یک هفته کارشون به تعویق افتاد، لااقل دیگه الان یکضربشونو گرفته باشن.
داخل که اومدیم، اول همه وسایل رو چک امنیتی کردن و حتی خودکار و فلش مموری داخل کتم رو در دستگاه دیده بود و ازم گرفت. یه کار جالب که ازش سر در نیاوردم این بود که به وسایل ما یک تکه کاغذ میمالید که نفهمیدم چی بود و با خودم گفتم خدا رحم کنه!!!
بعد رفتیم مدارک رو تحویل دادیم و ازمون پرسید فارسی یا انگلیسی؟ و ما هم فارسی خواستیم. شماره داد و رفتیم داخل سالن انتظار. بچه ها میگفتن که ساختمونش خیلی قدیمی و کهنه به نظر میاد ولی اینطور نبود. خیلی تمیز، سالم و کاربردی چیدمان شده بود. به طوری که کاملاً اکوستیک بود، آلودگی صوتی ایجاد نمیکرد و حتی دختر من که کلی داد و هوار کرد کسی رو اذیت نکرد. البته امیدوارم!! بله، دخترمون سالن رو گذاشته بود رو سرش ولی اونجا هم کلی دوست پیدا کرده بود. پیش خودم گفتم کاش با آفیسر هم دوست بشه و یکضربمونو بده! Big Grin باجه 12 ما رو خواست. یک خانم محترم. ازم سؤال کرد که انگلیسی بلدم؟ گفتم بله. گفت که چون شما نوزاد دارید ما میخوایم کار شما رو سریعتر انجام بدیم، ازم یکسری مدارک اصلی مثل مدارک تحصیلیم و یکسری کپی خواست. تحویلش دادم و رفتم نشستم. دوباره باجه 12 منو خواست و اینبار گفت که از سندهای ملک، کپی داری؟ گفتم نه، و اون گفت اگه بخوای اینجا کپی میگیریم ولی صفحه ای 1 د*ل*ا*ر میشه، اگر هم بخوای میتونی بعدازظهر بیاری. گفتم مشکلی ایجاد نمیشه که بعد از مصاحبه بیارم؟ گفت نه. پس رفتم نشستم. دوباره باجه 12! اینبار گفت فرمهایی رو که تغییر دادید امضا نکردید، که امضا کردیم و تحویل گرفت. این خانم که از دخترمون خوشش اومد و لبخندزنان کارش رو انجام داد و من امیدوار به انتهای کار بودم. باجه بعدی ازم 990 د*ل*ا*ر گرفت. باجه بعدی هم اثر انگشت من و همسرم رو گرفت. همسرم گفت بچه چی؟ و اون خانم کلی خندید و گفت نه نه نه، نیازی نیست. بنده خدا فارسیش بد بود ولی خیلی خوش برخورد بود. ایشونم با دخترمون شوخیش گرفته بود و ما هم از این مسئله خرسند بودیم! کارامون سریع پیش رفت. فقط کمی باجه مصاحبه ما رو معطل کرد ولی در مجموع سریع انجام شد. جالب این بود که باجه 1 و 2 برای مصاحبه بود، و ما هم منتظر اونا بودیم ولی باجه 5 (ثبت اثر انگشت) دوباره ما رو خواست! رفتم دیدم برای اینکه کار ما سریعتر انجام بشه مصاحبمون اونجاست. آفیسر ما یک خانم جوان محترم و خوش برخورد بود. سلام و احوالپرسی کردیم. دخترمون رو دید و باهاش خوش و بش کرد و پرسید:
- شغلتون چیه؟
- از چه سالی مشغول بودید؟
- از اول اونجا چه کار میکردین؟
- چرا معاف شدید؟
- میشه کارت معافیتون رو ببینم؟
از همسرم پرسید:
- شغل شما چیه؟
- چه مدت کار میکردید؟
- آشناتون در چه شهری در امریکا هست؟
بعد رفت یه چیزایی رو تایپ کرد و دوباره از من پرسید:
- شما جای دیگه ای هم کار میکنید؟ و من هم یادم اومد و گفتم که بنا بر رشته تحصیلیم، به صورت پاره وقت، در یک شرکت خصوصی مشاوره میدم.
بعدش دوباره شروع کرد به تایپ کردن. در طول مدت مصاحبه کلی با دخترمون شوخی میکرد و میخندید. منم گفتم خدایا شکرت، دیگه تمومه، جون تو یکضربو داده!! سریع ویزا میگیریم، عید امسال خوش خوشانمونه، خرج اضافی برای برگشت به ترکیه نداریم و غیره که یکدفعه گفت شما مدارکتون کامله ولی یکسری ........ Sad
گفتم باجه 12 از اسناد کپی میخواد. بعد از ظهر بیارم؟ گفت نه، نیازی نیست. مدارکتون کامله. تشکر کردیم و طبق چک لیست خودم دونه دونه اسناد رو چک کردیم و پس گرفتیم.
خدا رو شکر که تا اینجا همه کارامون جلو رفت. الان هم تنها چیزی که در كامپيوتر و انفورماتیک برام مهمه دکمه F5 کیبورد هستش!!
در آخر از کشور ترکیه ممنونم که موقع رفتن ما Indirimش (تخفیفش) براه بود، و الا با این قیمتا که بیچاره بودیم!!
حتماً به موزه آتاترک برید. اونجا به محض ورود ما، ازمون پرسیدن مترجم فارسی داریم و اگه مایل باشید شما رو راهنمایی کنن؟ من هم با کمال میل خواستم و 2 نفر سرباز که زبان فارسی بلد بودن ما رو راهنمایی میکردن و کلی اطلاعات تاریخی ترکیه رو یادگرفتیم. اونجا متوجه شدم که آتاترک برای کشورش خیلی زحمت کشیده و با س*ی*ا*س*ی بازی محبوب نشده. از سرباز پرسیدم چرا اینقدر مردم ترکیه آتاترک رو دوست دارن؟ گفت چون آتاترک تمام حیاتش (زندگیش) رو صرف مردم ترکیه کرد.
یک فروشگاه هم در پائین مسجد کجاتپه هست که میتونید با قیمت مناسب ازش خرید کنید.
به آنکامال هم سر بزنید. همکفش همه لباسها مارک هستن و گرون ولی طبقه پائینش لباسهای بچه و بزرگسال با قیمت مناسب داره. نیازی هم نیست با تاکسی برید. ما این اشتباه رو کردیم و رفت و برگشت 40 لیر دادیم. آقا فرشاد ما رو راهنمایی کرد و مسیر مترو رو با رفت و برگشت 7 لیر به ما معرفی کرد و برای بار دوم که رفتیم آنکامال (حتی با کالسکه)، خیلی راحت رسیدیم. متروش آسانسور هم داره که برای کالسکه دارها و افراد مسن استفاده میشد و غیر اون کسی سوار نمیشد. (همه رعایت میکردن) در هنگام برگشت ظاهراً ما اشتباه سوار آسانسور شده بودیم که مأمور مترو اومد سمت ما و مؤدبانه به ترکی اعتراض کرد و من گفتم ترکی بیلمیریم!! Big Grin خندید و عذرخواهی کرد و خیلی خوشرو ما رو راهنمایی کرد که از چه مسیری بریم.
امیدوارم تبلیغ محسوب نکنید. اینو به حساب راهنمایی دوستان میگم. هتل رایسیس خیلی تمیز و مرتب بود. کارکنانش خیلی مؤدب بودن و واقعاً در خدمت مسافرین. اينترنت رايگان و با سرعت خوب. صبحانه خوبی داشت. انتظار من از یک هتل در یک کشور دیگه رو برآورده کرد. البته من جای دیگه ای رو ندیدم ولی در آنکارا حضوری با پذیرش چند هتل صحبت کردم و به اندازه این هتل خوش برخورد نبودن و فکر میکنم برای ما که زیاد با اون شهر آشنا نبودیم این هتل خیلی مناسب بود و مجدد به همونجا میرم.
تلفن در ترکیه خیلی گرونه. یک خط ترکسل خریدم 35 لیر. 20 لیر هم دادم شارژ. با ایران دقیقه ای 2 لیر میخورد! هر اس ام اس هم 0/8 لیر میپرید! کلاً حساب کردم اگه با خط خودمون به ایران زنگ میزدیم بصرفه تر بود!
در نهایت امیدوارم بزودی همه بچه ها ویزاشونو بگیرن و این شامل حال ما هم بشه.
پیروز باشید.
39##
آنکارا، 3نفر، مصاحبه: 26 فوریه، کلیرنس: 18 آوریل......سفرنامه•●❤
سلام دوستان می خوام سفرنامه واستون بنویسم اما هنوز این سفر تموم نشده و من همچنان آنکارا هستم...
مصاحبه من ابتدا قرار بود 26 فوریه باه. من 21 فوریه یعتی 3 اسفند ساعت 5.30 صبح با ماهان پریدم به سمت آنکارا و برای 4 اسفند نوبت دکتر داشتم. وقتی که رسیدم اینجا از ایران بهم زنگ زدند که مصاحبم 1 هفته عقب افتاده و من مات و مبهوت... من هتل ریسیس رو انتخاب کرده بودم انتهای خیابان مشروطیت فوق العاده تمیز با پرسنل وظبفه شناس و مهربون. صبحانه خوبی داشت و از همه بهترش ساکت بودن و تمیز بودنش بود. از هتل تا بلوار آتاتورک 10 دقیقه پیاده راه بود. روز جمعه صبح با تاکسی رفتم دکتر منشی دکتر که طبقه اول بود خوب و خوش برخورد بود و فارسی نمی تونست حرف بزنه اما انگلیسی رو بسیار شمرده حرف می زد. تو مطب چند تا از هم وطن هارو دیدم و بسیار خوشحال اما انگار اونا خیلی از دیدین من خوشحال نشدن.... کار دکتر خیلی معطلی نداشت اما اونگان نامرد بدون اینکه از من در مورد واکسن آبله مرغون سوال کنه که زدم یا نه تو یه حرکت غافلگیر کننده واکسنم زد Sad. من باهاش انگلیسی حرف زدم اما انگار کلا اونجا کسی با ما حال نکرد... در کل 230 دلار پیاده شدیم. بعد از مطب رفتم به سوی سفارت که بپرسم چرا مصاحبم عقب افتاده و خواهش تمنا کنم که بزارن همون روز 26 فوریه برم مصاحبه اما وقتی رفتم دم نگهبانی انگار دزد دیدن یا یه تروریست حرفه ای خلاصه کلی جو داد اون نگهبان مارو 45 بار گشت تا اون آقا توپول که ایرانی حرف میزنه اومد گفت 2 شنبه زنگ بزن .... من همون روز سفارت ایمیل دادم و انتظار داشتم زود جواب ایمیلم و بدن که اگه قبول نمی کنن زودتر برگردم ایران اما ندادن. روز 2 شنبه که رفتم جواب دکتر رو بگیرم چند نفر اونجا بودن گفتن فردا برو دم سفارت رات میدن بری داخل واسه مصاحبه و فلان و اصلا نگو به من ایمیل دادید منم که ساده فردا که میشد سه شنبه 26 فوریه ساعت 7.30 صبح رفتم دم سفارت. بعد از اینکه پاسپورتها رو با لیستی که داشت چک کرد متاسفانه پاسپورته من و چند نفر دیگه از بچه ها رو داد و گفت برید همون 5 مارچ بیاید. خلاصه اینکه منه بدبخت رفتم بلیط رو برای 5 شنبه اوکی کردم و 5 شنبه برگشتم ایران. دوباره روز 2 شنبه هفته دیگش 4 مارج با ماهان پریدم انکارا. این دفعه هتل اتاپ رو انتخاب کردم. هتل اتاپ یه اتاق بسیار بزرگ و خوبی رو به من داد پرسنل و ریسپشنش هم آدمایی خوب و مهربونی بودند و خیلی به من کمک کردند. روز اول که از هتل بیرون نیومدم تا روز دوم که نوبت مصاحبه شد. من یکی مونده به آخرمین نفر بودم از ساعت 7.45 وارد شدم و ساعت 1.15 خارح شدم. نوبت دهیشون خیلی بی نظم بود و معلوم نبود از اول صدا می کنه یا آخر. اول که جلو در مدارک رو دادیم به اون خانمه. 2 تا عکس، اصل آخرین مدرک تحصیلی و ترجمه و شناشنامه و ترجمه و آدرس پی تی تی. داخل سالن اصلی هم که رفتم یه باجه امضا زدم یه باجه پول یه باجه هم اثر انگشت. اون روزی که من مصاحبه داشتم ریش قرمزه به همه صورتی داد جز یه پسر مجرد که اتفاقا از دوستان خوب من هم شد. دیگه ساعتای آخر بود که یه خانم خیلی مهربون هم اومد و من با اون مصاحبه شدم. از من این سوالها رو پرسید: شاغل هستید؟ شغلتون چیه؟ قبلا جایی کار کردید؟ تا حالا آمریکا رفتید؟ کسی و اونجا داری؟ شغل قبلیت خصوصی بودن یا دولتی. همین. بعد هم گفت تبریک میگم پاست پیش ما میمونه. ما 2 تا خانم پشت سر هم بودیم که یکضرب گرفتیم یه پسر هم بود که ویزای خانوادگی بود اونهم یکضرب گرفت. خلاصه من 3 شنبه مصاحبه شدم یک ضرب گرفتم اما 5 شنبه ظهر تازه سایت issued زد. من روز جمعه صبح و بعد از ظهر به پی تی تی سر زدم اما گفتن پاسپورتت نیومده. اط سفارت هیچ ایمیلی هم نگرفتم که بارکد نامبر داده باشه که حداقل اطریق لون پیگیری کنم. شنبه و یکشنبه هم تعظیل بودن و امروز که دوشنبه ار ساعت 8 صبح من رفتم پی تی تی اما گفتند اینجا نیست. رفتم پی تی تی مرکز گفتن اصلا اسمت نیست. رفتم دم سفارت با هزارتا بدبختی تونستم با اون توپول حرف بزنم که گفت ما 3 روز پیش دادیم پی تی تی برو اونجا. باز رفتم پی تی تی گفتن نیومده. دیگه من یه دیوانه ی به تمام معنا شدم. همه اونایی که با من مصاحبه داشتن حالا یه روز اینور یه روز اونر ویزاشون و گرفتن رفتن ایران من هنوط اینجا.... خلاصه امروز از طریق رسیپشن هتل پیگیری کردم بنده خدا صد جا زنگ زد تا بالاخره تونست پاسپورت من و توی پی تی تی یه شهره دیگه پیدا کنه!!!! از من بد شانس تر تا حالا دیدید؟؟؟؟ مدیر پی تی تی گفته ما میفرستیم دوباره سفارت. حالا باید منتظر بمونم که فردا شه و برم سفارت.
دوستای گلم پی تی تی و حتما مرکزی و انتخاب کنید که شنبه ها تا 1 بازه. من adliyesaray رو انتخاب کرده بودم مسیرش بد نیست اما خوبم نیست. برای خرید اگه lcwikiki برید خوبه چند تا شعبه داره و قیمتهای خوبی هم داره. کیزیلای هم بهتره از آنکا مال.
خلاصه اینم از ماجرای من.
اگه خلاصه گفتم چون می دونستم اکثرش تکراریه. من خیلی تجربه به دست آوردم. امیدوارم هیچ کدومتون مثل من بد شانس نباشه. برام دعا کنید که فردا پاسپورتم و بگیرم و برگردم ایران. دیگه به جایی رسید که به سفارت گفتم من ویزام و نمی خوام مال خودتون فقط پاسپورت من و بدید من برم...
موفق و موید باشید. اگه سوالی دارید یا پیغام خصوصی بدید یا همینجا بپرسید در خدمت هستم.
در ضمن من خانم هستم، مجرد و شغل خصوصی با تمکن مالی 37 میلیون تومان بدون هیچ اسپانسری.
سلام مجدد خدمت شما دوستان عزیز مهاجر سرا
بخش دوم سفر نامه مربوط به دریافت ویزا را خدمت شما بزرگوران تقدیم میکنم
من فقط بلیط تهران – انکارا را گرفتم (چارتر 000240 تومان )
پس از رسیدن به انکارا وسایل را هتل گذاشتم هتلم خیابان ( (Anafartalar caddesi konya sokak ulus بود .
از این هتل نیم ساعته پیاده میشه رفت تا کزیلای و یکساعت تا سفارت .
اطراف اینجا پر از فروشگاه هست و غذا خوری و هتل واز فرودگاه سوار اتوبوس 422 که بشید آخرین ایستگاهش این منطقه هست . با اتوبوس 413 که ایستگاهش 200 متری هتل بود رفتم سفارت . پاسپورتها را با برگ صورتی و برگ PTT تحویل دادم بیشتر از ده دقیقه طول نکشید. پرسیدم میتونم مجددا آدرس را عوض کنم چون میخوام برم استامبول جواب داد موقع صدور ویزا ما چک میکنیم و به آدرسی که در سیستم ثبت هست ارسال میکنیم .
من رفتم هتل از تو سایت booking .com یک هتل انتخاب کردم و یک پست هم تو استامبول انتخاب کردم . این پست مرکزی در سرکچی بود .
چون خیلی خسته بودم شب را انکارا موندم و صبح با راهنمایی رزوشن هتل رفتم سوار مینی بوسهای آبی رنگ شدم که میرفت آشتی ( 2 لیر ) یعنی تا جلوی ترمینال . نیم ساعت بعد ترمینال پیاده شدم و آقایی که مشتری برای یکی از شرکتها پیدا میکرد آمد جلو چمدانم گرفت و گفت استامبول چهل لیر .دنبالش رفتم وارد ترمینال شدیم طبقه دوم بلیط را برام گرفت امدیم پایین منو راهنمایی کرد کدوم اتوبوس سوار بشم چمدانم را تحویل صندوق داد حتی داخل اتوبوس اومد و صندلیمو نشونم داد و رفت . ( هر یکساعت حرکت بسمت آنکارا هست ) با اینکه 6 ساعت را هست ولی اصلا خسته کننده نیست جاده قشنگی هست .
6 ساعت بعد استامبول بودم و اونجا گفتند منطقه اکسلای ایرانی بیشتری هست و ترانسفر تا اونجا رایگان هست و سوار یک مینی بوس شدم و میدان آکسلای پیاده شدم .
از جایی که پیاده شدم اولین خیابان سمت راست وارد شدم اون خیابان و خیابانهای اطراف پر از مرکز خرید و هتل و غذاخوری و کاباره ایرانی و بار بود و تقریبا بیشتر شون فارسی میدونستند . اتاقها از 40 لیر شروع میشد به بالا من با تخفیف اتاق یک نفره را 30 لیر گرفتم در اتاق حمام و توالت یک کمد لباس و یخچال کوچک و تلویزیون و اینترنت بود و ملافه ها و حوله تمیز و هر روز هم تعویض میکردند و هر موقع چای یا نسکافه میخواستم زنگ میزدم آشپزخانه میاوردن اتاقم . یک ptt نزدیکش بود که آدرسش این بود .
PTT - AKSARAYPTT -İST. MERKEZI
INKILAP AKSARAY
İSTANBUL(AVR) ,
34097
دقیقا کنار این مرکز پست یک هتل بود که رزوشن به فارسی مسلط بود ( شبی 30 دلار اتاق یکنفره و 50 دلار اتاق دو نفره اش ) .من نیم ساعتی به چند تا هتل سر زدم و هتل Oz villa را که صد متر با مرکز پست فاصله داشت انتخاب کردم (شبی 30 لیر ). هتل شیکی به نام tezcon بود اتاق دو نفره شبی صد دلار و هتل best nobel 2 اونطرف خیابان بود اتاق یکنفره 45 دلار و اتاق دو نفره 70 دلار و یکجا نوشته بود اپارتمان اجاره میدن و من رفتم اپارتمان را دیدم فقط بخاطر افرادی که تعداشون زیاده ( شبی 80 دلارو برای یکماه 1200 دلار ) . آپارتمان طبقه سوم و بدون آسانسور بود . وارد که میشدید یک راهرو بود یکطرف اشپزخانه ( گاز و یخچال و میز نهار خوری 6 نفره و ظروف مورد نیاز برای 6 نفر )و یکطرف پذیرایی ( شامل مبل و تلویزیون و فرش ) انتهای راهرو ( توالت و حمام ) و دو راهرو بود که منتهی میشد به دو اتاق خواب کاملا مجزا( هر اتاق خواب سه تخت بزرگ با رختخواب تمیز داشت ) صاحبش گفت 15 اپارتمان برای اجاره داره یک کارت به من داد که روش نوشته شده :
اجاره آپارتمان مبله – اتومبیل اجاره ای – بلیت هواپیما ( محمد روحی )
0530241445 فارسی هم صحبت میکرد .
Adres : iskenderpasa mah . simitci sakir . no.14A
Aksaray – faith /Istanbul ( metro meydani yani )
tel :0212 534 9511
Gsm : 0530 241 45 45
Email: aktasturizm49@hotmail.com

اگر بخواین میدان تقسیم را هم ببینید باید از اکسلای با اتوبوس برید تقسیم و برای برگشت چون داشتند پل میزدند مسیرش بسته بود و با ید با مترومیرفتید کاباتاج و با تراموای برمیگشتید آکسلای . نقشه مترو را و همینطور توضیحات مفصل تره را کاربر عزیزی که mitme نام داره تو سفر نامه اش گذاشته و من از ایشان تشکر میکنم چون با پرینتی که از سفر نامه ایشان داشتم تونستم استفاده خوبی از وقتم بکنم .
اکواریوم بزرگی طرف فرودگاه اتاتورک هست ورودی 28 لیر بود ولی من گفتم دانشجو هستم و 22 لیر حساب کرد برای بچه ها خیلی جالبه و خیلی لذت میبردن بالای اکوریوم پاساژ چند طبقه لوکسی هست و در کناراکورایوم رستورانهای گران و روبروش دریا با منظره بسیار زیبا .
در آکسلای ایستگاه مترو وتراموا و اتوبوس هست یک ایستگاه بالاتر لایلی که مرکز خریده و پیاده ده دقیقه راه هست( کلی فروشی کیف و کفش و لباس و ... ) . سه ایستگاه بالاتر سلطان احمد و آیاصوفیه و کاخ خرم سلطان و چند جای دیدنی دیگه نزدیک بهم هست .که فقط دیدن موزه بلیط میخواد بقیه جاها بدون بلیط هست . سمت راست سلطان احمد را برید پایین یک رستوران و چند تا هتل خوب و گران و بعدش دریا زا می بیند . دور میدان سلطان احمد اتوبوسها دو طبقه هستند 20 لیر میگیرن و دوساعت تو استامبول دور میزنن و جاهای دیدنی را نشون میدن ( فکر میکنم نیازی نیست چون خودتون در طی چند روز خواهید دید . دویا سه ایستگاه بعد سرکجی هست که کنار دریاست و تور دو ساعته دریا که واقعا قشنگه (20 لیر) و ترانسفر تا قسمت سوار شدن کشتی داره و موقع برگشتن تو همین ایستگاه نگه داشت عده ای پیاده شدن و بعضی ها پیاده نشدن و مجددا کشتی حرکت کرد و جای دیگه نگه داشت وقتی پیاده شدیم سمت راست کشتی کوهی بود که پر از کاج بود و تله کابینی که در حرکت بود دیده میشد سوار تله کابین شدیم ( 3 لیر ) و رفتیم بالای کوه جای قشنگی بود یکساعتی تو خیابانهاش دور زدیم رستوران و هتل و قبرستان بود و مناظر قشنگی از اون بالا دیده میشد و مسیر برگشت را از تله کابین استفاده نکردیم و پیاده برگشتیم و از سرکجی کشتی با 3 لیر میبرد جزیزه هرم که قسمت آسیایی استامبول هست نیم ساعت رفت و برگشتش طول میکشید . سه ایستگاه بالاتر کاباتاج است که با 5 لیر میرید جزیزه حدود دو ساعت راهه ( همون جزیره ای که تو سریال عمر گل لاله دیدید) فقط اونجا درشگه و چرخ هست واقعا قشنگه اغلب با خودشون یک کولی آورده بودن که زیر انداز و نوشیدنی و نهارشون بود و تو فضای سبزی که نزدیک دریا بود نهارخوردن و استراحت کردند . یکروز تعطیل را اختصاص بدید به جزیره من تور دو ساعته با کشتی را رفته بودم (20 لیر) بعد رفتم جزیره ولی فکر کنم اگر برید جزیره دیگه نیازی به اون تور نیست.
یک پاساژ هم در میدان آکسلای بود به نام histoizia دو طبقه فروشگاه بود طبقه سوم غذاخوری وطبقه چهارم کافی شاپ و سالن بولینگ ( 12 توپ 12 لیر برای یک نفر) با موزیک شاد وبا صدای بلند که برای جوانها مناسب بود .
کاباره فرشته خانم هم که یک خانم ایرانی بود همون میدان اکسلای بود ( 50 لیر نوشیدنی و پذیرایی با میوه ) 40 لیر بدون میوه .برای رفتن به فرودگاه ایستگاه مترو اکسلای سوار میشوید و آخرین ایستگاه فروردگاه پیاده میشوید ( 3 لیر ) .
من 14 اسفند پاسها را تحویل دادم و مرتب سایت را چک کردم و 17 اسفند ویزا صادر شد و چون به تعطیلات برخورد کردم دوشنبه 21 اسفند تحویل گرفتم و همونجا ایمل زدم به آژانس همای سعادت و برام بلیط برگشت از استامبول را برای ساعت 10 شب رزرو کردند ( 255000) تومان و اتاقم را ساعت 12 ظهر تحویل دادم چمدانم را به رزوشن هتل دادم و تا ساعت 7 منطقه اکسلای و لایلی تو فروشگاهها دور زدم و سفرم با خرید کیف و کفش به پایان رساندم .
نکات مهم : من سایت https://ceac.state.gov را چک کردم ویزا صادر شده بود .

U.S. Department of State

IMMIGRANT VISA APPLICATION
Issued
Immigrant Visa Case Number: 2013AS193 01 ANK
Case Creation Date: 23-Oct-2011
Status Updated Date: 07-Mar-2013

Case Number Status
2013AS19* 01 ANK
Issued
2013AS19* 02 ANK
Issued
2013AS19* 03 ANK
Application Receipt Pending
2013AS19* 04 ANK
Issued
ولی سایت CSC usvisa-info.com را چک میکردم نوشته بود هنوز هیچ بسته ای تحویل پست نشده است و این منو خیلی نگران کرد . با اینکه پاسپورتها را تحویل گرفتم باز هم همین وضعیت را دارد پس اصلا به این سایت اعتماد نکنید .
من سه بار با سفارت مکاتبه کردم که لطفا به من شماره پیگیری برای بسته پستی بدهید تازه به من ایمل دادن که شماره پیگیری شما اینه که من دو روزه ایران هستم .
با ینکه در پرینت پستی من اسم چهار عضو کیسم بود ولی بسته پستی را تحویل نمیدادند و اصلا به شماره رفرنس و این چیزها اهمیتی نمیدادند وقتی من رزوشن هتل را که ایرانی بلد بود بردم به پست و گفتم بهش اصرار کن بسته منو بده تازه گشت و پیداش کرد . روز قبل از تعطیلی بدستشون رسیده بود و گفتم چرا همون روز به من ندادید گفت تا جعبه ها را باز کردیم و ... خلاصه گفتند باید یا وکالتنامه داشته باشی از کسانیکه بالای 18 سال دارند یا خودشون بیاین . اینجا بود که حسابی نگران شدم و گفتم ما در این سایت ثبت نام کردیم و اسم هر 4 نفر هست من برنده اصلی هستم و گفت این قانون امریکا هست و قانون ترکیه اجازه نمیده ما بشما تحویل بدهیم مگر اینکه برید سفارت ایران که ایستگاه سلطان احمده نامه بیارین . من برگشتم هتل که برم سفارت یادم امد خوب من پاسپورت خودم هم نیست و برگشتم پاسپورت خودم را با ارائه کارت ملی تحویل گرفتم و وقتی بسته را باز کردم دیدم تمام مدارکم توش هست ترجمه قباله ازدواج و ترجمه شناسنامه خودم و شوهرم را بهشون نشون دادم و گفتم الان مشخصه که این شوهر و این هم بچه های من هستند دیگه تقریبا بزور قبول کرد و تحویلم داد .
و این هم پایان ماجرا بزودی منتظر سفر نامه های شما و گرفتن ویزاتون هستم
توضیه من : چون واقعا موندن در انکارا و انتظار رسیدن ویزا زجر آوره بهتره که شما هم سری به استامبول بزنید واقعا قشنگ هست و باعث میشه دوره انتظار براتون سریعتر بگذره .
سلام خدمت همه مهاجرسرایی های عزیز.قبل از اینکه سفرنامه خودمو شروع کنم چند تا مطلب لازم دونستم بگم.اول پوزش به خاطر تاخیر در نوشتن سفر نامه چون وقتی برگشتم سرما خوردم.بعدش میخام از همه دوستان که هم من و هم بقیه رو راهنمایی می کنن و راهی رو که خودشون رفتن به بقیه میگن تا بقیه بهترین گزینه رو برای خودشون برنامه ریزی کنند تشکر کنم و البته یک گله از بعضیا که دیگه حالا که برنده شدن خیلی رفتارشون عوض شده!به هر حال فقط میخام بگم دوستان کسانی که برنده این ویزا میشن از چند مرحله رد شدن و ما از اون خبر نداریم پس بهتره قدرشو بدونیم و به جای مغرور شدن به دیگران کمک کنیم.Shy
به نظر من اینجا مثل دفترچه خاطرات برای هرکس هست که میاد خاطرات یا همون سفرنامه شو مینویسه و یه روزی دوباره میاد میخونه براش یادآوری خاطرات و سختیاش میشه و میبینه که چه راه پر فراز و نشیبی رو طی کرده....

سعی میکنم سفرنامم مختصر و مفید باشه و مطالبی که دوستان عزیز قبلا به خوبی توضیح دادن تکرار نکنم و مطالب نسبتا جدید باشه تا خسته نشیدWink


پرواز:ماهان-سیستمی-رفت وبرگشت-595000تومن

هتل:که در اصل هاستل هستDeeps-سینگل شبی کمتر از 30دلار.رزرو هتل از طریق ویزا کارت از سایت booking.com اتاقهای سینگل و دابل اینجا پر میشه ولی اتاقهای خوابگاهی(3 و 6تخته داره) که بدون رزرو کردن هم برید احتمال زیاد جای خالی داره.پیشنهاد من برای کسانی که مجردا و مخصوصا آقایون جای عالیه.امکانات هرچی فکر کنید داره.آشپزخونه(یخچال و گاز و ماشین لباسشویی و ماشین ظرفشویی و مایکروفر و میز غذاخوری و ظرف وقابلمه و خلاصه همه چی)محیط گرم وصمیمی داره من با اینکه مدت زیادی اونجا موندم ولی خسته نشدم شایدم الان یکم دلم برای اونجام تنگ شده باشهWinkمدیرش(شیدا خانم) و همکاراش همه انگلیسی خوب صحبت میکنن.اونجا اکثرا از کشورهای مختلفی میان که باهاشون خیلی گرم گرفتم و باهاشون گپ میزدیم.چند تا دوست ایرانی هم بودن که باهاشون در ارتباطم فقط یکی دوتاشون اینجا عضو بودن.جدا از این مسائل خوبی اینجا برای من نزدیک بودن به کیزیلای بود(کمتر از 10دقیقه پیاده) چونکه مصاحیم به تعویق افتاده بود اگر هتلی دم سفارت هم میگرفتم هر روز باید تا کیزیلای پیاده یا یه طور دیگه میومدم چون به هر حال مرکز شهر هست.

ارسال مدارک به سفارت:یکماه قبل از مصاحبه با پست عادی تقریبا 17000تومن

کارت واکسیناسیون:از انیستیتو پاستور

وقت از دکتر اونگان:رزرو یکماه قبل از مصاحیه از سایت دکتر(روز دکتر برگه رزرو رو نخواست)

ارز مسافرتی:یکماه قبل از سفر=>ابتدا بانک ملی برای عوارض خروج از کشور بعد بانک ملت شعبه ارزی.دریافت رسید حواله ارزی و تحویل آن در فرودگاه امام بعد از check in(خودم فکر میکردم قبل از اون بشه گرفت ولی Big Grin)

مشکل اصلی و اساسی من و یک سری دوستان دیگه تغییر تاریخ مصاحبمون
3-4 روز قبل از مصاحبه بود.مشکلی که به نظرم کم نیست(از نظر به هم خوردن برنامه ریزی،هزینه هاو پر کردن وقت و....)اکثر دوستان نهایتا یک هفته ای رفتن ولی فرض کنید دو برابرش اونجا بمونید خودتون بهتر این مواردی رو که گفتم میدونید؟!Sad به هرحال من که هدفم انجام این کار بود به حرفشون چشم گفتم و منتظر روز مصاحبه جدید شدم.البته روز اصلی مصاحبم هم رفتم(ایرانیای دیگه هم اومدن) ولی روی برگمون همون تاریخ یک هفته تعویقی رو نوشتن و گفتن خوشگلدی.فقط یک کیس که متاهل و با فرزند کوچکیشون بودن رو قبول کردن.
قابل توجه کسانی که میگن کیسای مجردی راحت تره!اینم یک نقیض براش.به هر حال همین که این کیس خونوادگی هم رفت من خوشحال شدم چون واقعا برای کیسی که بچه کوچیک دارن سختهBig Grin
با اینکه مصاحبم یک هفته به تعویق افتاد ولی بازم سفر خوبی بود و راضیم.
یه مشکل دیگه هم بعد مصاحبه داشتم قبل مصاحبه وضعیت کیسم رو تو سایت https://ceac.state.gov چک کردم ready بود بعد از مصاحبه administrative processing تا اینجا درسته،روز بعد مصاحبه باز ready شد که با دوستان مطرح کردم هر کسی یه چیزی گفت(حتی گفتن کلیر شدی!) و در نهایت حرف سعید عزیز درست بود که گفت اشکال از سایت ceac هست و چند روز بعد اصلاخ شد.
از راهنمایی همه کمال تشکر را دارم.Shy

به خاطر تعویق افتادن مصاحبه: 19$ برای تغییر تاریخ(دوستانی که چارتری گرفته بودن یا با تور رفتن 65$ دادن)،39000تومن از بین رفتن بلیت قطار،تقریبا 210$ تمدید هتل برای 7شب دیگر

روز دکتر:خوردن یک واکسن MMR و یک تست آنتی بادی(با اینکه کارت زردم کامل بود) جمعا 230$

روز مصاحبه:ظاهرا نسبت به روزای دیگه یکمی شلوغتر بود.من ساعت 11:30 نوبتم شد و در نهایت برگه صورتی(به قول آفیسر برگه ش.ر.ابی) گرفتم.

جاهای دیدنی که رفتم:
قلعه آنکارا/مقبره آتاتورک/موزه آناتولی/مجسمه آتاتورک در ulus/مسجد خانه اصلان/مسجد کچا تپه/پارک گنچلیک/پارک قو/مراکز خرید در کیزیلای،تونالی هیلمی،ulus/مزار مولانا در قونیه(با راهنمایی روبینا تو همینجا میتونید سرچ کنید)

تماس با ایران: کارت تلفن خریدم 4لیر.تقریبا تا 15دقیقه رو جواب داد.فقط نکته ای که هست اگه خواستین از این کارت استفاده کنید کارتش آبی رنگه مثل کارت تلفن های ایرانه.من چند بار مجبور شدم کارتو پس بدمBig Grin و اینکه کیسوسک برای استفاده از این کارتا زیاد نیست.بیشترین کیوسک دقیقا در خود کیزیلای هست.اگه از پله برقی مترو که سمت شرق کیزیلای هست خارج بشید کیوسکهای تلفنی رو میبینید.Cool

غذاهای خوبش که خوردم:
کباب ترکی/اسکندر کباب/Tantuni/ماهی
که تقریبا هر کدومش 12لیر در اومد
دوستان اگر مطالب کمی کسری داره هر قسمتی رو خواستید بگید توضیح کاملتری بدم.الانم کمی ناخوشم.فقط میخاستم سریعتر سفرنامه رو بنویسم که دوستانی میخان برن بتونن بهترین راه و کم هزینه ترین رو انتخاب کنن.

یه توصیه برای کسانی که روی FBI CHECK خوردن نگرانن از قبلش خیال خودتون رو راحت کنید که اگه کیستون کسی شغل دولتی داره یا سربازی رفته(کامل یا ناقص) شغل خصوصی مهم یا وابسته یا زیر نظر به ارگان دولتی داره FBI CHECK رو میخوره پس خیلی رو یه ضرب گرفتن در این شرایطی گفتم حساب نکنید.

این فایل هم کمکم کرد.امیدوارم منم به شما کمک کرده باشمBig Grin
تجربيات سفر به آنکارا ژوئن 2009 (تصويري)

+++به امید کلیر شدن همه منتظران و موفقیت همه مهاجرسرایی ها+++
سفر دوم به آنکارا :
این سفر برای گرفتن ویزا بعد از کلیر شدن نکته خاصی نداشت ، همه چی عالی و خوب بود .
فقط :
پست ما که UPS بود ولی بچه هایی که پستشون PTT است خیلی تو انتخاب محل اداره پست دقت کنین و نزدیک به هتلشون رو انتخاب کنین .
اخذ ویزا : 14 مارچ 2013 - سفارت : آنکارا - مقصدفعلی : هیوستون ( تگزاس) - مقصد نهایی : سیاتل
این نیز بگذرد ...
سلام خدمت برو بچ مهاجرسرا
من فقط چندتا نکته از سفرم و تجربیاتی که تو این چندوقت از آنکارا بدست آوردم واستون مینویسم،چون روند کار و بقیه چیزهارو دوستان خیلی کامل نوشتن و منم از راهنمایی همین دوستان خیلی استفاده کردم و از همین تریبون میخوام اعلام کنم چاکر همتونم هستیمWink
قبلش شرایطم رو مینویسم :
برنده لاتاری 2013،تو کیسم تنها هستم،20 سال،مجرد،دانشجوی مهندسی پزشکی که یه ترم خوندم،سربازی هم نرفتم،قبل مصاحبه فرم هامو کامل فرستادم و ptt هم ثبت نام کردم،البته تو فرم های اولیه ننوشتم که دانشجو هستم ولی موقع مصاحبه درستش کردم,اول هتل Erik Butik بودم بعدش هم رفتم هتل Ayma الان هم هتل Elit هستم.
11 مارچ مصاحبه داشتم و 13 مارچ هم ویزامو گرفتم،17 مارچ هم پرواز دارم به سمت واشنگتن.Big Grin
نکات مربوط به سفارت و مصاحبه:
1.روز مصاحبه من همراه خودم کیف آورده بودم که مدارک و پولم داخلش بود ولی وقتی داشتیم صف میبستیم نگهبان گفت که نمیتونی کیف با خودت ببری داخل حتی حاضر نشد داخل کیفو نگا کنه،منم مجبور شدم کیفمو به یکی از ایرانیهایی که همراه یک خانواده برنده لاتاری اومده بودن بسپرم،که خوشبختانه ایشون خیلی انسان خوب و با شخصیتی بودن و چند ساعت بعد مصاحبه لطف کردن و کیف و بهم برگردوندند.خلاصه کیف (کولی منظورمه) همراه خودتون نبرید چون دردسر میشه واستون ولی کیف مدارک یا پوشه مشکلی نداره.
2.مصاحبه که واسه من خیلی ساده بود در حد 3-4 تا سوال ساده که اینا بود:
a.دانشجو هستی؟ b.رشتت چیه و کی فارغ التحصیل میشی؟(این سوالش اصن منطقی نبود منم یهو شوکه شدم گفتم اگه ادامه بدم 4سال دیگه) c.سربازی رفتی؟ d.پست ترکیه ثبت نام کردی؟
آخرشم گفت که همه مدارکت کامله 2 تا 4 روز دیگه میتونی بری ویزاتو بگیری.
3.به نظر من واسه اینکه یکی ویزا یکضرب بگیره دوتا پارامتر وجود داره،اول اینکه مدارکتون کامل باشه دوم هم اینکه اگه پسر باشین مشکل سربازی نداشته باشین(منظورم از مشکل اینه که سرباز باشین یا اینکه سربازی رفته باشید)،البته این فقط نظر شخصی من با توجه به مصاحبمه و ممکنه که واقعا اینطور نباشه.
4.حتما حتما مدارکتون و فرم هایی که فرستادین کنتاکی رو چک کنید حتی اگر تاحالا 3-4 بار چک کردین،چون من بعد مصاحبم شنیدم که یه خوانواده متاسفانه تو مصاحبه ردشدن و دلیلش هم اینجور که من فهمیدم این بود که توی فرم اولیه کشور محل اقامت رو زده بودن ترکیه واسه همین کیس نامبرشون هم به جای اینکه AS باشه EU بوده Sad،خلاصه حتما حواستونو جمع کنید که دیگه اینجور اشتباهات پیش نیاد.
5.حتما توی ثبت نام ptt دقت کنید،قبلا هم سایر دوستان به این نکته اشاره کردن،من فقط خواستم تاکید کنم،و اینکه اگر ایشالا شما هم ویزا گرفتید حتما داخل سایت چک کنید واسه من زده بود in transit و وقتی رفتم اونجا خیلی راحت یه پاکت بهم داد که پاسپورتمم توش بود و هیچ مدرکی هم ازم نخواست فقط امضا گرفت.ولی یه مدرک شناسایی همراهتون ببرید.

نکات مربوط به هتل:
1.دوستانی که میخواهند هزینه های سفرشون کمتر بشه بهتره که اطلاعاتشون رواز همین مهاجرسرا در بیارند و از تجربه دیگران استفاده کنند ولی این 3تا هتلی که من رفتم تو رنج 40 تا 45 دلار برای هر شب به صورت سینگل هست البته هتل الیتو نمیدونم دقیق چقدره چون سینگل نیستم و الان 3 نفریم توی اتاق 3 تخته.
2.اولین هتلی که رفتم از نظر قیمت خوب بود ولی هیچکس انگلیسی بلد نبود و خیلی سوت و کور بود،هتل Ayma هتل خوبی هست ولی متاسفانه سیستم گرمایش خیلی ضعیفی داره و شبی که من اونجا بودم واقا سرد بود و ساعت 7 شب تازه بخاری هارو روشن کردن ولی در کل بهتر از دوتای دیگه بود،هتل الیت هم که الان هستم باید بگم واقعا افتضاحه یعنی تو این مدت که من اینجام اینجوری بوده،اتاق ما که اصن اینترنت آنتن نمیده و من مجبورم بیام تو لابی از اینترنت استفاده کنم شبا هم همش اینترنت قطع میشه،اگر میخواین به این هتل بیاین حتما حواستون باشه که اتاقای ته راهرو رو ندن بهتون چون اینرنت نداره اونجا،بعدشم واقعا رسپشن های بیشعوری داره،مثل اینکه با ایرانیا اینجا مشکل دارن در صورتی که بیشتر مشتری های این هتل ایرانی هستند.
3.خلاصه اینکه اگر با تصور هتل به اینجا میاین یا باید انتظاراتتون رو کم کنید یا اینکه بیشتر هزینه کنید و یه جای بهتر بگیرید.

نکات مربوط به خرید:
1.اینجا میشه همه نوع چیزی با همه نوع قیمت پیدا کرد،داخل پاساژهای بزرگ مثل aveme که در میدون کیزیلای قرار دارد بعضی مغازه ها قیمت های بالایی دارند ولی بعضی ها هم خوبه.
2.داخل مترو کیزیلای یه سری مغازه هست که واقعا قیمتهاش خوبه،اگه تونستید حتما یه سری بزنید.

دیگه چیزی به ذهنم نمیرسه ولی باز اگه نکته ای بود پستمو ویرایش میکنم،دوستان هم اگه سوالی داشتن من در خدمتم.Smile

به امید قبولی همتوووووون.Cool
سلامی از بلاد ترک Big Grin
بعد از چند ماه انتظار بالاخره چهارشنبه 13 مارچ رسید و ما هم برای مصاحبه اولین قدم را به سرزمین جدید ، امریکا گذاشتیم.
اگر چه خیلی امیدوار به دریافت برکه سفید و ویزای یک ضرب بودیم ولی یه جورایی سرنوشتمون با پلنگ صورتی پیوند خورد. Smile
برای ادای دین به تمامی دوستان و بچه های مهاجرسرا وظیفه میدونم یک سفرنامه کامل و در خور همگی بنویسم اگر چه بسیاری از مطالب در سفرنامه های قبلی مفصل بیان شده
الان ساعت 1:15 شنبه است و ما با دو تا از دوستان غیر لاتاری توی اتوبوس بین شهری از آنکارا عازم آلانیا هستیم. برای همین چندتا نکته اساسی و مهم را مینویسم تا در موقعیت بهتر و راحتتر ادامه بدم
از همه کمال تشکر و سپاس را دارم که اطلاعات خودشون را در اختیار بقیه گذاشتن ، مطمئنا همه این تجربه را کردن که با اطلاعات این مجموعه آنکارا ، مراحل پزشکی ، پروسه ورود تا خروج به سفارت و مصاحبه ، همه وهمه انگار مثل یک فیلم تکراری جلوی چشم انسان به نمایش در میآد که خوب به تبع اون هم راحتی و هم آرامش و در نهایت هزینه کمتر و استفاده بهینه را در پی دارد.
بچه هایی که مصاحبه را سپری کردن که هیچ ولی کسانی که در صف انتظار هستن و یا در سالهای آینده گذرشون به این پستها میافته میخوام خواهش کنم و این اطمینان را بدم که از هیچ چیز نترسن در هر ضمینه پستها را کامل خونده و پیگیری کنند و پولشون را بیمورد به دلالها و کارگزار ندن Sad اگه هم فکر میکنید 65 تا 70 دلار برای هر نفر میدیم تا خیالمون راحت باشه به این هم فکر کنید همین پول میتونه چه کسایی رو از چه مشکلاتی نجات بده پس همیشه بجا و درست هزینه کید ...
روز مصاحبه قبل ما یک خانواده چهار نفره با یه دنیا آرزو و نقشه در عرض چند دقیقه تمام سرنوشتشون ، تمام آیندشون از اوج به قعر رسید ، تنها و تنها به علت عدم دقت و شاید عدم آشنایی به کامپیوتر !!!!!
کیس آنها به این علت رد شد که در ثبت نام اولیه ترکیه را انتخاب کرده بودن و در واقع از سهمیه اروپا پذیرفته شده بودن و عجیب تر اینکه تا این مرحله را بی توجه به این جلو آمدن که کیس نامبرشون بوده : 2013EUxxxx
البته من حدس میزنم آنها موقع ثبت نام در محل انتخاب کشور ایران را انتخاب کرده باشن ولی به این دقت نکردن برای scroll صفحه ابتدا گزینه انتخاب کشور را از حالت اکتیو خارج کنند و سپس صفحه را بالا پایین کنند Sad (البته این حدس منه و کاش میشد با آنها تماس داشت وخواست دقیق علت این جادثه را توضیح بدن اگر چه تا مدتها آنها حس چنین کاری را نخواهند داشت ولی کمک بزرگی به دیگران خواهند کرد .... )
واقعا همه ما که مونده بودیم تا برای مصاحبه صذامون کنند با صحنه دردناک و تاسف باری مواجه شدیم (افسردگی محض گرفتیم) چه گریه ای میکردن و چه حال .... بگذریم
ما هتل Neva Palas بودیم همه چی خوب و عالی بود جز دو چیز ، یکی مسیر رفت که باید یک سربالایی شدید را طی میکردیم تا به هتل میرسیدیم و دیگه اینکه اینترنت در بعضی ساعات سرعت فوق العاده داشت و در بعضی ساعات آدم دلش میخواست سرشو بزنه به میز Cool
جزئیات هتل را بعدا میگم
تکمیل سفر نامه و در صورت داشتن فرصت شرح سفر به آلانیا را هم مینویسم. فعلا در سلامتی از زندگی و این شانس لذت ببرید Big GrinWinkBig Grin
كيس نامبر : 2013AS00004xxx
کنسولگری : Ankara
مصاحبه : دریافت برگه صورتی ( Clear : 05-08-2013 )
دریافت ویزا : 2013-16-05
تعداد افراد : دو نفر
دفعات آپدیت پس از مصاحبه : 8
سلام به همگي

شرايط كلي:
خانم، مجرد، كار خصوصي، تمكن60 ميليون

يكماه قبل از مصاحبه بليط رو به مبلغ542000تومان و هتل اتاپ بلوار رو براي اتاق سينگل ، شبي 41 دلار رزرو كردم.پرواز ماهان ، يكشنبه صبح ساعت6.5

يك ماه بعد از مشاهده نتايج متوجه شدم كه هنگام ثبت نام اوليه، شخصي كه در كافي نت برايم ثبت نام كرد مدرك تحصيلي مرا به جاي ليسانس، فوق ليسانس ثبت كرده بود.اين مسئله مدتها مرا آزرده كرده بود ولي ايميلي براي kcc نفرستادم و خوشبختانه هنگام مصاحبه صحبتي از آن به ميان نيامد .

پس از نشستن هواپيما در فرودگاه آنكارا، با اتوبوسهاسegoبه قيمت5.25 لير به ميدان كيزيلاي رسيديم.50% مسافران مانند من جهت مصاحبه آمده و ايراني بودند.
از ميدان كيزيلاي، بعد از طي مسافتي حدود 1.5 كيلومتر به سمت شمال ، به خيابان olgunlar رسيدم.
هتل در اين خيابان قرار دارد.هتلي 4 طبقه و با توجه به 3ستاره بودن آن ، بسيار قابل قبول.

رسپشن ها رفتاري كاملا دوستانه داشتند و در آن حد انگليسي ميدانستند كه منظور يكديگر را كاملا متوجه شويم.
اتاق نسبتا بزرگ و تنها عيب آن ، نور كم آن در شب، به علت استفاده از لامپ كم مصرف بود كه شايد ميشد درخواست تعويض داد كه البته من اين كار را نكردم ، ولي روزها كاملا روشن بود و از پنجره اتاق كتابفروشها ديده ميشدند كه وجود آنها و مشتريانشان باعث حس شادي و سرزندگي ميشد و دلتنگي را احساس نميكردم.

صبحانه هتل نيز نسبتا خوب بود.سوسيس ، تخم مرغ، ژامبون،انواع كيك و شيريني، انواع زيتون،خيار،گوجه فرنگي،عسل كره مربا و....بود كه در طبقه 4 سرو ميشد.

فرداي روز ورود، يعني دوشنبه ساعت 9 به مطب دكتر رفتم.عده اي از دوستان آنجا بودند و تمامي مراحل با دلگرمي يكديگر و شادي خاصي كه در دلهايمان بود پيش رفت.
ابتدا طبقه 4، تحويل پاسپورت و 2 قطعه عكس.....بعد طبقه5 براي آزمايش خون و ايكس ري و پرداخت47.5 دلار....دوباره طبقه4 و ويزيت دكتر .....آن روز خانم اونگان مرا ويزيت كردند...با ورود ايشان من سلام كردم و به احترام نيم خيز شدم...ولي ايشان فقط سري تكان دادند....ابتدا واكسن ها را از روي كارت زرد در برگه اي سفيد وارد كردند و سوالاتي از قبيل :ابتلا به ديابت و چند بيماري ديگر،خودكشي و ...

چون دائم نگران بودم كه الان واكسن را آماده ميكند و با يك حركت او، من ديگر امكان توضيح ندارم، تقريبا 3 بار و خيلي بي ربط گفتم:من آبله مرغون گرفتم و بعد ميفهميدم كه او چيز ديگري پرسيده و......

در نهايت ايشان گفتند كه بايد تست آنتي بادي بدهم و پس از خروج 100 دلار ديگر بابت ويزيت دادم...اين بار براي تست آنتي بادي بايد به طبقه سوم ميرفتم...و بعد از آزمايش آنتي بادي 37.5 دلار ديگر بابت آن
پس سر جمع مديكال شد184 دلار

فردا ، يعني ساعت 4 روز سه شنبه بايد براي گرفتن جواب ميرفتم كه آنها با 2 ساعت تاخير ، جواب آزمايش را حدود ساعت 6 به همه دادند.در ضمن هر دو منشي و مخصوصا خانم مو مشكي، محترمانه و مودب برخورد كردند.

روز مصاحبه رسيده بود، چهارشنبه صبح
ساعت 6.45 به رستوران هتل رفتم و با اينكه از ساعت 7 در رستوران باز ميشد، آنها اجازه دادند كه 15 دقيقه زودتر آنجا باشم و صبحانه بخورم( يعني كسي معترض ورود زود هنگام من نشد)

ساعت 7.10 با يكي از دوستان به سمت سفارت حركت كرديم...صفي حدود10 نفر تشكيل شده بود...بعد از حدود نيم ساعت نگهبان خواست كه مهاجرتيها صف جداگانه اي تشكيل دهند.

من براي نگهداري بهتر مداركم ، ابتدا آنها را در يك كيف پلاستيكي كه شامل چند فولدر بود گذاشته بودم و كل اين كيف را داخل يك كيف بزرگ چرمي، ولي نگهبان اجازه نداد كيف چرمي را داخل سفارت ببرم.

بعد از رد شدن از گيت بازرسي و تحويل مدارك كه شامل: پاسپورت، 2 قطعه عكس، شناسنامه، سند منزل، ليسانس بود و انتخاب زبان فارسي شماره 407 به من اختصاص داده شد.

همه به ترتيب براي انگشت نگاري و پرداخت پول فراخوانده ميشدند .اما 8 شماره بعد از من هم رفته بودند و هنوز نامي از من در بين نبود.
سرانجام بعد از حدود يك ساعت شماره من خوانده شد، البته نه براي انگشت نگاري، نه براي پرداخت پول....يكراست براي آپديت مدارك
من آدرس در آمريكا را عوض كرده بودم و هنگامي كه آنرا به مسئول مربوطه توضيح ميدادم برگه صورتي را در پوشه ي حاوي مدارك ديدم....و از شما چه پنهان روحيه و حس بدي پيدا كردم و پس از آن به سالن مصاحبه برگشتم.

چند دقيقه بعد مرا براي انگشت نگاري و پرداخت پول صدا كردند و كارها يك به يك انجام شد.

شماره ها يكي پس از ديگري به باجه هاي 5و6 فرا خوانده ميشدند....در اين بين نوبت به خانواده 4 نفري رسيد كه در كمال حيرت همه بچه ها، صداي افيسر را ميشنيديم كه ميگفت شما اشتباه بزرگي مرتكب شده ايد و طبق قانون رد شده ايد و......(آنها ندانسته از سهميه اروپا استفاده كرده و كشور خود را تركيه نوشته بودند) ....پس از آن صداي هق هق گريه دو دختر نوجوان حدود 15 و 18 ساله آن خانواده جلوي آفيسر ،كه تمركز را به كل از من گرفت ....
هنوز مات و مبهوت بودم و با خودم ميگفتم اشكالي نداره كه برگه صورتي تو پرونده ام هست.....ايشاله كه رد نشم....چون واقعا از ديدن اون صحنه وحشت كرده بودم.

بلافاصله شماره من براي باجه 6 اعلام شد........افيسر ،آقايي جوان بود ولي نه آن شخص كه هميشه در مهاجرسرا از او صحبت ميشد........با لبخندي مصنوعي به افيسر سلام كردم. از من خواست قسم بخورم كه هر چه در فرمها نوشته ام و هر چه ميگويم صحيح است.....قسم خوردم و چشم در چشم افيسر منتظر ماندم.....
اولين و آخرين سوال او: شما كار ميكنيد و چه كاري؟
توضيح دادم و در بين صحبتهايم تاكيد كردم كه شركتي خصوصي است و......
همانطور كه به حرفهايم گوش ميكرد پاسپورت را داخل كاوري در پوشه گذاشت و با ، كش دور پوشه را محكم كرد.

وقتي پوشه را باز كرد ،من هنوز برگه هاي صورتي را در آن ميديدم و متوجه شدم بصورت پيش فرض اين برگه ها داخل پرونده من موجود بوده و تصميم نهايي را به عهده افسر گذاشته اند.

در اين هنگام كه در پوست خود نميگنجيدم ،افسر گفت از يك تا پنج روز كاري منتظر ويزا باشيد.
خدارا شكر كردم و رو به او گفتم من خيلي خوشحالم و او هم گفت من هم خوشحالم و با لبخندي خداحافظي كرد.

وصف اين لحظه كه از خدا ميخواهم نصيب همه ي شما نيز بشود ، از توان من خارج است.....آرزويي كه سالها در ذهن ميپروردم اكنون به حقيقت پيوسته بود......
فردا صبح يعني پنجشنبه وضعيت كيس من در سايت ceacاز حالت ready براي مدتي به adminastrative prossecing , و بعد از 2-3 ساعت به issude تغيير كرد.....
و روز بعد آن يعني جمعه صبح ...از سفارت ايميلي شامل كد رهگيري آمد و نوشته بود بسته شما به پست تحويل شده است.......
ساعت 3.5 بعداز ظهر جمعه ، از ptt عدليه سراي پاسپورت و پاكت مدارك را تحويل گرفتم و روانه هتل شدم.

هنگام خريد بليط از ماهان به من گفته بودند كه در صورت تغيير تاريخ جريمه اي تعلق نميگيرد ولي هنگام تغيير بليط يكبار از پنجشنبه به پنجشنبه هفته بعد 89 دلار و سري دوم چون كه زودتر از موعد مقرر پاسپورتم رسيده بود و تغيير تاريخ داشتم ( از پنجشنبه به يكشنبه) 10 دلار ، يعني سر جمع99 دلار جريمه شدم كه اگر تجربه الان را داشتم بليط رفت را يكطرفه ميگرفتم و پس از پايان همه ي كارها بليط برگشت ميگرفتم...
چون بليط برگشت نيز همان مبلغ ميشد و چونه زدن با كارمند ماهان و نگراني تعويض بليط را نيز در پي نداشت...

در پايان براي تك تك شما دوستانم آرزوي رسيدن به ويزا را در اسرع وقت دارم و مديون مهاجر سرا هستم .
كيس نامبر:**2013AS000049/تعداد افراد كيس: 1 نفر/تاريخ مصاحبه:هفته دوم مارچ/دريافت ويزا: بك ضرب
خوب دوستان عزیز مهاجرسرا... کار رسید به ادای دین
قبل از هر چیز واقعا از همه،مخصوصا مدیران این سایت بابت تمام راهنمایی هایتون ممنونم..
سعی میکنم چیز های تکراری را به اختصار توضیح بدم:
ما با پرواز ماهان(چارتر 250000 تومان)روز 11 مارچ اومدیم انکارا و با اتوبوس ego 442 با دادن نفری 5.5 لیر رسیدیم میدان کیزیلای( از فرودگاه تا کیزیلای حدودا 1.5 ساعت طول کشید ، کمی ترافیک بود بعضی جاها)
رفتیم هتل استارتون ،اتاق دبل با صبحانه شبی 120 لیر .. هتل با میدان 5 دقیقه پیاده فاصله داره.. صبحانه اش هم بد نبود.. پرسنل هم خیلی خوب بودن..
چمدانها را گذاشتیم و رفتیم سمت مطب اونگان( البته مطب نبود!! یه کلنیک بزرگ چند طبقه بود که فکر میکنم یه 50 تایی پرسنل داره)
کارهای پزشکی به خوبی انجام شد.. برای ابله مرغون هم تست دادیم..
فردا عصری ساعت 4:30 رفتیم که نتیجه رو بگیریم با کلی تاخیر ساعت 6:15 تحویل دادن..
ما شب با اتوبوس های metro رفتیم به سمت ازمیر ، طول مسیر 8 ساعت است..جاده بسیار خوب و اتوبوس هم راحت و صندلی هاش جادار و بزرگ بود..پذیرایی هم داشت.. ما بهترین اتوبوس رو گرفتیم(suite) که شد نفری 50 لیر
ازمیر شهرساحلی بسیار زیبایی است..
شب 17 مارچ با همان اتوبوس ها برگشتیم آنکارا منتها این بار نفری 40 لیر شد( کویا از اونور ارزونتر )18 هم را در همان هتل استارتون گذروندیم تا فرداش که روز مصاحبه بود..
روز مصاحبه دقیقا دوستان توضیح دادن فقط اینکه مدارک تون رو در فولدر های پلاستیکی ببرین و با خودتون کیف نبرید که نمیزان ببرین تو ، من مجبور شدم کیفم رو بدم به دکه روز نامه فروشی روبروی سفارت که بابت اون 5 لیر ازم گرفت..
ما دونفر بودیم و برنده اضلی من بودم.. هر دومون شغل آزاد(مهندس معمار) داریم.. من سربازی معاف بودم..
و در آخر قرار شد 1 تا 5 روز کاری صبر کنیم Smile
من ptt رو ازمیر دادم ... و ساعت 10 امشب میریم به سمت ازمیر... الان هم چون اتاقم رو تحویل دادم نشستیم تو لابی هتل...
راستی ما بلیط هواپیما رو یک طرفه گرفتیم..
خوب دوستان، امروز 21 مارچ و ما در ازمیر هستیم( خانه پسرخاله جان) ویزای ما دیروز ساعت 15:25 رسید به pttکه انتخاب کرده بودم و من امروز صبح رفتم گرفتمشون
برای تحویل ویزا ها ازمون مدرک شناسایی خواست که من ترجمه کارت ملی خودم و همسرم رو دادم و اون قبول کرد ...
امیدوارم این اطلاعات مفید واقع شود...
تصمیم به اومدن به آنکارا و ادامه مسیر و پیگیری موضوع لاتاری رو با توجه به شرایط فرزندم حدود 25 اسفند قطعی شد !!!! 26 بلیط گرفتم و ....
بالاخره اول فروردین (دیروز) اومدم آنکارا و همون روز رفتم زیارت دکتر اونگان . امروز هم جواب گرفتم با اینکه اولین نوبت واکسن هام رو 25 اسفند زدم اما دکتر جان اعتراضی نکرد و 2 تا واکسن دیگه هم زد : آبله مرغان و ... کلا نفری 230 تا از ما گرفت ...ما که انتظار بیشتر داشتیم اولین مرحله برامون راضی کننده بود ...
تمام مدارک و عملیاتی که می بایست برای اضافه شدن کوچولو انجام می دادم به انجام رسوندم .ارسال فرم ها به kcc و اضافه کردن اسمش در csc و همراه داشتن همه مدارکش حتی پاسپورت و عکس هاش ....
هر چند که با توجه به اینکه مدارک رو دیروز از آنکارا پست کردم و فقط امروز فرصت بوده پست ببره تا سفارت و احتمالا هم نمی رسونه روز مصاحبه مدارک به دستشون نخواهد رسید امیدوارم راضی بشن با نشون دادن رسید پست مدارک قرارم رو اوکی کنن و شاید هم قرارم رو به روز دیگری موکول کنند اگه بدلیل همراه نداشتن نی نی اصلا کلا قرار رو کنسل نکنن ........
خلاصه فرضیات زیاد و اطلاعات کم....
فردا هم همراه دوستی که از زمان ورود و حتی یکی دو روز قبلش خیلی ما رو کمک کرد قرار است تور آنکارا گردی داشته باشیم شاید کمی گذراندن این لحظات راحت تر شود ....
Case :2013AS30XX
تعداد کیس : 2نفر (من و همسرم)+نی نی که بعدا اضافه شد Big Grin
تاریخ مصاحبه اول (بدون نی نی):March 25 , 2013 آنکارا
تاریخ مصاحبه دوم (بردن نی نی ) :Jun 3 , 2013 آنکارا
برگه صورتی در مصاحبه اول
کلیر :16 September
تحویل پاس به سفارت :24 September
ویزا : Sad
سلام به دوستان
شاید خیلی کم اطلاع تر از اونی باشم که بتونم کسی رو اینجا راهنمایی کنم . خودم تو این مسیر هنوز خیلی سوال دارم اما آنچه بر ما گذشته در این 48 ساعت در بلاد ترکستان را خلاصه می گویم تا شاید بخش بسیار بسیار جزیی از دینی که مهاجر سرا و دوستان خوب مهاجر سرایی به گردنم دارند ادا کرده باشم:
5 شنبه صبح با پرواز ماهان رسیدیم فرودگاه آنکارا عباس آقا آمد دنبالمون فرودگاه و ما رو آورد هتلی که از قبل رزرو کرده بود . هتل رو در بخش های بعدی معرفی می کنم . ... بعد از گذاشتن وسایل در هتل ما رو برد به زیارت دکتر اونگان ( من یادم نبود می بایست ازطریق سایت از دکتر وقت بگیرم و 5 شنبه گذشته به عباس آقا گفتم و اون خودش هماهنگ کرده بود ) ابتدا دقیقا همونطور که دوستان در توضیحاتشون گفته بودن طبق 4 و تشکیل پرونده و آزمایش خون و عکس و ... .اینو بگم که کارت واکسیناسیون رو پاستور تهران ( تجریش) گرفتنم و اونهم فقط یک سری و تازه حدود 6-5 روز قبل از حرکت و تقریبا فکر می کردم تمام واکسن ها رو خواهم خورد و ..... دکتر فقط 2 واکن زد و نفری 230 $ از ما گرفت .کار ما 11 تمام شد و دوست مون ما رو آورد هتل . بر اثر پیگیری فشرده کار ها و طی مسیر 6 ساعته شهرستان مون تا فرودگاه امام و بیدار بودن شب قبل بقدری خسته بودیم که بعد از خوردن یک دونر کباب نزدیک هتل مون تا 6 عصر خوابیدیم .............. جمعه عباس آقا جواب مدیکال رو برامون آورد و ما هم از صبح تو خیابون تونالی هیلمی به بازدید از فروشگاها مشغول بودیم .......هیچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچچ چیزی نمی شه خرید ...گرونییییییییییییی وحشتناک .
ضمنا مدارک رو ما قبلا برای سفارت نفرستاده بودیم که دیروز( 5 شنبه) با پست ترکیه فرستادیم گرچه فقط جمعه فرصت بوده تا برسونن سفارت که بعیده برسه تا 2 شنبه ..........((( وقت مصاحبه ما هم دوشنبه است ))) نمی دونم چه می شود حالا.
Case :2013AS30XX
تعداد کیس : 2نفر (من و همسرم)+نی نی که بعدا اضافه شد Big Grin
تاریخ مصاحبه اول (بدون نی نی):March 25 , 2013 آنکارا
تاریخ مصاحبه دوم (بردن نی نی ) :Jun 3 , 2013 آنکارا
برگه صورتی در مصاحبه اول
کلیر :16 September
تحویل پاس به سفارت :24 September
ویزا : Sad




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان