آیا از سگ واهمه دارید؟؟ یا " چگونه با یک سگ تعامل کنیم؟ "
(2012-12-29 ساعت 19:55)amir1345 نوشته:  
دوست عزیز

در ضمن اون خانم به شما گفت are u o?k


(2012-12-28 ساعت 08:46)amiry نوشته:  

پ ن پ WinkWink
راستش من سرم پایین بود داشتم داخل آپارتمان خودم میشدم. من جای کسی را تنگ نکردم Big Grin
2012AS58XXX
آنکارا
مصاحبه:June 13 - برگه آبی
کلیرنس:Sep. 25
ورود به آمریکا: 15 نوامبر. ویرجینیا
سوشیال: 8 روز بعد- ویرجینیا
گرین کارت:12 روز بعد ایندیانا !
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: Tomas ، msar
دست ایشان درد نکنه که احوال ما رو پرسید و دست شما هم درد نکنه که
پیغام ایشون و رساندی
دوست عزیز سرت رو هم بالا بگیر و جای خودت و باز کن .
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: amiry ، Tomas ، msar
من دوستم سگ داشت
تا قبل از آن خیلی از سگ بدم میامد، حتی از اینکه خودش را به لباسم بمالد و ....
حتی وقتی میفهمیدم دوستم سگش را بغل میکنه یه بوسش میکنه نزدیکش نمیشد Smile
اما مدتی که با دوستم زندگی میکردم به ککسی(اسم سگش) عادت کرده بودم به شکلی که قبل از غذا خوردن خودم باید به او غذا میدادم!!!
ناخون هایش را خودم میگرفتم، موهایش را اصلاح میکردم و به حمام میبردمش Smile هنوز هم باورم نمیشه که من این کارها را میکردم ولی الان دیگه عوض شدم و زود باهاشون ارتباط میگیرم Smile
به آرزوم میرسم، شک ندارم Smile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: amiry ، الهه سابق ، MAHDI2012 ، soheilbadami ، Tomas ، pari pariaaa ، msar
لی لی، مرغ عشق کوچولوی عزیز من که شبا تو دستم میخوابید، غذا دهنش میذاشتم، روش شونه هام مینشست و با نوکش صورتمو بوس میکرد، لی لی که 1.5 سال همیشه باهام بود و دختر کوچولوم بود، الان مرد.
نمیتونید درک کنید ولی مرغ عشقای من همه چیزمن. همیشه به مامانم اینا میگم وقتی برم آمریکا واسه نی نی گولی هام (مرغ عشقام) بیشتر از شما دلم تنگ میشه. تمام روز باهامن. لی لی عزیزترینشون بود. نمیتونید درک کنید چه حالی دارم. جاش توی اتاقم خالیه. خیلی خالیه
نی نی گولی هام توی اتاقم آزادن و توی قفس نگهشون نمیدارم. عاشق منن و منو میشناسن و صورت و دستامو بوس میکنن. انقدر منو شوهرم دوستشون داریم که پای اسکایپ میارمشون تا شوهرم ببینشون.
باور نمیکنید عین یه آدم همه چی میفهمن.
لی لی عزیزم. لی لی .....
از غصه دارم میترکم
الان بیشتر از موقعی که شوهرم رفت ناراحتم. لی لی .....
ویزا ازدواجی/اقدام اول ژانویه 2012/ اپروو: اول جون/گرفتن کیس نامبر آخر جولای/تکمیل مدارک در NVC: سوم ژانویه 2013/مصاحبه: آخر اپریل 2013/ویزا یکضرب از ابوظبی
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: masih sh ، m9780 ، MAHDI2012 ، nicole.gemini ، soheilbadami ، Tomas ، *NASIM* ، battosai ، pari pariaaa ، msar
مطلبی که شاید شما رو با سگها اشتی بدهد ! ( به نقل از سایت رادیو **)

کمک سگ‌های آرامش‌بخش به بازماندگان تیراندازی

به نوشته مجله آمریکایی نشنال جیوگرافیک، بعد از حادثه وحشتناک تیراندازی ۱۴ دسامبر در یک مدرسه ابتدایی در شهر نیوتاون ایالت کنتیکات و جان باختن ۲۰ کودک و ۶ تن از کارکنان مدرسه در اثر این حادثه، بلافاصله سگ‌های تربیت شده درمانگر -که به سگ‌های آرامش‌بخش معروفند، - به محل اعزام شدند. بنابر گزارش‌ها نتیجه این اقدام بسیار مثبت بوده و تأثیر چشمگیری بر روی قربانیان این حادثه داشته است.

پسربچه‌ای که از زمان تیراندازی خونبار دبستان «سندی هوک» درباره وقایع آن روز با هیچ کس، حتی پدر و مادرش، صحبت نکرده بود، به سگ درمانگر و آن صورت مهربانش اعتماد کرد و داستان خود را برای دوست پشمالوی جدیدش تعریف کرد. دختر کوچکی که از زمان وقوع حادثه از ترس و شوک ناشی از آن، زبان بسته بود و صدایش در نمی‌آمد، بعد از آنکه یکی از «سگ‌های آرامش‌بخش» را نوازش کرد زبان گشود و بالاخره با مادرش صحبت کرد. این دو نمونه از شغل جدیدی است که آدمی برای دوست باوفای سالیان خود در نظر گرفته است، سگ‌هایی که نه در نگهبانی، شکار یا ردیابی، که به عنوان درمانگران حرفه‌ای به کمک دوستان دوپای خود آمده‌اند.

پس از اعلام خبر تیراندازی در دبستان «سندی هوک»، «تیم هتزنر»، رهبر تیم سگ‌های آرامش‌بخش کی‌ناین [K9] از بنیاد نیکوکاری کلیسای لوتری به همراه ۹ قلاده سگ نژاد «گلدن ریتریور» تعلیم دیده و مسئولان داوطلب این درمانگران مهربان به شهر نیوتن سفر کرد.

گروه «کی‌ناین» - که تلفظ نام اختصاری آن در زبان انگلیسی یادآور واژه «Canine» به معنای «سگی» است، - در چند روز گذشته به مدارس مختلف، کلیساها، مراکز کار و منازل شخصی شهر نیوتاون سر زده است. این گروه، تنها با دعوتنامه، بازدید از مکان‌های جدید را می‌پذیرد و مراقب است که انسان‌ها قدم اول را برای نزدیکی به سگ‌ها بردارند تا از آسیب احتمالی به افراد به هر دلیل، از قبیل ترس یا حساسیت، جلوگیری شود.

درمانگران پشمالو

«تیم هتزنر» می‌گوید واکنش بچه‌ها در مقابل سگ‌ها بسیار مثبت بوده: «بسیاری از مواقع، بچه‌ها مستقیم با سگ‌ها صحبت می‌کنند. سگ‌ها را می‌توان نوعی درمانگر پشمالو دانست. این موجودات شنونده‌های خیلی خوبی هستند و عشقی بی‌چشمداشت را به طرف مقابل خود عرضه می‌کنند. سگ‌ها به دنبال مقصر دانستن افراد نیستند و به فرد جواب نمی‌دهند.»

سگ‌های گروه «کی‌ناین» علاوه بر بازماندگان خردسال تیراندازی مرگبار دبستان «سندی هوک»، به توانخواهان دیگری از جمله قربانیان توفان سندی و ساکنان آسایشگاه‌های مختلف نیز کمک کرده‌اند.

سگی به نام تالی در روسیه در حال شیر دادن به توله ببرهایی که مادرشان را از دست داده‌اند.
​​​​هتزنر می‌گوید فکر تشکیل گروه در سال ۲۰۰۸ و پس از آن در ذهنش شکل گرفت که با چشمان خود تأثیر سگ‌های درمانگر را بر روی دانشجویان بازمانده از حادثه تیراندازی در دانشگاه ایلینویز شمالی مشاهده کرد.

هم‌اکنون، علاوه بر ۱۵ سگ اصلی که تیم اصلی «کی‌ناین» را تشکیل می‌دهند تعداد ۲۰ قلاده سگ دیگر نیز برای به کارگیری در مدارس و کلیساهای متقاضی به این جمع افزوده شده‌اند.

وظیفه اصلی انسان‌های عضو تیم به مراقبت از سگ‌ها محدود می‌شود و اینکه مواظب باشند که سگ‌ها بیش از حد خسته نشوند، به این معنا که پس از هر جلسه دو ساعته درمانی با انسان‌های تحت درمان، برای تجدید قوا به توپ بازی یا خواب بپردازند.

رهبر تیم سگ‌های آرامش‌بخش «کی‌ناین»، ضمن تأیید پیشینه برخی از انسان‌های عضو گروه در مشاغل روان‌درمانی یا خدمات مذهبی تصریح می‌کند «بزرگترین بخش آموزش [اعضای انسان گروه] آن است که فقط یاد بگیرند ساکت باشند.» وی در ادامه با اشاره به نیاز اصلی قربانیان حوادث مختلف توضیح می‌دهد «فکر می‌کنم اشتباه اکثر مردم در شرایط بحرانی آن است که فکر می‌کنند وظیفه دارند به نوعی به شخص مصیبت‌زده جواب بدهند یا او را نصیحت کنند، در حالی که در واقع، چنین اشخاصی تنها نیاز دارند خود را تخلیه کنند و احساساتشان را بیان کنند.»

رابطه انسان و سگ

اما به راستی چرا نوازش سگ احساس خوبی در ما بر می‌انگیزد؟

برایان هیر، مدیر مرکز ادراک سگ‌سانان در دانشگاه آمریکایی دوک، می‌گوید چنین حسی تنها به دلیل زیبا بودن این حیوانات نیست. رابطه انسان و سگ به هزاران سال پیش بازمی‌گردد. زمانی که نیای بزرگ سگ‌های امروزی از خانواده گرگ‌ها جدا و به انسان‌ها نزدیک شد که منبع پسماندهای خوشمزه‌ای برای وی به شمار می‌رفتند. چنین امتیازی برای گرگ‌ها باعث شده بود که در نزدیکی انسان‌ها سکنی گزینند و از آنجاییکه گرگ‌های اهلی‌تر چنین رویه‌ای را به شکلی مؤثر درپیش می‌گرفتند، رفته رفته خود را با شرایط وفق داده و، آنگونه که برایان هیر می‌گوید، خودشان «خودشان را اهلی کردند.»

یکی دیگر از دلایلی که موجب خاص بودن سگ‌ها شده است این است که برخلاف دیگر جانوران، این موجودات به طور معمول بیگانه‌هراسی از خود نشان نمی‌دهند.

از دیگر دلایل علاقه انسان‌ها به سگ‌ها تأثیر زیست‌شیمیایی این موجودات باوفا بر روی انسان است. تنها نوازش یک سگ می‌تواند سطح هورمون‌های استرس را در بدن کاهش دهد، تنفس را تنظیم کند و فشار خون را نیز پایین آورد. پژوهش‌ها نشان داده که نوازش همچنین موجب ترشح اوکسیتوسین در بدن انسان و سگ می‌شود که نوعی هورمون است که در ایجاد علاقه و عاطفه در هر دو طرف نقش دارد.

آیا سگ‌ها احساسات ما را درک می‌کنند؟

به گفته دبی کاستنس، کارشناس روان‌شناسی در کالج گلداسمیتز دانشگاه لندن، در مواردی مانند حادثه تیراندازی در شهر نیوتاون ایالات متحده، بسیار منطقی است که از سگ‌ها به عنوان گزینه آرامش‌بخش استفاده کنیم.

به تازگی کاستنس و گروهی از همکاران وی پژوهشی را بر روی سگ‌ها انجام داده و از تعدادی داوطلب خواستند که در مقابل سگ‌های مورد آزمایش وانمود کنند در حال گریه هستند یا «صدای زمزمه مانند عجیبی» در آورند.

کاستنس می‌گوید «نتیجه به دست آمده فوق‌العاده بود. تقریباً تمامی سگ‌ها به طرف شخص در حال گریه می‌آمدند و یا او را می‌لیسیدند یا با پوزه خود او را لمس می‌کردند، فرقی هم نداشت که این شخص صاحب سگ بود یا یک فرد غریبه، اما زمانی که همان شخص صدای زمزمه‌مانند در می‌آورد سگ‌ها اعتنایی نمی‌کردند.»

شاید برای برخی، اعزام یک سگ برای التیام شخصی مصیبت‌زده عملی ساده‌انگارانه به نظر برسد. با این حال، به قول دکتر کاستنس، همین سادگی بخشی از آن چیزی است که ارتباط میان انسان‌ها و سگ‌ها را به این سطح رسانده است.

این پژوهشگر تصریح می‌کند: «وقتی آدم‌ها به ما محبت می‌کنند، رفتار پیچیده‌ای از خود نشان می‌دهند که شامل انتظارات و قضاوت‌های فرد می‌شود. اما در مورد سگ، ابداً چنین پیچیدگی را شاهد نیستیم. دوستی سگ با انسان رابطه‌ای ساده، بدون چالش و چشمداشت است. و اگر در زندگی تجربه سختی هم داشته‌اید، برخورداری از چنین رابطه‌ای برایتان بسیار شیرین خواهد بود.»
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: amiry ، m9780 ، mohajer13 ، el333 ، shahrzad_a ، Tomas ، *NASIM* ، sooso ، laili ، Danoosh ، msar
خب ظاهرا خدا رو شکر کسی دیگه با سگها مشکلی نداره..................
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: msar
ممنون که این تاپیک را اره انداختید .من هم در ارتباط با حیوانات مشکل دارم و می دانم که علت ان بی اعتمادی به انهاست.
فکر میکنم اگر قبل از مهاجرت به این مسایل روحی خودم هم بپردازم بد نباشد.
Survivor of Lottary ۲۰۱۴ - Category = F2A
enterence date to the USA= 4 November2014
I-130 & I-797 & 420$ & PD = 22/10/2014
Approved = 8/4/2015
Case Number & Invoice ID by phone ( Abu Dahbi) = 5/7/2015
27/8/2015 = DS261+120$
= DS260 & 325$
= Send document
= Complete
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: msar
من هم از سگ میترسم با اینکه ده سال تو کشوری زندگی کردم که برای مردم اونجا سگ عزیزتر از حتی اعضای خانوادشونه ولی هیچوقت نتونستم با سگها ارتباط برقرار کنم حتی اینکه شوهرم برعکس من سگ ها رو خیلی دوست داره و قبل ازدواج با من هم خودش سگ داشته نتونسته باعث بشه ذره ای به این موجودات باوفا علاقمند بشم ترسم در حدیه که مثل دوستان وقتی سگ میبینم راهمو کج میکنم و مسیرمو عوض میکنم و معمولا به منزل دوستانی که سگ دارن هم نمیرم خاله ام در ایران سگ داره و من سالهاست که خونه خالم نرفتم اما مشکلم اینه که الان بچه هام که تقریبا داره 4 سالشون میشه عاشق سگ هستن و از همین حالا از من و باباشون قول گرفتن که براشون سگ بخرم حالا اینو کجای دلم بزارم نمیدونم
من برعکس اکثر خانومها اصلا از سوسک نمیترسم فقط از سگ میترسم و فوبیای اصلیم هم در مورد مار هستش که حتی اگه عکس مار رو هم ببینم فشارم میاد پایین و دستام میلرزه و جیغ میکشم و فکر میکنم اگه روزی از نزدیک مار ببینم حتما سکته میکنم و میشتابم به دیار باقی
شماره کیس: 2011AS00035xxx
کنسولگری:بخارست
تاریخ مصاحبه: 9 آگوست 2011
تاریخ دریافت کلیرنس:01 سپتامبر
تاریخ دریافت ویزا:6 سپتامبر
تاریخ ورود به آمریکا:15 فوریه 2012
تاریخ دریافت سوشیال:24 فوریه
خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریاییت نداری من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: el333 ، amiry ، gbtm ، storagemeter ، pari pariaaa ، msar
به نظر من باید از گربه بیشتر ترسید تا سگ، به طور ژنتیکی بزاق دهن تمام گربه ها انگلی از توع توکسوپلاسمودیوم داره. اگرچه برای گربه وسیله ی شکاره، مثلا اثرش روی مغز موش اینه که باعث میشه موش به جای فرار از گربه به طرفش بره، روی مغز انسان اثرش اینه که سه ثانیه عملکرد مغز رو کند میکنه. خانم هایی رو هم میبینید که 30 تا گربه دارند به احتمال زیاد آلوده شده اند. من که ارزومه روزی یه سگ نژاد سایبرین هاسکی یا الاسکین ملمیوت داشته باشم Smile

[عکس: SiberianHuskyNorm2.jpg]

اگرچه درکتون میکنم، خود من فوبیای عنکبوتیان دارم یعنی از هر چیز که هشت تا پا داشته باشه می ترسم Smile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: soheilbadami ، storagemeter ، Danoosh ، msar
این هاسکی یک جنتلمن واقعی هست Smile ما با یکی از همسایه ها به خاطر داشتنش اصلا دوست شدیم ! و حالا بعضی وقتها هم خونمون میاد و مهمونمون میشه برای چند دقیقه ای و صاحبش هم که خانم آمریکایی شکمویی تشریف داره و یکبار خونه ما شله زرد خورده و هر دفعه میاد میگه ازون سافرون پودینگا ندارین ؟! حالا ما به خاطر هاسکیم که هست چند وقت یکبار به شله زرد دعوتش میکنیم (خودشم میگه از روی رسپی میتونم درست کنم ها ولی گرون درمیاد Big Grin !)
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: storagemeter ، sinamn ، *NASIM* ، مریم361 ، pari pariaaa ، msar
(2013-06-03 ساعت 11:03)soheilbadami نوشته:  
این هاسکی یک جنتلمن واقعی هست Smile ما با یکی از همسایه ها به خاطر داشتنش اصلا دوست شدیم ! و حالا بعضی وقتها هم خونمون میاد و مهمونمون میشه برای چند دقیقه ای و صاحبش هم که خانم آمریکایی شکمویی تشریف داره و یکبار خونه ما شله زرد خورده و هر دفعه میاد میگه ازون سافرون پودینگا ندارین ؟! حالا ما به خاطر هاسکیم که هست چند وقت یکبار به شله زرد دعوتش میکنیم (خودشم میگه از روی رسپی میتونم درست کنم ها ولی گرون درمیاد Big Grin !)

soheilbadami عزیز
پست های شما در این تاپیک را به غایت دوست دارم و هر بار پستی از شما می خوانم عطوفتی که نسبت به حیوانات دارید حس خوشایندی به من می دهد. قصد داشتم به خاطر اهمیتی که به سگ ها می دهید و البته به خاطر فعالیت مفیدتان در مهاجرسرا یک رتبه ناقابل تقدیم کنم که دیدم قبلاً دقیقاً به خاطر محبت نسبت به همین موجودات نازنین ( سگ ها) به شما رتبه دادم Wink.
به امید روزی که در این تاپیک پستی مبنی بر ترس از سگ ها نبینیم و همۀ دوستان به مرور با این موجودات دوست داشتنی آشتی کنند.
[font=Arial]گر به هم آویزیم
ما دو سرگشتۀ تنها... چون موج
به پناهی که تو می جویی،
خواهیم رسید
اندر آن لحظۀ جادوییِ اوج!
[/font]
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: soheilbadami ، msar
اگر مثلن کار بد کنه تو خونه .. شما ها حالتون بد نمیشه !؟!
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: msar
(2013-06-15 ساعت 23:05)alisarvareharchiabi نوشته:  
اگر مثلن کار بد کنه تو خونه .. شما ها حالتون بد نمیشه !؟!

دوست گرامی
سگ ها تربیت پذیر هستند، شما می توانید تربیتشان کنید و مطمئن باشید که از آنچه که یاد گرفته اند تخطی نمی کنند، من با سگها آشنایی نزدیک داشتم باور کنید که موجودات محترمی هستند، به علاوه به شما قول می دهم که بعد از مدتی آنقدر به حیوان خانگی خود دلبستگی پیدا می کنید که دیگر از تمیزکاریِ [ به قول شما Wink ] کارهای بدش هم حالتان بد نخواهد شد.
و البته اینجا دوستان کسی را تشویق نمی کنند که سگ داشته باشد و در منزل نگهداری کند، در سطح خیلی پایین تر فعلاً فقط سعی در این است که بگوییم از آنها ترس یا نفرت نداشته باشید، و اگرنه نظر شما و سایرینی که مایل نیستند در منزل از آنها نگهداری کنند بی شک محترم و کاملاً قابل درک است Smile.
موفق باشید
[font=Arial]گر به هم آویزیم
ما دو سرگشتۀ تنها... چون موج
به پناهی که تو می جویی،
خواهیم رسید
اندر آن لحظۀ جادوییِ اوج!
[/font]
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: battosai ، Danoosh ، soheilbadami ، laili ، pari pariaaa ، msar
(2013-06-03 ساعت 11:03)soheilbadami نوشته:  
این هاسکی یک جنتلمن واقعی هست Smile ما با یکی از همسایه ها به خاطر داشتنش اصلا دوست شدیم ! و حالا بعضی وقتها هم خونمون میاد و مهمونمون میشه برای چند دقیقه ای و صاحبش هم که خانم آمریکایی شکمویی تشریف داره و یکبار خونه ما شله زرد خورده و هر دفعه میاد میگه ازون سافرون پودینگا ندارین ؟! حالا ما به خاطر هاسکیم که هست چند وقت یکبار به شله زرد دعوتش میکنیم (خودشم میگه از روی رسپی میتونم درست کنم ها ولی گرون درمیاد Big Grin !)

دوست عزیز منم هاسکی دارم برای منم لطفا شله زرد درست کنین سه ساله نخوردم Sad

پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: *NASIM* ، amiry ، soheilbadami ، sumya ، msar
(2013-06-15 ساعت 21:49)*NASIM* نوشته:  ...
به امید روزی که در این تاپیک پستی مبنی بر ترس از سگ ها نبینیم و همۀ دوستان به مرور با این موجودات دوست داشتنی آشتی کنند.
من هم امیدوارم و اینو اضافه کنم که ترس از سگ و حیوانات، ناشی از دوست داشتنی بودن یا نبودن ذاتی اونها نیست و قهر بودن با این موجودات انتخاب نشده که الان تصمیم عوض بشه و روابط حسنه بشه. من فکر میکنم حداقل در مورد جامعه ایران میتونم بگم که آموزشی که جامعه به فرد میده این ترس رو القا میکنه.
چند ماه پیش شاید توی خبرها خوندید که یه دختر فرانسوی (فکر کنم) بعد از اینکه در کودکی چند سال توی آفریقا بوده و با حیوانات درنده (شیر یا ببر) نشست و برخاست داشته، الان توی سن مثلا 14 15 سالگی برگشته آفریقا و هیچ ترسی از نزدیک شدن به این حیوانات نداشه. یا من عشایر عزیز رو دیدم که بچه های کوچیکشون چه طور با سگ ها زندگی میکنن و با حساب اینکه هیچ زمینه فکری مثلا غربی ندارن، سگ یکی از اعضای مهم خونوادشونه.
اینو بذارید کنار این قضیه که چند روز پیش دیدم و احتمالا شما هم به دفعات دیدید بابایی که فقط برای تفریح بچه اش -نه برای ترسوندنش- بچه رو برده جلوی گربه و وقتی که می خواد بازی رو تموم کنه و مثلا کار داره میگه بچه جان حالا مثلا امیر سهیل سارا بیا بریم الان گربه هه میخورتتا. خوب این بچه چه تصوری براش ایجاد میشه از گربه؟
اما کلا صحنه هایی که یه آدم بزرگ از سگ و گربه میترسن و یه بچه که هنوز آموزه غلط بهش داده نشده می خواد خودشو برسونه به اون حیوون جالبه.

(2013-06-16 ساعت 01:34)iust_software نوشته:  
دوست عزیز منم هاسکی دارم برای منم لطفا شله زرد درست کنین سه ساله نخوردم Sad
iust_software جان اگه حافظه یاری کنه شما با یه پول کم رفتی US و موندگار شدی. امیدوارم موفق باشی.Smile
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: amiry ، *NASIM* ، iust_software ، pari pariaaa ، msar




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان