آپارتمانی مبله در غرب لس آنجلس برای کوتاه مدت جهت اجاره موجود است. برای اطلاعات بیشتر می توانید با شماره تلفن های ۰۹۱۲۱۲۵۳۵۵۷ یا ۰۰۱۳۱۰۴۳۰۰۰۶۰ تماس بگیرید.

آیا از سگ واهمه دارید؟؟ یا " چگونه با یک سگ تعامل کنیم؟ "
سلام. من از بچگی از سگ میترسیدم. یعنی کلا از حیوانات خوشم نمیاد به جای خود، از سگ می ترسم. خوب چیزی هم که اینجا زیاده، سگ!! درسته که همه قلاده دارند و صاحبانشون هم سعی میکنند مراقب باشن ولی نمیدونم سگه از کجا میفهمه که من دوستش ندارم ؟ طوری شده که هر وقت ببینم از روبرو کسی با سگش قدم زنان به من نزدیک میشه کاملا مسیرم را عوض میکنم و حتی به اون طرف خیابان میرم، با این وجود بازهم سگه ددمنشانه!! میخواد به طرف من بیاد. همیشه فکر میکنم اگر قلاده از دست صاحبش رها بشه تا ملت بخوان من را از دست سگه نجات بدهند تیکه بزرگم گوشمه.
این همه را گفتم تا نظر و تجربیات شما را در این باره جویا بشم. فقط لطفا پیشنهاد لمس کردن و ‎....‎ یک سگ را ندهید که شرمنده امBig Grin
‎2012AS58XXX‎
آنکارا
مصاحبه:June ‎13 -‎ برگه آبی
کلیرنس:Sep. 25
ورود به آمریکا: 15 نوامبر. ویرجینیا
سوشیال: 8 روز بعد- ویرجینیا
گرین کارت:12 روز بعد ایندیانا !
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: frozen mind ، amir82 ، masih sh ، sayeh_m ، mohajer13 ، ASALI ، soheilbadami ، Pebble ، kasrafo ، shahrzad_a ، eli irani ، laili ، Neda86 ، rouzbehdarvishi ، alis60 ، golesang ، r91 ، pasadena ، mori ، msar ، mrlzdh
(2012-12-13 ساعت 06:51)frozen mind نوشته:  
در پست بالا اگر اسم «amiry» را بردازید و به جاش «Frozen Mind» بذارین، باز هم داستان درست باقی می مونه!

منم دقیقا همین حال و روز را موقع برخورد با سگ دارم. اصلا نمی تونم باهاش کنار بیام.
بعد از مدتها عرض ارادت سگ برادرم به من، اجازه دادم کف دست منو فقط یک بار بو بکنه و لیس بزنه، اما هنوز هم یادش می افتم چندشم میشه! ‎Sad
بیچاره سگه چند روز پیش بعد از یک ماه منو دید. خیلی خوشحال شد. از خوشحالی هی جست و خیز می کرد و ادا در میاورد و می خواست منو خوشحال کنه. اما تنها جوابی که به این همه احساسات در کردن اون دادم این بود که از پشت نرده ها چند کلام باهاش حرف زدم و دستی بهش تکون دادم. بیچاره سر خورده شد و رفت توی لونه اش! برادرم گفت ناراحتش کردی!

فروزن جان شما خیلی جلوتر از من هستی. قدر اینهمه پیشرفت را بدون. من در همین مدت کم دو سه بار ناخوداگاه رفتاری ازم سر زده که قطعا صاحب سگ را در بحر مکاشفه فروبرده که این بابا چش شده؟؟؟ مگه سگ ندیده تا حالا؟؟ بگذریم که بندگان خدا معذرت خواهی هم کرده اند.
‎2012AS58XXX‎
آنکارا
مصاحبه:June ‎13 -‎ برگه آبی
کلیرنس:Sep. 25
ورود به آمریکا: 15 نوامبر. ویرجینیا
سوشیال: 8 روز بعد- ویرجینیا
گرین کارت:12 روز بعد ایندیانا !
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: frozen mind ، amir82 ، sayeh_m ، ASALI ، kasrafo ، eli irani ، rouzbehdarvishi ، alis60 ، hushmandco ، mori ، msar
ترس از سگ توی اکثر ما ها هست . ولی باید بگم که خوده سگ رفتار شما رو تشخیص میده و در برابر اون رفتار واکنش نشون میده برای مثال اگر سگی به شما نزدیک میشه و شما احساس ترس یا نگرانی رو در وجودتون بروز کنید اون سگ حس کرده و واکنش نشون میده فقط کافی یک بار که یک سگی رو دیدید خیلی خنثی از کنارش رد شید و اصلا نگاهش هم نکنید و یادتون باشه سگ حیوون کاملا با وفای و اگر شما قصد دوستی با سگ دارید فقط کافی یک بار بهش غذا بدید بعد متوجه میشید که چقدر به شما علاقه پیدا میکنه البته این مبحث خودش مفصله چون اکثر سگ های نگهبان به نوع پوشش شما و رفتار شما واکنش نشون میدن پیشنهاد میکنم سعی کنید علاقتون رو به سگ بیشتر کنید و نژاد های گوناگونشون رو یادبگیرید و یادتون باشه اکثر سگ های که به طرف شما میان قصد بازی کردن با شما رو دارن فقط درصد کمی ممکنه به شما حمله کنند که باز به رفتار شما برمیگرده
یه تصمیم یه هدف یا شکست یا پیروزی ‎....‎ در جاده ی موفقیت دور زدن ممنوع
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: sayeh_m ، asal1907 ، amiry ، ASALI ، kasrafo ، frozen mind ، rouzbehdarvishi ، *NASIM* ، romance33 ، msar
ووشو جان مشكل اين چيزها نيست ‎Big Grin‎ مشكل همون چيزيه كه من مثلاً با سوسك دارم ‎Big Grin
مسئله اينه كه چطوري بتوني خودتو كنترل كني و بي خيال از كنارش رد بشي . البته من عاشق حيوونهام و با سگ و گربه و اينها مشكلي ندارم ولي ادم همزاد پنداري ميكنه ديگه و منم ياد خودم و اقا سوسكه افتادم ‎Wink
من در مورد خودم به اين نتيجه رسيدم كه بايد برم پيش يه مشاور چون ترسهايي كه طي سالها در وجودمون رخنه كرده ، به اين راحتي ها نميشه باهاش مقابله كرد ، حداقل من كه نتونستم .
البته فروزن جان بهش يه اميدي هست ‎Wink‎ پيشرفتش چشمگير بوده ‎Wink‎ و من مطمئنم كه يه روزي اگر يه سگ بياره و نگه داره بهش علاقمند هم ميشه ‎Smile
€€€ ღ ‎2013AS‎ آنکارا ۳ نفر ღ آخر نوامبر ღ کلیرنس118 روز ღ سفرنامهاطلاعات کلیرنس‎ ღ منتظر سرا‫۱۱۸ مهاجرسرا
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: asal1907 ، mohajer13 ، soheilbadami ، amiry ، ASALI ، eli irani ، frozen mind ، rouzbehdarvishi ، romance33 ، ofrfar ، msar
من از هیچ حیوان یا جانوری نمیترسم به جز عنکبوت اونم از اون گنده هاش ‎:-(‎ یعنی اصلا شبا کابوسش رو میبینم
C/N: 2013AS6XXX*‎ مصاحبه:اپريل (ویزای یک ضرب)* ‎سفرنامه



پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: sayeh_m ، amiry ، ASALI ، kasrafo ، الهه سابق ، rouzbehdarvishi ، msar
وای که چقدر ممکنه ادما با هم فرق داشته باشن. من موجودی بهتر و دوست داشتنی تر از سگ نمیشناسم ! گرچه سالهاست که سگ ندارم.
ولی هر وقت از حیوونی احساس ترس کردین بلافاصله یادتون بیاد که 10 تا ازونا خطرشون از یک نصفه ادم کمتره !
فقط بعضی از نزادهای گله و نگهبان رو باید بدونین که دوستانه نیستن که البته فکر نکنم افتخار ملاقاتشون رو هیچوقت بدست بیارین ! چون معمولا شخصی نیستن. الباقی هم که واقعا موجودات مهربان و بی ازار و یک جنتلمن واقعی هستن !
البته چاره ای نیست بعضی از ترسها مثل ترس از ارتفاع در وجود اکثر ما هستن و شدت و ضعف داره و بر میگرده به دوران طفولیت اما قول میدم با تلقین و تمرکز بشه با هر ترسی کنار اومد تا حد زیادی.
ترس از سوسک هم که در خانمها نهادینه شده هست ! و فکر کنم تنها موجودی است که ایشان از ان میترسند و نمونه اش همسر خودم که فکر کنم به جنگ دیو هم میره ! ولی با اولین سوسک مشاهده شده بالای میز هستش !
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
ترس از حیوانات هم مثل بقیه ترسها اکتسابیه.این مسئله بدون شک ریشه در کودکی و نوع تربیت شما داره.و اگه فوبیا به هر چیزی خیلی جدی باشه و باعث اختلال در زندگی تون میشه نیاز به درمان داره و باید با روانشناس این مشکل حل شه
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: ASALI ، amiry ، kasrafo ، laili ، frozen mind ، soheilbadami ، rouzbehdarvishi ، parsush ، *NASIM* ، romance33 ، ofrfar ، msar
(2012-12-13 ساعت 17:54)@SH!M نوشته:  
ترس از حیوانات هم مثل بقیه ترسها اکتسابیه.این مسئله بدون شک ریشه در کودکی و نوع تربیت شما داره.و اگه فوبیا به هر چیزی خیلی جدی باشه و باعث اختلال در زندگی تون میشه نیاز به درمان داره و باید با روانشناس این مشکل حل شه

بله من هم فرمایشات شما را تایید میکنم منتها اینکه برای ایم موضوع پیش روانشناس برم برام زور داره. به خصوص اینکه بخواد عملی با هام کار کنه!!!


(2012-12-13 ساعت 13:35)soheilbadami ‎pid='250481 نوشته:  
وای که چقدر ممکنه ادما با هم فرق داشته باشن. من موجودی بهتر و دوست داشتنی تر از سگ نمیشناسم ! گرچه سالهاست که سگ ندارم.
ولی هر وقت از حیوونی احساس ترس کردین بلافاصله یادتون بیاد که 10 تا ازونا خطرشون از یک نصفه ادم کمتره !
فقط بعضی از نزادهای گله و نگهبان رو باید بدونین که دوستانه نیستن که البته فکر نکنم افتخار ملاقاتشون رو هیچوقت بدست بیارین ! چون معمولا شخصی نیستن. الباقی هم که واقعا موجودات مهربان و بی ازار و یک جنتلمن واقعی هستن !
البته چاره ای نیست بعضی از ترسها مثل ترس از ارتفاع در وجود اکثر ما هستن و شدت و ضعف داره و بر میگرده به دوران طفولیت اما قول میدم با تلقین و تمرکز بشه با هر ترسی کنار اومد تا حد زیادی.
ترس از سوسک هم که در خانمها نهادینه شده هست ! و فکر کنم تنها موجودی است که ایشان از ان میترسند و نمونه اش همسر خودم که فکر کنم به جنگ دیو هم میره ! ولی با اولین سوسک مشاهده شده بالای میز هستش !

مشکل من اینه که نمیدونم اگر من نخوام سگها دوستانه طرف من بیان، چه کسی را باید ببینم؟؟؟؟ چه جوری باید به یه سگ حالی کرد که عزیزمن ، جان من، من میدونم که تو وفادار و مهربونی. در ضمن من سگهای انسان نمایی دیدم که اگر تو ببینی از سگ بودنت شرنده میشی. به قول سهیل خان خطر تو و همه فک و فامیلت از نصف یک آدم هم کمتره. همه اینها قبول. ولی راه خودت رابرو. به من چکار داری آخه؟
‎2012AS58XXX‎
آنکارا
مصاحبه:June ‎13 -‎ برگه آبی
کلیرنس:Sep. 25
ورود به آمریکا: 15 نوامبر. ویرجینیا
سوشیال: 8 روز بعد- ویرجینیا
گرین کارت:12 روز بعد ایندیانا !
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: mohajer13 ، frozen mind ، soheilbadami ، samira t ، rouzbehdarvishi ، ari_kiana ، msar
این طور وقتها می گن چی ؟؟ می گن جانا سخن از زبان ما می گویی یا همچین چیزایی نه؟ من کلا یا هر نوع جنبنده ای مشکل دارم .از حیوون گرفته تا اسباب بازی هایی که سر جاشون می لرزن! اولین بار تو مالزی متوجه تفاوتم با اکثر آدمها شدم که مار رو دورشون می پیچیدن و هر نوع ماهی و خرچنگ و جک و جونور رو می گرفتن دستشون و خداییش بهشون حسودیم شد. چون من از ترس مار کوه و دشت و دمن نمیرم ‎! (‎ سایه جون اگه مشاور جواب داد به من بگو .نمی خوام الکی پول جلسات مشاوره رو دور بریزم)

همون ماههای اول خونه یکی دعوت شدم که پسر هووشون ‎!!!!!!‎ همراه سگشون دعوت بودن! ‎(‎ هوو ترسناک تره یا سگ ؟) سگشونم سیاه ! گنده ! تا چشم کار می کرد ادامه داشت ! منم که رنگم شده بود مثل پنیر لیقوان . این بدبختها هم که سگشون از ناموسشون با ارزش تره و اگه از سگشون بترسی بهشون بر می خوره. خلاصه این آقا به احترام هووی مادرشون که خیلی هم براشون عزیز بود یکی دو ساعتی تو حیاط با سگشون بازی کردن که سگه نیاد تو ( و البته از حضور خودشونم بی بهره بودیم خدارو شکر) اما دیگه طاقت نیاورد و من رو صدا کرد بیرون ‎Sad‎ حرفش این بود که سگ مثل یه بچه است . بازی دوست داره. ( راستی در باره سگهای تربیت شده اهلی حرف میزد نه سگهای شکاری) این که مگن جلو سگ بدویی اونم دنبالت می دوه ,نه برای اینکه بگیردت, برای اینکه فکر می کنه می خوای بازی کنی دنبالت می دوه. ضمن اینکه از حضور غریبه نگران میشه . اول کار دستتو طوری که از مچ خم شده و انگشتات رو به پایین هستن بیار جلو سگه و بزار بوش کنه! بدین سان به مقریبن بارگاه سگ می پیوندی و جزو احزابشون به حساب میای و دیگه برو پی کارت .اقلا خیالت راحته که نمی خواد بیاد از پشت سر غافلگیرت کنه که بوت کنه و بشناسدت. و دیگه اینکه به صاحب سگ اعتماد کن. اگه می گه گار می گیره , تلاش نکن نازش کنی و اگه می گه گاز نمی گیره الکی نترس !
خدا پدرش رو بیامرزه که باعث شد بنده بتونم تو ‎dog friendly‎ ترین شهر ‎SOCAL‎ زندگی کنم و هر روز با 6 تا سگ و 2 تا صاحب ترسناک تر از سگ تو آسانسور 14 طبقه رو گز کنم !
اما این دوره های اموزشی نیاز به باز آموزی دارن. چون الان بعد از 2 سال من دوباره اعتمادم رو از به سگ از دست دادم. منتظرم برم سیاتل اون آقاهه رو ببینم و دوباره یه گدرینگی با سگش بزاره و من تا دو سال دیگه با سگها دوست بشم. ( راستی دوستان جویای کار می دو نین دندونپزشک سگها چه درآمدی دارن ؟)
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
(2012-12-13 ساعت 21:46)shahrzad_a نوشته:  
این طور وقتها می گن چی ؟؟ می گن جانا سخن از زبان ما می گویی یا همچین چیزایی نه؟

اول کار دستتو طوری که از مچ خم شده و انگشتات رو به پایین هستن بیار جلو سگه و بزار بوش کنه! بدین سان به مقریبن بارگاه سگ می پیوندی و جزو احزابشون به حساب میای و دیگه برو پی کارت .

نمیشه از راه دور اینکارها رو بکنیم؟؟؟؟؟
‎2012AS58XXX‎
آنکارا
مصاحبه:June ‎13 -‎ برگه آبی
کلیرنس:Sep. 25
ورود به آمریکا: 15 نوامبر. ویرجینیا
سوشیال: 8 روز بعد- ویرجینیا
گرین کارت:12 روز بعد ایندیانا !
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: الهه سابق ، frozen mind ، rouzbehdarvishi ، gbtm ، msar
(2012-12-13 ساعت 23:58)amiry نوشته:  
(2012-12-13 ساعت 21:46)shahrzad_a ‎pid='250636 نوشته:  
این طور وقتها می گن چی ؟؟ می گن جانا سخن از زبان ما می گویی یا همچین چیزایی نه؟

اول کار دستتو طوری که از مچ خم شده و انگشتات رو به پایین هستن بیار جلو سگه و بزار بوش کنه! بدین سان به مقریبن بارگاه سگ می پیوندی و جزو احزابشون به حساب میای و دیگه برو پی کارت .

نمیشه از راه دور اینکارها رو بکنیم؟؟؟؟؟

شما می تونین به برند به نام خودتون ثبت کنین و عطر خودتون رو تولید کنین و در ‎PETCO‎ عرضه کنین .اینجوری همه سگها میشناسنتون و اقلا برای آشنایی نمیان سراغتون
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: amiry ، الهه سابق ، frozen mind ، rouzbehdarvishi ، aadine ، sumya ، romance33 ، msar
(2012-12-14 ساعت 02:06)shahrzad_a نوشته:  
(2012-12-13 ساعت 23:58)amiry ‎pid='250674 نوشته:  
(2012-12-13 ساعت 21:46)shahrzad_a ‎pid='250636 نوشته:  
این طور وقتها می گن چی ؟؟ می گن جانا سخن از زبان ما می گویی یا همچین چیزایی نه؟

اول کار دستتو طوری که از مچ خم شده و انگشتات رو به پایین هستن بیار جلو سگه و بزار بوش کنه! بدین سان به مقریبن بارگاه سگ می پیوندی و جزو احزابشون به حساب میای و دیگه برو پی کارت .

نمیشه از راه دور اینکارها رو بکنیم؟؟؟؟؟

شما می تونین به برند به نام خودتون ثبت کنین و عطر خودتون رو تولید کنین و در ‎PETCO‎ عرضه کنین .اینجوری همه سگها میشناسنتون و اقلا برای آشنایی نمیان سراغتون

ممنونم خانم شهرزاد. چرا تا حالا این فکر به ذهن خودم نرسیده بود؟؟؟؟ عجیبه ها ‎WinkWink
‎2012AS58XXX‎
آنکارا
مصاحبه:June ‎13 -‎ برگه آبی
کلیرنس:Sep. 25
ورود به آمریکا: 15 نوامبر. ویرجینیا
سوشیال: 8 روز بعد- ویرجینیا
گرین کارت:12 روز بعد ایندیانا !
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: الهه سابق ، frozen mind ، shahrzad_a ، rouzbehdarvishi ، msar
خیلی واسم عجیبه که از حیوونا خوشتون نمیاد یا میترسید.
جالبه بدونید من علاقه و احساساتی که نسبت به حیوونا دارم واقعا بیشتر از احساساتیه که نسبت به آدما دارم.
اگه ببینم یه حیوونی مریض شده یا گرسنشه یا سردشه یا مرده یا هر چیز دیگه به قدری غصه میخورم که امکان نداره بتونم جلوی اشکمو بگیرم. در حالیکه در مورد انسانها ابدا اینجوری نیستم. کلا خیلی به ندرت پیش میاد که گریه کنم. ولی از دیدن تشنگی یا گرسنگی یه حیوون طوری گریم میگیره که نگو
هرگز نمیتونم درد روحی یا جسمی یه حیوونو تحمل کنم.
من توی اتاقم 9 تا مرغ عشق دارم که توی اتاقم آزادن و قفس ندارن. روزی ‎2-3‎ ساعت باهاشون حرف میزنم و میبوسمشون و نوازششون میکنم. وقتی یکیشون مریض میشه کنار خودم میخوابونمش و تا خود صبح بالای سرش بیدار میمونمو مدام گرم نگهش میدارم. جالبه که منو خیلی خوب میشناسن و به همه احساساتم واکنش نشون میدن.
اگه با هم دعواشون بشه و من سرشون داد بزنم، فورا میفهمنو از هم جدا میشن. وقتی بغلشون میکنمو پیش خودم میخوابونمشون میچسبن بهمو توی دستم میخوابن. وقتی بوسشون میکنم از جاشون جنب نمیخورنو صاف زل میزنن توی چشمم و ‎.............‎
حیوونا وقتی به آدم اعتماد میکنن امکان نداره اعتمادشونو از دست بدن. مرغ عشقای من غریبه ها رو گاز میگیرنو ازشون فرار میکن ولی وقتی من میام توی اتاق میان روی شونه هام میشینن و نوکشونو به صورتم میمالن ‎Smile
صداقت حیوونا توی هیچ انسانی نیست. اعتمادی که میشه بهشون کرد، به هیچ آدم دیگه ای نمیشه کرد.
زندگی و عشق و روح منن حیوونا
ویزا ازدواجی/اقدام اول ژانویه ‎2012/‎ اپروو: اول جون/گرفتن کیس نامبر آخر جولای/تکمیل مدارک در ‎NVC:‎ سوم ژانویه 2013/مصاحبه: آخر اپریل 2013/ویزا یکضرب از ابوظبی
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
یادش بخیر بالکن خونه ما هم باغ وحشی بود واسه خودش.چقدر تو بازار روز دنبال گردن مرغ میگشتم واسه گربه ها !
همه هم میگفتن کارد بخورن ! ولی خب مگه میشه حیوونا رو گشنه ول کرد یا واسه گنجیشکا و کبوتر ها دونه نریخت تو بالکن ؟! چقدر شاعرانه شد ! حالا اینجا میگن به حیوونای بیرون غذا ندین بگذارید خودشون پیدا کنن و در ضمن چرخه اکولوزیکی غذا رو هم بهم نزنین !
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: الهه سابق ، rouzbehdarvishi ، aadine ، hasti_banoo ، parsush ، romance33 ، ofrfar ، msar
(2012-12-13 ساعت 18:27)amiry نوشته:  
بله من هم فرمایشات شما را تایید میکنم منتها اینکه برای ایم موضوع پیش روانشناس برم برام زور داره. به خصوص اینکه بخواد عملی با هام کار کنه!!!


خب دیگه این انتخاب شماست که کمی زور رو تحمل کنین و برای یه عمر خلاص شین یا هر بار با دیدن یه سگ از فاصله چند کیلومتری بترسین و بلرزینBig Grin‎ البته من براتون آرزو میکنم سگ های محله تون روزی به درجه ای از درک و شعور برسن که دیگه نزدیک افرادی که از سگها میترسن نرنWink
پاسخ یافتن نقل قول‌ها
تشکر کنندگان: الهه سابق ، amiry ، samira t ، rouzbehdarvishi ، زری وحدتی ، ofrfar ، msar




کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان